حَظِّ مدام از این شعرِ کوتاهِ ریلکه؛ از این که فاتح بودن به "بُردن" نباشد، بلکه به این باشد که آدمی، حریفِ درستی برای شکست خوردن انتخاب کند. سالها خیال میکنیم باید از پسِ چیزها بربیاییم و کوچکشان کنیم تا اندازهٔ دستمان شوند؛ ریلکه اما میگوید آنچه واقعاً بزرگ است تن به این رام شدن نمیدهد. باید با آن کشتی گرفت و باخت، آنهم قاطعانه. همچونِ باختِ یعقوب از فرشته در عهد عتیق. چه تخیل غریبی: اندازهٔ آدم را فتوحاتش تعیین نکنند بلکه بزرگیِ چیزی تعیین کند که توانسته او را زمین بزند.
This is how he grows: by being defeated, decisively,
by constantly greater beings.
◾️
تصویر و زندگی