▫️
🖊 برکشیدگی میهن (۲)
تکاپوهای پورداود در گسترهی فرهنگ
. . . . . . .
زمینهی بازنگری
ابراهیم پورداود در نوشتار کوتاهی به نام میهن (ایران امروز، دی ۱۳۱۹)، دریافت تازهای از این انگاره را پیشنهاد کرد. کار او بر واژهشناسی تاریخی (فیلولوژی) استوار بود. پورداود دیدگاه خود را در مرز میان نگاه گذشتهگرا و بازسازی اندیشهی نوین پیش برد.
در سال ۱۳۱۳ چنانکه پورداود یادآوری کرده است، فرهنگستان ایران واژهی میهن را به جای وطن پیشنهاد کرد. با این همه، پس از شش سال، کاربرد واژهی وطن همچنان چیره بود. گویی برگشتن «از خوی دیرین» دشوار مینمود. جایی که درونمایهی وطن با اندیشهی نوین ملیت سازگار نبود، از دید پورداود، کاربرد واژهی میهن به اندیشهی ملیت نیرو میبخشید.
مایههای کاربردی میهن
پورداود، واژهشناسی میهن را با کنار زدن پارهای کاربردها آغاز کرد. میهن چه چیزهایی نیست؟ بیایید پاسخ پورداود را دنبال کنیم:
۱. برتری ارزش کاربردی و زبانشناختی بر هر گونه گرایش دیگر. «سخن در ارزش لغوی آن است، نه گفتوگویی در تحریک حس وطنی از قبیل ذکر حدیث حبالوطن من الایمان»
۲. میهن تنها زادگاه نیست:
سعدیا حب وطن گرچه حدیثی است شریف
نتوان مُرد به سختی که من اینجا زادم
۳. میهن تنها معنا نیست، نام است. پورداود این دیدگاه را کنار میگذارد که:
این وطن مصر و عراق و شام نیست
این وطن شهری است کو را نام نیست
از دید پورداود، میهن واژهای است با کاربرد چندین هزار ساله در اوستا، نه واژهای بینام و نشان. ریشهی استواری دارد. ساختگی و دساتیری هم نیست. زنده و کاربردی است. با این یادآوریها پورداود در واژهشناسی کاربردی میهن بر چند درونمایه درنگ میکند:
۱. میهن از ریشه مئثهن، مئث، «جایگزیدن و ماندن» است، با مهمان از یک بنیاد است.
۲. میهن جای زیست پاکان است. در پارهی ۱۶ از بخش نخستین یسنا آمده است: «نوید (ستایش) میدهیم، (و خود آن را) به جای میآوریم: از برای این جاها و روستاها و چراخورها و میهنها و آبخورها و آبها و زمینها و گیاهها ... از برای مردان پاک و زنان پاک که ردان پاکی هستند.»
۳. میهن زیستگاه درستی و درستکاران است، برکنار از دروغ و دشمنی. همچنین میهن جای آباد و آبادانی است، زیستگاه نمیتواند ویرانه باشد. در پارهی ۳۸ مهریشت میخوانیم: «زیستگاههای سهمگین زیان یابند، آن میهنهایی که زیستن در آنها نشاید، در آنجاهایی که پیمانشکنان و دروغگویان و کشندگان پارسایان زندگی کنند.»
۴. میهن، خانه و پناهگاه همگان است. در فراز دیگری از مهریشت (پارهی ۴۴)، «مهر را میستاییم که میهنش به پهنای زمین در جهان خاکی ساخته شده، (میهنی) بزرگ، بیآز، درخشان، فراخ، بسیار پناهبخش.»
۵. میهن جایی است که مهر از آن نگهبانی میکند، نگهبانی از میهن، نگهبانی از زیستندگان است: «تویی (ای مهر) میهنبان، تویی نگاهدار کسی که دروغ نگوید.» (مهریشت، پارهی ۸۰).
۶. میهن از زیستندگان ناگسستنی است، زیستندگانی شناسا و ستایشگر: ایزدِ «مهر به میهنِ کسی درآید که از برای وی پیشوای پارسا و دانا و فرمانبردار با برسم و باژ ستایش به جای آورد.» (مهریشت، پارهی ۱۳۸).
اندیشهی نوین میهن
پیآمد گزارش پورداود در چرخش از واژهشناسی به انگارهی سیاسی میهن، چند چیز بود:
۱. او با نشان دادن دیرینگی کاربرد این واژه کوشید میان برداشت چند هزار ساله و کاربرد امروزی پل بزند.
۲. وارونهی نگاه کسانی که میخواستند با دگرگون کردن معنای وطن، آن را با اندیشهی نوین ملت همآهنگ کنند، پورداود نشان داد که معنای کاربردی و کهن میهن، زمینههای پذیرش و گسترش معنای نوین را فراهم میکند، نیازی به دگرگونی و همگرا ساختن نیست.
۳. در معنای پیشنهادی پورداود، میهن کاربردی درهم پیوسته با مردمان و زیستگاه بود. زیستگاه، جایی ساختهشده و برآیندِ تکاپوی مردمان در درازنای روزگاران است؛ از همین رو، میهن با نگهبانیِ دستآوردهای همگانی پیوند میخورد.
۴. مردم و زیستگاه در پناه خدای بزرگ به سر میبرند. فرمانروا یا پایبندی به یک خاندان فرمانروایی در اندیشهی میهن ــبر پایهی گزارش پورداودــ جایی نداشت.
✔️ دیدگاه پورداود دربرابر انگارهی دیگری از میهن میایستاد که به پیکربندی سهگانهی «خدا، شاه، میهن» انجامید. این سهگانه در زنجیرهای ردهشناختی به هم میرسیدند. در این انگاره، درونمایههای دینی و فرمانروایی با هم یکی میشد، اما بر زمینهی شکاف بنیادی میان تودهی مردم و فرمانروایی، مردمان دیگر نمیتوانستند در جایگاه میهن (جایی که مردم به سر میآورند)، بایستند و از آن نگهبانی کنند.
👉پارهی نخست هماین یادداشت
👉ابراهیم پورداود در گسترهی فرهنگ
● در پویهی زبان فارسی
گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات
@OnPersianLanguage
Post #1487
165