📋 در جستوجوی سرآغازهای گاهشماری ایرانی
پورداود و پیشنهاد گاهشماری هخامنشی
. . . . . . .
روز ۲۴ اسفند ۱۳۵۴ نمایندگان شورای ملی و سنا، چرخش از تاریخ هجری خورشیدی به شاهنشاهی را قانونی کردند. گاهشماری تازه با خواست شاه همآهنگ بود. این دومین بار بود که سرآغاز گاهشماری ایران در روزگار پهلوی جابهجا میشد.
جابهجایی تاریخ هجری به گاهشماری شاهنشاهی، و پس و پیش کردن ساعت روزانه، در میانهی دههی ۱۳۵۰ گروه گستردهای از مردم را به این باور رساند که این کارها در رویارویی با باورهای اسلامی برنامهریزی شده است. از این رو، نافرمانی گستردهی همگانی، سرانجام دستاندرکاران را وادار کرد برنامههای خود را پس بگیرند.
دربارهی پیشنهاد دهندگان این دو برنامه از نامهای گوناگونی یاد میشود. بر پایهی گزارشها شجاعالدین شفا، هادی هدایتی و خسرو بهروز، نزدیکترین پیگیریکنندگان جابهجایی گاهشماری بودند. با این همه، پیشینهی این جابهجایی دورتر است. سید جلالالدین طهرانی در گاهنامه برای سال ۱۳۰۷، پیشنهاد کرده بود که سالزاد کوروش را سرآغاز گاهشماری شاهنشاهی برگزینند.
از دید شجاعالدین شفا سال درآمدن کوروش به بابِل سرآغاز خوبی برای گاهشماری شاهنشاهی بود. بر پایهی این پیشنهاد، ۲۵۰۰مین سال نوشتن نامهی پیشآهنگ کوروش (منشور) به فرمان انقلاب سفید میرسید، اما چون این سرآغاز دربر گیرندهی همهی سالهای پادشاهی او نبود، پذیرفته نشد.
دومین پیشنهاد از سوی هدایتی رسید. او سال نشستن کوروش بر تخت شاهی را در ۵۵۹ پیش از میلاد، پیشنهاد کرد. برتری این پیشنهاد در آن بود که نشستن کوروش بر تخت شاهی با تلاش برای پیوستگی ماد و پارس و گسترش پهنهی پادشاهی همراه شده بود.
پیشنهاد سوم، سالزاد کوروش بزرگ بود. برتری این پیشنهاد در آن بود که ۲۵۰۰مین سال آن به «کودتا»ی ۳ اسفند ۱۲۹۹، همانا درآمدن قزاقها به تهران میرسید [شجاعالدین شفا در کتابِ گاهنامهی ۵۰ سال سلطنت (۱۳۵۵)، بخش نخست را «از کودتا تا سلطنت» مینامد، و مینویسد: «سحرگاه سوم حوت (سوم اسفند) ... سراسر پایتخت به سرعت به تصرف نیروی کودتا درآمد»].
پیشنهادی که در گزارشها به نام شجاعالدین شفا خوانده میشود، بار نخست از سوی ابراهیم پورداود در دیباچهی پوراندخت به چاپ رسید. پورداود در ۱۳۰۶ نوشت:
«اگر خواسته باشیم که مبدأ تاریخ سال، مانند اسامی ماههای ما ایرانی باشد، بهتر است که ... فتح بابل را که از بزرگترین وقایع تاریخی دنیاست، مبدأ قرار دهیم. کوروش بزرگ ... در ۱۲ اکتبر ۵۳۹ پیش از میلاد مسیح بابل را فتح نمود. از این روز ممالک وسیعه بابل مقتدر در تخت تصرف ایرانیان در آمده، سلطنت عظیمی که تا آن روز نظیرش دیده نشده بود تشکیل یافت.
در تاریخ دنیای قدیم، به واقعهای مهمتر از این فتح برنمیخوریم. ... چه خوب است که فتح بابل را مبدأ تاریخ سال رسمی خود که از فروردین ماه شروع میشود قرا دهیم و از احیا نمودن این گونه سنتها به ملیت ضعیفشده خویش دگرباره توان و روانی بخشیم»
پوراندخت، صـ۱۷
پورداود هنگامی پیشنهاد خود را به نگارش درآورد که از آن بوی ستیز با باورهای دینی برنمیخاست. او نه به همآهنگی با کودتای ۳ اسفند میاندیشید، و نه میخواست جای انقلاب سفید را در گاهشماری سرراست کند. او در پی توانافزایی همبستگی ایرانیان بود، چیزی که آن را ملیت مینامید. با این همه، کارهای او را نشانهای از سرسپردگی به ایرانگراییِ اسلامگریزانه دانستند. برچسبهایی که راه زندگی را بر او تنگ و تنگتر میکرد. بهاءالدین خرمشاهی یادآوری کرده است که پورداود سرِ کلاس،
«با مظلومیت و سادگی هر چه تمامتر میگفت: فرزندانم، من مسلمانم. بعضی از این که اسم من ابراهیم است و در نام خانوادگیام داود آمده است، تهمت میزنند که من یهودیام. یا میگویند من زردشتیام. من فقط حوزۀ تحقیق و مطالعهام ایران باستان و اوستاست. وگرنه مسلمان و معتقد به قرآنم. ... این حرفها چیست که دربارۀ من میزنند.»
فرار از فلسفه، صـ۱۹۲
با همهی گستردگیِ برچسب اسلامگریزی به پورداود، پروندهی کارگزینی او در دانشگاه، نشان میدهد که او شهریور ۱۲۹۹ خورشیدی در آلمان، آیین همسرگزینی خود را به شیوهی اسلامی برگزار کرده بود. دو گواه ایرانی او، سیدحسن تقیزاده و عبدالشکور تاجر تبریزی بودند (اسنادی از مشاهیر...۳، صـ۳۷۹).
👉🏼برکشیدگی میهن
● در پویهی زبان فارسی
گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات
@OnPersianLanguage