📚 ابراهیم پورداود
در گسترهی فرهنگ و زبانهای باستانی [۲]
. . . . . . .
پایهگذاران پژوهش و آموزش زبان فارسی در روزگار ما ( ۴)
گام آغازین: برگردان اوستا
در سدهی نوزدهم، کاوش در اوستا شاخهای پویا در خاورشناسی بود. کسانی مانند گلدنر، یوستی، بارتولمه، اشپیگل، دارمستتر، میه، جکسن و ... با نوشتههای خود پژوهشها در این شاخه را پیش بردند. پیآمد این بررسیها شناخت اوستا نه تنها همچون پیکرهی به جای مانده از یکی از سرشاخههای بزرگ خانوادهی زبان انسانی، که بخشی از کهنیاختههای باور و اندیشه بود. بُرد پژوهشهای آنان چنان گسترده بود، که چهرهی زرتشت را در چشمانداز اندیشهی اروپایی برجسته ساخت؛ شاید زیر بار هماین آوازه، نیچه فیلولوگ آلمانی، پرآوازهترین نوشتار فلسفیاش را با نام زرتشت پیکربندی کرد و در آن با برداشتی آزاد از دوگانهی ایزد و اهریمن، درونمایهی «نه» را تا کرانهی آریگویی به زندگی گسترش داد (دلوز، فراانسان، صـ۳۰۷ـ۳۰۸).
با همهی شناسایی گستردهی اندیشههای زرتشت و اوستا در اروپا، این پژوهشها در ایران بازتابی نیافته بود. جلیل دوستخواه نوشته است: «بیشترِ نزدیک به تمامِ ایرانیان چیزی به جز نقل قولها و روایتهای بیسر و ته بعضی تاریخها دربارهء اوستا نمیدانستند» (اوستا، نگارش دوستخواه از گزارش ابراهیم پورداود، صـ۱۲). در چنین روزهایی ابراهیم پورداود به شناسایی اوستا و شناسانیدن آن به ایرانیان روی آورد.
رهآورد نخستین تکاپوهای او پس از رفتن به هندوستان و «سر آوردن سالیان بلند در سر آیین ایران باستان»، گزارش بخشی از اوستا «ادبیات مزدیسنا» بود. این کتاب، نخستینبار در هند به چاپ رسید.
بازگشت به اروپا
پورداود پس از چاپ بخشی از ادبیات مزدیسنا بار دیگر رهسپار اروپا شد و پژوهشهای خود را پی گرفت. او توانست بخشهای دیگر ادبیات مزدیسنا را پس از چند سال به چاپ برساند.
در سال ۱۳۱۱ رابیندرات تاگور به ایران آمد. او در این سفر درخواست کرد که یکی از فرهیختگان ایرانی برای آموزش فرهنگ و زبانهای پارسی رهسپار هندوستان شود. در پی این درخواست، دولت ایران پورداود را به دانشگاه شانتینیکتان فرستاد. او از آلمان به هند رفت و افزون بر یک سال در آن دانشگاه به آموزگاری پرداخت. پورداود در سال ۱۳۱۲ دوباره به آلمان برگشت و برنامهی پژوهشی خود را دنبال کرد.
بازگشت به ایران
دو سال پس از راهاندازی دانشگاه تهران، درست هنگامی که پایهی دانشآموختگی از کارشناسی زبان و ادبیات فارسی به دکتری گسترش یافته بود، پورداود به ایران بازگشت. محمد معین در گزارش گستردهای از زندگی پورداود، سال بازگشت او را ۱۳۱۶ میخواند. (یادنامه، ۱۳۲۵، صـ۵۴)، در سالنامهی ۱۳۲۲ـ۱۳۲۳ که زیر دست عبدالحسین بهمند به چاپ رسیده است، دربارهی پورداود میخوانیم: «از سال ۱۳۱۶ شمسی که وارد ایران شدند به تدریس در دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی اشتغال دارند.» (صـ۱۶). اما مرتضی گرجی در دیباچه بر آناهیتا، نوشته است: «ششم اردیبهشت ۱۳۱۸ وارد تهران شد» (۱۳۴۲، صـ۳). بر پایهی گزارش قنسولی سفارت ایران در برلن به وزارت امور خارجه، پورداود در ۳۰ آذر ۱۳۱۶ آمادهی بازگشت به ایران بود (اسنادی از مشاهیر ادب معاص۳، صـ۳۹۱). علی میرانصاری، گردآورندهی اسناد در پانوشتِ افزوده بر پایهی سخن گرجی، تاریخ بازگشت را «ششم اردیبهشت ۱۳۱۷» میخواند، و به دیباچهی آناهیتا بازگشت میدهد. اما این تاریخگذاری با گزارش گرجی همخوان نیست. عیسی صدیق در نامهی ۲۰ اردیبهشت ۱۳۱۷ به وزیر معارف، یادآوری میکند که پورداود «اخیرا وارد ایران شده» (اسنادی از...، صـ۳۹۷). اما هنوز روز و ماه بازگشت آشکار نیست. در اینجا گواهی محمد معین از نگاههای گوناگون درست مینماید: معین شاگرد ویژهی پورداود بود، و از هر گزارندهی دیگری بیشتر از کارها و تکاپوهای او آگاهی داشت؛ تاریخگذاری معین با تاریخ سالنامه، نامهی صدیق و گزارش قنسولی دربارهی آمادگی پورداود برای بازگشت به ایران، همخوان است. گزارش گرجی از تاریخ بازگشت او به هیچ یک از دادههای تاریخی یا زندگینامهای برگشت نمیدهد.
دانشگاه تهران
در ۲۸ مهر ۱۳۱۶ شورای دانشگاه تهران، آموزش دکتری را در رشتهی زبان و ادبیات فارسی برنامهریزی کرد. پیش از آن، دانشآموختگی در پایهی کارشناسی (لیسانس) نیازمند برگزاری سخنرانی یا انجامهی گفتاری/ نوشتاری (شهادتنامه) در شاخههای زبان و ادبیات ایران بعد از اسلام، تاریخ ادبیات ایران بعد از اسلام، زبان و ادبیات عرب، کلیات تاریخ و فلسفه، و دورهی عالی زبان خارجه بود.
👉پارهی سوم هماین یادداشت
● در پویهی زبان فارسی
گزیدهی یادداشتها در فرهنگ، زبان و ادبیات
@OnPersianLanguage/