TGViewer
Channel Public Channel
نبردنگار | امین زرگرنژاد

نبردنگار | امین زرگرنژاد

@nabardnegar

متن‌های منتشرشده در این کانال عموماً محتوای روشن و سرراستی دارند. از‌این‌رو، و به دلیل فشردگی و سرعت تحولات، برخی از آنها به کمک هوشواره ترجمه می‌شوند و من ویرایش‌های ضروری را اعمال می‌کنم. برای این دست مطالب نام مترجم قید نمی‌شود.

تماس:
@AminZargarnejad
Subscribers
192
Photos
4
Videos
5
Links
32
Recent Posts 20 shown
Post #47 113
▫️
🔻 تلهٔ انتخاباتی: چرا جنگ با ایران برای ما هیچ توجیهی ندارد؟

دنی سیترینوویچ*

پنجشنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۲۶
------------------

هیچ توجیهی برای جنگ علیه ایران ۱۲ روز مانده به انتخابات اسرائیل وجود ندارد.
باید حقایق را با صریح‌ترین شکل ممکن بیان کرد: هیچ‌چیز در اقدامات کنونی ایران وجود ندارد که آغاز کارزار نظامی دیگری علیه این کشور را تنها ۱۲ روز مانده به انتخابات در اسرائیل توجیه کند.
به نظر می‌رسد کسانی در تلاش‌اند تا با اعمال فشار، حس ضرورت و اضطرار را القا کنند که گویی اسرائیل با تهدیدی فوری روبه‌روست که نیازمند اقدام نظامی فوری است.
در واقع، ایران برای احتمال کارزاری دیگر علیه اسرائیل و ایالات‌متحده آماده می‌شود. این کشور به بازسازی توانمندی‌های نظامی، تقویت بنیهٔ خود و آمادگی برای رویارویی آینده ادامه می‌دهد. اما میان آمادگی‌های ایران و این ادعا که ضرورتی عملیاتی برای ورود به جنگ دقیقاً در این برهه وجود دارد، شکافی عظیم برقرار است.
در حال حاضر هیچ نشانه‌ای از تهدیدی فوری وجود ندارد که اسرائیل را ناگزیر کند به کارزاری تن دهد که می‌تواند به تعویقی چشمگیر در برگزاری انتخابات و آسیب به روند دموکراتیک در اسرائیل بینجامد.
علاوه بر این، حتی کسانی که خود را متقاعد کرده‌اند اجرای عملیاتی کوتاه و محدود علیه ایران امکان‌پذیر است، باید بدانند که اسرائیل به‌تنهایی نمی‌تواند مدت‌زمان کارزار یا مرزهای آن را تعیین کند.
ایران توانایی آن را دارد که بر روند تحولات جنگ تأثیر چشمگیری بگذارد و این احتمال وجود دارد که پاسخ این کشور به حمله‌ای دیگر، به‌دلیل تمایل به تغییر معادلهٔ بازدارندگی در برابر اسرائیل و ایالات‌متحده، گسترده‌تر و تندوتیزتر باشد. بنابراین، حتی اقدامی که با نام یک عملیات محدود آغاز شود، می‌تواند به‌سرعت به جنگی منطقه‌ای و فرساینده با سنگین‌ترین هزینه‌ها برای اقتصاد، جبههٔ داخلی و امنیت ملی اسرائیل بدل شود.
پرسش این نیست که آیا اسرائیل توانایی ضربه‌زدن به ایران را دارد یا خیر، بلکه پرسش این است که چرا باید دقیقاً هم‌اکنون دست به چنین کاری بزند، چه هدفی را دنبال می‌کند و آیا دستاورد احتمالی، هزینه‌های پیش‌بینی‌شده را توجیه می‌کند؟
کسانی که می‌خواهند اسرائیل را در آستانهٔ انتخابات به جنگی دیگر بکشانند، باید پاسخ‌هایی روشن به این پرسش‌ها به افکار عمومی ارائه دهند.
امنیت اسرائیل منافعی ملی و در رأس امور است، اما نباید اجازه داد که خودِ آمادگی‌های ایران برای جنگ، به بهانه‌ای خودکار برای آغاز آن تبدیل شود, به‌ویژه زمانی که جان انسان‌ها، آیندهٔ اقتصاد و فعالیت درستِ روند دموکراتیک در اسرائیل نیز در خط مقدم قرار دارد.
------------------
* دنی سیترینوویچ، رئیس پیشین میز ایران در سازمان اطلاعاتی ارتش اسرائیل و پژوهشگر و تحلیل‌گر ارشد مسائل راهبردی ایران است.

@NabardNegar
X (formerly Twitter) Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X
Post #46 144
▫️
🔻 Iran’s Theory of Victory
Tehran's Fight for Great-Power Status in the Post-American Midle East

✍ Narges Bajoghli, Vali Nasr

راهبرد پیروزی ایران
تلاش تهران برای ارتقا به یک قدرت بزرگ در خاورمیانهٔ پساآمریکایی

✍ نرگس باجوغلی، ولی نصر

نشریه فارن افرز، ۹ اکتبر ۲۰۲۶

دسترسی به متن کامل انگلیسی
-----------------

چکیدهٔ مقاله به فارسی:
«نظریهٔ پیروزی» ایران نه بر شکست نظامی مستقیم آمریکا، بلکه بر تحمیل هزینه‌های مستمر به واشینگتن استوار است تا تداوم سیاست مهار ایران را برای ایالات متحده ناممکن کند. تهران برای تحقق سه هدفِ «اخراج نیروهای آمریکا از خلیج فارس»، «لغو تحریم‌ها» و «تثبیت جایگاه خود در مقام قدرت بزرگ»، از این راهبردها استفاده می‌کند:

۱. اعمال فشار نظامی: ایران با حملات نامتقارن به پایگاه‌ها و منافع آمریکا، ریسک و هزینهٔ حضور نظامی واشینگتن در منطقه را افزایش می‌دهد.
۲. اهرم‌سازی از انرژی: ایران با تهدید تجارت دریایی و بازار انرژی، سعی دارد واشینگتن را برای کاهش محدودیت‌های اقتصادی تحت فشار قرار دهد.
۳. تاب‌آوری اقتصادی: تهران با تعمیق روابط تجاری با همسایگان و خودکفایی در کالا‌های حیاتی، تلاش می‌کند جنگ اقتصادی آمریکا را بی‌اثر کند.
۴. تضعیف اتحادهای منطقه‌ای: ایران با ایجاد ناامنی، کشورهای عربی را ترغیب می‌کند تا به ناکارآمدی چتر امنیتی آمریکا پی برده و خواستار کاهش حضور آن شوند.
۵. انسجام‌بخشی داخلی: تهران با برجسته کردن تهدیدات خارجی، شکاف‌های داخلی را با ایجاد فضای ملی‌گرایانه مدیریت می‌کند.

هدف نهایی تهران آن است که با فرسایش موقعیت آمریکا، این کشور را به پذیرش نظم «پساآمریکایی» در منطقه و به رسمیت شناختن جایگاه ایران در مقام یک قدرت بزرگ ناچار کند.

@NabardNegar
Foreign Affairs Iran’s Theory of Victory Tehran’s fight for great-power status in the post-American Middle East.
Post #45 156
🔺سیمای علیرضا بیرانوند:
تراژدی پشتکار، نبوغ و بلاهت



راقم این سطور تقریباً کل دوران پُرفروغ احمدرضا عابدزاده و سطح بالای محبوبیت او را به یاد می‌آورد و از عملکرد درخشان و وجاهت ملی ناصر حجازی نیز آگاه است. شکی نیست که هر جا سخن از بهترین دروازه‌بان تاریخ فوتبال ایران به میان می‌آید این دو نام بزرگ از زبان‌ها نمی‌افتد.

اما اگر صرفاً فنی بنگریم علیرضا بیرانوند نیز با کارنامهٔ خیره‌کننده و قهرمانی‌های متعدد در سطح باشگاهی، و ۳ حضور موفق و ماندگار در جام جهانی، شانه‌به‌شانۀ آن دو نام رفیع قرار می‌گیرد. بیرانوند با پشتکاری کم‌نظیر و ستودنی و با نبوغ فنی‌اش، از فقر مطلق و کارگری رستوران و کارواش به سطح اول ایران و آسیا رسید و سال‌هاست گلر شماره یک و بی‌رقیب ایران است. اگر سبک مدرن بازی و نقش کلیدی و فراتر از دروازه‌ای که او در ضرب‌آهنگ تیم ایفا می‌کند را لحاظ کنیم، حتی شاید اغراق نباشد که بیرانوند را بهترین سنگربان تاریخ فوتبال ایران بنامیم.

با این حال، ماندگاری و نام و آوازهٔ بازیکنان در تاریخ فوتبال صرفاً برآمده از سطح بالای فنی نیست. آنهایی که تا سال‌ها همراه خاطره‌های زیبا می‌مانند، یا در دوران بازی‌شان وقار و منشی والا و یا رفتاری خاص و ویژه به بار فنی‌شان ضمیمه کرده‌اند و یا دست‌کم به‌لحاظ شخصیتی تصویری نکوهیده و منفور از خود به جا نگذاشته‌اند. دقیقاً همین جاست که فیگور علیرضا بیرانوند در ترکیبی از گلری تراز اول با دستمزدهای هنگفت و رفتاری نازل و حاشیه‌باز شکل می‌گیرد. در طی این سال‌ها او با منش خودش به همگان اجازه داده است تا او را بازیچهٔ استهزا و تحقیر کنند. او بارها و بارها و از زمانی که در پرسپولیس در اوج محبوبیت بود، با اظهارنظرهای نابخردانه‌اش در مسیری گام برداشته که روزبه‌روز بیشتر سقوط کند. انگار خود او عمدی دارد که همواره آماج حاشیه‌ها و اهانت‌ها باشد. حتی در سالی که تراکتور قهرمان شد (که از قضا متزلزل‌ترین فصل سال‌های اخیر بیرانوند بود) و هواداران پرسپولیس در هر فرصتی انبوه توهین‌ها و الفاظ رکیک را نثار او کردند، نقش تحریک‌آمیز خود بیرانوند در شکل‌گیری آن فضا انکارناپذیر است.

او سال‌هاست در موقعیت‌هایی که با داشتن حداقلی از هوش هیجانی می‌توان ضرورت سکوت برای مهار تنش‌ها را فهمید، شاید با آگاهی و عامدانه از این برنامه به آن برنامه و از این میکروفن به آن میکروفن با مصاحبه‌های حماقت‌بار و اسفناک، خودش پیشقراول دامن زدن به حواشی می‌شود. او گاهی هم با تکیه بر حافظهٔ کوتاه‌مدت و ساده‌لوحی برخی هواداران، پشت ظاهر این رفتارهای احمقانه، زرنگ‌بازی‌هایش را پنهان می‌کند تا برای خودش بازارگرمی کند. اما حنای علی بیرو مدت‌هاست که دیگر رنگی ندارد. او پس از آنکه خود را به یکی از مغضوب‌ترین چهره‌ها نزد هواداران پرسپولیس بدل کرد، حالا در جدیدترین جنجال‌آفرینی‌اش در آستانهٔ اخراج از تراکتور قرار دارد تا به‌سرعتِ برق و باد به چهرهٔ منفور هوادارانی نیز بدل شود که در سه سال گذشته در برابر سونامی‌ تحقیرها و توهین‌ها برای حمایت از او سنگ‌تمام گذاشتند. این بار هم او احتمالاً در آستانهٔ خدمت سربازی پرماجرایش، نقشه‌هایی برای پیوستن به تیم محبوب دیگری در آیندهٔ نه‌چندان دور در سر دارد. بی‌شک این آخرین سکانس سریال «دکتر علیرضا بیرانوند» نیست و باید منتظر حاشیه‌ها و سبک‌سری‌های جدیدش باشیم.

در روزگاری که برخلاف گذشتگان و به مدد گسترش شبکه‌های اجتماعی، ریز رفتار و کردار ستاره‌ها زیر ذره‌بین عمومی قرار دارد و چهره‌ها یک‌شبه از فرش به عرش و بالعکس می‌رسند، فصل پایانی و سرانجامِ داستان بیرو اما از همین حالا روشن است: از کسی که کارنامه‌اش در زمین تا سال‌ها دست‌نیافتنی و مملو از لحظه‌های شگرف در آوردگاه‌های مهم داخلی و ملی است و هر فوتبال‌دوستی می‌توانست بی‌لکنت به او لقب بهترین سنگربان تاریخ فوتبال ایران بدهد، احتمالاً تصویری جز فرومایگی و بلاهت در یاد و خاطرهٔ جمعیِ هواداران فوتبال باقی نخواهد ماند.

--------------------
* نسخهٔ فشرده‌تر این یادداشت را دیروز و پس از جنجال جدید بیرانوند پس از بازی با استقلال در اینستاگرام شخصی‌ام گذاشتم. متن کامل‌تر فوق را هم برای کانال فوتبالی واسیلی‌نیوز نوشته‌ام.
Post #44 186
🔺 بازی‌های آسیایی ۲۰۲۶ ژاپن:
مدال‌های ایران بیش از مجموع مدال‌های ۱۰ کشور دیگر خاورمیانه!

تا پایان روز ۱۲‌ام مدال‌های کاروان ایران به ۳۹ رسیده و در ۴ روز باقی‌مانده با شروع کشتی و تکواندو و چند شانس در رشته‌های دیگر، این عدد افزایش می‌یابد. در مقابل، کل مدال‌های ۱۰ کشور دیگر خاورمیانه به ۶۵ رسیده که ۳۰ مدال آن با ورزشکاران وارداتی از کنیا، اتیوپی، نیجریه، روسیه و... به دست آمده که با پول به تابعیت برخی کشورهای حوزه خلیج فارس در آمده‌اند. در صدر این مدال‌های تصنعی و وارداتی، بحرین (۲۰)، قطر (۸) و امارات (۲) هستند و تنها ٪۱۷ مدال‌های آنها از ورزشکاران بومی‌شان است. عربستان نیز که هزینه‌های هنگفتی برای ویترین‌سازی ورزشی می‌کند، تنها با ۷ مدال (۰ طلا) در حوالی قعر جدول ایستاده. در نهایت کاروان ایران با ۳۹ مدال (۱۱ طلا) مدال بیشتری از مجموع مدال‌های واقعی کل کشورهای دیگر خاورمیانه (۳۵ مدال) به دست آورده که ۱۴ مدال آن نیز حاصل عملکرد درخشان زنان ایران است.
ارزش عملکرد ورزشکاران ما زمانی روشن‌تر می‌شود که وضعیت ۷-۸ ماه اخیر جنگی و بحرانی و اختلال شدید در روند آماده‌سازی کاروان ایران را در نظر بگیریم.

@NabardNegar
Post #43 186
خطر در کمین است: آمریکا و ایران در مسیر تشدید تنش

دنی سیترینویچ
۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶
---------------

با لحاظ آنچه رهبری ایران تاکنون از سر گذرانده است، واشنگتن نباید تصور کند که تهران صرفاً به‌ دلیل ادامهٔ فشارها، آمادهٔ ارائهٔ امتیازهای بیشتری خواهد بود.
این وضعیت پرسشِ به‌مراتب خطرناک‌تری را پیش می‌کشد. مسئله این نیست که آیا ایران می‌کوشد هزینه‌های بن‌بست کنونی را افزایش دهد یا خیر، بلکه پرسش اصلی این است که ایران تا کجا حاضر است پیش برود.
آیا تهران به تشدید حملات و اخلال‌ها در اطراف تنگهٔ هرمز و اقداماتی علیه تجهیزات نظامی یا تجاری آمریکا بسنده خواهد کرد؟ یا به این نتیجه می‌رسد که تنها راه تغییر محاسبات واشنگتن، گسترش دامنهٔ جغرافیایی و عملیاتی رویارویی است؟
دونالد ترامپ دست به قماری بزرگ زده است. او با رد تازه‌ترین پیشنهاد ایران، این خطر را پذیرفته که این برداشت تهران را تقویت کند که واشنگتن هیچ قصدی ندارد تا به چارچوب «تفاهم‌نامهٔ ژوئن» [اسلام‌آباد] با حفظ شرایطی که ایران در نظر دارد برگردد. آن توافق، پایان عملیات نظامی، ترتیبات بازگشایی تنگهٔ هرمز، رفع تحریم‌ها و ازسرگیری مذاکرات را پیش‌بینی کرده بود.
از منظر تهران، حفظ وضع موجود توجیه راهبردی چندانی ندارد. اگر دیپلماسی نتواند آنچه را که ایران وعده‌داده‌شده می‌داند احیا کند، رهبران ایران انگیزه خواهند داشت فشار را افزایش دهند تا واشنگتن با انتخابی دشوارتر روبه‌رو شود.
اینجاست که معضل ترامپ هرچه بیشتر شدت می‌گیرد. دولت او می‌تواند به اعمال فشار ادامه دهد و خطر تحریک ایران به تشدید تنش گسترده‌تر را بپذیرد، یا در پی یافتن فرمولی دیپلماتیک باشد که تهران بتواند آن را به معنی تغییری واقعی در وضع موجود قلمداد کند. آنچه روزبه‌روز دشوارتر به نظر می‌رسد، حفظ سطح کنونی فشار برای مدتی نامحدود است، آن هم درحالی‌که انتظار برود صرفاً ایران این هزینه‌ها را تحمل کند.
همچنین بعید است ایران کار را برای ترامپ چنان آسان کند تا بتواند پیروزی یک‌جانبه‌ای را به نام خود بنویسد. هدف تهران این خواهد بود که نشان دهد فشار بیشتر آمریکا، نه به تسلیم ایران، بلکه به افزایش هزینه‌های آمریکا می‌انجامد.
این وضعیت، زمینه را برای چرخه‌ای هرچه خطرناک‌تر از تشدید تنش فراهم می‌کند. واشنگتن بر این باور است که فشار بیشتر موقعیت چانه‌زنی‌اش را تقویت می‌کند، درحالی‌که تهران معتقد است تشدید تنش برای بازگرداندن واشنگتن به مسیری منتهی به توافقی پذیرفتنی، ضروری است.
در چنین شرایطی، جلوگیری از دور تازه‌ای از تشدید تنش هرچه دشوارتر خواهد شد.

@NabardNegar
Post #42 285
دو توییت از دنی سیترینوویچ دربارهٔ تنش‌های نظامی جاری بین عربستان و یمن و چالش‌های وضعیت منطقه

۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶
---------------------
توییت اول:

عربستان امروز بر سر دوراهی «جنگ یا صلح» قرار ندارد، بلکه ناگزیر از انتخاب میان دو سناریوی متفاوت از «شکست راهبردی» است.
چنانچه ریاض در پی پایان‌دادن به این رویارویی باشد، در عمل چاره‌ای جز پذیرش مطالبهٔ اصلی حوثی‌ها (انصارالله) و لغو محدودیت‌ها علیه مناطق تحت کنترل آنان در یمن نخواهد داشت. این اقدام هرچند ممکن است حملات را متوقف کند، اما در عمل به تقویت بنیهٔ اقتصادی و نظامی حوثی‌ها، پاداش‌دادن به اهرم فشار و ارعاب آنها، و نهایتاً استقرار رقیبی قدرتمندتر در امتداد مرزهای جنوبی پادشاهی سعودی منجر خواهد شد.
در مقابل، در صورت امتناع ریاض، این کشور ناچار است به تقابلی ادامه دهد که عمدهٔ هزینه‌های آن را به‌تنهایی به دوش می‌کشد. تقابلی که در آن هیچ‌یک از متحدانش تمایلی به ورود به جنگ نیابتی علیه حوثی‌ها به سود ریاض از خود نشان نمی‌دهند.
این هزینه‌ها روندی فزاینده دارند. حملات حوثی‌ها، هم‌گام با ضربات متحدان عراقی آن‌ها به زیرساخت‌های انرژی عربستان — از جمله خط لولهٔ راهبردی شرق به غرب — هرگونه تشدید تنش را به تهدیدی مستقیم علیه منافع اقتصادی و ثبات استراتژیک پادشاهی تبدیل کرده است.
دام راهبردی دقیقاً در همین‌جا نهفته است: دادن امتیاز، آرامشی کوتاه‌مدت را به بهای مواجهه با تهدیدی بسیار قدرتمندتر از جانب حوثی‌ها در آینده می‌خرد. و از سوی دیگر، تشدید تنش به بهانهٔ حفظ اعتبار و بازدارندگی عربستان، به قیمت درافتادن در جنگی فرسایشی و پرهزینه تمام می‌شود که بعید است ریاض بتواند در آن به پیروزی قاطعی دست یابد.
هر اندازه این بار سنگین مدت بیشتری بر دوش عربستان باقی بماند، دست حوثی‌ها برای بهره‌برداری از این «عدم تقارن بنیادین» بازتر خواهد بود: ریاض در یک ناامنی فرسایشی و طولانی، دارایی‌های به‌مراتب آسیب‌پذیرتری در قیاس با حوثی‌ها برای از دست دادن دارد.
هیچ راه خروج کم‌هزینه‌ای متصور نیست. در غیاب یک اجماع و تعهد بین‌المللی فراگیر، عربستان سعودی نه در موضع انتخاب میان پیروزی یا شکست، بلکه ناگزیر از گزینش میان «تقویت جایگاه حوثی‌ها» یا «تحمل جنگ فرسایشی بی‌پایان» است.

▪️▪️▪️▪️
توییت دوم:

هم‌زمان با ازسرگیری درگیری‌ها در یمن، تحرکات دیپلماتیک برای برون‌رفت از بحران فراگیر خلیج فارس نیز شتابی ملموس به خود گرفته است.
با وجود تعویق نشست برنامه‌ریزی‌شده در صلالهٔ عمان، افزایش رایزنی‌ها و تماس‌های تلفنی در سطوح عالی، نشان از تکاپوی دیپلماتیک جدی در سطح منطقه دارد. رویکردی که پیشران اصلی آن، تلاش کشورهای حوزهٔ خلیج فارس برای دستیابی به فرمولی سیاسی جهت بازگرداندن نسبی ثبات است.
احتمال برگزاری گفت‌وگوها در خاک عربستان، در کنار تعاملات محمد بن زاید با مسعود پزشکیان، بیانگر واقعیتی راهبردی و انکارناپذیر در منطقه است: پایتخت‌های عربی خلیج فارس به این درک رسیده‌اند که تهران نه‌تنها متغیری تعیین‌کننده در شکل‌گیری بحران است، بلکه لاجرم باید بخشی از هرگونه راه‌حل پایدار نیز باشد.
برای ریاض، این موازنه اهمیتی دوچندان می‌یابد. هرچه فشار و هزینه‌های مقابله با حوثی‌ها بیشتر بر دوش عربستان سنگینی کند، انگیزهٔ این کشور برای حفظ و تعمیق مجاری ارتباطی با ایران قوی‌تر خواهد شد.
نتیجهٔ نهایی و واقعیت گریزناپذیر صحنه آن است که برای کشورهای خلیج فارس، دستیابی به ثبات پایدار در منطقه بدون مشارکت معنادار ایران امکان‌پذیر نخواهد بود و این واقعیتی است که هرچه رویارویی کنونی به درازا بکشد، بیش از پیش معادلات و محاسبات راهبردی عربستان و سایر بازیگران خلیج فارس را شکل خواهد داد.

@NabardNegar
X (formerly Twitter) Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X Middle East, National Security and intelligence expert خبير لشؤون الشرق الأوسط وإيران Senior Fellow @inss_hebrew Nonresident Fellow @AtlanticCouncil
Post #41 191
🔺 اصلاح یک خطای رایج رسانه‌ای: نکاتی دربارهٔ تمایز «حوثی‌ها» و «انصارالله» در یمن

۱. نسبت منطقی و تمایز مفهومی

▪️ حوثی‌ها (هستهٔ تبارشناختی): به خاندان و تبار «بدرالدین الحوثی» (سادات شیعهٔ زیدی صعده) و شبکهٔ خویشاوندی پیرامون آنان اطلاق می‌شود.
▪️ انصارالله (سازمان سیاسی-نظامی): ساختار حاکم و جنبشی فراگیر است. در کادرهای مدیریتی، نظامی و بروکراسی آن لزوماً افراد نسب حوثی ندارند و فراتر از هستهٔ شیعهٔ زیدی، نیروهای پرشماری از قبایل اهل‌ سنت (شافعی)، تکنوکرات‌ها و کارگزاران غیرحوثی حضور دارند. نسبت مفهومی‌ «حوثی‌ها» و «انصارالله» مبتنی بر الگوی «هسته–پیرامون» است و بیت الحوثی صرفاً هستهٔ تصمیم‌گیر اصلی (و نه انحصاری) جنبش محسوب می‌شود نه تمامیت ساختار چندقبیله‌ای انصارالله.

۲. سیر تحول تاریخی

▪️ دههٔ ۱۹۹۰ (تکوین فکری): شکل‌گیری جریان احیاگری «الشباب المؤمن» به رهبری حسین الحوثی در صعده علیه سلفی‌گری.
▪️ ۲۰۰۴–۲۰۱۰ (مرحلهٔ نظامی): جنگ‌های شش‌گانه صعده با دولت علی عبدالله صالح و گذار از مجمع فکری به ساختار شورشی.
▪️ ۲۰۱۱–۲۰۱۴ (نهادینه‌سازی سیاسی): ورود رسمی با عنوان «انصارالله» در کنفرانس گفت‌وگوی ملی، کنترل صنعا و گذار به موقعیت دولت مستقر.

۳. ساختار جامعه‌شناختی قدرت

▪️ هستهٔ تصمیم‌گیر (سادات زیدی): تمرکز قدرت ایدئولوژیک و راهبردی در دست طبقهٔ سنتی سادات زیدی پیرامون بیت الحوثی.
▪️ بدنهٔ عملیاتی (قبایل): تأمین نیرو عمدتاً از اتحادیه‌های قبیله‌ای «حاشد» و «بکیل» بر پایهٔ پیمان‌های عمل‌گرایانه و توزیع منابع.
▪️ لایهٔ اجرایی و مدیریتی: شبکهٔ بروکراتیک شهری که ادارهٔ امور روزمرهٔ اداری و اجرایی را عهده‌دار است.

۴. تفکیک سطوح گفتمانی

▪️ هویتی-مذهبی (داخلی): احیای سنت فقهی و کلامی تشیع زیدی، مفهوم تاریخی امامت و مقابله با نفوذ سلفی‌گری و وهابیت در شمال یمن.
▪️ منطقه‌ای (محور مقاومت): تثبیت شعار «صرخه» در مقام مانیفست ایدئولوژیک، تمرکز بر فلسطین و رویکرد ضدآمریکایی/ضداسرائیلی برای هم‌گرایی منطقه‌ای.
▪️ ملی: بسیج عمومی برای دفاع از حاکمیت سرزمینی در برابر مداخله و تحریم‌های خارجی.

۵. موازنهٔ راهبردی: سرزمین، جمعیت و منابع

▪️ موازنهٔ جمعیتی-ارضی: انصارالله با کنترل حدود ٪۳۰ مساحت (فلات مرکزی، صنعا و الحدیده) بیش از ٪۷۰ جمعیت را در اختیار دارد و کنترل ائتلاف رقیب و متحد عربستان (مستقر در عدن) بر حدود ٪۷۰ اراضی بیابانی با جمعیتی محدود است.
▪️ منابع نفتی و اهرم بازدارندگی: عمدهٔ میادین و پایانه‌های نفت و گاز در کنترل دولت مستقر در عدن است اما انصارالله با اتکا به توان موشکی و پهپادی، مانع از صادرات نفت آنها شده و موازنه‌ای مبتنی بر بازدارندگی اقتصادی ایجاد کرده است.
▪️ جغرافیای طبیعی و پیوستگی سرزمینی: تسلط انصارالله بر ارتفاعات شمالی تا نوار ساحلی دریای سرخ در امتداد بیش از ۵۵۰ کیلومتر تا مجاورت تنگهٔ راهبردی باب‌المندب.
▪️ گذار کارکردی: انصارالله به یک «دولت دوفاکتو» با توان بازدارندگی موشکی و اشراف بر گذرگاه‌های حیاتی تبدیل شده است. تقلیل عامدانه یا غیرعامدانهٔ این ساختار به «حوثی‌ها» خطایی تحلیلی در سنجش وزن واقعی و آرایش قدرت سیاسی در یمن است.

@NabardNegar
Post #40 314
🎬 مستند «روزی روزگاری در عراق»

کارگردان: جیمز بلومل
سال ساخت: ۲۰۲۰

--------------------

این فیلم با تکیه بر تصاویر آرشیوی و شهادت‌های دست‌اول شهروندان عراقی و سربازان خارجی، مسیر عراق را از حملهٔ سال ۲۰۰۳ به رهبری آمریکا تا خشونت‌های فرقه‌ای و ظهور داعش روایت می‌کند. این مستند بیش از آنکه صرفاً تاریخ جنگ باشد، تصویری تکان‌دهنده از فاجعهٔ انسانی آن است: ویرانی، مرگ، فروپاشی، جنگ داخلی، بی‌دولتی، ناامنی، آوارگی، زخم‌های روانی و اجتماعی و نسلی که پیامدهای جنگ و اشغال را سال‌ها با خود حمل می‌کند.

تماشا روی یوتیوب

@NabardNegar
Post #39 170

Forwarded from شهر فلسفه ایران (شهر فلسفه)

Audio
پوشۀ صوتی نشست هستی‌شناسی جنگ؛ آیا جنگ را می‌توان توجیه کرد؟
______________________
مهمانان: امیرحسین ابراهیم
امین زرگرنژاد
_____________________
پنجشنبه 29 مرداد 1405
_____________________
شهر فلسفۀ ایران
Post #38 225
نبردنگار | امین زرگرنژاد نکاتی دربارهٔ وضعیت جنگ گفتگوی سی‌ان‌ان با دنی سیترینوویچ ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ @NabardNegar
نکاتی دربارهٔ وضعیت جنگ
گفتگوی سی‌ان‌ان با دنی سیترینوویچ


منبع: توییتر سیترینوویچ
۴ سپتامبر ۲۰۲۶

----------------------
۱. پرسش بنیادین این است: غایت نهایی دولت آمریکا در قبال ایران چیست؟ در مقطع کنونی این مسئله همچنان مبهم است. آیا هدف تضعیف ایران است و یا سرنگونی نظام، وادار ساختن تهران به تسلیم، و یا در نهایت بازگشت به میز مذاکره و دستیابی به یک توافق؟ این‌ها اهدافی کاملاً متمایزند که مستلزم راهبردهایی کاملاً متفاوت هستند. تا زمانی که واشنگتن تعریف روشنی از ماهیت واقعی «موفقیت» ارائه ندهد، درک مسیر این منازعه و چگونگی پایان آن دشوار خواهد بود.

۲. فشار اقتصادی صرفاً یک ابزار است، نه یک هدف و مسلماً نمی‌تواند راهبرد خروج باشد. بدون وجود راهکار دیپلماتیک واقع‌بینانه برای تنش‌زدایی، فشار حداکثری اقتصادی بیش از آنکه به تسلیم منجر شود، به تشدید تنش خواهد انجامید. این فرض که واشنگتن می‌تواند به تداوم فشار بر تهران ادامه دهد و هم‌زمان وضعیت موجود را برای مدتی نامحدود حفظ کند، آشکارا غیرواقع‌بینانه است. ایران در این منازعه دارای فاعلیت و قدرت کنشگری است و در پی تحمیل هزینه بر آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن خواهد بود. از این رو، حتی اگر دولت آمریکا خواهان تثبیت منازعه در سطح کنونی باشد، تهران هیچ دلیلی برای همراهی با این خواسته ندارد. واشنگتن به‌تنهایی کنترل «نردبان تشدید تنش» را در دست ندارد.

۳. در این میان، بخش عمده‌ای از مباحث در واشنگتن بر تنگهٔ هرمز متمرکز شده است (تنگه‌ای که باید یادآور شد پیش از جنگ باز بود) درحالی‌که معضلات راهبردی که زمینه‌ساز بروز این درگیری شدند همچنان لاینحل باقی مانده‌اند. مهم‌ترین این چالش‌ها، برنامهٔ هسته‌ای ایران است. در واقع، تهدید هسته‌ای اکنون می‌تواند خطرناک‌تر از دوران پیش از جنگ باشد. آیت‌الله علی خامنه‌ای با وجود خصومت عمیق با آمریکا و اسرائیل، در عبور از آستانهٔ هسته‌ای احتیاط شدیدی به خرج می‌داد. کنار رفتن او محیط تصمیم‌گیری در تهران را دگرگون کرده است. با افزایش نفوذ سپاه پاسداران احتمال تصمیم ایران برای حرکت به سمت ساخت سلاح هسته‌ای جدی‌تر شده است.

۴. نمی‌توان راهبرد را بر پایهٔ فرضیهٔ فروپاشی نظام ایران بنا نهاد. این یک راهبرد نیست بلکه خیال‌اندیشی است. فشار اقتصادی، حتی از نوع شدید آن، تضمین‌کنندهٔ تغییر رزیم نیست. در واقع، این امر ممکن است پیامدی معکوس داشته باشد: برانگیختن واکنش‌های ملی‌گرایانه، تقویت این روایت حکومتی که ایران آماج تهاجم خارجی قرار دارد، و اعطای توجیه مضاعف به حاکمیت برای افزایش فشار داخلی. ممکن است تغییر رژیم رخ دهد اما واشنگتن نمی‌تواند آن را فرض محوریِ شکل‌دهنده به استراتژی خود در قبال ایران قرار دهد. سیاست آمریکا باید بر مبنای «ایرانی که امروز وجود دارد» پی‌ریزی شود نه ایرانی که واشنگتن امیدوار است در آینده شکل بگیرد.

۵. دربارهٔ تهدید هسته‌ای، این مسئله چالش بزرگی برای اسرائیل ایجاد می‌کند. دشوار بتوان تصور کرد دولتی در اسرائیل پذیرای حرکت برنامهٔ هسته‌ای ایران به سمت تسلیحاتی‌ شدن باشد. بنابراین پایان دادن به درگیری‌های کنونی بدون پرداختن به مسئلهٔ هسته‌ای، منازعهٔ بنیادین را حل نخواهد کرد؛ این امر می‌تواند واشنگتن و تل‌آویو را در آینده با بحرانی به‌مراتب خطرناک‌تر مواجه کند.

@NabardNegar
X (formerly Twitter) Danny (Dennis) Citrinowicz ,داني سيترينوفيتش (@citrinowicz) on X My interview with @jimsciutto @cnni: A. The fundamental question is: What is the administration’s endgame with Iran? Right now, that remains unclear. Is the objective to weaken Iran, bring down t…
Post #37 156
نکاتی دربارهٔ وضعیت جنگ
گفتگوی سی‌ان‌ان با دنی سیترینوویچ

۴ سپتامبر ۲۰۲۶

@NabardNegar
Post #36 236
تجربهٔ کوتاهی از سفر به یزد

چند روز پیش برای یک سفر سه روزه راهی یزد شدیم. در این مدت کوتاه یک نکته توجهم را جلب کرد. در سطح شهر به طور آشکاری تعداد زنانی که حجاب کامل تا نصفه‌و‌نیمه روی سر داشتند از زنان بی‌حجاب بسیار بیشتر بود. از نحوهٔ تردد و گاهی لهجهٔ زنان بی‌حجاب هم می‌شد فهمید که بخش زیادی از آن‌ها گردشگر و مسافرند و یزدی نیستند. احتمالاً همین تعداد کم بی‌حجاب‌ها دلیل این بود که حجاب‌بان‌ها با لحن محکم‌تر و صدای بلندتری تذکر حجاب می‌دادند. البته در جاهایی که ما بودیم چیزی فراتر از تذکر ندیدیم اما بیان‌ها بسیار تندتر از تهران یا تبریز بود. در سفرهای قبلی‌ام به یزد که همه پیش از وقایع ۱۴۰۱ بودند نیز متوجه شدت بیشتر مناسبات مذهبی و سنتی در این شهر شده بودم. چیزی که در برخی شهرهای بزرگ مرکز ایران مانند کرمان، کاشان و حتی در بخش‌های قابل‌توجهی از اصفهان نیز قبلاً با آن مواجه شده‌ام.

@NabardNegar
Post #35 290
توییت امروز ولی نصر:

تهدیدهای ترامپ مبنی بر «تهاجم اقتصادی تمام‌عیار» حامل پیام روشنی برای ایران است که ترامپ تمایلی برای بازگشت به جنگ نظامی ندارد. اما همان‌طور که آن گفتهٔ معروف می‌گوید: «شاید تو علاقه‌ای به جنگ نداشته باشی اما ممکن است جنگ به تو علاقه‌مند باشد.» در هر مناقشه‌ای طرف مقابل هم حق رأی و انتخاب دارد. بعید است ایران اجازه دهد کار برای ترامپ به‌سادگی پیش برود. راهبرد تهران این است که اگر ترامپ جنگ نمی‌خواهد پس باید با بازگشت به تفاهم‌نامه موافقت کند. تهران به جنگِ اقتصادی در نقش یک راهِ برون‌رفتِ بی‌سروصدا برایِ ترامپ تن نخواهد داد.

@NabardNegar
Post #33 276
عواید_راهبردی_روسیه_و_چین_از_جنگ_آمریکا_و_ایران_4.pdf596.1 KB
▫️
🔻«عواید راهبردی روسیه و چین از جنگ آمریکا و ایران»

نویسنده: طاهر محمود آزاد
مترجم: امین زرگرنژاد

زمان مطالعه: حدود ۱۴ دقیقه
----------------------

🔺نشریه‌ی «اسمال وارز» (جنگ‌های کوچک) که از منابع معتبر و تاثیرگذار در حوزه‌ی تفکر نظامی محسوب می‌شود در مقاله‌ای به قلم طاهر محمود آزاد، مدیر اجرایی اندیشکده‌ «لندن دایالوگ»، به بررسی رویکرد متفاوت دو قدرت بزرگ در قبال بحران کنونی خاورمیانه و جنگ ایالات متحده با ایران پرداخته است.
نویسنده تاکید دارد که اگر چه نه مسکو و نه پکن به‌صورت علنی وارد جنگ نشده‌اند، بااین‌‌حال، هر دو از این جنگ با دلایل و ابزارهای متفاوت بهره‌برداری راهبردی می‌کنند، چنان‌که میزان آسیب‌پذیری‌شان در برابر هزینه‌های جنگ نیز تفاوت فاحشی دارد.

@NabardNegar
Post #32 244

Forwarded from شهر فلسفه ایران (شهر فلسفه)

🏛 شهر فلسفۀ ایران برگزار می‌کند:

🛎 نشست 75ام:
هستی‌شناسی جنگ: آیا جنگ را می‌توان توجیه کرد؟

📢 میهمانان:
🔹امیرحسین ابراهیم
🔸امین زرگرنژاد

🗓 پنجشنبه 29 مرداد 1405

⏰ ساعت 16 تا 18

‼ حضور برای همگان آزاد است و نیاز به ثبت نام ندارد.

🌐 تهران، بلوار نلسون ماندلا، کوچۀ گلدان، پلاک 5، واحد 3
☎ 09361135000
☎ 021 2205 3556
www.philosophycity.ir
Post #31 269
▫️
🔻 ملاحظاتی پیرامون «توافق عربستان، ترکیه و پاکستان» از نگاه تل‌آویو و تهران

دنی سیترینوویچ

منبع: X
۷ اوت ۲۰۲۶

------
۱. اسرائیل شاید نگران باشد اما تل‌آویو دلیل اصلی این توافق نیست
بی‌شک در اسرائیل کسانی این توافق را نشانه‌ ظهور بلوک سنّی جسورتر می‌دانند که در آینده می‌تواند تهدید باشد اما این تحلیل از دغدغه‌ٔ اصلی ریاض غافل است. برای سعودی‌ها این توافق بیش از همه حاصل نگرانی عمیق‌تری است: اینکه آیا عربستان می‌تواند در محیطی به‌شدت ناامن و پیش‌بینی‌‌ناپذیر به‌تنهایی از پس چالش‌های امنیتی‌اش برآید؟ ریاض اکنون دنبال عمق راهبردی و شرکای تازه‌ای است.

۲. آزمون واقعی توافق: هزینه‌های نظامی واقعی
تداوم حملات حوثی‌ها به عربستان آزمونی فوری برای این توافق است. آیا این حملات به درگیری جدی پاکستان یا ترکیه با حوثی‌ها می‌انجامد؟ حوثی‌ها پیش‌تر یک پهپاد بیرقدار ساخت ترکیه را سرنگون کرده‌اند که البته ظاهراً توسط خود عربستان به کار گرفته می‌شد و این تفکیک اهمیت بالایی دارد. پرسش اصلی اما اینجاست که با تشدید تنش در منطقه‌ چه رخ می‌دهد؟ مثلاً اگر در واکنش به یک حملهٔ آمریکایی، ایران زیرساخت‌های نفت سعودی را هدف بگیرد آیا ترکیه و پاکستان واقعاً آماده تقابل نظامی با ایران‌اند؟ اینجا دقیقاً نقطه‌ای است که شعارهای همبستگی به دیوار واقعیت‌های ژئوپلیتیک می‌خورد. نه آنکارا و نه اسلام‌آباد مشتاق تقابل با تهران نیستند و احتیاط سنتی پاکستان در قبال ایران نشانگر دشواری اتخاذ چنین تصمیمی است.

۳. توافق لزوماً پرونده عادی‌سازی روابط اسرائیل-عربستان را نمی‌بندد
از نگاه اسرائیل این توافق نباید تعیین‌تکلیف عادی‌سازی روابط با ریاض قلمداد شود. شراکت امنیتی و رابطه ریاض-تل‌آویو در مسیرهایی مرتبط اما مجزا پیش می‌رود. اگر اسرائیل در پروندهٔ دیپلماتیک فلسطین پیشرفت چشمگیری حاصل کند بسیار محتمل است که عربستان دوباره به عادی‌سازی متمایل شود. این توافق تغییر بنیادینی در آن معادله نمی‌دهد.

۴. بازتاب تردیدهای ریاض در اتکا به واشنگتن
یکی از محرک‌های اصلی این تحول سرخوردگی ریاض و کاهش تمایل برای تکیه امنیتی انحصاری به آمریکاست. با این حال واشنگتن لزوماً نگاهی منفی به این توافق ندارد. ترتیبی که بدون نیاز به منابع نظامی آمریکا به ثبات منطقه کمک کند با مطالبهٔ دیرینهٔ واشنگتن مبنی بر اینکه شرکای منطقه‌ای باید بار بیشتری از امنیتشان را بپذیرند کاملاً همسوست. ترامپ به‌ویژه بارها ترکیه را بازیگری مهم در منطقه توصیف کرده. اما محدودیت بزرگی وجود دارد: منابع. ترکیه با مشقت‌های اقتصادی درگیر است و عربستان نیز فشارهای مالی خود را دارد. این توافق شاید از نظر سیاسی و راهبردی مهم باشد اما ایجاد یک معماری نظامی یکپارچه نیازمند سرمایه‌ به‌مراتب بیشتری نسبت به صرف امضای توافق است. از این منظر توافق را می‌توان محصول تلاش‌های ناکام منطقه برای مهار ایران صرفاً از طریق تشدید تنش دانست.

۵. تهران ناظر نگران‌تر از تل‌آویو
ترکیه، پاکستان و عربستان دنبال جنگ با ایران نیستند اما این توافق می‌تواند توازن قوای منطقه را که مدتی‌ست به سود تهران سنگینی دارد، دگرگون کند. حتی بدون شکل‌گیری ائتلاف ضدایرانی، هماهنگی نزدیک میان سه دولت سنّی که هر کدام زور نظامی، اقتصادی و ژئوپلیتیک دارند، محیط راهبردی ایران را پیچیده‌تر می‌کند. اهمیت ماجرا نه در قصد فعلی این سه کشور که در توانایی احتمالی آنها برای عمل مشترک در آینده است.

۶. چشمِ نگران امارات
ابوظبی دلایل کافی دارد که از نقش پررنگ‌تر ترکیه در امنیت خلیج فارس استقبال نکند. امارات مدت‌هاست نفوذ منطقه‌ای ترکیه – به‌ویژه پیوندهای تاریخی آنکارا با اسلام‌گرایان سیاسی نظیر اخوان‌المسلمین – را چالشی راهبردی می‌داند. از این رو حضور عمیق‌تر ترکیه در امور امنیتی عربستان می‌تواند به منبع اصطکاک جدیدی میان آنها بدل شود، حتی اگر در بسیاری از حوزه‌های دیگر شرکای نزدیک باقی بمانند.

جمع‌بندی
آزمون‌های اصلی این شراکت نوپا هنوز در پیش است. تقابل عربستان و حوثی‌ها با پتانسیل بالای تشدید احتمالاً ادامه می‌یابد. عربستان در مقطعی که محدودیت‌های اقدام فردی‌اش آشکار شده به پشتوانه‌‌ای راهبردی دست یافته و ترکیه نیز جای‌پایی در امنیت خلیج فارس پیدا کرده. پاکستان نیز ممکن است توانسته باشد باری را که پیش‌تر در تهدیدها علیه امنیت عربستان به‌تنهایی بر دوش می‌کشید، تسهیم کند. اما شکاف میان بیانیه‌های راهبردی و تعهدات عملیاتی می‌تواند بسیار عمیق باشد.
پرسش کلیدی نه آنچه روی کاغذ آمده که پاسخ به این سوال است: اگر به یکی از سه کشور حمله شود، به‌ویژه اگر پاسخ دادن مستلزم تقابل با ایران باشد، چه رخ خواهد داد؟ پاسخ به این پرسش توافق مکه مشخص می‌کند که آیا به یک معماری واقعی امنیت منطقه‌ای بدل می‌شود یا مانند اعلامیه‌ای نمادین تنها در حد همبستگی سیاسی باقی می‌ماند.

@NabardNegar
Post #30 187
نبردنگار | امین زرگرنژاد ▫️ 🔻 «چگونه آمریکا برتری راهبردی‌اش را بر باد داد» ترامپ در تنگنای تهدیدهای توخالی و کمبود مهمات نویسندگان: نانسی یوسف و جاناتان لمر منبع: نشریهٔ آتلانتیک (۶ اوت ۲۰۲۶) بخش ۱ از ۲ ------------------- ایالات متحده در وضعیت قرمز ذخایر موشکی قرار دارد. طبق…
🔻 «چگونه آمریکا برتری راهبردی‌اش را بر باد داد» (بخش ۲ از ۲)
دسترسی به بخش اول
---------------

توافق پیشنهادی میان عمان و ایران، که در انتظار تأیید آمریکا و کشورهای خلیج فارس است، با ایجاد سازوکاری برای مدیریت مشترک کشتیرانی تجاری، تنگه را بازگشایی می‌کند. چنین توافقی از یک سو نظارتی را بر این آبراه حیاتی به ایران می‌دهد که آن را دستاوردی جنگی می‌پندارد، و از سوی دیگر بر اصرار عمان برای حفظ آزادی ناوبری صحه می‌گذارد.

ذخایر تسلیحاتی آمریکا سال‌هاست که تحت فشار بوده اما پس از حملهٔ روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲ این مسئله به‌وضوح آشکار شد. ارتش آمریکا در جریان عملیات ۵۳ روزهٔ سال گذشتهٔ دولت ترامپ علیه حوثی‌های یمن، صدها موشک شلیک کرد که قیمت برخی از آن‌ها به چند میلیون دلار می‌رسید. پس از آن نیز نزدیک به دو هفته حملات آمریکا و اسرائیل به ایران و رهگیری موشک‌ها و پهپادهای ایرانی انجام شد. آمریکا در ۳۸ روز نخست جنگ ایران هزاران مهمات شلیک کرد. یک مقام آمریکایی به ما گفت هگست بارها، و حتی هفتهٔ گذشته در گفت‌وگو با ترامپ، هرگونه کمبودی را رد کرده است. در کنگره هم وزیر دفاع نتوانست استدلالی قانع‌کننده برای بودجهٔ درخواستی‌اش ارائه کند، به‌ویژه برای قانون‌گذارانی که بخشی از آن‌ها به‌دلیل نامحبوب بودنِ جنگ انتخابات سختی را پیش رو دارند. یکی از دست‌اندرکاران کنگره به ما گفت: «با نارضایتی رأی‌دهندگان از افزایش قیمت بنزین و همچنین پیام‌های متناقض هگست و سابقهٔ تنش او با کنگره، اینجا هیچ حسن‌نیتی نسبت به وزارت دفاع وجود ندارد.» با این حال، انتظار می‌رود کنگره در نهایت بخش عمدهٔ بودجه‌ٔ درخواستی پنتاگون را تأمین کند. اما آنچه آمریکا واقعاً نیاز دارد «زمان» است. مارک کنسیان، تحلیل‌گر مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی در واشنگتن که ذخایر مهمات را رصد می‌کند، به ما گفت که بازگرداندنِ موجودی‌ها به سطح پیش از جنگ، بسته به نوع سلاح، ممکن است تا پنج سال طول بکشد. طبق گفته‌های او سه سال دیگر هم لازم است تا ذخایر به سطحی برسد که «ستاد مشترک و فرماندهان آمریکاییِ مسئول در منطقهٔ آسیا-اقیانوسیه با آن احساس آسودگی کنند.» از نظرِ تئوریک این مسئله فرصت زیادی به پکن می‌دهد تا از کمبودهای آمریکا بهره ببرد (مثلاً با حمله به تایوان).

شان پارنل سخنگوی پنتاگون در اظهارنظری به ما گفت: «ادعای کمبود مهمات آمریکا نادرست است و بزرگ‌نمایی آن غیرمسئولانه است. ما هرچه را برای حمله در زمان و مکانی که رئیس‌جمهور لازم بداند در اختیار داریم.» این معضل ریشه در دوران پیش از دولت ترامپ دارد. آمریکا پس از جنگ سرد، تعداد مهمات حیاتی خود را کاهش داد و سرعت تولید را هم پایین آورد زیرا تصور می‌کرد فاصله‌های طولانی صلح میان جنگ‌های کوتاه و قاطع، ظرفیت کافی ایجاد می‌کند. اما ارتش آمریکا تقریباً به‌طور پیوسته درگیر مناقشاتی بوده که با حملات موشکی پیش می‌رفتند: لیبی، یمن، سوریه، ایران و نیجریه. جنگ روسیه و اوکراین نیز با شتاب‌گیری مصرف مهمات مواجه شده است. طبق گفتهٔ‌های کنسیان، دولت بایدن برای جایگزینی تسلیحات ارسالی به کی‌یف قراردادهایی بست اما نتوانست با میزان تقاضا همگام بماند.

آمریکا برای مقابله با پهپادهای ایرانیِ مورد استفادهٔ روسیه، به‌سرعت به‌دنبال راه‌های ارزان‌تر رفت و تا حدی هم پیشرفت کرد. اما ذخایر رهگیرهایی مثل پاتریوت و تاد به‌سرعت مصرف شد. کنسیان گفت: «برای متوقف کردن موشک‌های بالستیک جایگزین خوبی وجود ندارد. بدون این موشک‌های دفاعی، موشک‌های مهاجم بدون مانع به هدف می‌رسند. دقیقاً همین اتفاق در اوکراین در حال رخ دادن است.» پیش از حملهٔ روسیه، آمریکا سالانه حدود ۳۰۰ موشک پاتریوت تولید می‌کرد که نیمی از آن به متحدانش می‌رسید. از آن زمان تولید دو برابر شده اما هنوز خیلی از نیازِ وضعیت جنگی عقب است. اگر جنگ ایران، همان‌طور که دولت ابتدا تصور می‌کرد، ظرف چند هفته تمام می‌شد، بحران مهمات آمریکا تا این حد وخیم نبود. یکی از مقام‌های دفاعی به ما گفت اگر «می‌دانستیم جنگ کی تمام می‌شود» اوضاع قابل مدیریت‌تر بود. «مشکل واقعی این است که هیچ راهبرد بلندمدتی وجود ندارد و ما نمی‌توانیم بر آن اساس برنامه‌ریزی کنیم.»

پیش از این کمبودها آمریکا از برتری‌های فناورانه‌اش برای شکل دادن به راهبردهای خود استفاده می‌کرد. اما حالا پیشرفت‌های فناورانهٔ دشمنانش، و فشاری که بر ذخایر آمریکا وارد کرده‌اند، واشنگتن را وادار کرده تا در راهبردش تجدیدنظر کند؛ اما این بار بدون آن فرض دیرینه که نیروهای آمریکایی همیشه در زمینهٔ مهمات دستِ بالا را دارند.

پایان

دسترسی به بخش اول متن

@NabardNegar
Post #29 166
نبردنگار | امین زرگرنژاد ▫️ «چگونه آمریکا برتری راهبردی‌اش را بر باد داد» ترامپ در تنگنای تهدیدهای توخالی و کمبود مهمات نویسندگان: نانسی یوسف و جاناتان لمر منبع: نشریهٔ آتلانتیک (۶ اوت ۲۰۲۶) 🔺 دسترسی به ترجمهٔ فارسی (در دو بخش) @NabardNegar
▫️
🔻 «چگونه آمریکا برتری راهبردی‌اش را بر باد داد»

ترامپ در تنگنای تهدیدهای توخالی و کمبود مهمات

نویسندگان: نانسی یوسف و جاناتان لمر

منبع: نشریهٔ آتلانتیک (۶ اوت ۲۰۲۶)

بخش ۱ از ۲
-------------------
ایالات متحده در وضعیت قرمز ذخایر موشکی قرار دارد. طبق استعلام ما از مقامات کنونی و پیشین دفاعی آمریکا، پنج ماه پس از آغاز جنگ با ایران ذخایر تسلیحات دوربرد آن‌چنان تحلیل رفته که آن‌ها دیگر باور ندارند آمریکا توان مقابله با تهدیدات احتمالی در آسیا را داشته باشد. بسته به نوع مهمات، موجودی انبارها گاهی به ۲۰ درصدِ سطح مطلوبِ پنتاگون سقوط کرده است. ذخایر سامانه‌های پدافندی پیشرفته نظیر «پاتریوت» و «تاد» نیز چنان ته کشیده که نه توان واگذاری یا فروش آن‌ها به اوکراین وجود دارد و نه می‌توان به‌شکل مؤثری در برابر موشک‌های بالستیک ایران از آن‌ها استفاده کرد. به گفتهٔ این منابع، حتی وقتی رادارها موشک‌های ایرانی را در حال نزدیک شدن نشان می‌دهند، نیروهای پدافندی در کسری از ثانیه باید تصمیم بگیرند که آیا از شمار محدود رهگیرهایشان استفاده کنند یا قید دفاع را بزنند و به بخت‌واقبال پناه ببرند.

پیت هگست وزیر دفاع همین هفتهٔ جاری در کنگره ملتمسانه از جمهوری‌خواهان خواست تا میلیاردها دلار برای جبران این کمبود خطرناک در ذخایر موشکی و سایر مهمات حیاتی تأمین کنند. درخواست او آشکارا رنگ‌وبوی سیاسی داشت و دموکرات‌ها را به‌کل نادیده گرفت اما این اقدامی بود که از قضا مدت‌ها پیش از این باید انجام می‌شد. پنتاگون امسال قراردادهایی به ارزش ده‌ها میلیارد دلار برای بازسازی این زرادخانه‌ها امضا کرده است اما امضای قرارداد کجا و تحویل فوریِ موشک کجا. این قراردادها نه در ماه‌های پیشِ رو بلکه نهایتاً در سال‌های آینده به ثمر می‌نشینند. دولت‌های بایدن و ترامپ برای تسریع فرآیند تولید، در زیرساخت‌های دفاعی سرمایه‌گذاری کرده‌اند اما پیش‌بینی می‌شود که برای سامانه‌های کلیدی مانند پاتریوت، عرضه تا حدود سال ۲۰۳۰ به سطح تقاضا نرسد. هم‌زمان ایران تولید پهپادهای تهاجمی و موشک‌های بالستیک خود را افزایش داده و توانمندی‌های آن‌ها را ارتقا بخشیده است. حالا این جنگ بیش از هر چیز نه با ملاحظات اقتصادی یا سیاست‌های انتخاباتی بلکه با توان صنعتی و تدارکاتی پیش می‌رود.

یک مقام ارشدِ دولتی که از جلسهٔ روز جمعه در کمپ دیوید آگاه بود به ما گفت ترامپ از ارزیابی تیم امنیت ملی‌اش به‌شدت برآشفته شده است. این گزارش نشان می‌داد ارتش آمریکا مهمات کافی برای اجرای دستور او مبنی بر تشدید حملات علیه ایران را در اختیار ندارد. اگر آمریکا دست به حمله می‌زد تهران احتمالاً با رگباری از موشک و پهپاد به هم‌پیمانان منطقه‌ای آمریکا و پایگاه‌های میزبان نیروهای آمریکایی پاسخ می‌داد. ترامپ با تندی به دستیارانش تاخته و خطاب به فرماندهانِ پنتاگون نیز سخنان گزنده‌ای گفته است (البته طبق گفتهٔ یکی از مقامات کاخ سفید او فعلاً قصد تغییر کادر خود را ندارد). ترامپ از ناتوانی‌اش در خروج از بن‌بست جنگ کلافه شده، از فشار اقتصادی ناشی از آن به ستوه آمده و ناامیدانه به‌دنبال راهی برای عبور از این وضعیت می‌گردد.

دست‌اندرکاران کاخ سفید نگران‌اند که ترامپ در حال از دست دادن اهرم فشارش در این مناقشه باشد. او بارها ایران را تهدید کرده اما به‌ندرت به آن عمل کرده است و تهران به خوبی بر این واقعیت واقف است. آن‌ها همچنین می‌دانند که برخلاف ادعاهای عمومی هگست و ترامپ، ذخایر مهمات آمریکا رو به پایان است. قدرت بازدارندگی تنها به توان حمله وابسته نیست، بلکه به ظرفیت دفاع در برابر تلافی‌جوییِ ایران هم گره خورده است. ایران با حمله به کشتی‌ها در تنگهٔ هرمز نشان داده که جسارت آزمودن بیشتر آمریکا را دارد. کاخ سفید مدعی بود که ایران به‌زودی از نظر اقتصادی به چنان نقطهٔ وخیمی می‌رسد که ناچار به مذاکره خواهد شد و گزارش‌های اطلاعاتی هم این دشواری‌ها را تأیید می‌کنند. اما تاب‌آوری تهران دولت ترامپ را غافلگیر کرده و آن‌ها دیگر مطمئن نیستند که حکومت ایران به نقطه‌ای برسد که مذاکره تنها گزینه‌اش باشد.

در پنج ماهی که از آغاز جنگ می‌گذرد ترامپ هرگز در چنین موقعیت شکننده‌ای نبوده است. کمبود موشک‌های رهگیر تشدید درگیری را خطرناک می‌کند و گسترش حملات هم تضمینی برای بازگشت تهران به پای میز مذاکره نیست. شاید این وضعیت، دیپلماسی و امتیازدهی را به کم‌خطرترین گزینه برای دولت آمریکا بدل کند. ترامپ و وزیر خارجه‌اش مارکو روبیو بارها گفته‌اند هرگز اجازه نخواهند داد ایران کنترل هیچ بخشی از تنگهٔ هرمز را در دست بگیرد. اما ترامپ اکنون دارد توافقی را بررسی می‌کند که به ایران نوعی کنترل بر ترافیک دریایی بدهد.
‌
دسترسی به بخش دوم و پایانی

@NabardNegar
Post #27 227
▫️
چرا دونالد ترامپ باید در جنگ با ایران تنها به اعلام پیروزی بسنده کند؟

نویسنده: ایوان الاند

منبع: The National Interest
۳ اوت ۲۰۲۶

---------------------------
لغو حملات آخر هفته توسط دولت ترامپ به‌روشنی نشان می‌دهد که ایالات متحده تمایلی به بالا بردن سطح تنش با ایران ندارد.

اگرچه دونالد ترامپ بار دیگر با تهدید به تشدید درگیری برای نهمین بار از لبهٔ پرتگاه عقب نشست، اما نشانه‌های نگران‌کننده‌ای وجود داشت که ارتش ایالات متحده برای هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی ایران برنامه‌ریزی می‌کرد. این اهداف احتمالاً شامل شبکهٔ برق و پالایشگاه‌های نفت می‌شد؛ اقدامی که با هدف احیای راهبرد اولیهٔ دولت ترامپ برای «تغییر رژیم» و از کار انداختنِ خدمات دولتی برای مردمی که به زعم آن‌ها عاصی و ناراضی هستند، صورت می‌گرفت.
در سوی دیگر، ایران با نشان دادنِ این توانایی که می‌تواند مستقیماً یا از طریق نیروهای نیابتی‌اش قیمت جهانی انرژی را هدف بگیرد، دایره‌ٔ جنگ را گسترده‌تر کرده است. این ضربات شامل حمله به تأسیسات انرژی کشورهای حاشیهٔ خلیج‌فارس و ناامن‌سازی گلوگاه نفتی باب‌المندب در ورودی دریای سرخ و کانال سوئز می‌شود. در نقش مکملی برای این اقدامات، احتمال دارد ایران پشتِ پرده‌ٔ حملهٔ سایبری [در اواخر ژوئیه ۲۰۲۶] به تأسیسات آب در ایالت مینه‌سوتا نیز بوده باشد که یکی از سنگین‌ترین حملات سایبری در حافظهٔ اخیر ایالات متحده است. ایران عملاً ثابت کرده که در پاسخ به هرگونه اقدام آمریکا برای تغییر رژیم از طریق حمله به زیرساخت‌های انرژی‌اش، توانایی تلافی‌جویی در سطح جهانی را دارد.
احتمال اینکه تشدید تنش از سوی ایالات متحده به فروپاشی رژیم ایران منجر شود بسیار ضعیف است. همان‌طور که پروفسور رابرت پیپ از دانشگاه شیکاگو در مطالعهٔ جامع خود دربارهٔ تلاش‌های پیشین برای تغییر رژیم‌ها صرفاً از طریق بمباران هوایی اثبات کرده، هیچ‌کدام از این اقدامات به نتیجه نرسیده‌اند. در ماه مه ارتش آمریکا به ترامپ گزارش داد که اهداف نظامیِ باقی‌مانده از نیروهای مسلح یا سپاه پاسداران ایران بسیار محدود شده است. چشم‌انداز تغییر رژیم از طریق انقلاب مردمی نیز دورتر از همیشه به نظر می‌رسد.
تاریخ گواه آن است که کارزارهای بمباران گسترده، حتی در جوامع تحت سلطه‌ٔ رژیم‌های استبدادی و درگیر فساد نیز می‌تواند «اثر همبستگی ملی» ایجاد کند. فارغ از اینکه رژیم چقدر ناکارآمد باشد، نفرت از دشمن خارجی که عامل حملات روزمره است بیش از پیش برانگیخته می‌شود. این پدیده در کشورهای دموکراتیک نیز اغلب مشاهده می‌شود چنان‌که بسیج عمومی مردم آمریکا پس از حملات «فورت سامتر» و «پرل هاربر» گواه آن است. پس از حملات ۱۱ سپتامبر نیز محبوبیت جورج دبلیو بوش به ۹۰ درصد رسید که رکوردی بی‌سابقه در تاریخ نظرسنجی‌های ریاست‌جمهوری آمریکا محسوب می‌شد.
بنابراین اگر تشدید تنش توسط آمریکا نه تنها رژیم را ساقط نمی‌کند، بلکه با واکنش‌های تلافی‌جویانهٔ ایران در خلیج‌فارس و دریای سرخ و همچنین حملات سایبری بیشتر، قیمت جهانی انرژی را به‌شدت بالا می‌برد، پس راهکار چیست؟
سرمایه‌گذاران کارکشته می‌دانند که اغلب بهتر است زیان را متوقف کرد و از معرکه خارج شد تا اینکه یک سرمایه‌گذاری اشتباه را تا مرز نابودی ادامه داد. ترامپ با وجود تمام لاف‌زنی‌ها، در کشیدن ماشه علیه زیرساخت‌های انرژی ایران تردید دارد. او باید به همین غریزه اعتماد کند و از چنین تنش‌زایی بپرهیزد. هرچند گام بعدی برای او دشوارتر است چرا که ظاهراً روان‌شناسی سیاسی‌اش مانع از آن می‌شود که شکست پروژه‌اش علیه ایران را بپذیرد.
با این حال، ترامپ که استاد وارونه‌سازی واقعیت به نفع خود است، باید همان توصیه قدیمی رودی جولیانی را در اقدامات پیشین‌اش به کار ببندد: «فقط بگو ما بردیم.» به عبارت دیگر، اعلام پیروزی کند و این افتضاح خاورمیانه‌ای را همین‌جا خاتمه دهد، پیش از آنکه به یک آتش‌سوزی فراگیر منطقه‌ای یا جهانی تبدیل شود.

@NabardNegar
The National Interest Why Donald Trump Should Just Declare Victory in the Iran War After the Trump administration called off this weekend’s strikes, it’s clear the US is unwilling to escalate hostilities with Iran.
Older posts →

About this channel

How can I read @nabardnegar without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for نبردنگار | امین زرگرنژاد: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does نبردنگار | امین زرگرنژاد have?
نبردنگار | امین زرگرنژاد (@nabardnegar) has 192 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does نبردنگار | امین زرگرنژاد know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →