نکاتی دربارهٔ وضعیت جنگ
گفتگوی سیانان با دنی سیترینوویچ
منبع: توییتر سیترینوویچ
۴ سپتامبر ۲۰۲۶
----------------------
۱. پرسش بنیادین این است: غایت نهایی دولت آمریکا در قبال ایران چیست؟ در مقطع کنونی این مسئله همچنان مبهم است. آیا هدف تضعیف ایران است و یا سرنگونی نظام، وادار ساختن تهران به تسلیم، و یا در نهایت بازگشت به میز مذاکره و دستیابی به یک توافق؟ اینها اهدافی کاملاً متمایزند که مستلزم راهبردهایی کاملاً متفاوت هستند. تا زمانی که واشنگتن تعریف روشنی از ماهیت واقعی «موفقیت» ارائه ندهد، درک مسیر این منازعه و چگونگی پایان آن دشوار خواهد بود.
۲. فشار اقتصادی صرفاً یک ابزار است، نه یک هدف و مسلماً نمیتواند راهبرد خروج باشد. بدون وجود راهکار دیپلماتیک واقعبینانه برای تنشزدایی، فشار حداکثری اقتصادی بیش از آنکه به تسلیم منجر شود، به تشدید تنش خواهد انجامید. این فرض که واشنگتن میتواند به تداوم فشار بر تهران ادامه دهد و همزمان وضعیت موجود را برای مدتی نامحدود حفظ کند، آشکارا غیرواقعبینانه است. ایران در این منازعه دارای فاعلیت و قدرت کنشگری است و در پی تحمیل هزینه بر آمریکا و متحدان منطقهای آن خواهد بود. از این رو، حتی اگر دولت آمریکا خواهان تثبیت منازعه در سطح کنونی باشد، تهران هیچ دلیلی برای همراهی با این خواسته ندارد. واشنگتن بهتنهایی کنترل «نردبان تشدید تنش» را در دست ندارد.
۳. در این میان، بخش عمدهای از مباحث در واشنگتن بر تنگهٔ هرمز متمرکز شده است (تنگهای که باید یادآور شد پیش از جنگ باز بود) درحالیکه معضلات راهبردی که زمینهساز بروز این درگیری شدند همچنان لاینحل باقی ماندهاند. مهمترین این چالشها، برنامهٔ هستهای ایران است. در واقع، تهدید هستهای اکنون میتواند خطرناکتر از دوران پیش از جنگ باشد. آیتالله علی خامنهای با وجود خصومت عمیق با آمریکا و اسرائیل، در عبور از آستانهٔ هستهای احتیاط شدیدی به خرج میداد. کنار رفتن او محیط تصمیمگیری در تهران را دگرگون کرده است. با افزایش نفوذ سپاه پاسداران احتمال تصمیم ایران برای حرکت به سمت ساخت سلاح هستهای جدیتر شده است.
۴. نمیتوان راهبرد را بر پایهٔ فرضیهٔ فروپاشی نظام ایران بنا نهاد. این یک راهبرد نیست بلکه خیالاندیشی است. فشار اقتصادی، حتی از نوع شدید آن، تضمینکنندهٔ تغییر رزیم نیست. در واقع، این امر ممکن است پیامدی معکوس داشته باشد: برانگیختن واکنشهای ملیگرایانه، تقویت این روایت حکومتی که ایران آماج تهاجم خارجی قرار دارد، و اعطای توجیه مضاعف به حاکمیت برای افزایش فشار داخلی. ممکن است تغییر رژیم رخ دهد اما واشنگتن نمیتواند آن را فرض محوریِ شکلدهنده به استراتژی خود در قبال ایران قرار دهد. سیاست آمریکا باید بر مبنای «ایرانی که امروز وجود دارد» پیریزی شود نه ایرانی که واشنگتن امیدوار است در آینده شکل بگیرد.
۵. دربارهٔ تهدید هستهای، این مسئله چالش بزرگی برای اسرائیل ایجاد میکند. دشوار بتوان تصور کرد دولتی در اسرائیل پذیرای حرکت برنامهٔ هستهای ایران به سمت تسلیحاتی شدن باشد. بنابراین پایان دادن به درگیریهای کنونی بدون پرداختن به مسئلهٔ هستهای، منازعهٔ بنیادین را حل نخواهد کرد؛ این امر میتواند واشنگتن و تلآویو را در آینده با بحرانی بهمراتب خطرناکتر مواجه کند.
@NabardNegar
Post #38
225
نبردنگار | امین زرگرنژاد نکاتی دربارهٔ وضعیت جنگ گفتگوی سیانان با دنی سیترینوویچ ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ @NabardNegar