دو توییت از دنی سیترینوویچ دربارهٔ تنشهای نظامی جاری بین عربستان و یمن و چالشهای وضعیت منطقه
۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶
---------------------
توییت اول:
عربستان امروز بر سر دوراهی «جنگ یا صلح» قرار ندارد، بلکه ناگزیر از انتخاب میان دو سناریوی متفاوت از «شکست راهبردی» است.
چنانچه ریاض در پی پایاندادن به این رویارویی باشد، در عمل چارهای جز پذیرش مطالبهٔ اصلی حوثیها (انصارالله) و لغو محدودیتها علیه مناطق تحت کنترل آنان در یمن نخواهد داشت. این اقدام هرچند ممکن است حملات را متوقف کند، اما در عمل به تقویت بنیهٔ اقتصادی و نظامی حوثیها، پاداشدادن به اهرم فشار و ارعاب آنها، و نهایتاً استقرار رقیبی قدرتمندتر در امتداد مرزهای جنوبی پادشاهی سعودی منجر خواهد شد.
در مقابل، در صورت امتناع ریاض، این کشور ناچار است به تقابلی ادامه دهد که عمدهٔ هزینههای آن را بهتنهایی به دوش میکشد. تقابلی که در آن هیچیک از متحدانش تمایلی به ورود به جنگ نیابتی علیه حوثیها به سود ریاض از خود نشان نمیدهند.
این هزینهها روندی فزاینده دارند. حملات حوثیها، همگام با ضربات متحدان عراقی آنها به زیرساختهای انرژی عربستان — از جمله خط لولهٔ راهبردی شرق به غرب — هرگونه تشدید تنش را به تهدیدی مستقیم علیه منافع اقتصادی و ثبات استراتژیک پادشاهی تبدیل کرده است.
دام راهبردی دقیقاً در همینجا نهفته است: دادن امتیاز، آرامشی کوتاهمدت را به بهای مواجهه با تهدیدی بسیار قدرتمندتر از جانب حوثیها در آینده میخرد. و از سوی دیگر، تشدید تنش به بهانهٔ حفظ اعتبار و بازدارندگی عربستان، به قیمت درافتادن در جنگی فرسایشی و پرهزینه تمام میشود که بعید است ریاض بتواند در آن به پیروزی قاطعی دست یابد.
هر اندازه این بار سنگین مدت بیشتری بر دوش عربستان باقی بماند، دست حوثیها برای بهرهبرداری از این «عدم تقارن بنیادین» بازتر خواهد بود: ریاض در یک ناامنی فرسایشی و طولانی، داراییهای بهمراتب آسیبپذیرتری در قیاس با حوثیها برای از دست دادن دارد.
هیچ راه خروج کمهزینهای متصور نیست. در غیاب یک اجماع و تعهد بینالمللی فراگیر، عربستان سعودی نه در موضع انتخاب میان پیروزی یا شکست، بلکه ناگزیر از گزینش میان «تقویت جایگاه حوثیها» یا «تحمل جنگ فرسایشی بیپایان» است.
▪️▪️▪️▪️
توییت دوم:
همزمان با ازسرگیری درگیریها در یمن، تحرکات دیپلماتیک برای برونرفت از بحران فراگیر خلیج فارس نیز شتابی ملموس به خود گرفته است.
با وجود تعویق نشست برنامهریزیشده در صلالهٔ عمان، افزایش رایزنیها و تماسهای تلفنی در سطوح عالی، نشان از تکاپوی دیپلماتیک جدی در سطح منطقه دارد. رویکردی که پیشران اصلی آن، تلاش کشورهای حوزهٔ خلیج فارس برای دستیابی به فرمولی سیاسی جهت بازگرداندن نسبی ثبات است.
احتمال برگزاری گفتوگوها در خاک عربستان، در کنار تعاملات محمد بن زاید با مسعود پزشکیان، بیانگر واقعیتی راهبردی و انکارناپذیر در منطقه است: پایتختهای عربی خلیج فارس به این درک رسیدهاند که تهران نهتنها متغیری تعیینکننده در شکلگیری بحران است، بلکه لاجرم باید بخشی از هرگونه راهحل پایدار نیز باشد.
برای ریاض، این موازنه اهمیتی دوچندان مییابد. هرچه فشار و هزینههای مقابله با حوثیها بیشتر بر دوش عربستان سنگینی کند، انگیزهٔ این کشور برای حفظ و تعمیق مجاری ارتباطی با ایران قویتر خواهد شد.
نتیجهٔ نهایی و واقعیت گریزناپذیر صحنه آن است که برای کشورهای خلیج فارس، دستیابی به ثبات پایدار در منطقه بدون مشارکت معنادار ایران امکانپذیر نخواهد بود و این واقعیتی است که هرچه رویارویی کنونی به درازا بکشد، بیش از پیش معادلات و محاسبات راهبردی عربستان و سایر بازیگران خلیج فارس را شکل خواهد داد.
@NabardNegar
Post #42
285