▫️
🔻 ملاحظاتی پیرامون «توافق عربستان، ترکیه و پاکستان» از نگاه تلآویو و تهران
دنی سیترینوویچ
منبع: X
۷ اوت ۲۰۲۶
------
۱. اسرائیل شاید نگران باشد اما تلآویو دلیل اصلی این توافق نیست
بیشک در اسرائیل کسانی این توافق را نشانه ظهور بلوک سنّی جسورتر میدانند که در آینده میتواند تهدید باشد اما این تحلیل از دغدغهٔ اصلی ریاض غافل است. برای سعودیها این توافق بیش از همه حاصل نگرانی عمیقتری است: اینکه آیا عربستان میتواند در محیطی بهشدت ناامن و پیشبینیناپذیر بهتنهایی از پس چالشهای امنیتیاش برآید؟ ریاض اکنون دنبال عمق راهبردی و شرکای تازهای است.
۲. آزمون واقعی توافق: هزینههای نظامی واقعی
تداوم حملات حوثیها به عربستان آزمونی فوری برای این توافق است. آیا این حملات به درگیری جدی پاکستان یا ترکیه با حوثیها میانجامد؟ حوثیها پیشتر یک پهپاد بیرقدار ساخت ترکیه را سرنگون کردهاند که البته ظاهراً توسط خود عربستان به کار گرفته میشد و این تفکیک اهمیت بالایی دارد. پرسش اصلی اما اینجاست که با تشدید تنش در منطقه چه رخ میدهد؟ مثلاً اگر در واکنش به یک حملهٔ آمریکایی، ایران زیرساختهای نفت سعودی را هدف بگیرد آیا ترکیه و پاکستان واقعاً آماده تقابل نظامی با ایراناند؟ اینجا دقیقاً نقطهای است که شعارهای همبستگی به دیوار واقعیتهای ژئوپلیتیک میخورد. نه آنکارا و نه اسلامآباد مشتاق تقابل با تهران نیستند و احتیاط سنتی پاکستان در قبال ایران نشانگر دشواری اتخاذ چنین تصمیمی است.
۳. توافق لزوماً پرونده عادیسازی روابط اسرائیل-عربستان را نمیبندد
از نگاه اسرائیل این توافق نباید تعیینتکلیف عادیسازی روابط با ریاض قلمداد شود. شراکت امنیتی و رابطه ریاض-تلآویو در مسیرهایی مرتبط اما مجزا پیش میرود. اگر اسرائیل در پروندهٔ دیپلماتیک فلسطین پیشرفت چشمگیری حاصل کند بسیار محتمل است که عربستان دوباره به عادیسازی متمایل شود. این توافق تغییر بنیادینی در آن معادله نمیدهد.
۴. بازتاب تردیدهای ریاض در اتکا به واشنگتن
یکی از محرکهای اصلی این تحول سرخوردگی ریاض و کاهش تمایل برای تکیه امنیتی انحصاری به آمریکاست. با این حال واشنگتن لزوماً نگاهی منفی به این توافق ندارد. ترتیبی که بدون نیاز به منابع نظامی آمریکا به ثبات منطقه کمک کند با مطالبهٔ دیرینهٔ واشنگتن مبنی بر اینکه شرکای منطقهای باید بار بیشتری از امنیتشان را بپذیرند کاملاً همسوست. ترامپ بهویژه بارها ترکیه را بازیگری مهم در منطقه توصیف کرده. اما محدودیت بزرگی وجود دارد: منابع. ترکیه با مشقتهای اقتصادی درگیر است و عربستان نیز فشارهای مالی خود را دارد. این توافق شاید از نظر سیاسی و راهبردی مهم باشد اما ایجاد یک معماری نظامی یکپارچه نیازمند سرمایه بهمراتب بیشتری نسبت به صرف امضای توافق است. از این منظر توافق را میتوان محصول تلاشهای ناکام منطقه برای مهار ایران صرفاً از طریق تشدید تنش دانست.
۵. تهران ناظر نگرانتر از تلآویو
ترکیه، پاکستان و عربستان دنبال جنگ با ایران نیستند اما این توافق میتواند توازن قوای منطقه را که مدتیست به سود تهران سنگینی دارد، دگرگون کند. حتی بدون شکلگیری ائتلاف ضدایرانی، هماهنگی نزدیک میان سه دولت سنّی که هر کدام زور نظامی، اقتصادی و ژئوپلیتیک دارند، محیط راهبردی ایران را پیچیدهتر میکند. اهمیت ماجرا نه در قصد فعلی این سه کشور که در توانایی احتمالی آنها برای عمل مشترک در آینده است.
۶. چشمِ نگران امارات
ابوظبی دلایل کافی دارد که از نقش پررنگتر ترکیه در امنیت خلیج فارس استقبال نکند. امارات مدتهاست نفوذ منطقهای ترکیه – بهویژه پیوندهای تاریخی آنکارا با اسلامگرایان سیاسی نظیر اخوانالمسلمین – را چالشی راهبردی میداند. از این رو حضور عمیقتر ترکیه در امور امنیتی عربستان میتواند به منبع اصطکاک جدیدی میان آنها بدل شود، حتی اگر در بسیاری از حوزههای دیگر شرکای نزدیک باقی بمانند.
جمعبندی
آزمونهای اصلی این شراکت نوپا هنوز در پیش است. تقابل عربستان و حوثیها با پتانسیل بالای تشدید احتمالاً ادامه مییابد. عربستان در مقطعی که محدودیتهای اقدام فردیاش آشکار شده به پشتوانهای راهبردی دست یافته و ترکیه نیز جایپایی در امنیت خلیج فارس پیدا کرده. پاکستان نیز ممکن است توانسته باشد باری را که پیشتر در تهدیدها علیه امنیت عربستان بهتنهایی بر دوش میکشید، تسهیم کند. اما شکاف میان بیانیههای راهبردی و تعهدات عملیاتی میتواند بسیار عمیق باشد.
پرسش کلیدی نه آنچه روی کاغذ آمده که پاسخ به این سوال است: اگر به یکی از سه کشور حمله شود، بهویژه اگر پاسخ دادن مستلزم تقابل با ایران باشد، چه رخ خواهد داد؟ پاسخ به این پرسش توافق مکه مشخص میکند که آیا به یک معماری واقعی امنیت منطقهای بدل میشود یا مانند اعلامیهای نمادین تنها در حد همبستگی سیاسی باقی میماند.
@NabardNegar
Post #31
269