▫️
چرا دونالد ترامپ باید در جنگ با ایران تنها به اعلام پیروزی بسنده کند؟
نویسنده: ایوان الاند
منبع: The National Interest
۳ اوت ۲۰۲۶
---------------------------
لغو حملات آخر هفته توسط دولت ترامپ بهروشنی نشان میدهد که ایالات متحده تمایلی به بالا بردن سطح تنش با ایران ندارد.
اگرچه دونالد ترامپ بار دیگر با تهدید به تشدید درگیری برای نهمین بار از لبهٔ پرتگاه عقب نشست، اما نشانههای نگرانکنندهای وجود داشت که ارتش ایالات متحده برای هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی ایران برنامهریزی میکرد. این اهداف احتمالاً شامل شبکهٔ برق و پالایشگاههای نفت میشد؛ اقدامی که با هدف احیای راهبرد اولیهٔ دولت ترامپ برای «تغییر رژیم» و از کار انداختنِ خدمات دولتی برای مردمی که به زعم آنها عاصی و ناراضی هستند، صورت میگرفت.
در سوی دیگر، ایران با نشان دادنِ این توانایی که میتواند مستقیماً یا از طریق نیروهای نیابتیاش قیمت جهانی انرژی را هدف بگیرد، دایرهٔ جنگ را گستردهتر کرده است. این ضربات شامل حمله به تأسیسات انرژی کشورهای حاشیهٔ خلیجفارس و ناامنسازی گلوگاه نفتی بابالمندب در ورودی دریای سرخ و کانال سوئز میشود. در نقش مکملی برای این اقدامات، احتمال دارد ایران پشتِ پردهٔ حملهٔ سایبری [در اواخر ژوئیه ۲۰۲۶] به تأسیسات آب در ایالت مینهسوتا نیز بوده باشد که یکی از سنگینترین حملات سایبری در حافظهٔ اخیر ایالات متحده است. ایران عملاً ثابت کرده که در پاسخ به هرگونه اقدام آمریکا برای تغییر رژیم از طریق حمله به زیرساختهای انرژیاش، توانایی تلافیجویی در سطح جهانی را دارد.
احتمال اینکه تشدید تنش از سوی ایالات متحده به فروپاشی رژیم ایران منجر شود بسیار ضعیف است. همانطور که پروفسور رابرت پیپ از دانشگاه شیکاگو در مطالعهٔ جامع خود دربارهٔ تلاشهای پیشین برای تغییر رژیمها صرفاً از طریق بمباران هوایی اثبات کرده، هیچکدام از این اقدامات به نتیجه نرسیدهاند. در ماه مه ارتش آمریکا به ترامپ گزارش داد که اهداف نظامیِ باقیمانده از نیروهای مسلح یا سپاه پاسداران ایران بسیار محدود شده است. چشمانداز تغییر رژیم از طریق انقلاب مردمی نیز دورتر از همیشه به نظر میرسد.
تاریخ گواه آن است که کارزارهای بمباران گسترده، حتی در جوامع تحت سلطهٔ رژیمهای استبدادی و درگیر فساد نیز میتواند «اثر همبستگی ملی» ایجاد کند. فارغ از اینکه رژیم چقدر ناکارآمد باشد، نفرت از دشمن خارجی که عامل حملات روزمره است بیش از پیش برانگیخته میشود. این پدیده در کشورهای دموکراتیک نیز اغلب مشاهده میشود چنانکه بسیج عمومی مردم آمریکا پس از حملات «فورت سامتر» و «پرل هاربر» گواه آن است. پس از حملات ۱۱ سپتامبر نیز محبوبیت جورج دبلیو بوش به ۹۰ درصد رسید که رکوردی بیسابقه در تاریخ نظرسنجیهای ریاستجمهوری آمریکا محسوب میشد.
بنابراین اگر تشدید تنش توسط آمریکا نه تنها رژیم را ساقط نمیکند، بلکه با واکنشهای تلافیجویانهٔ ایران در خلیجفارس و دریای سرخ و همچنین حملات سایبری بیشتر، قیمت جهانی انرژی را بهشدت بالا میبرد، پس راهکار چیست؟
سرمایهگذاران کارکشته میدانند که اغلب بهتر است زیان را متوقف کرد و از معرکه خارج شد تا اینکه یک سرمایهگذاری اشتباه را تا مرز نابودی ادامه داد. ترامپ با وجود تمام لافزنیها، در کشیدن ماشه علیه زیرساختهای انرژی ایران تردید دارد. او باید به همین غریزه اعتماد کند و از چنین تنشزایی بپرهیزد. هرچند گام بعدی برای او دشوارتر است چرا که ظاهراً روانشناسی سیاسیاش مانع از آن میشود که شکست پروژهاش علیه ایران را بپذیرد.
با این حال، ترامپ که استاد وارونهسازی واقعیت به نفع خود است، باید همان توصیه قدیمی رودی جولیانی را در اقدامات پیشیناش به کار ببندد: «فقط بگو ما بردیم.» به عبارت دیگر، اعلام پیروزی کند و این افتضاح خاورمیانهای را همینجا خاتمه دهد، پیش از آنکه به یک آتشسوزی فراگیر منطقهای یا جهانی تبدیل شود.
@NabardNegar
Post #27
227