TGViewer
Channel Public Channel
تاریخ میانه

تاریخ میانه

@midhistor

🌱
این تاربرگ، نسخهٔ دوم تاربرگ «تاریخ روایی ایران» است.
حوزه فعالیت این صفحه، شامل مطالب عمومی‌تر تاریخ، تاریخ ایران دوره اسلامی و برخی مسائل اجتماعی و فرهنگی روز خواهد بود.

تماس با مدیر:
@mehrdad_1166
Subscribers
922
Photos
762
Videos
304
Links
241

Showing posts older than #3250 · Back to latest

Older Posts 19 shown
Post #3249 183
🌱
دلکش و یاحقی

دو نام درخشان و ماندگار که یاد و نامشان تا همیشه در تاریخ موسیقی ایران جاودان خواهد ماند. 🎶

@midhistor
@uttweet
  • ❤ 8
  • 😘 1
Post #3248 159
🌱
ای ترک به گنجه از کجا افتادی
کاندر دل و جان من فکندی شادی

رباعی قطران تبریزی خطاب به «ترک» در گنجه، سندی است بر یک رخداد تاریخی. ظهور چهره‌ای بیگانه در شهری که ترک‌نشین نبود. در قرن پنجم، گنجه زیر حکومت شدادیان کردتبار با زبان درباری فارسی بود و ساکنانش زبان ایرانی داشتند. پس پرسش «از کجا افتادی؟»، آرایه‌ای ادبی نیست.

اما شعر، این غریبه را از «مهاجم» به «منظره» بدل کرد. در سنت ادبی فارسی، «ترک» چشم‌بادامی به نمادی زیبایی‌شناسانه و مستعاری تبدیل شد.
در کنار چشم، بدنی که از آن سوی مرز می‌آمد نیز تجربه‌ای بصری متفاوت عرضه می‌کرد. آن بدن گویی از جنس دیگری از طبیعت ساخته شده بود؛ بازتر، روشن‌تر، بی‌سایه‌های مویین.

این زیبایی‌شناسی، پس‌زمینه‌ای از قدرت نیز داشت. ترکان نخست غلام نظامی بودند، سپس قشون را گرفتند و فرمانده نظامی شدند. پس این ستایش، تا حدی ستایش چهره‌ای بیگانه در موقعیت قدرت نیز بود.

امروز، این چهره به مخزنی تصویری بدل شده است. شعر، مناقشات هویتی را حل نمی‌کند؛ اما یادآوری می‌کند پیش از آنکه «ترک» موضوع مناقشه شود، روزگاری فقط یک «از کجا افتاده» بود.

@midhistor
Post #3247 214
🌱
نقد ورود ادیبان
به حوزۀ تعریف هویت تاریخی

تکیه بر شعر و متون ادبی برای توصیف هویت تاریخی، از حیث روش‌شناختی و معرفت‌شناختی، نادرست و نابسنده است.

ادبیات تنها یکی از مؤلفه‌های فرعی در تاریخ‌پژوهی است و نمی‌توان آن را منبع کافی برای بازسازی رویداد تاریخی یا هویت جمعی دانست.
. سرشت آفرینشگر ادبیات با هدف ثبت واقعیت در تضاد است،
. لایه‌های واسطۀ ترجمه و بازنویسی، فاصلۀ میان رویداد و متن را افزایش می‌دهد،
. ادبیات به قراردادهای زیبایی‌شناسانه، دینی و سیاسی زمانه وابسته است،
. گزینشی بودن متون ادبی، تصویر بخشی از جامعه را به جای کل آن نشان می‌دهد،
. اسطوره‌سازی مبتنی بر ادبیات، باعث می‌شود تا تاریخ‌پژوهی به تاریخ‌سازی بدل شود،

ادبیات نه منبع رویداد، بلکه منبع ذهنیت و ارزش‌های یک دوره است و باید صرفا در کنار «منابع تاریخی دست‌اول» به کار گرفته شود.
برای نمونه، «اسکندر» که تصویرش در ادبیات فارسی عمدتاً برگرفته از کالیستنس دروغین می‌باشد، نه بازتاب اسکندر در تاریخ.

ادبیات، حافظۀ احساسی یک ملت است، نه سند هویت تاریخی آن؛ و تعریف هویت تاریخی بر پایۀ ادبیات، به خیال‌پردازی می‌انجامد، نه شناخت تاریخی.

@midhistor
  • 👏 1
Post #3246 196
تاریخ روایی ایران 🍃 کتاب آشور هرودوت هرودت در کتاب اول تواریخ (بندهای ۱۰۶ و ۱۸۴) صراحتاً به اثری از خود با عنوان «روایات آشوری» اشاره می‌کند، اما این کتاب، امروزه موجود نیست. این نشان می‌دهد که متن کنونی او ناقص است و بخش مهمی از تاریخ ماد و آشور از بین رفته است. تقسیم‌بندی…
🌱
تنها سیسرون، هرودت را ستود

پلوتارک او را فاقد دانش جدی تاریخی می‌دانست،
ارسطو او را افسانه‌گو می‌نامید،
توسیدید می‌گفت به حقیقت‌گویی علاقمند نبوده،
کتزیاس روایاتش دربارهٔ شاهان بزرگ را تکذیب می‌کرد،
فلاویوس از تأیید همگانی بر دروغگویی او سخن می‌گفت،
مان‌تن مصری تاریخ او را دربارهٔ مصر آکنده از غلط می‌دانست،
دیودور می‌گفت افسانه‌ها از طریق او وارد تاریخ مصر شدند،
استرابون نیز هومر و هزیود را قابل اعتمادتر از هرودوت می‌شمرد،

اما نقل‌قول سیسرون که هرودوت را «پدر تاریخ» خواند، در دوران معاصر دچار بزرگنمایی گشته و تصویری بیش از حد مثبت از او ساخته شد. بخشی از شهرت او نیز مرهون هکاتهٔ میلتوسی است که امروزه اثرش تنها از طریق هرودت به ما رسیده است.

تواریخ هرودوت بعدها در اسکندریه بازنویسی و به نُه کتاب (مووز) تقسیم شد. بخش‌هایی از اثر او امروز دیگر وجود ندارد؛ مثلاً می‌گوید «در کتاب آشور نوشته‌ام...» اما چنین کتابی در نسخه‌های کنونی نیست. این یعنی متن امروزی محصول ویرایش‌های بعدی می‌باشد.

با این حال، هرودوت را نباید به کلی کنار گذاشت؛ باید در سنجش با اسناد رسمی و گزارش‌های شرقی، از او استفاده کرد.

@midhistor
  • 👏 3
Post #3245 182
تاریخ میانه 🌱 زبان ایرانیان گردآوری: مهرداد ایران‌مهر در بعض کتاب‌ها از قول عبدالله بن مقفع (روزبه دادویه) نقل شده است که: «پادشاهان ایران در مجالس خویش به زبان پهلوی سخن می‌گفته‌اند. اما در خلوت با بزرگان مملکت به لغت خوزی تکلم می‌نموده‌اند. همچنین مردم بلاد مدائن و…
🌱
پهلوی به فارسی،
تداوم یا گسست؟

طبق گزارش ابن‌مقفع، در نقشۀ زبانی ایران، پهلوی زبان مجالس شاهانه بود، خوزی زبان خلوت پادشاه با بزرگان، دری (درباری) زبان مردم مدائن و درباریان، و فارسی زبان موبدان.

این نه نشانۀ آشفتگی، بلکه نشانۀ بلوغ یک تمدن است که در آن هر لایۀ اجتماعی، شاخۀ زبانی متناسب با کارکرد خود را دارد. این‌ها چهار سطح از یک زیست زبانی ایرانی شاخۀ جنوب‌غربی بود.
پادشاه در مجالس با زبان حکومت سخن می‌راند و در خلوت با زبان خاندان؛ این وضعیت در طول تاریخ بسیار تکرار شده است.

پس از فروپاشی ایران ساسانی، پهلوی دیوانی پایگاه خود را از دست داد، خوزی با زوال وسپوهران رو به افول رفت، و فارسی موبدان با تضعیف نهاد دینی کارکردش را از دست داد. اما زبان مردم شهر و تعامل با دربار، زنده ماند و پایۀ فارسی نو شد.

پهلوی زبانی ابتدایی نبود؛ زبانی بود که چند قرن با آن فرمان صادر شد، سند نوشته شد، و دانش ثبت شد. اگر بعدها دری جایگزین آن شد، دلیلش تحول شرایط اجتماعی بود، نه نقص ذاتی پهلوی.
فارسی امروز، وارث پهلوی و خوزی شده است. هیچ زبانی بدون وارث نمی‌میرد و هیچ ملتی زبان خود را ناگهان رها نمی‌کند.

@midhistor
  • 👏 4
  • ❤ 2
Post #3243 184
🌱
توزیع یکنواخت طبیعی،
نابرابری در کاوش‌های انسانی

علم سیاره‌شناسی نشان می‌دهد که شهاب‌سنگ‌ها با توزیع یکنواخت در سطح کره زمین سقوط می‌کند.
بنابراین، شکاف میان مناطق پرتراکم (مانند ایالات متحده، اروپا و استرالیا) و مناطق کاملاً خالی (مانند آمازون، کنگو و هیمالیا)، نه تنها بازتابی از جغرافیای طبیعی، بلکه بازتابی از «جغرافیای دسترسی انسانی» است.

پژوهش‌ها نشان می‌دهد که دو عامل اصلی بر این روند حاکم است؛
. یکی عوامل اقلیمی که در بیابان‌های خشک، سنگی تیره روی بستر روشن قابل شناسایی است. اما در جنگل‌های انبوه استوایی یا مناطق سخت‌گذر، شهاب‌سنگ غیرقابل کشف می‌ماند.
. دومین عامل، نابرابری در قدرت اقتصادی-سیاسی است. برخورداری از شبکه‌های رصدی پیشرفته، کشورهای توسعه‌یافته را به صاحبان این ثروت علمی تبدیل کرده است.

نمونۀ بارز این نابرابری، کشور ایران است که با وجود داشتن بیابان‌های وسیع و اقلیم مناسب برای شکار شهاب‌سنگ، به دلیل نبود زیرساخت علمی و بودجۀ پژوهشی کافی، در این نقشه تقریباً خالی است.

این نقشه بیش از آنکه تصویری از برخوردهای کیهانی باشد، سندی بر نحوۀ توزیع ثروت و سرمایه‌گذاری جوامع بشری است.

@midhistor
  • 👏 1
Post #3242 160
🌱
سه قرن تاخیر

نامۀ تنسر در پاسخ موبدان موبدِ اردشیر بابکان (تنسر) به شهربان طبرستان (ماه‌گشنسب)، سندی متأخرتر است و اصل آن به دورۀ اردشیر تعلق ندارد.

نامۀ موجود، تحریری است از عصر خسرو اول (انوشیروان) و بازنویسی‌شده توسط ابن‌مقفع (ترجمۀ عربی) که در تاریخ طبرستان ابن‌اسفندیار به فارسی درج و به دست ما رسیده است.

دلایل اصلی این انتساب:
. تعارضات تاریخی و ذکر فتوحات و رویدادهای مربوط به دوران انوشیروان (نظیر تصرف یمن) در متن نامه.
. ساختار قدرت و قواعد جانشینی مطرح‌شده در نامه که منعکس‌کنندۀ دوران خسرو اول است تا اردشیر.
. حاکم کرمان در زمان اردشیر، بلاش (ولرخش) بوده است، نه کاوس‌ (برادر خسرو) مندرج در نامه‌.
. سبک و لحن نامه که توجیه‌گر اقدامات سخت‌گیرانۀ مذهبی است، در تقابل با انعطاف سیاسی عملی پادشاهان ساسانی قرار دارد، و نامه با هدف مشروعیت‌بخشی سیاسی دودمان ساسانی و در دوره‌ای متأخر نگارش شده است.

در نهایت، این نامه نه از دوران اردشیر، بلکه سندی منسوب به روحیه و اقتضائات دوران خسرو انوشیروان می‌باشد.

-کریستن‌سن، آرتور، ایران در زمان ساسانیان

@midhistor
  • ❤ 1
Post #3241 168
🌱
جایگاه متون ملی

متون اوستایی، پهلوی، و منابع ایران دورۀ اسلامی، نه متونی دینی، کیهانی یا خیالی، بلکه حامل لایه‌هایی از حافظۀ تاریخی و تجربۀ زیسته یک ملت‌اند.

مسئله، بدفهمی روش‌شناختی در خوانش این متون می‌باشد که در سنت دانشگاهی نوین، به تحقیر آن‌ها انجامیده است.
می‌دانیم سنت ایرانی خود از تمایز میان ظاهر و معنا آگاه بوده است؛ چنانکه مقدمۀ شاهنامه ابومنصوری و شاهنامه صریحاً خواننده را به عبور از ظاهر شگرف روایت و جستجو در معنا فرامی‌خواند.

با اتخاذ رویکردی عقلانی و نقادانه، می‌توان همخوانی روایت‌های ایرانی با یافته‌های دانش‌های نوین را بررسی کرد. روایت کیومرث به مثابه نماد آغاز زندگی اجتماعی بشر، سیامک به عنوان خاطرۀ برخورد با گونه‌های دیگر، جمشید و عصر یخبندان، کیخسرو و رخداد دریاس، و گشتاسپ و گاهشماری مستقل ایرانی.

همچنین لزوم نقد روش‌شناختی تولید داده‌های باستان‌شناختی که حتی داده‌های خام نیز از چرخۀ قدرت علم گذر می‌کند، باید جدی گرفته شود.
در پایان، مورخ باید چون کارآگاهی نقاد، به هیچ روایت نو و کهنه‌ای نگاه خام نکرده و با بازخوانی آزمون‌پذیر متون، به بازسازی روایت تاریخی بپردازد.

@midhistor
Post #3240 186
تاریخ روایی ایران 🍃 سنگ‌اندازی در مسیر پژوهش پژوهشگر تاریخ، به ویژه در حوزۀ استوره‌شناسی تطبیقی، در میدان نبردی نابرابر قرار دارد که در آن هر چه عمیق‌تر می‌کاود، بیشتر در معرض حمله قرار می‌گیرد. تهدید روایت‌های رسمی؛ هر کشف جدی که روایت‌های نیمه‌واقعی را به چالش بکشد، برای…
🌱
دانایی واقعی

سخن کارل هیلتی نقطهٔ آغاز است:
«سواد از طریق خواندن به دست نمی‌آید، بلکه بر اثر اندیشیدن به آنچه مطالعه کرده‌ایم، حاصل می‌شود».
او میان دریافت اطلاعات و پردازش آن فاصله می‌گذارد؛ خواندن صرف، ذهن را منفعل نگه می‌دارد و تنها تأمل، نقد و پیوند با تجربه است که اطلاعات را به فهم تبدیل می‌کند.

مجتبی مینوی در گفتگو با ولادیمیر مینورسکی، به دیدگاه حسن تقی‌زاده از قول سر دنیس راس اشاره می‌کند:
«علم چیزی نیست جز شناختن کتب مرجع».
این نگاه هر چند ظاهراً علم را به جستجوی منابع فرو می‌کاهد، اما بر مهارتی واقعی تأکید دارد، یعنی توان یافتن منبع درست برای هر مسئله.

اما مینورسکی شرطی حیاتی می‌افزاید:
«به شرط اینکه بتوانی از آن مطلبی که می‌یابی، استفاده کنی».
یعنی یافتن اطلاعات، پایان دانایی نیست و فرد باید بتواند یافته را بفهمد، بسنجد و با مسئله خود پیوند دهد.
در نتیجه، دانایی نه انباشتن اطلاعات است و نه فقط بلد بودن نشانی منابع؛ بلکه عبور از سه مرحلهٔ یافتن درست، فهمیدن انتقادی و به کار بستن خلاقانه است.

سواد واقعی یعنی، دانش یافته شده باید اندیشیده و کاربردی شود تا به دانایی واقعی بدل گردد.


@midhistor
  • 👏 3
  • 😍 1
Post #3239 189
🌱
برخورد نزدیک از نوع چهارم

تاریخ و فرهنگ ایران، سه ضربهٔ بزرگ را از سر گذرانده است:
۱. یورش مقدونی که به سوزاندن آپادانا و نابودی بخشی از اوستا انجامید؛
۲. تازش عرب که استقلال سیاسی، دین بهی و زبان پهلوی را از ایران گرفت؛
۳. هجوم مغول که با کشتارهای گسترده، ویرانی قنات‌ها و سوزاندن کتابخانه‌ها، فاجعه‌ای جمعیتی و تمدنی برای ایران رقم زد.

اما ایران در هر سه مورد، با تکیه بر بنیان‌های فرهنگی، مهاجمان را منکوب ساخت. سلوکیان ایرانی‌مآب شدند، اسلام در تمدن ایرانی حل شد و مغولان را نیز فارسی‌زبان و حامی علم و هنر کرد.

به گفتهٔ دکتر رضا شعبانی، اما ضربهٔ استعمار نوین از نوعی دیگر و کاری‌تر بود. این ضربه نه با شمشیر، بلکه با قراردادها، رسانه و نظام آموزشی وارد شد.
استعمار نوین، خودباوری ملت‌ها را نشانه می‌گیرد؛ چنانکه ملت باور می‌کند هویتش عقب‌مانده است و پیشرفت یعنی غربی شدن.
زبان فارسی، سبک زندگی و علوم انسانی در برابر این نفوذ نرم آسیب‌پذیرتر است، زیرا دشمن در ذهن‌ها و تعاریف جای گرفته است.

بازگشت آگاهانه به تاریخ، ادب و فرهنگ ایران، یگانه راه ایستادن بر پای خود و رهایی از این گرفتاری است.

@midhistor
  • 👏 3
Post #3238 179
تاریخ میانه #نکته : روسیه به شکل قدی و عرضی در دل آفریقا جای می‌گیرد. برای مثال، سوئد هم بسیار کوچکتر از ایران است و گرینلند هم جزیره‌ای بسیار کوچکتر از آن چیزی است که دیده می‌شود... تبدیل نقشه‌های کروی به مسطح (مرکاتور)، این نقیصه را دارد و نباید گول مقیاس‌های آن را…
🌱
نقشۀ مرکاتور،
برتری ذهنی استعمار

تصویر نمونه‌ای از نقد جغرافیای پسااستعماری است که نشان می‌دهد نقشه‌ها هرگز ابزارهای خنثی نیستند، بلکه بازتابی از ساختارهای قدرت غالب‌اند.

این نقشه‌ها با بزرگنمایی مناطق نزدیک به قطب و کوچک‌نمایی مناطق استوایی، تصویری تحریف‌شده از جهان ارائه می‌دهد. رنگ‌آمیزی تصویر، ترسیم بصری «جهان شمال» و «جهان جنوب» در چارچوب تاریخ استعمار و تقسیم قدرت جهانی است.

در این نگاه، بزرگنمایی هندسی سرزمین‌های سفیدپوست و استعماری سابق، ابزاری برای تثبیت و بازتولید «تفوق ذهنی» در اذهان عمومی بوده است.
هنگامی که این تصویر در سامانۀ آموزشی و رسانه‌ها نهادینه می‌شود، ناخودآگاه این باور را در ذهنیت جمعی شکل می‌دهد که ملت‌های شمالی بزرگتر و مهمتر از ملت‌های جنوبی‌اند؛ امری که به توجیه برتری نژادی و فرهنگی در طول قرن‌ها کمک کرده است.

در واکنش به این «امپریالیسم بصری»، تحلیل کنونی نشان می‌دهد که بازخوانی انتقادی نقشه‌ها، گامی ضروری در جهت مقابله با روایت‌های سلطه‌جویانه و ایجاد درکی برابرتر از جهان است.

@midhistor
Post #3237 197
🌱
خواجگان دربار هخامنشی

بررسی تحول معنایی واژۀ «خواجه»، ریشۀ اختلاف در تفسیر یونانیان از موقعیت این افراد در دربار را نشان می‌دهد.

در زبان یونانی، واژۀ «eunoukhos» از دو بخش «eunē» (بستر) و «ekhein» (نگه داشتن) ساخته شده و به معنای «نگهبان بستر» است. یونانیان این عبارت را به «نگهبان بسترِ زنان» تعبیر کردند و چنین پنداشتند که این افراد باید برای امنیت حرمسرا، اخته شده باشند.
در مقابل، در منابع تاریخی (گزنفون...)، این افراد با عنوان «oinokhoos» (ساقی) شناخته می‌شدند که مسئولان خدمتگزاری نزد شاه بودند.

از منظر تاریخی، «خواجه» در دربار هخامنشی یک مقام عالی‌رتبه بود که به عنوان مأمور امین، «بالای سر شاه» می‌ایستاد و در امور اداری و نظامی نفوذ داشت.
واژۀ عبری «سَریس» (Saris) و معادل اکدی آن «سَره‌سَری» (Saressarri) به معنای «کسی که بالای سر شاه می‌ایستد» است و هیچ اشاره‌ای به تغییرات جسمانی ندارد.

این خلط مفهومی باعث شد تا خواجگان دربار ایران در متون یونانی، به عنوان افرادی اخته شده تصویر شوند. در حالی که، «اسکتوخوی‌ها» سرپرستان مالی و فرماندهان نظامی بوده‌اند، و هیچ نسبتی با اخته‌شدگی نداشته‌اند.

@midhistor
  • 👏 4
Post #3235 179
تاریخ روایی ایران 🍃 عدم تقارن معرفتی در منازعات تاریخی مدافعان فرضیه‌های کهنه، از نوگرایان سند مطالبه می‌کنند؛ اما هرگز از خود نمی‌پرسند که باور اولیۀ خودشان بر چه سندی بنا شده است. بسیاری از باورهای کهنه، نه حاصل تحقیق شخصی، بلکه محصول میراث جمعی، آموزش رسمی و تکرار رسانه‌ای‌اند؛…
🌱
فرضیات قرن نوزدهم

استناد به ادلۀ «چون همه می‌گویند»، از منظر روش‌شناسی انتقادی تاریخ، آن را از اعتبار علمی تهی می‌کند.

در مغالطۀ توسل به اجماع، در حوزۀ تاریخنگاری نوین، شهرت یک گزاره هرگز جایگزین اعتبار اسنادی آن نمی‌شود. بسیاری از نظریات مسلط چون نژادگرایی علمی دقیقاً به دلیل «همگانی بودن» پذیرفته شدند. این همان «تاریخ پیروزمندان» است که گفتمان حاکم را به جای حقیقت می‌نشاند.

خلط تاریخ با علوم طبیعی از مشخصات قرن نوزدهم است. فرضیات آن دوره غالباً مبتنی بر جبرگرایی است، در حالی که نقد امروزی تأکید دارد هر رویدادی حاصل شبکۀ پیچیده‌ای از عوامل انسانی، فرهنگی و اقتصادی‌است.
جملۀ «همانگونه که همگان می‌دانیم» نشان می‌دهد گوینده فرضیه را «بدیهی» پنداشته است، در حالی که وظیفۀ مورخ انتقادی، مسئله‌دار کردن همین بدیهیات است.

مورخ به جای پذیرش اجماع، سه پرسش را پیش می‌کشد: مستندات اولیه چیست؟ منطق استنتاج در بستر زمانه چگونه بوده؟ و این فرضیه چه نیازی را برآورده می‌کرده است؟
علم تاریخ امروز، اعتبار را نه در «تعداد باورکنندگان»، که در «ابزار نقد» و «چگونگی قرائت» می‌داند.

@midhistor
  • 😇 2
  • ❤ 1
Post #3234 178
🌱
تهران ویران

بناهایی که در دو دورۀ پهلوی و بنا بر مشاورۀ برخی روشنفکران آن دوره ویران شد. بوداپست و پراگ هنوز بناهای ۸۰۰ ساله دارد.

· حصار و ۱۲ دروازۀ تاریخی از استحکامات تهران
· بنای باشکوه تکیه دولت ویژۀ مراسم مذهبی در دورۀ قاجار
· بخش‌های وسیعی از ارگ تاریخی گلستان (سردر باب عالی، دفتر استیفا، نارنجستان و اندرونی)
· باغ‌های متعدد و عمارات ارزشمندی چون عمارت وثوق‌الدوله، مسجد و مدرسۀ حکیم‌باشی و بقعۀ سیدنصرالدین
· فضای تشریفاتی و نظامی کهن میدان سابق توپخانه

· کافه شهرداری (مهمانخانۀ بلدیه) که محل رفت و آمد هنرمندان بود، برای احداث تئاتر شهر در دهۀ ۱۳۴۰ ویران شد.
· ساختمان بلدیه (شهرداری) تهران در میدان توپخانه، در دههٔ ۱۳۵۰ ویران شد تا ساختمان نامتجانس مخابرات جایگزین شود.
· ساختمان تلگرافخانه در میدان توپخانه ویران شد و هماهنگی تاریخی میدان را از بین برد.
· کاخ قاجاری سلطنت‌آباد در هر دو دوره تخریب و تنها عمارت حوضخانه و تالار آینه بر جای ماند.
· در قزوین، مهمانخانۀ بزرگ (عهد ناصری)، شش دروازه از هشت دروازهٔ تاریخی، ساختمان دولتخانه شامل ایوان نادری و عمارت رکنیه (دورۀ صفوی)، تخریب شد.

@midhistor
Post #3233 175
تاریخ میانه ایرانِ تجزیه نشده بر اساس جدیدترین داده‌های سازمان اوپک، سهم فعلی ایران و سرزمین‌های جدا شده‌اش، از منابع سوختی به شرح زیر است: ذخایر نفت خام · ایران امروز: حدود ۱۲٪ (رتبۀ سوم جهان) · عراق: حدود ۸.۲٪ . عربستان (احساء): ۱۷٪ · کویت، قطر و امارات: مجموعاً…
🌱
ادامۀ داستان تجزیه

استعمار طی دو قرن گذشته، ایران را با معاهداتی تحمیلی، به یک‌سوم خاک پیشین خود کاهش داد.
اما امروز استعمار نوین با تغییر راهبرد به تجزیهٔ فکری، می‌کوشد باقیماندهٔ این پیکر را نیز از هم بپاشد. خدعه در این است که آن تکه‌های جدا شده را نمادی موفق معرفی کرده و همزمان، مناطق درون‌مرزی ایران را «وصله‌هایی بیگانه» و نه بخشی از یک کل تاریخی، القا کند.

مستندات این راهبرد، قوم‌سازی از طریق رسانه‌های خارجی و شبکه‌های ماهواره‌ای که وحدت ملی را نشانه گرفته‌اند؛ نظریهٔ برنارد لوئیس که طراحی راهبرد تجزیه از طریق تفرقه‌افکنی را آشکار می‌کند؛ و حمایت تاریخی از جریان‌های واگرا مانند اسماعیل‌آقا سمیتقو، شیخ خزعل و پیشه‌وری.
در لایهٔ عملیاتی، ابزارهای امروز شامل فشار اقتصادی برای فلج کردن کشور، جنگ رسانه‌ای برای القای نژادپرستی و تجزیه‌طلبی، و بی‌ثبات‌سازی در مناطق مرزی است. هدف نهایی نیز جدا کردن آخرین پاره‌های تن ایران می‌باشد.

راهکار خنثی‌سازی این خدعه، تمرکز بر تاریخ مشترک، زبان ملی فارسی و منافع به هم پیوسته، همراه با آگاهی‌بخشی تاریخی برای مقابله با روایت‌های از پیش طراحی‌شده است.

@midhistor
  • ❤ 5
  • 👏 3
Post #3232 195
تاریخ میانه 🌱 توانایی زبان فارسی در معادل‌سازی دکتر محمود حسابی برای اینکه بتوان در یک زبانی به آسانی واژه‌هایی در برابر واژه‌های بیشمار علمی پیدا کرد، باید امکان وجود یک چنین اصل علمی در آن زبان باشد. می‌خواهیم نشان دهیم که چنین اصلی در زبان فارسی وجود دارد. در زبان‌های…
🌱
خدمات دکتر محمود حسابی

· نقش کلیدی در شکل‌گیری دانشکدۀ علوم و مدرسه مهندسی دانشگاه تهران (از تبدیل بخش علوم دارالمعلمین عالی)، تأسیس دانشسرای عالی، مؤسسه ژئوفیزیک و اولین رصدخانه نوین ایران.
· عضویت در فرهنگستان ایران و پیشنهاد معادل‌های فارسی برای اصطلاحات علمی (به ویژه رشتۀ فیزیک) که کاربرد عمیقی دارد. (حسابی، محمود، فرهنگ حسابی، فرهنگ واژگان انگلیسی به فارسی/ مقدمه، دانشگاه صنعتی امیرکبیر)
· راه‌اندازی اولین ایستگاه هواشناسی، نخستین دستگاه رادیولوژی، و تعیین ساعت رسمی ایران.
· دریافت نشان معتبر علمی لژیون دونور از سوی دولت فرانسه.
· انتخاب به عنوان مرد علمی جهان در سال ۱۹۹۰ میلادی.

-کتاب «راه ما، گفتارهایی از سیدمحمود حسابی» (تهران، ۱۳۷۹)
-کتاب صوتی «استاد عشق»


@midhistor
  • ❤ 8
  • 🗿 1
Post #3230 196
🌱
آسیب فرهنگی-تاریخی

چرا مردم به جای «چشم اسفندیار» از «پاشنۀ آشیل» استفاده می‌کنند؟
داستان آشیل در ادبیات غرب (و به تبع آن، سینما و رسانه‌های جهانی) بسیار پررنگتر از اسفندیار بازنمایی شده است. بسیاری از مترجمان و رسانه‌ها، اصطلاح «آشیل» را معادل «نقطه‌ضعف» گرفتند و بدون توجه به ظرافت‌های استورۀ ایرانی، آن را جایگزین کردند.

اشکال اصلی، خودباختگی صرف نیست؛ بلکه تنبلیِ ترجمه و بازاریابی فرهنگی است. رسانه‌ها به جای معادل‌یابی درست، اصطلاحات بیگانه را قرض می‌گیرند، چون مصرف‌کنندۀ امروز با آن آشناست. این یک تهدید برای گنجینۀ زبانی است، نه فقط جایگزینی یک کلمه؛ و بدینگونه لایه‌های معنایی و تاریخ پشت آن حذف می‌شود.

وظیفۀ رسانه و مطبوعات، «دوزبانگی هوشمندانه» است؛ یعنی اول اصطلاح ایرانی را بیاورند، سپس در کمانک معادل خارجی آن را توضیح دهند.
به قول سعدی «هر چه از مبدأ قربت یابد، حلاوتش افزون است»؛ متأسفانه ما امروز شیرینی «چشم اسفندیار» را فدای آشنایی «پاشنۀ آشیل» کرده‌ایم.

@midhistor
  • 👏 6
  • ❤ 1
Post #3229 213
تاریخ میانه 🌱 خودباوری واژگانی هوشواره واژه‌سازی بومی در فارسی، همواره با تمسخر روشنفکران مواجه بوده است. اما تاریخ نشان داده که همین واژگان (پرونده، پیامک، ماهواره، دادگستری، شهرداری، بهداری، دانشکده، دانشگاه...)، پس از مدتی چنان در زبان جا می‌افتد که اصل بیگانه (دوسیه،…
🌱
#زبان_فارسی

فهرستی از واژگان بیگانۀ پرکاربرد (با ریشه انگلیسی و فرانسوی) به همراه برابرهای سلیس فارسی که جایگزینی طبیعی و مناسبی برای آن‌ها است.

· آدرس (فرانسوی): نشانی
· آسانسور (فرانسوی): بالابر (برای بار)، آسانبر (برای انسان)
· آکادمی (فرانسوی): فرهنگستان
· آرشیو (فرانسوی): بایگانی
· آیفون: آوابر
· اپراتور (فرانسوی): کارور
· اتوبان (فرانسوی): بزرگراه
· اتوماتیک (فرانسوی): خودکار
· ادیت (انگلیسی): ویرایش
· ارگان (انگلیسی): نهاد
· اسپری (انگلیسی): افشانه
· انیمیشن (انگلیسی): پویانمایی
· ایمیل (انگلیسی): رایانامه
· بالکن (فرانسوی): ایوان، بهارخواب
· بلوار (فرانسوی): گلکاری، چارباغ
· بیوگرافی (فرانسوی): زندگینامه، سرگذشت
· تئوری (فرانسوی): نظریه
· تست (انگلیسی): آزمون
. تِیست (انگلیسی): مزه کردن
· تکنولوژی (فرانسوی): فناوری
· تکنیک (فرانسوی): فن، شگرد
· تیراژ (فرانسوی): شمارگان
· سرتیفیکیت (انگلیسی): گواهینامه
· توالت (فرانسوی): دستشویی، آبخانه
· کریدور (انگلیسی): دالان
· پرینتر (انگلیسی): چاپگر
· تایم‌لپس (انگلیسی): گاه‌گذر
· آپارتمان (فرانسوی): کاشانه
· گرامر (انگلیسی): دستور زبان
· انستیتو (فرانسوی): موسسه
· پروژکتور (فرانسوی): نورافکن
· ادیتور (انگلیسی): ویراستار


· برخی از معادل‌های فرهنگستان مانند «رایانه» (برای کامپیوتر) یا «نشانی» (برای آدرس) و «پیامک» (برای اس.ام.اس) در جامعه پذیرفته شده است.
· موفقیت یک معادل فارسی به کاربرد عمومی آن هم بستگی دارد. واژه‌هایی مانند خودرو (به جای اتومبیل) و «پرونده» (به جای دوسیه) و «خودکار» (به جای اتوماتیک) و «پویانمایی» (به جای انیمیشن) نمونه‌های موفقی هستند که جای خود را در زبان باز می‌کند.

@midhistor
  • 👏 5
Post #3228 221
🌱
تاثیر عرفان گنوسی بر آیین زرتشتی

گنوسی‌ها دوگانه‌انگاری را از باورهای ایرانی وام گرفتند، اما به جای نبرد اهورامزدا و اهریمن، تقابل «خدای متعال» با «دیمورژ» (خالق شریر جهان مادی) را مطرح کردند.
در این نگاه، ماده زندان روح بود و رستگاری تنها از طریق معرفت باطنی و رهایی از جهان مادی ممکن می‌شد.

این افکار در دوران اشکانی و ساسانی، به ویژه توسط مانویت، به آیین‌های ایرانی بازگشت و زرتشتیان را وادار به بازنگری عمیق در آیین زرتشتی متأخر نمود.
ثنویت گاهانی که اهورامزدا و اهریمن را همزاد می‌دانست، به ثنویت خشک و کیفی تبدیل و اهریمن موجودی در ظلمت ازلی معرفی گردید.
همچنین بر خلاف گاهان که جهان مادی را آفریدۀ نیک می‌دانست، در متون پهلوی متأخر لحنی بدبینانه نسبت به ماده شکل گرفت و روح، اسیر زندان تن تصویر شد. نجات‌شناسی نیز به سمت «شناخت و خرد باطنی» حرکت کرد.

بدینگونه، زرتشتی اواخر ساسانی با زرتشتی اخلاق‌محور گاهان تفاوت یافت، شامل پیچیدگی فلسفی بیشتر، فاصله‌گذاری میان جهان مینوی و مادی، و تأکید بر معرفت به عنوان شرط رستگاری. این تحولات، میراث مستقیم گفتمان گنوسی حاکم بر ایرانِ اواخر دوران باستان بود.

@midhistor
  • ❤ 1
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →