🌱
ای ترک به گنجه از کجا افتادی
کاندر دل و جان من فکندی شادی
رباعی قطران تبریزی خطاب به «ترک» در گنجه، سندی است بر یک رخداد تاریخی. ظهور چهرهای بیگانه در شهری که ترکنشین نبود. در قرن پنجم، گنجه زیر حکومت شدادیان کردتبار با زبان درباری فارسی بود و ساکنانش زبان ایرانی داشتند. پس پرسش «از کجا افتادی؟»، آرایهای ادبی نیست.
اما شعر، این غریبه را از «مهاجم» به «منظره» بدل کرد. در سنت ادبی فارسی، «ترک» چشمبادامی به نمادی زیباییشناسانه و مستعاری تبدیل شد.
در کنار چشم، بدنی که از آن سوی مرز میآمد نیز تجربهای بصری متفاوت عرضه میکرد. آن بدن گویی از جنس دیگری از طبیعت ساخته شده بود؛ بازتر، روشنتر، بیسایههای مویین.
این زیباییشناسی، پسزمینهای از قدرت نیز داشت. ترکان نخست غلام نظامی بودند، سپس قشون را گرفتند و فرمانده نظامی شدند. پس این ستایش، تا حدی ستایش چهرهای بیگانه در موقعیت قدرت نیز بود.
امروز، این چهره به مخزنی تصویری بدل شده است. شعر، مناقشات هویتی را حل نمیکند؛ اما یادآوری میکند پیش از آنکه «ترک» موضوع مناقشه شود، روزگاری فقط یک «از کجا افتاده» بود.
@midhistor
Post #3248
159
