🌱
جایگاه متون ملی
متون اوستایی، پهلوی، و منابع ایران دورۀ اسلامی، نه متونی دینی، کیهانی یا خیالی، بلکه حامل لایههایی از حافظۀ تاریخی و تجربۀ زیسته یک ملتاند.
مسئله، بدفهمی روششناختی در خوانش این متون میباشد که در سنت دانشگاهی نوین، به تحقیر آنها انجامیده است.
میدانیم سنت ایرانی خود از تمایز میان ظاهر و معنا آگاه بوده است؛ چنانکه مقدمۀ شاهنامه ابومنصوری و شاهنامه صریحاً خواننده را به عبور از ظاهر شگرف روایت و جستجو در معنا فرامیخواند.
با اتخاذ رویکردی عقلانی و نقادانه، میتوان همخوانی روایتهای ایرانی با یافتههای دانشهای نوین را بررسی کرد. روایت کیومرث به مثابه نماد آغاز زندگی اجتماعی بشر، سیامک به عنوان خاطرۀ برخورد با گونههای دیگر، جمشید و عصر یخبندان، کیخسرو و رخداد دریاس، و گشتاسپ و گاهشماری مستقل ایرانی.
همچنین لزوم نقد روششناختی تولید دادههای باستانشناختی که حتی دادههای خام نیز از چرخۀ قدرت علم گذر میکند، باید جدی گرفته شود.
در پایان، مورخ باید چون کارآگاهی نقاد، به هیچ روایت نو و کهنهای نگاه خام نکرده و با بازخوانی آزمونپذیر متون، به بازسازی روایت تاریخی بپردازد.
@midhistor
Post #3241
168
