دانایی واقعی
سخن کارل هیلتی نقطهٔ آغاز است:
«سواد از طریق خواندن به دست نمیآید، بلکه بر اثر اندیشیدن به آنچه مطالعه کردهایم، حاصل میشود».
او میان دریافت اطلاعات و پردازش آن فاصله میگذارد؛ خواندن صرف، ذهن را منفعل نگه میدارد و تنها تأمل، نقد و پیوند با تجربه است که اطلاعات را به فهم تبدیل میکند.
مجتبی مینوی در گفتگو با ولادیمیر مینورسکی، به دیدگاه حسن تقیزاده از قول سر دنیس راس اشاره میکند:
«علم چیزی نیست جز شناختن کتب مرجع».
این نگاه هر چند ظاهراً علم را به جستجوی منابع فرو میکاهد، اما بر مهارتی واقعی تأکید دارد، یعنی توان یافتن منبع درست برای هر مسئله.
اما مینورسکی شرطی حیاتی میافزاید:
«به شرط اینکه بتوانی از آن مطلبی که مییابی، استفاده کنی».
یعنی یافتن اطلاعات، پایان دانایی نیست و فرد باید بتواند یافته را بفهمد، بسنجد و با مسئله خود پیوند دهد.
در نتیجه، دانایی نه انباشتن اطلاعات است و نه فقط بلد بودن نشانی منابع؛ بلکه عبور از سه مرحلهٔ یافتن درست، فهمیدن انتقادی و به کار بستن خلاقانه است.
سواد واقعی یعنی، دانش یافته شده باید اندیشیده و کاربردی شود تا به دانایی واقعی بدل گردد.
@midhistor
