🌱
فرضیات قرن نوزدهم
استناد به ادلۀ «چون همه میگویند»، از منظر روششناسی انتقادی تاریخ، آن را از اعتبار علمی تهی میکند.
در مغالطۀ توسل به اجماع، در حوزۀ تاریخنگاری نوین، شهرت یک گزاره هرگز جایگزین اعتبار اسنادی آن نمیشود. بسیاری از نظریات مسلط چون نژادگرایی علمی دقیقاً به دلیل «همگانی بودن» پذیرفته شدند. این همان «تاریخ پیروزمندان» است که گفتمان حاکم را به جای حقیقت مینشاند.
خلط تاریخ با علوم طبیعی از مشخصات قرن نوزدهم است. فرضیات آن دوره غالباً مبتنی بر جبرگرایی است، در حالی که نقد امروزی تأکید دارد هر رویدادی حاصل شبکۀ پیچیدهای از عوامل انسانی، فرهنگی و اقتصادیاست.
جملۀ «همانگونه که همگان میدانیم» نشان میدهد گوینده فرضیه را «بدیهی» پنداشته است، در حالی که وظیفۀ مورخ انتقادی، مسئلهدار کردن همین بدیهیات است.
مورخ به جای پذیرش اجماع، سه پرسش را پیش میکشد: مستندات اولیه چیست؟ منطق استنتاج در بستر زمانه چگونه بوده؟ و این فرضیه چه نیازی را برآورده میکرده است؟
علم تاریخ امروز، اعتبار را نه در «تعداد باورکنندگان»، که در «ابزار نقد» و «چگونگی قرائت» میداند.
@midhistor
Post #3235
179
تاریخ روایی ایران 🍃 عدم تقارن معرفتی در منازعات تاریخی مدافعان فرضیههای کهنه، از نوگرایان سند مطالبه میکنند؛ اما هرگز از خود نمیپرسند که باور اولیۀ خودشان بر چه سندی بنا شده است. بسیاری از باورهای کهنه، نه حاصل تحقیق شخصی، بلکه محصول میراث جمعی، آموزش رسمی و تکرار رسانهایاند؛…

- 😇 2
- ❤ 1