TGViewer
Channel Public Channel
تاریخ میانه

تاریخ میانه

@midhistor

🌱
این تاربرگ، نسخهٔ دوم تاربرگ «تاریخ روایی ایران» است.
حوزه فعالیت این صفحه، شامل مطالب عمومی‌تر تاریخ، تاریخ ایران دوره اسلامی و برخی مسائل اجتماعی و فرهنگی روز خواهد بود.

تماس با مدیر:
@mehrdad_1166
Subscribers
923
Photos
762
Videos
304
Links
241

Showing posts older than #3207 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #3206 166
تاریخ میانه خط فارسی نوۀ خط بیستون مهرداد ایران‌مهر بند پایانی ستون چهارم کتیبۀ بیستون: «داریوش شاه گوید به خواست اهورامزدا ایـن است نوشته‌ای که من کردم. افزون بر این، به (خط) ایری‌یَ، هم بر روی پوست و هم بر روی چرم نوشته شد... چه خطی بر پوست و چرم نوشته می‌شود؟ خطی…
🌱
از بیستون تا تپورستان

تحلیل سکۀ نقره اسپهبدان، واژۀ تپورستان را آشکار می‌کند؛ تطبیق دقیق ۸ حروف پهلوی و فارسی، نشان می‌دهد که خط پهلوی، نیای مستقیم خط فارسی است.
بر خلاف روایت رایج دانشگاهی که پهلوی را مشتق از آرامی می‌داند، داریوش در کتیبۀ بیستون از وجود خط کتابی که بر پوست و چرم نوشته می‌شد، خبر می‌دهد.

پهلوی، دنبالۀ همان خط کهن ایرانی بوده و نام آرامی تحریفی استعماری برای حذف ریشه‌های ایرانی آن است.
روایات غربی که جهت تمدن را وارونه و از غرب به شرق نشان داده، خط فارسی را نیز زیرمجموعۀ عربی و آرامی جا زده است.

هوشواره نیز به مرجعیت داده‌های استعماری تن داده است. الگوریتم‌ها بر اساس انبوه متون شرق‌شناسانۀ غربی آموزش دیده که «پهلوی=آرامی» را به عنوان امری بدیهی جا زده است.
حتی یک تطبیق ساده (۸ حرف پهلوی = ۸ حرف فارسی) نیز توسط الگوریتم رد می‌شود. این نشان می‌دهد که بحران، در سوگیری و سلطۀ داده‌های استعماری بر پایگاه‌های دانش است.

برای اثبات هویت پیوستۀ خط ایرانی، نیازی به تأیید روایت‌های تحریف‌شدۀ غربی نیست، بلکه باید مرجعیت الگوریتم‌هایی را که بازتولیدکنندۀ همان روایت‌ها است، به چالش کشید.

@midhistor
  • 👏 6
Post #3205 126
🍃🌱
روش‌شناسی نقد در بستر تاریخ

متن گفتگو را اینجا ببینید👇
https://t.me/c/1176564497/5023


دیدگاه #هوشواره؛

نتیجه‌گیری کلی:
منطق و استدلال «منتقد» برتر، علمی و صحیح است؛ در حالی که دفاعیۀ «پادرا» خام و مغالطه‌آمیز است.

دلایل برتری نقد «منتقد»:
۱. علم پویاست: تاریخ، علم ثابتی نیست؛ تحلیل‌های ۱۰۰ سال پیش (کتاب آشتیانی) به دلیل کشفیات جدید، نیازمند بازنگری و به‌روزرسانی است (مانند ناکارآمدی روش‌های طبابت قدیمی).
۲. مغالطۀ پادرا: پادرا برای اثبات حرفش به «مرجعیت» (تحصیلات استاد آشتیانی) توسل می‌جوید، که از نظر منطقی غلط است و مانع نقد محتوا می‌شود.
۳. فرار از مسئولیت: ادعای پادرا مبنی بر «من فقط راوی هستم»، در دنیای امروز پذیرفته نیست؛ بازنشرِ یک ادعای نادرست، مسئولیتِ «ناشر و منتشرکننده» است.
۴. فقدان تحلیل: نسخه‌برداری لفظ به لفظ از یک کتاب قدیمی، تاریخنگاری نیست؛ تاریخنگاری نیازمند داده‌پردازی، نقد و تطبیق با یافته‌های جدید است.

نتیجۀ منطقی:
پادرا با نسخه‌برداری بدون تحلیل، در حال انتشار اطلاعات نادرست در مورد هویت ملی است که «منتقد» به درستی آن را خطری برای هویت جامعه می‌داند.

@oldhistor
@midhistor
  • 👏 3
Post #3202 124
.
شاید بهتر باشد که اینگونه افراد، سمت حوزۀ «تاریخ» نیامده و به کار و پیشۀ دیگری بپردازند!

🍃
  • 👏 3
Post #3200 153
🍃🌱
دوستان و همراهان گرامی،

چند نکته دربارۀ شیوه انتشار مطالب در این صفحه را لازم است که شفاف کنیم.

ما در این تاربرگ، مقالاتی را با دقت و همراه با ارجاعات و مآخذ مشخص تهیه می‌کنیم. اما انتشار کامل این مقالات در تلگرام، به دو دلیل ممکن نیست:

نخست، محدودیت فنی تعداد واژگان
دوم، تجربۀ تلخ سرقت علمی و ادبی

بارها دیده‌ایم که متن کامل همراه با منابع، بدون نام نویسنده و با اندکی تغییر، در تابرگ و تارنماهای دیگر بازنشر شده است.

به همین دلیل، چکیدۀ مقالات را در اینجا منتشر کرده و اصل مقاله را برای نشر مجازی و چاپی در آینده، بایگانی می‌کنیم.
این رویه، به معنای بی‌ارجاع بودن مطالب نیست؛ بلکه روشی برای صیانت از پژوهش است. کسانی که اهل تحقیق‌اند، می‌دانند که چکیده، خلاصۀ یک کار مفصل‌تر است و ارجاعات آن در اصل مقاله محفوظ می‌باشد.

از منتقدان نیز دعوت می‌کنیم که اگر ابهامی در مطلبی دارند، با همان جدیت علمی نقد کنند، نه با برچسب‌های کلی.
ما نقد علمی را می‌پذیریم، اما بی‌اعتبار خواندن متن‌ها صرفاً به دلیل عدم انتشار کامل در تلگرام، برخوردی منصفانه نیست.

با مهر
گرداننده و مدیر تاربرگ

@oldhistor
@midhistor
  • 👏 4
  • ❤ 2
Post #3199 172
🌱
پادشاهی؛ نه سلطنت است و نه جمهوری

. سلطنت بر قهر بیرونی و قدرتِ شخصی استوار است.
· جمهوری صرفاً صوری و بر رأی اکثریت و قرارداد افقی می‌ایستد.
· پادشاهی، بر آیین مشترکِ داد و فرّ و مسئولیت اخلاقی شاه در برابر مردم و خداوند بنا شده است.

۱. در اوستا و پارسی باستان، «شاه» (خشیَ‌ثیَه/خشتره) نه فقط حاکم، که نماد نظم کیهانی و راستی است. در متون پهلوی، شاه «سرور خاندان» و «مِهتر قبیله» معنا شده؛ یعنی اختیارش از نسب آیینی و عهد نیاکانی برمی‌خیزد، نه صرفا از زور شمشیر.

۲. در اوستا و شاهنامه، فرّ (خورنه) فروغی ایزدی است که به شاهان دادگر بخشیده می‌شود. اگر شاه از عدل خارج شود، فرّ از او گسسته (جمشید) و شاهیّت باطل می‌گردد.

پادشاهی اصیل، نه نهادی موروثی، که آیینی برای پیوند زمین و آسمان، عدل فردوسی، آزادی کوروشی، برکت کیخسروی، شادی هخامنشی، نور سهروردی، شبانی انوشیروانی و مردمداری شاه‌عباسی و امیرکبیری است.
ایرانیان پس از هر فرمانروایی خودکامه، در جستجوی «شاهی» بوده‌اند که نه فقط تاج، که عدل بر سر داشته باشد؛ شاهی چون کوروش در تاریخ و کیخسرو در استوره.

@midhistor
  • 👏 7
  • ❤ 2
Post #3198 151
🌱
پیوند فئلی با پهلوی

در زبان‌شناسی تاریخی، تبدیل آوای «پ» به «ف» یک دگرگونی بسیار رایج در زبان‌های ایرانی غربی و جنوبی است.
بر این پایه، واژهٔ «پهله» که نام باستانی سرزمین ماد غربی و مناطق زاگرس‌نشین بوده، پس از ورود عرب‌ها به ایران، معرّب شد و به «فهله» تبدیل گشت.

ابن مقفع، دانشمند ایرانی قرن دوم، در اشاره به زبان‌های ایرانی، از «فهلویات» سخن گفته که به همین ریشه بازمی‌گردد.
در گذر زمان، «فهله» با دگرگونی آوایی بیشتر، «فئله/فیله» تلفظ شد و ساکنان آن سرزمین، «فئلی/فیلی» نام گرفتند؛ یعنی «مردم پهله».

بنابراین، «کُرد فیلی» در اصل به معنای «کُرد ساکن پهله» است؛ پهله‌ای که در متون کهن، همان سرزمین ماد بزرگ و ماد کوچک (غرب و شمال‌غرب ایران) بود.

پهلوی/پاله‌ای » فهله » فیله » فئلی


@midhistor
  • 👏 6
Post #3197 141
🌱
بوعلی سینا و نوح بن منصور سامانی

ماجرای ارتباط ابن‌سینا با شاه سامانی، بر پایهٔ زندگینامه خودنوشت او که شاگرد وفادارش ابوعبید جوزجانی آن را تکمیل کرده، به عنوان معتبرترین سند در این باره ثبت شده است.

زمانی که امیر نوح بن منصور سامانی، فرمانروای بخارا، به بیماری سختی دچار شد و همهٔ طبیبان از علاج او درماندند، ابن‌سینای جوان بر بالین امیر فراخوانده شد. او با تکیه بر دانش پزشکی خود، در درمان امیر کامیاب گشت.
اما آنچه این ماجرا را از روایت‌های عادی متمایز می‌کند، پاداشی است که ابن‌سینا در برابر این خدمت طلب کرد. او نه مال خواست و نه مقام، بلکه تنها یک درخواست داشت: اجازهٔ ورود به کتابخانهٔ بزرگ سامانیان در بخارا.

ابن‌سینا خود این کتابخانه را شگفت‌انگیز وصف کرده و گفته است در آنجا کتاب‌هایی دید که «بسیاری از آن‌ها را حتی به نام نشنیده بودم».
این کتابخانه، گنجینه‌ای از دانش‌های گوناگون کهن ایرانی بوده و ابن‌سینا از همین گنجینه دانش گستردهٔ خود را پربارتر ساخت و زمینه‌ساز آن شد که بعدها آثاری چون قانون (طب) و شفا (حکمت) را بنگارد؛ آثاری که قرن‌ها مرجع علمی شرق و غرب بود.

@midhistor
  • 😘 4
  • ❤ 1
  • 👏 1
Post #3196 124
تاریخ میانه 🌱 ذ، ز این روزها، این جریان «سپاسگزار» در مراودات کنونی فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی هم معضلی شده است. دو واک «ذ» و «ز» در الفبای فارسی، هر کدام جایگاه مشخصی دارند. اما یک نکتهٔ ساده بر جا می‌ماند و آن هم اینکه، فعلی به شکل «گزاشتن» در زبان فارسی وجود ندارد…
🌱
کاربرد «ز» و «ذ» در املای فارسی

· اگر در کلمه‌ای به جای «ذ» بتوان «د» گذاشت (کاغذ/کاغد)، «ذ» درست است.
. اگر به جای «ز» بتوان «س»، «ش» یا «ت» گذاشت (ساز/ساخت)، «ز» درست است.

· کلماتی مانند لذیذ، نافذ با «ذ» نوشته می‌شود.
· ترکیب‌هایی مانند دانش‌آموز، سبزه‌زار همیشه با «ز» نوشته می‌شود.
· گذشتن همیشه با «ذ» نوشته می‌شود: گذر، گذرنامه، بارگذاری.
· سپاسگزار با «ز» نوشته می‌شود، چون از مصدر «گزاردن» (به جا آوردن) می‌آید.

بهترین راه، دیدن و نوشتن زیاد است. چون این دو حرف قاعدهٔ صددرصد جامعی ندارد.

@midhistor
  • 👏 2
Post #3195 139
🌱
گرد آمدن یاران داریوش سوم در باختریش

شب بود و باد سردِ بلخ، از کوه‌ها فرود می‌آمد و مشعل‌های اردوگاه را می‌لرزاند. داریوش، واپسین شاهنشاه هخامنشی، بر بلندی ایستاده بود؛ بر خاکِ باختریش؛ خاکی که هنوز بوی ایران می‌داد.

از پسِ آن همه گریز تلخ، از پس ایسوس و گوگمل، اینک دوباره آتشی افروخته بود. سواران وفادار، از دل شب می‌رسیدند؛ باقیماندهٔ ارتش شکست‌ناپذیرِ روزگارِ کوروش و داریوش. مادی، پارتی، بلخی، پارسی، رخجی...
نگاه‌ها یکی بود و همه آمده بودند تا نشان دهند که ایران هنوز زنده است.

در آن شب، مردی از میان برخاست و سپر بر زمین کوبید و گفت: «تا اسب هست و کمان هست و کوهستان‌ها پناه ماست، این سرزمین از پای ننشسته است». صدا در دره پیچید و دشت لرزید. گویی خود زمینِ ایران سخن می‌گفت.

آری، آنان می‌دانستند که پایان این راه شاید تیره باشد؛ اما مرگ در راه میهن را برگزیده بودند. آن شب و در آن انجمنِ مردان خسته و استوار، شکوهی بود که از تخت‌های زرین شاهان، کمتر نبود.

ایران را نه با سنگ و زر، که با همین دل‌های بی‌باک باید سنجید.


@midhistor
  • ❤ 6
Post #3194 152
🌱
دل ایرانشهر

بر اساس کهن‌ترین منابع جغرافیایی و تاریخی ایران دورۀ اسلامی (المسالک و الممالک و...):

· ایرانیان در دورۀ ساسانی، به منطقهٔ میانرودان «دل ایرانشهر» می‌گفتند.

· اعراب این عبارت را «قلب العراق» ترجمه کردند (دل = قلب، ایرانشهر = عراق).
به مرور، واژۀ «قلب» حذف و تنها «عراق» برای اشاره به آن ناحیه باقی ماند.

· منابع متعدد (ابن خردادبه، یاقوت حموی، ابن منظور، اسدی طوسی و دیگران) تصریح کرده‌اند که عراق، معرّب «ایران(شهر)» است.

· در سده‌های نخست اسلامی، «عراق العرب» (در برابر عراق العجم*) به معنای سرزمین اصلی ایران (ایرانشهر) به کار می‌رفت و حدود آن بسیار گسترده‌تر از کشور امروزی عراق بود.

* همدان، ری، اصفهان، قزوین، قم، کاشان، ساوه، سلطانیه (زنجان) و بخش‌هایی از کرمانشاهان.


@midhistor
  • 👏 5
  • 😘 2
  • ❤ 1
Post #3193 145
🌱
از سرچشمۀ تمدن تا نبود کاغذسازی

ایران مادر تمدن جهانی، بر خلاف روایت غربی و بر اساس یافته‌های باستان‌شناسی (سیلک و کنارصندل، ۸-۵ هزار سال پ.م)، سرچشمۀ شهرنشینی در تمدن‌های درۀ رود سِند و میانرودان بوده است.
یک بحران اقلیمی شدید (خشکسالی ۳۲۰۰ پ.م)، جمعیت‌های متمدن را ناچار به گسترش به سوی منابع آبی دو سوی فلات کرد. آن‌ها فرهنگ شهرنشینی را به مناطق نو بردند.

همین روایات غربی، از وجود کارگاه‌های کاغذسازی در سمرقند و بغداد ۱۰۰۰ سال پیش خبر می‌دهد. اکنون پرسش این است که چرا شهرهای اصفهان، همدان و ری که در مرکز جادۀ ابریشم بود، باید فاقد این دانش انگاشته شود؟ حذف این مناطق از تاریخ صنعت و هنر و کتابت، یک انتخاب گزینشی و تحریف عمدی برای کمرنگ کردن سهم ایران در انتقال دانش به اروپا و جهان است.

استعمار غربی، با انطباق ایران بر مرزهای سیاسی کنونی، ضمن ایجاد ذهنیت یک جغرافیای خالی در این مناطق، سود دوجانبه برد. بدینگونه هم میراث کهن ایران را پنهان کرد و هم با تجزیۀ ارضی، به تجزیۀ «تاریخ» مشروعیت بخشید.
تاریخنگاری از نوعی که در قرون شانزدهم تا نوزدهم میلادی شکل گرفت، فاقد حقیقتِ علمی و مغرضانه است.

@midhistor
  • 👏 6
  • ❤ 1
Post #3192 136
🌱
وارونگی چپ ایرانی

. به لحاظ تاریخی، چپ ایران نماد جهان‌وطنی طبقاتی شوروی را برگزید، نه شیوۀ جمهوریخواه فرانسه که میهن را بستر مبارزه می‌دید. همین ریشه، نفی فرهنگ ملی و گسست از خاک را به همراه آورد.

. در این رویکرد، زبان، تاریخ و هویت ایرانی، «ارتجاعی» انگاشته شد. از سوی دیگر، چون حکومت اسلامی گاه به دوران کنونی، از نمادهایی چون تخت‌جمشید و فردوسی استفاده (ابزاری) می‌کند، چپ می‌پندارد این مفاهیم مصادره شده و قابل بازتعریف نیست.

. روشنفکر ایرانی، ایرانشهر را ساختاری طبقاتی و استبدادی می‌داند و گمان می‌کند دفاع از آن به قیمت نادیده گرفتن کارگر، زن و اقلیت تمام می‌شود؛ غافل از آنکه ایرانشهر خود یک ظرف تمدنی بوده است.

. چپ با خودتحقیری تاریخی و در واکنش به ملی‌گرایی، به دام نفی تمام گذشته افتاد و به نمادهای خارجی گره خورد، نه به بازتعریف عدالت در بستر تاریخ و سرزمین ایران. در نتیجه، در میان مردم ریشه ندواند و بیگانه جلوه کرد.

نمی‌توان برای ستمدیدگان یک سرزمین جنگید، در حالی که آن سرزمین را از فرهنگ و تاریخ تهی نمود. پذیرش ایرانشهر، عقب‌نشینی از عدالت نیست، پر کردن خلأ هویتی است.

@midhistor
  • ❤ 2
  • 👏 2
Post #3191 160
🌱
ما تنها «هستیم»،
اما «تنها» نیستیم...

حیات نه یک تصادف، بلکه نتیجۀ طبیعیِ قوانین شیمیاییِ گیتی است؛ قوانینی که در هر گوشه‌ای از این جهان بی‌نهایت، هر جا شرایط مهیا باشد، جرقه می‌زند.

گیتی ما با ۹۳ میلیارد سال نوری وسعت، تنها ۳٪ از کلِ جهان خودمان است؛ ۹۷٪ آن، به علت انبساط و برای همیشه از افق دید ما، خارج شده است. و البته گیتی ما، خود یکی از بی‌نهایت حباب موجود است.
در همین گیتی، حدود ۵ هزار میلیارد میلیارد میلیارد سیاره وجود دارد.
شواهد نشان می‌دهد، حیات احتمالاً دو بار به طور مستقل در زمین شکل گرفته است. پس چگونه می‌توان باور کرد در این اقیانوسِ کهکشان‌ها و بیکران واکنش‌های شیمیایی، حیات فقط در یک نقطه به خود پیچیده و «زنده» شده باشد!

اما فاصله‌ها آن قدر عظیم‌اند که نور و پیام، میلیاردها سال در راه است. ما گذشتۀ کیهان را می‌بینیم، نه حال آن را. هر پیامی که بفرستیم، وقتی برسد، نه فرستنده‌ای باقی مانده است و نه گیرنده‌ای. حیات در گیتی فراوان است، اما ارتباط با آن، برای همیشه از دسترس ما خارج.

ما نه تنهاییم و نه هرگز از تنهایی رها خواهیم شد؛ زندانیان افق فضا-زمان در خانه‌ای بی‌نهایت...


@midhistor
  • ❤ 4
Post #3190 129
🍃🌱
خاک کهن و یادگار هزاره‌ها

اینجا سرزمینی است که کوهسارانش، سرفرازی را از آسمان آموخته است و آسمان، بزرگی را از خاک پاک آن.
در این دشت زرین، زیر تابش نور خورشیدِ همیشه‌بیدار، کاروانی از دلیران و نامداران پیش می‌رود؛ فرزندان همان سرزمینی که، جهان را با خرد و داد و اراده‌ای پولادین آبادان کرده بود.

این سنگ‌های سترگ و ستون‌های بلند که بر فراز دشت قد برافراشته‌اند، تنها بنایی سنگی نیستند؛ آن‌ها یادگاران این مردمان بر دفتر تاریخ‌اند. اینجا، جایی که هر ذره از غبار آن، بوی شکوه دیرین و هر نسیم آن، آوای دلیری نیاکان را در گوش‌ها زمزمه می‌کند.

ما وارثان این شکوه بی‌همتا هستیم؛ میراثی که در رگ‌هایمان جاری است و در جان ما ریشه دوانیده است. گام نهادن بر این خاک بلندآوازه، موهبتی آسمانی است و کمک به مانایی آن، رسالتی بزرگ و افتخارآمیز.

سر خود را بالا بگیرید و به این شکوه ببالید؛ چرا که این راه، راه مردمانی است که نامشان بر تارک تاریخ، جاودانه نقش بسته است.

سربلند باش، ای ایران عزیز و ای فرزندان این خاک پاک


@oldhistor
@midhistor
  • ❤ 6
Post #3189 127
تاریخ میانه مقایسۀ قدرت خرید، ستوان دوم ۱۳۵۶ در برابر کارشناس ۱۴۰۵ · حقوق مبنا در ۱۳۵۶: ۹,۰۰۰ تومان (ستوان دوم). · حقوق مبنا در ۱۴۰۵: ~۴۰ میلیون تومان (میانگین برای یک کارشناس معمولی). این مقایسه، تصویری از افت لگام‌گسیختۀ رفاه است که خود را در قیمت دارایی‌ها و کالاها…
🌱
مجموعۀ «خداحافظ بچه»

(۱۳۹۱): خرید ۳ قلم (تخم‌مرغ، خرما، پنیر) = ۱۸,۰۰۰ تومان
امروز همان اقلام = ۷۶۰ تا ۸۴۰ هزار تومان

📊 میانگین افزایش قیمت سه قلم = حدود ۶۷ برابر
📊 در مقابل، حداقل حقوق پایه، فقط ۶ برابر رشد کرده است.
یعنی به طور میانگین، قیمت این سه قلم بیش از ۱۱ برابر سریع‌تر از حقوق کارگر افزایش یافته است.

📉 سهم این سه قلم از حقوق پایه:
· ۱۳۹۱: حدود ۶.۷ درصد (۱۸ هزار از ۲۷۰ هزار)
· ۱۴۰۵: حدود ۴۸ درصد (۸۰۰ هزار از ۱.۶۶ میلیون)

یعنی یک کارگر، امروز برای خرید همین سه قلم، باید ۷ برابر بیشتر از سال ۹۱ از حقوق خود هزینه کند.
🛒 آنچه در ۱۳۹۱ یک خرید معمولی بود، امروز تقریباً نیمی از حقوق پایه یک کارگر را می‌بلعد.

📌 رشد ۶ برابری حقوق در برابر رشد ۶۷ برابری میانگین قیمت، در اصل برابر با کاهش حدود ۹۱ درصدی قدرت خرید نسبی کارگران، فقط در این سه قلم اساسی است.

@midhistor
Post #3188 132
🌱
آنائیتیس*

ادعای رایج، مبنی بر اینکه «آرتمیس فرمانده کل نیروی دریایی خشایارشا بود»، از نظر تاریخی نادرست است و با گزارش منابع سازگاری ندارد.

بر پایهٔ گزارش هرودوت، آرتمیس فرمانده ناوگانی متشکل از پنج کشتی از هالیکارناس، کوس و چند جزیرهٔ کوچک بود. او دختر لوگدامیس حاکم محلی تابع شاهنشاهی هخامنشی بوده و به سپاه خشیارشا پیوسته است. فرماندهی عالی ناوگان در نبرد سالامیس، در دست ایری‌َبیگنه برادر خشیارشا و دیگر مقامات ارشد ایرانی بود.

اهمیت تاریخی آرتمیس، نه در فرماندهی کل، بلکه به گفتۀ هرودت (کتاب‌های هفتم و هشتم)، خردمندی و مشورت او در شورای جنگ بود.
تحسین خشیارشا از او، مبنی بر «مردان من زن شده‌اند و زنان من مَرد»، واکنشی به یک صحنهٔ خاص از نبرد بود که هرودوت دربارۀ همشهری خود نقل کرده است. آن صحنه، غرق کردن یک کشتی متحد فنیقی توسط کشتی آرتمیس، به جای کشتی آتنی بود. گویا خشیارشا که ناظر صحنه بود، در تشخیص، خطا کرده بوده است.

روی‌هم‌رفته، آرتمیس شخصیتی اثرگذار در تاریخ است. اما «فرماندۀ کل نیروی دریایی ایران» خواندن او، افسانه‌سازی و بزرگنمایی بی‌پشتوانه می‌باشد.

* آرتمیس، معادل آناهیتا در اژه


@midhistor
  • 👏 3
Post #3184 180
🌱
وضعیت اقتصادی کشورهای غرب آسیا و شمال آفریقا در سال ۲۰۲۴

بر اساس شاخصِ
«تولید ناخالص داخلی (GDP) سرانه (دلار)» (میزان رشد از ۱۹۷۷ تا ۲۰۲۴):

۱ (بهترین عملکرد) – مالت
· ۱۲,۹۵۰ دلار
· افزایش ۲,۲۵۵٪

۲ اسرائیل
· ۱۶,۳۰۰ دلار
· افزایش ۱,۰۹۰٪

۳ ترکیه
· ۴,۲۹۵ دلار
· افزایش ۱,۰۶۰٪

۴ مراکش
· ۱,۲۷۰ دلار
· افزایش ۸۴۰٪

۵ پاکستان
· ۴۳۲ دلار
· افزایش ۷۰۰٪

۶ عمان
· ۵,۳۸۰ دلار
· افزایش ۶۹۷٪

۷ مصر
· ۸۳۸ دلار
· افزایش ۶۷۶٪

۸ فلسطین
· ۸۶۵ دلار
· افزایش ۵۱۸٪

۹ تونس
· ۱,۲۴۰ دلار
· افزایش ۴۷۴٪

۱۰ اردن
· ۱,۴۳۰ دلار
· افزایش ۴۳۰٪

۱۱ عربستان سعودی
· ۹,۳۲۰ دلار
· افزایش ۴۳۰٪

۱۲ قطر
· ۱۹,۶۰۰ دلار
· افزایش ۳۵۶٪

۱۳ الجزایر
· ۱,۶۲۰ دلار
· افزایش ۳۰۰٪

۱۴ عراق
· ۱,۴۶۰ دلار
· افزایش ۲۶۰٪

۱۵ کویت
· ۸,۶۵۰ دلار
· افزایش ۱۶۷٪

۱۶ امارات متحده عربی
· ۱۳,۶۰۰ دلار
· افزایش ۱۰۱٪

۱۷ لیبی
· ۶,۵۶۹ دلار
· کاهش ۱۵.۶٪

۱۸ یمن
· ۱۶۲ دلار
· افزایش ۵۰٪

۱۹ افغانستان
· ۱۰۸ دلار
· افزایش ۳۳٪

۲۰ سوریه
· ۲۷۰ دلار
· #کاهش ۶۱٪

۲۱ (بدترین عملکرد) – ایران
· ۱,۰۵۰ دلار
· #کاهش ۶۲٪

سرانه: میانگین تقسیم ثروت یکسال کشور بین مردم

@midhistor
Post #3183 140
🌱
شماره‌گذاری شاهان، برساختهٔ مورخان

نامیدن بهرام یکم، اردشیر دوم، یزدگرد سوم...، پدیده‌ای متأخر و برساختهٔ سنت تاریخنگاری است، نه شیوهٔ رسمی خود شاهان.

نخست، مورخان یونانی و رومی برای تفکیک شاهان هم‌نام هخامنشی و سلوکی، اعداد یا القاب تمایزدهنده را به کار بردند.
دوم، تاریخنگاران دورۀ اسلامی بر پایهٔ خداینامه‌های ساسانی، ترتیب شاهان را مدون کردند.
سوم، شرق‌شناسان اروپایی، با تلفیق منابع پیشین، اعداد را به نام شاهان افزودند و این شیوه از دورهٔ قاجار به بعد وارد تاریخنگاری ایران شد.

اما خود شاهان از جایگاه خویش در زنجیرهٔ هم‌نامان آگاه بودند. شاهان ساسانی خود را با ذکر نام پدر معرفی می‌کردند؛ مثلاً بهرام گور می‌دانست که چهار بهرام پیش از او بر تخت نشسته‌اند، اما روی سکه‌هایش «بهرام، پسر یزدگرد» نوشته است، نه «بهرام پنجم».

درباریان و مردم نیز به جای عدد، از لقب استفاده می‌کردند: بهرام گور، بهرام کرمانشاه، خسرو پرویز. پس جامعه می‌دانست کدام بهرام یا کدام خسرو موضوع سخن است، اما نیازی به کاربرد عدد احساس نمی‌کرد.
بنابراین، شماره‌گذاری شاهان، ابزاری تاریخنگارانه است، نه شیوهٔ خودآگاهانه ایشان.

@midhistor
  • 👏 5
Post #3182 149
تاریخ میانه 🌱 قمر مصنوعی مهرداد ایران‌مهر زمانی نه چندان دور، روشنفکران دهه‌های ۲۰ و ۳۰، مطابق معمول ارائه برابرهای فارسی فشل، ترکیب نامانوس قمر مصنوعی را در برابر satellite بر سر زبان‌ها انداختند. اما خوشبختانه در همان زمان کسانی چون استاد حسین گل‌گلاب، دکتر محمود حسابی،…
🌱
خودباوری واژگانی
هوشواره

واژه‌سازی بومی در فارسی، همواره با تمسخر روشنفکران مواجه بوده است. اما تاریخ نشان داده که همین واژگان (پرونده، پیامک، ماهواره، دادگستری، شهرداری، بهداری، دانشکده، دانشگاه...)، پس از مدتی چنان در زبان جا می‌افتد که اصل بیگانه (دوسیه، اس‌ام‌اس، قمر مصنوعی، عدلیه، بلدیه، صحیه، فوکولیته، یونیورسیته...) به کلی فراموش می‌شود.

صادق هدایت و هم‌عصرانش، در ابتدا چنین واژگانی را مسخره می‌کردند؛ اما امروز همان واژگان جزو بدیهی‌ترین کلماتِ فارسی‌اند. پروفسور هشترودی با پیشنهادِ «ماهواره» به جای «قمر مصنوعی»، نشان داد که نقد منطقی زبانی، بهتر از تمسخر احساسی است.

امروزه نیز «هوشواره» در برابر «هوش مصنوعی»، نه یک لطیفه، بلکه یک پیشنهادِ بومی کاملاً منطبق با سنت واژه‌سازی فارسی است.
اگر نهادهای متولی (فرهنگستان، رسانه‌ها، آموزش و پرورش) آن را جدی بگیرند؛ در چند سال آینده، «هوش مصنوعی» هم همان سرنوشت «قمر مصنوعی» را پیدا خواهد کرد.

روشنفکری ایرانی، از خودکم‌بینی زبانی دست بردارد و پیش از آنکه تاریخ دوباره او را به تماشا بنشاند، به احترام زبان خود بایستد.

@midhistot
  • 👏 7
  • ❤ 1
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →