🌱
پادشاهی؛ نه سلطنت است و نه جمهوری
. سلطنت بر قهر بیرونی و قدرتِ شخصی استوار است.
· جمهوری صرفاً صوری و بر رأی اکثریت و قرارداد افقی میایستد.
· پادشاهی، بر آیین مشترکِ داد و فرّ و مسئولیت اخلاقی شاه در برابر مردم و خداوند بنا شده است.
۱. در اوستا و پارسی باستان، «شاه» (خشیَثیَه/خشتره) نه فقط حاکم، که نماد نظم کیهانی و راستی است. در متون پهلوی، شاه «سرور خاندان» و «مِهتر قبیله» معنا شده؛ یعنی اختیارش از نسب آیینی و عهد نیاکانی برمیخیزد، نه صرفا از زور شمشیر.
۲. در اوستا و شاهنامه، فرّ (خورنه) فروغی ایزدی است که به شاهان دادگر بخشیده میشود. اگر شاه از عدل خارج شود، فرّ از او گسسته (جمشید) و شاهیّت باطل میگردد.
پادشاهی اصیل، نه نهادی موروثی، که آیینی برای پیوند زمین و آسمان، عدل فردوسی، آزادی کوروشی، برکت کیخسروی، شادی هخامنشی، نور سهروردی، شبانی انوشیروانی و مردمداری شاهعباسی و امیرکبیری است.
ایرانیان پس از هر فرمانروایی خودکامه، در جستجوی «شاهی» بودهاند که نه فقط تاج، که عدل بر سر داشته باشد؛ شاهی چون کوروش در تاریخ و کیخسرو در استوره.
@midhistor
Post #3199
172

- 👏 7
- ❤ 2