نوشتههای گاه و بیگاه من، امیر خضراییمنش، در هنر و
ادبیات
Post #307
196
All that jazz All that jazz
🔸متنها و پیرامتنها
در تابستانی که گذشت، بخش زیادی از وقت من صرف تدریس «دورۀ پیشرفتۀ نقد فیلم» شد که در آن جنبشهای عمدۀ تاریخ سینما را مرور میکردیم. به هر جنبش در دستکم سه جلسۀ سه ساعته (بهگمانم با کسر تنفس و حواشی، از هر جلسه ۲ ساعت مفید درمیآمد) میپرداختم و برای هر جلسه ۲ یا ۳ فیلم برای دیدن تعیین میشد. بهاینترتیب، دانشجویان در طول دورۀ ۲۰ جلسهای چیزی حدود ۶۰ فیلم مهم تاریخ سینما را تماشا کردند. تلاش میکردم بحث دربارۀ هر جنبش و فیلمسازان مطرحش را بر اساس مهمترین منابعی که میشناختم و به آنها دسترسی داشتم پیش ببرم، و البته با نظر به فیلمهای مورد بحث.
امروز دیگر با قاطعیت میتوانم بگویم که تاریخ سینما را جور دیگری نمیشود خواند. به عبارت دیگر، شما به صِرف خواندنْ شناختی حقیقی از تاریخ سینما پیدا نمیکنید و مطالعۀ متون باید حتماً توأم با فیلمدیدن جدی باشد. اساساً، سینما چیزی جز تاریخش نیست؛ شناخت سینما همان شناخت تاریخ آن از خلال فیلمهاست. پروژۀ بلندپروازانۀ ژانـلوک گدار، تاریخ(های) سینما، نیز، بهدرستی، ناظر بر همین فهم از سینما و تاریخ آن است.
در طرحی که برای تدریس چنین دورههایی میریزم در وهلۀ نخست خودم را در نظر دارم، به این معنا که لازم میبینم خودم هم چیزهایی را بازبینی و بازخوانی کنم، یا اگر ندیده و نخواندهام ببینم و بخوانم. طی این دوره هم، جز یکی دو استثنای ناشی از کمبود وقت، تمامی آثار مورد بحث را از نو تماشا میکردم، و البته لذت میبردم!
در این بین، وقتی به سینمای اکسپرسیونیستی آلمان رسیدیم و نسخههای ترمیمشدۀ جواهرهای سینمای وایمار را میدیدم، یکی از لذتهای کوچک شخصیام هر بار دیدن لوگوی زردرنگ و دستخطمانند بنیاد مورنائو بود که در ابتدای آثارِ ترمیمشده ظاهر میشد. این بنیاد فقط کارهای خود مورنائو را ترمیم نکرده و بسیاری از دیگر آثار مهم سینمای وایمار در همین نهاد ترمیم شدهاند.
به این چیزها در اصطلاح میگویند «پیرامتن»، حاشیههایی که لزوماً نسبتی با متن اصلی ندارند اما خیلی اوقات برای اهلش اهمیت فراوانی دارند، مثل طرح جلد آلبومهای موسیقی، یا مثلاً نسخۀ کمیاب چاپ سلفون فلان کتاب و چیزهایی از این دست. در سینما، میشود مثلاً از پُستر فیلمها، یا طرح جلدهای نسخههای کرایتریون گفت، یا از لوگوی استودیوها در ابتدای فیلمها، و یا همین مثالی که خودم زدم. برای دوستاران فیلم و کتاب، پیرامتنها خیلی اوقات به اندازۀ خود آثار جذاب و بهیادماندنیاند.
#سینما
All that jazz
در تابستانی که گذشت، بخش زیادی از وقت من صرف تدریس «دورۀ پیشرفتۀ نقد فیلم» شد که در آن جنبشهای عمدۀ تاریخ سینما را مرور میکردیم. به هر جنبش در دستکم سه جلسۀ سه ساعته (بهگمانم با کسر تنفس و حواشی، از هر جلسه ۲ ساعت مفید درمیآمد) میپرداختم و برای هر جلسه ۲ یا ۳ فیلم برای دیدن تعیین میشد. بهاینترتیب، دانشجویان در طول دورۀ ۲۰ جلسهای چیزی حدود ۶۰ فیلم مهم تاریخ سینما را تماشا کردند. تلاش میکردم بحث دربارۀ هر جنبش و فیلمسازان مطرحش را بر اساس مهمترین منابعی که میشناختم و به آنها دسترسی داشتم پیش ببرم، و البته با نظر به فیلمهای مورد بحث.
امروز دیگر با قاطعیت میتوانم بگویم که تاریخ سینما را جور دیگری نمیشود خواند. به عبارت دیگر، شما به صِرف خواندنْ شناختی حقیقی از تاریخ سینما پیدا نمیکنید و مطالعۀ متون باید حتماً توأم با فیلمدیدن جدی باشد. اساساً، سینما چیزی جز تاریخش نیست؛ شناخت سینما همان شناخت تاریخ آن از خلال فیلمهاست. پروژۀ بلندپروازانۀ ژانـلوک گدار، تاریخ(های) سینما، نیز، بهدرستی، ناظر بر همین فهم از سینما و تاریخ آن است.
در طرحی که برای تدریس چنین دورههایی میریزم در وهلۀ نخست خودم را در نظر دارم، به این معنا که لازم میبینم خودم هم چیزهایی را بازبینی و بازخوانی کنم، یا اگر ندیده و نخواندهام ببینم و بخوانم. طی این دوره هم، جز یکی دو استثنای ناشی از کمبود وقت، تمامی آثار مورد بحث را از نو تماشا میکردم، و البته لذت میبردم!
در این بین، وقتی به سینمای اکسپرسیونیستی آلمان رسیدیم و نسخههای ترمیمشدۀ جواهرهای سینمای وایمار را میدیدم، یکی از لذتهای کوچک شخصیام هر بار دیدن لوگوی زردرنگ و دستخطمانند بنیاد مورنائو بود که در ابتدای آثارِ ترمیمشده ظاهر میشد. این بنیاد فقط کارهای خود مورنائو را ترمیم نکرده و بسیاری از دیگر آثار مهم سینمای وایمار در همین نهاد ترمیم شدهاند.
به این چیزها در اصطلاح میگویند «پیرامتن»، حاشیههایی که لزوماً نسبتی با متن اصلی ندارند اما خیلی اوقات برای اهلش اهمیت فراوانی دارند، مثل طرح جلد آلبومهای موسیقی، یا مثلاً نسخۀ کمیاب چاپ سلفون فلان کتاب و چیزهایی از این دست. در سینما، میشود مثلاً از پُستر فیلمها، یا طرح جلدهای نسخههای کرایتریون گفت، یا از لوگوی استودیوها در ابتدای فیلمها، و یا همین مثالی که خودم زدم. برای دوستاران فیلم و کتاب، پیرامتنها خیلی اوقات به اندازۀ خود آثار جذاب و بهیادماندنیاند.
#سینما
All that jazz
- ❤ 23
- 👍 4
- 🕊 2


