🔸خاطرۀ صعبالعلاج
یادی از پاتریسیو گوسمان (۱۹۴۱-۲۰۲۶)
پاتریسیو گوسمان، مستندساز بزرگ شیلیایی، در ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۶ درگذشت، چهار روز پس از چهلوسومین سالگشت کودتای ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳ در زادگاهش شیلی؛ روزی که شاید مهمترین رویداد زندگی او و بسیاری از همنسلانش بود.
گوسمان فیلمسازی ویژه بود چون در تمام طول عمرش فقط دربارۀ یک موضوع فیلم ساخت: کشورش شیلی. حتی میشود پا را از این هم فراتر گذاشت و گفت که او فقط دربارۀ رخدادی خاص در ناریخ کشورش فیلم ساخت، کودتای آگوستو پینوشه در ۱۱ سپتامبر ۱۹۷۳. سایر موضوعات در آثار گوسمان، همگی، بهنحوی، به این رخداد تعیینکننده برمیگردند و با آن پیوند دارند.
من گوسمان را خیلی دیر، و با مستند نوستالژی برای نور (۲۰۱۰)، شناختم، فیلمی که ستارگان آسمان دوردست را به لایههای دیرینۀ زمینشناختی پیوند میزد و، بعد، آن گذشتههای دور را مقابل گورهای جمعیِ گذشتۀ نزدیک میگذاشت، گورهای کشتگان بینامونشانی که حکومت پینوشه بر جای گذاشته بود.
پس از تماشای نوستالژی برای نور بود که به سراغ آثار قدیمی گوسمان رفتم، از جمله مشهورترین و مهمترین فیلم کارنامهاش، سهگانۀ نبرد شیلی. آن زمان نسخهای از فیلم را، بهزحمت، از سایت عزیز SurrealMoviez دانلود کردم. از قضا، همین چند وقت پیش، به نسخۀ فوقالعادهای از نبرد شیلی برخوردم که بیش از ۲۰ گیگابایت حجمش بود. مدتی بر وسوسهام غلبه کردم و به سراغش نرفتم ولی عاقبت تسلیم شدم و دانلودش کردم. این نسخۀ باکیفیت را مقایسه میکردم با خاطرۀ ۱۴-۱۵ سال پیشم از آن نسخۀ DVDrip و از دیدن این نسخۀ تازه حسابی کیف میکردم.
نبرد شیلی تصویر جانداری است از شیلیِ اوایل دهۀ هفتاد، شیلیِ سالوادور آلنده، و تمام بحرانها و بیم و امیدهایش، و البته تصویری است از آن کودتای مشهور. نبرد شیلی، همچنین، حاوی یکی از تکاندهندهترین فصول در تاریخ سینمای مستند، یا اصلاً بگوییم تاریخ سینما، است؛: شخصی در این فیلم بهواقع مرگ خودش را بر نوار سلولوئیدی ضبط میکند! فیلم عظیم گوسمان، از جهاتی، برایم قابل مقایسه با مستند برای آزادی حسین ترابی است، که این خودش موضوع بحثی دیگر است.
اما محبوبترین اثر کارنامۀ گوسمان برای من نه نوستالژی برای نور ــ و آثار مشابه کارنامۀ گوسمان پس از آن ــ است و نه نبرد شیلی. اوج قدرت مستند گوسمان را من در شیلی، خاطرۀ سمج یافتم؛ روایت بازگشت گوسمان به شیلی، رفتن به سراغ آنهایی که در ساخت نبرد شیلی سهیم بودند، و البته نمایش آن مستند قدیمی برای نسلی دیگر در شیلی و تماشای واکنش آنها به این مستند، به بخشی از تاریخ گذشتۀ خودشان. شوری که در بحثکردن این دختران و پسران جوان هست، اشکهایشان، بهتشان، همه و همه هیچوقت تکراری و عادی نمیشود. از میان تمام آن تصاویر من یکی را برای این نوشته انتخاب کردم. دختر با اشک حلقهزده در چشمانش به تصاویر نگاه میکند، پسر، که تاب دیدن تصاویر را ندارد، سرش را در بازوی دختر پنهان کرده.
نام این مستند را همیشه برای خودم «شیلی، خاطرۀ سمج» ترجمه کرده بودم. ولی اینبار، که در نوشتن این چند خط دوباره به واژهنامه رجوع کردم، معنای دیگر این کلمه توجهم را به خود جلب کرد: صعبالعلاج. فکر میکنم حالا دلم میخواهد نام فیلم را ترجمه کنم: شیلی، خاطرۀ صعبالعلاج!
#سینما
All that jazz
Post #303
524
All that jazz Chile, Obstinate Memory (Patricio Guzmán, 1997) All that jazz
- ❤ 17
- 🔥 1
- 🙏 1