از صحیفه مدینه
کهنترین متن تاریخی آغاز اسلام
در باب وقایع آغاز اسلام، در میان متون اسلامی، آیا متنی به قدمت قرآن هست؟ یا شاید حتی اندکی قدیمیتر از منظر ضبط و ثبت؟
ابن اسحاق و پس از او ابن هشام متن عهدنامهای را آورده است که بیشینه محقّقان، شامل پژوهشگران محتاط با دیدِ کمینهگرا در مباحث تاریخی، توافق دارند که دست کم هسته اصلی آن اصیل و کهن است. سبک و سیاق نگارش آن، زبان و اصطلاحاتی که بکار برده، نامهایی که در آن آمده و برخی شواهد دیگر حاکی از آن است که اصل متن قدیمی و معتبر است.
این عهدنامه، بین پیامبر و قبایل عرب مدینه، و برخی قبایل یهودی مدینه، نامهای مختلفی گرفته است، صحیفه، منشور، دستور، وثیقه، موادعه.. محمّد حمیدالله (که از ترجمه قرآن او گفتهام) هم آن را «قانون اساسی» مدینه نامید و از قضا این عنوان هم بسیار رایج شد امّا جدای «کتاب» (نوشته) که در صدر آن میآید شاید بهترین عنوان همان «صحیفه» است که چند بار در خود متن آمده: أَهْلَ هَذِهِ الصَّحِيفَةِ...
اسلامپژوهان متعدّدی، از جمله فرد دونر و ایلکا لیندستت، به این متن پرداختهاند.
صحیفه در اصل پیمانی میان مهاجران، انصار و شماری از قبایل یهودی مدینه است که آنان را با وجود تفاوتهای قبیلهای و دینی، «یک امت» یا جامعه سیاسی مشترک معرفی میکند: «إِنَّهُمْ أُمَّةٌ وَاحِدَةٌ مِنْ دُونِ النَّاسِ» و حقوق و وظایف هر گروه را تعیین میکند، از جمله همکاری در پرداخت دیه و آزاد کردن اسیران: «وَهُمْ يَفْدُونَ عَانِيَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَالْقِسْطِ» و دفاع مشترک در برابر دشمنان: «وَإِنَّ بَيْنَهُمْ النَّصْرَ عَلَى مَنْ حَارَبَ أَهْلَ هَذِهِ الصَّحِيفَةِ» و یاری رساندن به ستمدیده «وَإِنَّ النَّصْرَ لِلْمَظْلُومِ» و رفع اختلافات. به این ترتیب، صحیفه مدینه بیش از آنکه صرفاً متنی دینی باشد، پیمان همزیستی، امنیت جمعی و نظم حقوقی جامعه نوپای مدینه است.
صحیفه یکی یکی نام قبایل را میآورد و وظایف و حقوق آنها را بر میشمارد و همچنین تعهّد بین خودشان «وَإِنَّ الْمُؤْمِنِينَ الْمُتَّقِينَ عَلَى مَنْ بَغَى مِنْهُمْ...» حتی اگر این اثم و عدوان و فساد از سوی فرزند یکی از آنان باشد «وَلَوْ كَانَ وَلَدَ أَحَدِهِمْ».
پس از آن، و این خصوصا جالب است، نام قبایل یهودی میآید که کم و بیش همان حقوق و وظایف را دارند و متن آنها را چندان از «مومنین» متمایز نمیکند. از جمله: وَإِنَّ يَهُودَ بَنِي عَوْفٍ أُمَّةٌ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ، لِلْيَهُودِ دِينُهُمْ، وَلِلْمُسْلِمَيْنِ دِينُهُمْ... و تصریح دارد که یهودیان بر دین خویش باقی میمانند امّا در دفاع از مدینه و هزینههای جنگی سهم دارند: «وَإِنَّ الْيَهُودَ يُنْفِقُونَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ مَا دَامُوا مُحَارَبِينَ».
خداوند ضامن این عهد نامه است « وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى أَبَرِّ هَذَا» و باز تاکید بر دوستی و همیاری بین این دو است... وَإِنَّ عَلَى الْيَهُودِ نَفَقَتَهُمْ وَعَلَى الْمُسْلِمِينَ نَفَقَتَهُمْ، وَإِنَّ بَيْنَهُمْ النَّصْرَ عَلَى مَنْ حَارَبَ أَهْلَ هَذِهِ الصَّحِيفَةِ، وَإِنَّ بَيْنَهُمْ النُّصْحَ وَالنَّصِيحَةَ، وَالْبِرَّ دُونَ الْإِثْم... و اگر ظلمی شد، جبران آن فقط با خطاکار و «اهل بیت» اوست و نه همه قوم: إلَّا مَنْ ظَلَمَ وَأَثِمَ، فَإِنَّهُ لَا يُوتِغُ إلَّا نَفْسَهُ وَأَهْلَ بَيْتِهِ.
عهدنامه نام قبایل بزرگی از یهود را در بر میگیرد امّا نام آن قبایل مشهور بنی نضیر، بنی قریظه... که حکایاتشان در خود متون قدیمی هم بسیار برجسته است دیده نمیشود و این همچنان محلّ پرسش است، شاید در عهدنامه نیامدهاند یا محدوده جغرافیایی آن شاملشان نبوده است.
همچنین صحیفه نامی از مسیحیان نمیآورد، شاهد آن که در یثرب برخلاف گروههای یهودی، اجتماعات مسیحی نقش چشمگیری نداشتهاند. سازگار با شواهد باستانشناختی و منابع کهن، که مراکز عمده مسیحی را بیشتر در نواحی مرزی شبه جزیره میشناسد. میماند همان مشکل بزرگ که عبارات بسیار پرتعداد قرآن، در گفتگو با نصرانیان، چه زمان و خطاب به کدام اجتماع مسیحی بوده یا مجرای ورود حکایات گاه بلند قرآنی با زیرمتنهای مسیحی، چون جزییات داستانهای مریم، ذی القرنین، کهف... در چه بافتاری بوده است.
اهمّیت صحیفه به مباحث تاریخی و دینی محدود نمانده و به مثابه سندی دینی و حقوقی برآمده از سنّت پیامبر، با تاکید بر حقّ و حقوق یکسان بین پیروان ادیان، مورد توجه بوده است. در سال ۲۰۱۶ هم دولت مراکش، که جمعیّت بزرگ یهودی دارد، در بیانیهای این صحیفه را مبنای همزیستی بین ادیان دانست.
پ.ن.
از کهنترینها:
کتیبه زهیر و همچنین کتیبه کربلا
پاپیروس اهناس
سنة قضاء المومنین
نیایش سوفرون
.
Post #533
1.84K
- ❤ 22
- 🤔 1