سنة قضا المومنین..
در بررسی کهنترین آثار مکتوب به یادگار مانده از اوایل عهد اسلامی، سنگنوشتهها یا پاپیروسها، دو نکته در خصوص تواریخ مذکور در آنها بسیار قابل توجه است.
اول از همه این که مبدا تقویم جدید، خیلی زود و به شکل گستردهای رایج شده است. برای مثال:
گرافیتی یا سنگنوشته زهیر، سال ۲۴ هجری، که خیلی هم کوتاه است: «بسم الله، انا زهیر کتبت زمن توفی عمر سنة اربع و عشرین»
دیگر پاپیروس اهناس، متعلق به سال ۲۲ هجری که رسید دریافت مالیات ناحیه اهناس در شمال مصر بوده است، و به این تاریخ ختم میشود: «من سنة اثنتین و عشرین»...
و همین طور بیاییم تا سالهای پس از آن، به مثال کتیبه کربلا سال ۶۴ هجری، به تاریخ «و کتبتُ هذا الکتٰب فی شوّال من سنة اربع و ستّین».
این رواج گسترده مبدا تقویم، نشان از امر مهمّی میدهد که به شکلی مرکزی در سال مبدا رخ داده است. امّا نکته دیگر اینجاست که عموم این تواریخ نمیگویند که به مثال سال ۲۲ از چه؟ سال ۲۴ از چه؟ سال ۶۴ از چه؟ یعنی مبدا را نمیآورند و (از منظر امروزی ما)، کلمه «هجرت» به کل غایب است (و طبق گزارشها، تا آغاز عهد عبّاسی (جز موارد معدودی مثل برخی قبرنوشتهها که تایید نشدهاند).
امّا در جایگاه مبدا، اگر اشاره به هجرت نیست، آن چه مکرّر در برخی پاپیروسها دیده میشود، عبارت «سنة قضاء المومنین» یا «من قضاء المومنین» است.
تصویر چند نمونه را آوردهام: سال ۴۲ «من سنة اثنان و اربعین سنة قضا المومنین» و سال ۴۸ «سنة ثمن و اربعین من قضاء المومنین» و سال ۵۷ «سبع و خمسین من قضاء المومنین».
سال «قضاء المومنین» به چه معنی؟ مشکل است و نظر قطعی نمیتوان داد.
«گفت إِذا جاء القضاء ضاق الفضا» و این در باب معنی خود کلمه قضا هم صادق است که پیچیده و چند لایه است. سال حُکم؟ امر؟ قضاوت؟ قضا و رخداد؟ انجام امر؟ پیمان؟ یک معنی قضا حتی مرگ است و اگر چنین بوده، شاید اشاره به شهادت جمعی از مومنین باشد، در قیاس با مبدا تقویم مسیحیان قبطی که «سنة للشهداء الابرار» بوده است (و شهادت جمعی از مسیحیان به دست حکومت روم). نظر عمومی البته بر همان «قضاوت» و «حکم» است. این وجه جمعی «قضای مومنین»، در بستر جنبش یا توافق و رخدادی اجتماعی و عمومی، در مقابل «هجرة الرسول» هم قابل توجه است. آیا این سال و تاریخ، نسبتی دارد با تعریف و تفسیری از آن «قیامت» موعود که پیش از آن، مطابق گزارشهای قرآن، انتظارش میرفته است؟ آغاز عهد و دورهای جدید، کم و بیش نظیر آنچه در آغاز شکلگیری مسیحیت رخ داده است؟
در این میان اما «مومنین» اهمّیتی دیگر دارد. این تاریخ نقطه عطفی بوده که امّت یا جنبش «مومنان» از آن تاریخ شکل گرفته است، «مومنان» که معنایی پیشتر و گستردهتر و فراگیرتر از «مسلمانان» در دورههای بعدی داشته است. «مومنون» که همواره مورد خطاب قرآن بودهاند و زیر نظر «امیر المومنین» به توسعه قلمرو خود رو آوردهاند و در طی این فرایند به هر سو «مهاجرت» کردهاند، آنان که فقط سیزده سال بعد به خارج از مرزهای شبه جزیره رسیده بودند و در زبان اسقف اورشلیم «هاجریون» یا «مهاجرون» نامیده شدهاند. میدانیم که هنوز مدّتها طول میکشد تا لفظ مسلم یا اهل الاسلام، وامگرفته از قرآن، در معنای خاصّ متاخر خود بکار رود.
در پاسخ به پرسشی مقدّر، تاکید کنیم که ما اینجا با دو مبدا و تقویم و تاریخگذاری موازی روبرو نیستیم. آن هم متن و متونی که همه شواهد این جنبش جدید را با خود دارد، از شعایر توحیدی تا «مومنین» و «امیر المومنین» و نظایر آن. بعد هم تاریخ برخی از این اسناد را میتوان به دقّت تعیین کرد. اشاره به واقعهای دارند یا مثل پاپیروس اهناس همراه تاریخ قبطی آمدهاند. یعنی این دو یک تاریخ هستند جز این که «منِ قضاء المومنین» اندک اندک به «مِن هجرة الرسول» تبدیل شده و دین نوظهور، در قیاس خود با ادیان دیگر، شعایر و عناصر هویّتبخش خود را تعریف و تثبیت کرده است.
هر چه هست، آن سال، پیش از آن که مدّتها بعد سال «هجرت» دانسته و نامیده شود، «سال قضای مومنان» بوده و این یکی از نکاتی است که فِرِد دونر در کتاب خود «محمّد و مومنان» به آن پرداخته است.*
*Fred M. Donner, Muhammad and the Believers: At the Origins of Isalm
.
Post #168
1.25K
- ❤ 11
- 👍 2