از قدیمیترین اشارات به فتوح اعراب
«حتّی مغان (۱) هم به زیارت غار مقّدس مهد نایل آمدند، امّا ما، ما نمیتوانیم چرا که شمشیر تیز اعراب متجاوز راه بیت لحم را بر ما بسته است، آنجا که دل ما به سوی آن پر میکشد. همچون آدم، که تیغ آتشین کرّوبیان نمیگذاشت که دستش به دروازهٔ باغ عدن رسد (۲)، چون داود که در حسرت جرعهای از آب چاه بیت لحم بود (۳)، ما هم، چون پیشتر (۴)، در محاصره این «هاجریان» کافر (۵)، که ما را به سختی در محاصره گرفتهاند، در شوق دیدن آن مهد مقّدس آه حسرت میکشیم. هیچ کس نمیتواند از صف تیغ آنان بگذرد مگر دل از جان کنده باشد. از این روست که ما اینک، اندوهگینانه، این شب مبارک را در اینجا جشن میگیریم، در کلیسای مادر مقدّس»
نیایش بطریق، یا بگوییم اسقف اورشلیم، سوفرون است به تاریخ یکشنبه، شب نوئل ۶۳۴ میلادی (شوال ۱۳ هجری)، و به ظاهر قدیمیترین اشاره به فتوح اعراب، و البته بسیار کهنتر از روایات خود مسلمانان. سند دیگر هم از خود اوست در نامهای که اندکی پس از این نوشته است.
توضیح بیشتر این که دستهجات اعراب که به اورشلیم رسیدهاند، در حال تکمیل محاصره شهر هستند و راه مسیحیان اورشلیم به بیت لحم (زادگاه مسیح) که در فاصله یک نیمروز راه پیاده است و مسیحیان اورشلیم برای مراسم نوئل به آنجا میرفتهاند، بستهاند. در ادامه از غارت و نهب اعراب میگوید منتهی امیدوار است که این هم، مثل حمله پارسیان، به زودی بگذرد و به پایان آید که البته نمیآید و مشهور است که همین اسقف در نهایت اورشلیم را، با مذاکره و شرایطی به نسبت مطلوبتر، با قبول ذمّه و پرداخت جزیه، تسلیم میکند و بعد هم دیرتر پذیرای خلیفه عمر است در دیدار از شهر.
این سند، تاریخ آغاز فتوحات را هم اندکی تغییر میدهد.
...
و چند نکته دیگر:
۱، مغان، یا مجوسان. اشاره است به آن سه مغ که به شوق دیدار مسیح تا بیت لحم رفتند و حکایتش در انجیل متی آمده است. مقصود این که آنان، از آن راه دور، توانستند به به زادگاه مسیح برسند و ما در یک فرسخی آن نمیتوانیم.
۲، داستان رانده شدن آدم و شمشیر آتشبار کرّوبیان، فرشتگان مقرّب، در کتاب پیدایش، باب سوم
۳، حکایت داود و تشنگی او در میانه رزم و آبی که برایش میآورند و نمیخورد و بر زمین میریزد، در کتاب مقدّس، سموئیل.
۴، میگوید «چون پیشتر»، چرا که فقط چند سالی پیش از آن، اورشلیم و بیت لحم در تصرّف ایرانیان بود.
۵، هاجریان: با اندکی تفاوت لفظ در لغت یونانی، منتهی اصلش همین است و در زبان مسیحیان آن دوره، اشاره به اعراب است و فرزندان هاجر، خدمتکار و بعد همسر ابراهیم. این اسم و «اسماعیلیان» در متون بعدی (همچون آثار یوحنای دمشقی)، دست کم در آغاز، از تحقیر و تخفیفی خالی نیست، همچون «مسلمان» که بنا به نظر علّامه قزوینی به واقع تخفیف «مسلم» است که اعراب بر ایرانیان اسلام آورده اطلاق میکردهاند گرچه بعدها این وجه معنی اندک اندک رنگ باخته است.
.
Post #16
965