از کهنترین متن تاریخدار پس از اسلام
«پاپیروس اهناس»، نوشته شده به تاریخ جمادی الاول سال ۲۲ هجری (مارس یا آوریل ۶۴۳ میلادی)، کهنترین دستنوشته عربی بعد از اسلام است که تاکنون به دست ما رسیده است. متنی دو زبانه به یونانی و عربی که به واقع رسید دریافت مالیات ناحیه هراکلئوپولیس است در شمال مصر که در زبان اعراب اهناس خوانده میشد، رسیدِ اخذ ۶۵ گوسفند پرواری جهت تامین خورد و خوراک امیر عبدالله بن جابر و گردانهای همراه او شامل دریانوردان و زرهداران.
این سند، با همه کوتاهی، خیلی جالب است از چند منظر:
پیش از همه نشان میدهد که در همین فاصله کوتاه، اعراب تا چه حدّ از منظر نظامی مجهّز شدهاند چنان که جهت مقابله با بیزانس، نیروی دریایی هم تشکیل داده بودند و شاهد بلندپروازی آنان.
دیگر این که در متن یونانی، قوم فاتح به دو نام خوانده شده است. یکی «ساراسن» که اسمی بسیاری رایج و قدیمی نزد لاتینزبانها در اشاره به اعراب بوده است (و در ریشهاش بحث است) و دیگر ماگاریت که برخی آن را تصحیفی از «مهاجرون» دانستهاند. به واقع هنوز زمان بلندی لازم است تا در متون کهن صورت «مسلِم»، «مسلمان» یا «اهل الاسلام» ظاهر شود و همچنان نام غالب در این متون ساراسن، اسماعیلیون، مهاجرون یا هاجریون است و در یادداشت نیایش سوفرون، اسقف اورشیلم، به سال ۱۳ هجری، از آن گفتیم.
نکته دیگر، علامت صلیب است در نوشته یونانی، که شاید سنّت یا عادت کاتب متن (در اینجا یوحنّا، شمّاس کلیسا) در اظهار ایمان بوده است گرچه نوشته از قول امیر فاتح است. علامت صلیب البته در متن عربی دیده نمیشود.
نکته دیگر، صورت کامل «بسم الله الرحمن الرحیم» است که آن را در متنی چنین کهن میبینیم. کهنترین سنگنوشته کامل بسمله در حدود سالهای ۶۴ ظاهر شده است.
نکته دیگر، که پیشتر در کتیبه زهیر هم دیدیم، میزان تکامل خطّ عربی است با ضبط روشن برخی نقطهها و تاکید دوباره بر این که «خطّ قرآنی» را نباید معیار تکامل خطّ عربی رایج در آن عهد گرفت.
نکته دیگر، ذکر این تاریخ بسیار کهن و شاهد آن که این تقویم، مبدا شمارش سالها، در همین فاصله کوتاه بسیار جا افتاده است.
در نهایت، غیبت مبنای تاریخ است پس از ذکر سال (همچون «من هجرة الرسول» یا نظایر آن) که باز در یادداشت جدایی از آن گفتیم و مبنای «سنة قضاء المومنین» که در برخی پاپیروسها دیده میشود.
این است آنچه امیر عبدالله بن جابر و یارانش از ناحیه اهناس گرفت: «پنجاه گوسفند پرواری و پانزده گوسفند دیگر هم... به ماه جمادی الاول، از سال بیست و دوم».
پ.ن. ۱
یادداشتهای مرتبط که ذکر آنها رفت:
کهنترین سنگنوشته تاریخدار، کتیبه زهیر و همچنین کتیبه کربلا
«از غیبت نام محمد» در کتیبههای کهن
از غیبت «هجرت» در سنگنوشتهها و پاپیروسهای اولیه: «سنة قضاء المومنین»
از کهنترین اشارات به فتوح اعراب در نیایش سوفرون بطریق اورشلیم
پ.ن. ۲
«بسم الله الرحمن الرحیم
هذا من اخذ عبدالله، ابن جٰبر و اصحٰبه من الجزر من اهنٰس، اخذنا من خلیفة تدراق ابن ابوقیر الاصغر و من خلیفة اصطفر بن ابوقیر الاکبر، خمسین شاة من الجزر و خمس عشرة شاة اخری اجزرها اصحٰب سفنه و کتٰبئه و ثقلاءه فی شهر جمٰدی الاولی من سنة اثنتین و عشرین و کتب ابن حدیدو»
...
پ.ن.۳
شاید توضیح مختصری، برای علاقمندان، در خصوص تطبیق و تبدیل تاریخهای این سند خالی از فایده نباشد. در متن یونانی تاریخ ماه به قبطی آمده است، مطابق دورههای پانزده ساله تقویم بیزانس. آنجا میگوید سیام پرموده اعلان اول و این اعلان یک دوره پانزده ساله است که تکرار میشود و جداولی دارد. در این سالها، اعلان اول به ۶۴۳ میلادی میافتد و سیام پرموده ۶۴۳ مطابق جداول تبدیل تاریخ معادل جمادی اول ۲۲ هجری است که همان تاریخ ثبت شده در متن عربی سند است و از این رو تاریخ قبطی و هجری مطابقت دارند.
.
Post #373
1.48K
- ❤ 19