از غیبت نام محمّد بر سنگنوشتههای آغاز اسلام
سخنرانی فردریک امبر، متخصّص سنگنوشتههای کهن عربی و اسلامی را در فرهنگستان کتیبهشناسی و زبانهای باستانی فرانسه میشنیدم که بیست سال است بر روی این موضوع به صورت میدانی کار میکند. موضوع سخنرانی، آخرین یافتهها در خصوص گرافیتیهای متعلق به اوایل اسلام بود و خصوصا دو سایت مهم، یکی در اطراف نجران و دیگری در دومة الجندل با آثاری از اوایل اسلام و عهد اموی. در پایان سخنرانی، کریستین روبن، دانشمند مشهور، همان پرسش همیشگی را میپرسد. آن معمّای بزرگ و این که آیا در این یافتههای جدید، که شامل حدود چند صد نوشته میشود متعلق به سالهای بین ۵۹ تا ۱۲۰ هجری، ردّ پای جدیدتری از نام «محمّد» یافتید؟ و او پاسخ میدهد که نه، این معمّا به همان مُهر و نشان است که بود و در این دو سایت بزرگ هم کهنترین کتیبهای که نام محمّد دارد، متعلّق به سالهای پس از ۸۰ هجری است.
نکته براستی غریبیست. در میان صدها و صدها گرافیتی و سنگنوشته کهن عربی و اسلامی، از کهنترین نمونه تاریخدار به سال مرگ عمر، تا مدّتها پس از آن، نامی از پیامبر بر این سنگها نیست. کهنترین اثری که نام محمّد دارد، نه بر دل سنگهای متعدد که بر سکّهایست که حاکم عبدالله بن زبیر ضرب میکند، بین ۶۶ تا ۶۸ هجری، و تنها چند سال بعد است، حدود ۷۲ هجری، که نام پیامبر بر قبة الصخره در بیت المقدس ظاهر میشود، به دستور عبدالملک بن مروان، شاید در واکنش به دیگر خلیفه مدّعی. این است که اوّلین شواهد دیده شده، حکومتی هستند، سکّهها، ستونها، پیشانی عمارات، مقبرههای بزرگان قوم، حدود شصت سال پس از وفات پیامبر، یعنی دو نسل پس از او.
یاد بیت مولانا میکنم امّا از منظری دیگر:
مصطفی را وعده کرد الطافِ حق / گر بمیری تو، نمیرد این سَبَق
رونقت را روز روز افزون کنم / نام تو بر زرّ و بر نقره زنم...
گویا راوی این مشکل است، که از چه رو نام مصطفی بر زرّ و نقره آمده است و نه پیش از آن بر سنگها.
دقّت کنیم که نوشتن این گرافیتیها، خراشیدن سنگهای سخت، کار بسیار پرزحمتی بوده و از این رو نویسنده عموما به حداقل نوشته بسنده میکرده است و ذکر نام پیامبر، از ضروریترین عبارات بوده است در مقابل دیگر کلمات و عبارات. بیشتر این گرافیتیهای کهن مایه مذهبی دارند، در اعلام ایمان و شهادت (و نه شهادتین، چرا که بخش دوم تا سال ۸۰ ظاهر نمیشود). بسیاری از نوع دعا و طلب آمرزش هستند، «اللهم اغفر...» و گاه ختم میشوند به برّب موسی و هارون، برّب عیسی و نظایر آن و البته نمونههای متاخرتر که نام پیامبر اندک اندک ظاهر میشود «بربّ ابراهیم و محمّد». همچنان تاکید کنیم که حتی برای دورههای متاخرتر هم بررسیهای آماری دقیقی صورت گرفته، آنجا که نام پیامبر بیشتر ظاهر شده است، منتهی این نسبت در قیاس با نام دیگر پیامبران سنّت ابراهیمی همچنان اندک است، مثل خود قرآن.
شما تصوّر کنید که عموم منابع متنی آغاز اسلام، از سیره و طبقات و تاریخ و احادیث و غیر آن، متعلق به تاریخ جدیدتری هستند، دست کم ۱۵۰ تا دویست سال بعد از پیامبر. اینک باستانشناسی که سعی میکند تا از میان این آثار کهنتر، شواهد بهتری بجوید، به کل با صحنه دیگری روبرو میشود. با این سابقه و شدّت جستجوهای انجام شده، احتمال یافتن سنگنوشتههای جدید کمتر و کمتر میشود و بعید است که اگر هم نمونهای دیده شود، تغییر مهمّی در نسبت ظهور این نام در نوشتههای دینی عصر داشته باشد. این غیبت در این نوشتهها چنان مستمرّ و گسترده است که که آن را «گواهی یا شاهد غیبت» نامیدهاند.
این «شاهد غیبت» در سنگنوشتههای آغازین بسیار مهم است امّا نباید موجب استنتاجهای سطحی و ساده از جنس تشکیک در وجود پیامبر شود. البته پرسشها و فرضیات بسیار برانگیخته است که علّت این غیبت یا حضور بسیار اندک و کمرنگ چیست و درک «مومنان» اوّلیه از نقش تاریخی «پیامبر» چه بوده است و بعد چطور این مفهوم و نقش و جایگاه، در چشم مومنان و چنان که بعدها شناخته شدند، مسلمانان، به موجب فتوحات و در برخورد گسترده با ادیان نهادینه دیگر، تحوّل یافته است. این تحول نقش و جایگاه به شکلی دیگر در باب قرآن هم مطرح است.
تصویر:
نام محمّد در منطقه «مرکّب» نزدیک به نجران که فردریک امبر گزارش میدهد. از بین حدود ۴۷ نوشتهای که در این ناحیه دیده شده، نام محمّد در دو اثر آمده که یکی همین نمونه است. میگوید و از خطّ به نسبت مرتب آن هم برمیآید که متاخر است.
آن یافته دوم جالبتر است. صخره بزرگی است در شمال عربستان در ناحیه دومة الجندل که میتوان آن را «دیوار ندبه» مومنان عصر خواند. در آنجا بیشتر از صد نوشته آمده که نشان میدهد یک نوع عبادتگاه محلّی بوده است. در آنجا هم نام محمّد فقط چهار بار آمده است، در چند نوشته متاخر...
همچنین: از قثم تا محمّد
.
Post #148
1.3K
- 👍 16
- ❤ 5