من، زهیر، نوشتم به زمان مرگ عمر، در سال بیست و چهار
حدود دو دهه است که پژوهشگران، بیش از پیش، به ارزش چندگانه گرافیتیهای اوایل اسلام، این نوشتههای شخصی بر سنگها، پی بردهاند. پیشتر هم البته بوده منتهی توجه به نوشتههای رسمی بوده است. انصافا هم این سنگنوشتهها خیلی جالب هستند، و گاه بسیار کهنتر از منابع و متون دیگر. قدیمیتر از تواریخ، احادیث، سیرهها، طبقات، کتابهای فتوح و مغازی و نظایر آن که بعد ظاهر میشود. ارزش آن بسیار است. در مطالعه تحوّل حرف و خطّ، که خود بعد راهنمای تعیین حدودی تاریخ است، اطلاعات تاریخی، تحوّلات تدریجی شعارهای دینی، نوع بیان شهادت، معرّفی خود و دین خود، در ذکر نام بزرگان قوم، در نوع دعاها و البته پارههای قرآنی که در این مجموعهها آمده است.
در این نوشتهها یک آزادی عمل شخصی بوده است، و البته یک محدودیت بزرگ که سختی سنگ است. به هر حال آن کس که بر دل کوه و بر تن سنگ چیزی نوشته، جدای یادگاری از خود، سخن و نکتهای داشته است. گاه با خود عهدی بسته و آن را با نقش حجر محکم کرده است. گاه خبر مهمّی بوده، گاه دل به قطعه آیهای داده است که هنوز هم انتخاب آن برای ما عجیب است و، مثل ابیاتی که ما امروزه میخوانیم، به آن تعلّق خاطری داشته است. گاه طلب برکت کرده است، بیشتر البته دعا و طلب آمرزش است... امّا البته مورخ از همه اینها، در مقام منبع کهن امّا نویافته، استفاده میکند تا بهتر آغاز اسلام و اسلام آغازین را بشناسد. این که چه زمان طول کشیده است تا بسیاری از شعایر اسلامی اندک اندک شکل بگیرد، و گاه اصلیترین آنها که تصور میشد از روز اول چنین بوده است، عباراتی چون «بسم الله الرحمن الرحیم»، یا پیشتر آوردیم که در میان صدها اثری که به قرن اول هجری بازمیگردد، و مکرّر نقش توحید و «لا اله الا الله» و نامهای برخی پیامبران را دارد، تا سالهای حدود هفتاد هجری، نام محمّد ظاهر نیست تا بعد که به صورت رسمی بر سکهها و در عهد عبدالملک بر سر در مساجد نقش بندد و در «شهادتین» ظاهر شود که به علل آن باید همچنان دیرتر بازگردیم.
عکسی که آوردهام، قدیمیترین سنگنوشته عربی تاریخدار عهد اسلامی است که در یونسکو هم ثبت شده. به خط حجازی که بعد به کوفی مبدّل میشود. بعید نیست که این «زهیر مولی ابنت شبیه» که در تخته سنگی دورتر امّا در همان ناحیه نام خود را کامل نوشته است، پس از حجّ، در مسیر بازگشت به شام بوده که خبر وفات عمر را شنیده است. شاید هم در راه برگشت از حج به مدینه رفته و متاثر از آن واقعه این نوشته را در «العلا» نزدیک «مداین صالح» در شمال غربی عربستان ثبت کرده است. مطابق اخبار منقول، عمر در چند روز آخر ذی الحجه ضربت خورد و روز اول محرّم سال بیست و چهارم هجری از دنیا رفت.
همین نوشته کوتاه باز از چند جهت مهم است، این که آغاز نقطهگذاری جلوتر از آنچه پیشتر تصور میشد بوده است (که شواهد دیگر هم دارد و خط قرآنی معیار خط عربی نیست که موضوع یادداشت دیگر است)، دیگر ضبط سادهٔ نام عمر بدون عنوان، دیگر رواج سال هجری در همان زمان که مهم است، البته نه از هجرة الرسول چنان که تا صد سال بعد، بلکه از مبدا "من قضاء المومنین" که باز نیاز به یادداشت مستقلی دارد، همچنین تطابق سال و دادههای تاریخی و در نهایت شکل حروف: «بسم الله، انا زهیر کتبت زمن توفی عمر سنة اربع و عشرین»
پ.ن.
همچنین رک: از غیبت نام محمّد
و از غیبت هجرت: سنة قضاء المومنین
و کتیبه کربلا: ربّ جبرئیل و میکائیل و اسرافیل
.
Post #343
1.08K
- ❤ 15
- 🤔 4
- 👍 2