از حوّا و دنده و پهلوی آدم...
برخی از این صور پزشکی کهن، یادآور طرّاحیهای پسامدرن است! به مثال این نقش از دستنویس ذخیره خوارزمشاهی، ۶۷۷ هجری! حدود هشتصد سال پیش...
در خصوص دندهها یا «اضلاع» آدمی نوشته که دوازده است و افزوده «بحثی نیست که در زن و مرد مساویاند» و این باطل است که برخی گفتهاند زن یک دنده کمتر دارد! جالب آن که در عالم مسیحی-یهودی امّا زمانی باور بر آن بود که مرد یک دنده کمتر دارد چرا که مطابق قول عهد عتیق، زن از دنده مرد آفریده شد و باور به یکسانی دندهها نوعی کفرگویی بوده است. بعد توجیه شد که این خاص آدم بوده و نه در فرزندان ذکور او.
آفرینش حوّا از دنده آدم، در همان باب دوم کتاب پیدایش (ب ۲، آ ۲۱) آمده است. آن کلمه که برای دنده آمده صلَع «צֵלָע»، معادل «ضلع» عربی و صورت جمع آن صلعوت צְלָעוֹת اضلاع است که در تصویر ذخیره هم میبینیم. در قرآن ذکر پهلو و دنده نیست و تنها به این بسنده شده که زوج آدم از او آفریده شد: خَلَقَکمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ (یعنی آدم)، ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا...
امّا خلقت حوّا از دنده؟ غریب نیست؟ به واقع این آفرینش از «دنده» در تورات گویا حاصل «دیگرخوانی» و برداشت خاصی از متنها و روایات خیلی کهنتر سومری بوده، از کلمهای که معنای «زندگی» داشته است. ما پیشتر چند مثال از این نوع «تبدیل» کلمات، گاه عامدانه و گاه برگرفته از تاویلها و خوانشها و چرخشها که در متون بعدی تفاسیر و تفاصیل بلندی گرفته آوردهایم.
(برای مثال روایت «باکره بودن مریم»
و سابقه «به آتش درانداختن ابراهیم»)
در دو لوح و سنگنوشته کهن سومری، حکایتی در باب اِنکی، بزرگایزد آب و خلقت و حکمت، و همسرش نینهورساگ، ایزدبانوی «زایش»، آمده است. اِنکی در باغی است، و بعدِ برخی آمیزشها، از هشت گل و گیاه ممنوع میخورد. این رفتار او موجب قهر و دلگیری نینهورساگ میشود که او را نفرین میکند و قسم میخورد دیگر با او همسری نکند و زندگی (و فرزند) ندهد. انکی دچار دردهای شدیدی میشود و با وساطت برادر انکی، نینهورساگ بر سر رحم و لطف میآید. آنگاه سر انکی را در میان دامان خود میگیرد و اینجاست که نینهورساگ از هشت عضو انکی درد را میگیرد (یا بیرون میکند)، و به جای آن یک یک الههای میزاید.
نکته اینجاست که نام این خدایان، جدای معنی مستقل خود، هجا یا پارهای از نام آن عضو بدن را هم دارند، و شما ببینید سابقه چند هزارساله کارکرد جناس و صنعت زبانی و لفظی را.
نینهورساگ، هشت بار، از انکی میپرسد:
کجایت درد میکند؟ سرم. آبو زاده میشود. (او: هجایی از اوگو دیلی به معنی سر)
کجایت درد میکند؟ مویم. نینسیکیلا زاده میشود (سیکی به معنی مو)
کجایت...؟ بینیام. نینگیریودو زاده میشود. (گیری: بینی)
کجایت...؟ دهانم. نینکاسی زاده میشود. (کا: دهان)
کجایت؟ گلویم. «نازی» زاده میشود (زی: گلو)
کجایت؟ دستم. «آزیمو» زاده میشود (آ: دست)
کجایت؟ دندهام. «نینتی» زاده میشود. (تی: دنده)
کجایت؟ پهلوهایم. انزاگ (زاگ: پهلوها)
و سخن بر سر آن ایزدبانوی هفتم، «نینتی» است که در اصل به معنی «حیاتبخش» یا «حوّا» است، در عین حال که «تی»، چنان که آمد، به معنی دنده هم هست.
قرابت اجزای «باغ» و «گیاه ممنوعه» و «دنده» و «حوّا» با حکایت مشهور آفرینش آدم و زوج او پنهان نیست، منتهی در طیّ قرون، پیش از رسیدن به کتاب مقدّس، تحوّلات بسیار داشته و در این میان، آن جناس و بازی لفظی تی و زندگی هم در گذر به زبان عبری گم شده و آنچه مانده همان برآمدن و زاده شدن الهه یا حوّای حیاتبخش از «تی»، دنده یا پهلوی چپ است... دوش ای جان بر چه «پهلو» خُفتهای؟
.
پ.ن. تصویر مسیحی برآمدن حوّا از پهلوی آدم.
و یادداشتهای مرتبط:
آفرینش آدم در قرآن و قطعات نظیر
.
آفرینش آدم و سخن فرشتگان
.
و پشیمانی خداوند از خلقت آدمی
.
Post #509
1.19K
- ❤ 17