♦️
نوواژه برای جایگزینیِ #to_platform برای عرضه، معرفی، بیان یا انجامِ کاری بستر (مانندِ تریبون، برنامهٔ تلویزیونی و ...) فراهم کردن؛ کسی یا چیزی را در چنین بستری جای دادن؛ بسترِ یادشده را ساختن یا طراحی کردن؛
شناسابستر ساختن؛
بسترِ فنی برای طراحی و اجرای برنامهها و نرمافزارهای گوناگون ساختن یا فراهم کردن (رایانه)
ا↙️
#پهدستن (pah.des.t.an)
یا:
#پهدیسیدن (pah.dis.id.an) 👈 پَه (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ paθ به معنای گستردن، پهن کردن) + دیس (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ -daisa به معنای «نشان دادن») + ــیدن (نشانهٔ مصدر)
(پایینِ صفحه را ببینید.)
🔺 نکته:
۱- ستاکِ حالِ پَهدِستن میشود: پَهدیس. (بسنجید با ریستن (ریسیدن) —> ریس .)
۲- برای درکِ بهترِ این فعل به گزارههایی مانندِ بهطورِ گسترده در معرضِ دید بودن، گستردنِ دید و اندیشه یا فرصتِ نشان دادنِ گستردهٔ خود یا چیزی را یافتن فکر کنید.
▪️مثال:
۱- آنها تصمیم گرفتند او را در گروهِ ناموران پَهدیسَند (جای دهند، قرار دهند، پلتفرم کنند،) و به او وقتِ سخنرانی دهند.
۲- شرکت خدمتِ تازهٔ خود را برای توسعهدهندگانِ مستقل پَهدیسید (پلتفرمی کرد.)
۳- سامانه برای پشتیبانی از چندین کاربرد گوناگون پَهدِسته شد (طراحی شد.)
🔺 توجه:
🔹#platform شناسابستر، سکویِ معرفی، سکو
🔹#پهدیس \ pah.dis \
یا: #پهدیسه \ pah.dis.e \
▪️مثال:
۱- برخی از شبکههای اجتماعی پَهدیسهایی (پلتفرمهایی) جامع طراحی میکنند تا از این راه به انبوهی از دادهها و اطلاعاتِ شخصیِ مردم دست یابند.
۲- او یک پَهدیس (پلتفرم،ِ طرحِ) بلندپروازانه در پیوند با اصلاحاتِ اقتصادی در کشور داشت.
۳- قطارِ بعدیِ تهرانمشهد از پَهدیسِ (سکویِ) شمارهٔ ۱۱ راهیِ مشهد میشود.
🔸#platformer شناسابسترساز
🔸#پهدیسگر \ pah.dis.gar \
یا: #پهدیسنده \ pah.dis.and.e \
یا: #پهدستار \ pah.des.t.âr \
۱- این شرکت به یکی از پَهدیسگرهای بزرگِ آموزش دیجیتال تبدیل شده است.
۲- این بازی یک پهدِستارِ (بازیِ سکویی) کلاسیک با مرحلههای پیمایشِ جانبی است.
🔹#platforming تریبوندِهی؛ شناسابسترسازی، فراهمآوردنِ شناسابستر
🔹#پهدیسش (pah.dis.eš)
یا: #پهدست \ pah.des.t \
▪️مثال:
۱- پَهدیسش (تریبوندهی) به توسعهدهندگان مستقل امکان میدهد به مخاطبان گستردهتری دست یابند.
۲- پَهدیسشِ (پلتفرمسازیِ) این خدمت چند ماه به درازا کشید.
🔹#platformism رویکرد یا نگرشی که بر ایجاد و بهکارگیریِ شناسابسترها بهعنوان بسترِ سازماندهی، عرضه یا انجامِ فعالیتها تأکید دارد.
🔹#پهدیسگرایی \ pah.dis.garây.i \
▪️مثال:
۱- پَهدیسگرایی به مفهومی مهم در کسبوکار دیجیتال تبدیل شده است.
۲- این مقاله پَهدیسگرایی را در رسانههای امروزی بررسی میکند.
🔸#subplatform شناسابسترِ معرفی
🔸#زیرپهدیس \ zir.pah.dis \
▪️مثال:
این برنامه بر یک زیرپَهدیس درونِ سامانهٔ بزرگتر اجرا میشود.
🔹#to_no_platform تریبون ندادن، از فهرستِ سخنرانی حذف کردن
or: #to_de_platform
🔹#واپهدستن \ vâ.pah.des.tan \
یا: #واپهدیسیدن \ vâ.pah.dis.id.an \
▪️مثال:
۱- او گفت: "شما هر گروهی را که همجنسگراهراس و ضدِ یهود بوده واپَهدِستهاید (منعِ تریبون کردهاید،) ولی گروههای ضدِاسلام آزادانه هر جایی سخنرانی میکنند؟!"
۲- آیا راهی هست که بتوانیم به سخنانِ تندروهای سیاسی گوش کنیم، جای آنکه آنها را واپَهدیسیم ( منعِ تریبون کنیم.)
۳- دانشگاه تصمیم گرفت سخنرانِ ششم را واپهدیسَد (از تریبون دادن به وی خودداری کند.)
🔸#to_coplatform شناسابسترِ مشترک داشتن
🔸#همپهدستن \ ham.pah.des.t.an \
یا: #همپهدیسیدن \ ham.pah.dis.id.an \
▪️مثال:
۱- نامزدها پذیرفتند که در این رویداد همپَهدیسند (در یک پلتفرم مشترک حضور یابند.)
۲- آن دو سازمان کنفرانس را همپَهدِستند (با هم در پلتفرم مشترک شرکت کردند.)
🔹#to_replatform دوباره شناسابستر سازی کردن،
🔹#بازپهدستن \ bâz.pah.des.t.an \
یا: #بازپهدیسیدن \ bâz.pah.dis.id.an \
▪️مثال:
بانک دارد سامانهٔ پرداخت خود را بازمیپهدیسَد. (دوباره بسترسازی برای معرفی میکند.)
🔸#to_platformize دارای بسترِ عرضه و معرفی کردن
🔸#پهدیساندن \ pah.dis.ân.d.an \
▪️مثال:
۱- شرکت قصد دارد سراسرِ برنامهها و خدمات خود را بِپَهدیساند (پلتفرمیده کند.)
۲- این صنعت دارد با شتابِ هر چه بیشتر عملیات خود را میپَهدیساند (داری بسترِ معرفی میکند.)
🔹#platformization دارایِ بسترِعَرضه سازی
🔹#پهدیسانش \ pah.dis.ân.eš \
▪️مثال:
پَهدیسانش (دارایِ بسترِمعرفی سازی) ساختارِ صنعت رسانه را دگرگون کرده است.
✅ همریشههای جزءِ نخستِ #پهدیسیدن و #پهدیس در زبانهای ایرانی و هندیایرانیاروپاییِ ناایرانی:
اوستایی 👈 گسترده، پهن ➖ paθana
فارسی میانه 👈 پهن ➖ pahan
ایرانی باستان 👈 پهن، گسترده ➖ paθana
پارتی 👈 پهن ➖ phn
سغدی 👈 پهن، فراخ ➖ pδn´y
فارسی 👈 پهن، پتوپهن، پهنا، پَرپَهَن
پشتو 👈 پهن ➖ plan
بلوچی 👈 پهن ➖ patan
آسی 👈 پهن، گسترده ➖ fætan
کردی 👈 پهن ➖ pan
کاشانی 👈 پهن ➖ pan
ارموری 👈 پهن ➖ pan
گزی 👈 پهن ➖ pānd
لاتینی 👈 پهن شدن، گسترش یافتن ➖ patēre
پورواهندواروپایی 👈 گستردن ➖ -pet
🔸 همریشههای جزء دومِ #پهدیسیدن در زبانهای ایرانی و هندیایرانیاروپاییِ ناایرانی:
اوستایی 👈 نشان دادن ➖ daēs
فارسی میانه 👈 فکر کردن ➖ -handēš
پارتی 👈 نشان دادن ➖ -bdys´
سغدی 👈 نشان دادن ➖ pδ´ys
فارسی 👈 دیس (پسوندِ شباهت) ، بدیس (آموزش)، اندیشیدن
آسی 👈 نشان دادن ➖ ævdist
شغنی 👈 نشان دادن ➖ -divēs
روشنی 👈 نشان دادن ➖ -divis
وخی 👈 فهمیدن ➖ -diš
سانسکریت 👈 نشان دادن ➖ deś
یونانی 👈 من نشان میدهم ➖ δείκνυμι
لاتینی 👈 ادا کردن ➖ dīcere
انگلیسی 👈 آموختن ➖ to teach
پورواهندواروپایی 👈 نشان دادن، اعلام کردن، اشاره کردن ➖ -deik
🔺 نکته:
۱- برای دیدنِ فعلهایی دیگر از ریشهٔ بخشِ نخستِ این فعل بروید به:
ordinate , platform , patent , pagepallet , to plaster , to plot .
۲- این فعل در تاریخ ۱۴۰۵/۷/۷ از دیسهٔ پَتادیسیدن (پَتادستن) به دیسهٔ پَهدِستن (پَهدیسیدن) تغییر یافت.
۳- این فعل را همچنین میتوان به فرمِ پَندیسیدن نیز نپاشت و آن را به کار برد. توجه کنید:
#to_platform پَندیسیدن
#platform پَندیس
#platforming پَندیسش
#platformer پَندیسگر
#to_de_platform واپَندیسیدن
#to_co_platform همپَندیسیدن
#to_replatform بازپَندیسیدن
۴- دیسهٔ فعلِ پَندیسیدن را سرورِ گرامی، مهدی بُرجلو، پیشنهاد دادند. با سپاس از ایشان.
⏬⏬⏬
@JavidPajin 👈 فرهنگِ ریشهشناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
Post #1204
432
- ❤ 3
- 🔥 1
- 👏 1
- 🕊 1