¶↕️
❇️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_plaster به معنای پوشاندنِ یک سطح با لایهای از ماده یا چیزی گسترده و گاهی چسبنده، برای محافظت یا آراستنِ آن
ا⬇️ █ ⬇️ █ ⬇️
❍◄#پهواردن \ pah.vâr.d.an \ 👈 پَه (ستاکِ برگرفته از ریشهٔ نیاایرانیِ -paθ به معنایِ «گستردن») + وار (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ -var به معنای «پوشاندن») + ــیدن (نشانهٔ مصدر)
✍️ نکته:
برای دریافتِ بهترِ معنای این فعل عبارتِ « بهگونهای پهن و گسترده چیزی را پوشاندن » را در ذهن تحلیل کنید.
💎 مثال:
● 👈 ۱- دیوارها را با لایهای ضخیم از گل پَهوارد (پَهنمالی کرد و پوشاند.)
● 👈 ۲- او دارد بریدگیِ کوچکِ روی انگشتش را میپَهوارَد (با چسبِ زخم میپوشاند.)
● 👈 ۳- پس از عبورِ چند کامیون، خودروِ او با گِل پَهواردهشد (با لایهای از گِل پوشانده شد.)
📢 توجه:
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#plaster
🟢 ☚#پهوار \ pah.vâr \
💎 مثال:
● 👈 ۱- روی بریدگی یک پَهوار (چسبِ زخم) گذاشتم.
● 👈 ۲- دیوارها را نخست با پَهوار (پلاستر، نوعی گچ) پوشاندند و سپس آمادهٔ رنگآمیزی کردند.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#plastering
🟣 ☚#پهوار \ pah.vâr \
یا: ☚#پهوارش \ pah.vâr.eš \
💎 مثال:
● 👈 ۱- پَهوارشِ (گچمالیِ) دیوارها چند روز طول کشید.
● 👈 ۲- پَهوارشِ (پوشاندن و باندپیچیِ) زخمهای او تقریباً تمام شده است.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#plastered
🟢 ☚#پهوارده \ pah.vâr.d.e \
💎 مثال:
● 👈 ۱- دیوارهای پَهوارده (گچپوششده) به اتاق ظاهری صاف و پرداختشده داده بودند.
● 👈 ۲- سقفِ پَهوارده (گچپوششده) آمادهٔ رنگآمیزی بود.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#plasterer
🟣 ☚#پهوارگر \ pah.vâr.gar \
یا: ☚#پهوارشگر \ pah.vâr.eš.gar \
💎 مثال:
● 👈 ۱- پَهوارگر (پلاسترکار، گچکار) سقفِ آسیبدیده را تعمیر کرد.
● 👈 ۲- یک پَهوارگر استخدام کردیم تا دیوارها را با گچ بپوشاند.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#plastery دارای پوششی مانندِ گچ یا سیمان یا مانندِ آنها
🟢 ☚#پهوارین \ pah.vâr.in \
یا: ☚#پهواری \ pah.vâr.in \
💎 مثال:
● 👈 ۱- این تندیس سطحی رنگپریده و پَهوارین (پوشیده از مادهای گِلین یا گچین یا مانندِ آنها) دارد.
● 👈 ۲- دیوارها زبر و پَهواری (پوشیده از چیزی زبر مانندِ سیمان) به نظر میرسیدند.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#to_replaster
🟣 ☚#بازپهواردن \ bâz.pah.vâr.d.an \
💎 مثال:
● 👈 ۱- باید سقف را بازپَهواریم (دوباره با سیمان یا گچ یا ... بپوشانیم.)
● 👈 ۲- پیش از فروش خانه، دیوارها را بازپَهواردند (دوباره گچکاری کردند.)
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#replastered
🟢 ☚#بازپهوارده \ pah.vâr.d.e \
💎 مثال:
● 👈 ۱- سقفِ بازپَهوارده (دوباره رومالیِ گچی شده) بسیار صافتر از پیش به نظر میرسید.
● 👈 ۲- دیوارهای بازپَهوارده (دوباره رومالیِ سیمانیشده) هنوز نمناک بودند.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#replastering
🟣 ☚#بازپهوارش \ bâz.pah.vâr.eš \
💎 مثال:
● 👈 ۱- بازپَهوارشِ (گچکاریِ) اتاق یک هفته طول کشید.
● 👈 ۲- پس از نشت آب، بازپهوارشِ (روکِش کردنِ دوبارهٔ) دیوار با سیمان باید انجام بود.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#plasterwork
🟢 ☚#پهوارکاری \ pah.vâr.kâr.i \
یا: ☚#پهوارش \ pah.vâr.eš \
💎 مثال:
● 👈 این ساختمان بهخاطرِ پَهوارکاریِ (گچکاریِ) زیبا و تزئینیاش مشهور است.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#shinplaster
🟣 ☚#پاپهوار \ pâ.pah.vâr \
یا: ☚#رانپهوار \ rân.pah.vâr \
یا: ☚#ساقپهوار \ sâq.pah.vâr \
💎 مثال:
● 👈 ۱- او دورِ بخش آسیبدیدهٔ ساقش یک ساقپَهوار بست.
● 👈 ۲- جعبهٔ کمکهای پزشکیِ قدیمی یک ساقپَهوار برای درمان آسیبهای جزئی داشت.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#backplastering
🟢 ☚#پشتپهوارش \ pošt.pah.vâr.eš \
💎 مثال:
● 👈 پیمانکار پیشنهاد کرد که بهتر است دیوارها را پُشتپَهوارِش کنند تا استحکامِ آنها افزایش یابد.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
☑️ همریشههای دیگرِ جزء نخستِ #پهواردن در زبانهای ایرانی و هندیایرانیاروپاییِ ناایرانی:
🖌 اوستایی 👈 گسترده، پهن ➖ paθana
🖌 فارسی میانه 👈 پهن ➖ pahan
🖌 ایرانی باستان 👈 پهن، گسترده ➖ paθana
🖌 پارتی 👈 پهن ➖ phn
🖌 سغدی 👈 پهن، فراخ ➖ pδn´y
🖌 فارسی 👈 پهن، پتوپهن، پهنا، پَرپَهَن
🖌 پشتو 👈 پهن ➖ plan
🖌 بلوچی 👈 پهن ➖ patan
🖌 آسی 👈 پهن، گسترده ➖ fætan
🖌 اُرموری 👈 پهن ➖ pan
🖌 کاشانی 👈 پهن ➖ pēn
🖌 کردی 👈 پهن ➖ pan
🖌 گزی 👈 پهن ➖ pānd
🖌 هندی 👈 برگ ➖ patta
🖌 پنجابی 👈 برگ ➖ patā
🖌 بنگالی 👈 برگ ➖ pātā
🖌 یونانی 👈 گلبرگ، برگ ➖ πέταλο
🖌 لاتینی 👈 پهن شدن، گسترش یافتن ➖ patēre
🖌 انگلیسی کهن 👈 آغوشِ باز ➖ fæðm
🖌 پورواهندیایرانیاروپایی(پِهیا) 👈 گستردن ➖ -pet
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
✅ همریشههای دیگرِ جزء دومِ #پهواردن در زبانهای ایرانی و هندیایرانیاروپاییِ ناایرانی:
🖌 اوستایی 👈 پوشاندن ➖ -vār
🖌 فارسی میانه 👈 درک کردن ➖ -zw´r
🖌 پارتی 👈 گرفتن ➖ -zw´r
🖌 ختنی 👈 آشکار شدن ➖ -gvīr
🖌 خوارزمی 👈 آشکار کردن ➖ bw´ry
🖌 فارسی 👈 شلوار (جامهی پوششدهنده) ، بَرغ (وَرغ، سد، بند)
🖌 کردی 👈 جامه، پوشش ➖ barg
🖌 روشنی (؟) 👈 انبارِ غله ➖ wérθ
🖌 آسی 👈 تن، کالبد ➖ bwar
🖌 پشتو 👈 جامه، رخت ➖ nwaráy
🖌 سانسکریت 👈 پوشاندن، پوشش دادن ➖ var
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
✍️ نکته:
۱- برای دیدنِ فعلها یا واژههای دیگر از ریشهٔ بخشِ نخستِ این فعل بروید به:
ordinate , platform , to patent , to page , to plot .
۲- برای دیدنِ فعلها یا واژههای دیگر از ریشهٔ بخشِ دومِ این فعل بروید به:
┌─ꙮ─«📖»─ꙮ─┐
@JavidPajin
└─ꙮ─«📖»─ꙮ─┘
l فرهنگِ ریشهشناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
Post #6104
161