Post #6172
213
¶↕️
❇️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_bribe به معنای دادنِ پول، مال یا منفعتی به کسی برای واداشتنِ او به انجام دادن یا انجام ندادنِ کاری خلاف قانون یا وظیفه؛
رشوه دادن
ا⬇️ █ ⬇️ █ ⬇️
❍◄#بژواردن \ baž.vâr.d.an \
یا:
❍◄#بژواریدن \ baž.vâr.id.an \ 👈 بَژ (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ -bāǰi بهمعنایِ «باج» و در نهایت از ریشهٔ -bag بهمعنای «اختصاص دادن، بخش کردن، تقسیم کردن») + ــوار (پسوندِ نسبت و شباهت) + ــیدن (نشانهٔ مصدر)
💎 مثال:
● 👈 ۱- پیمانکار میکوشید تا بازرس را بَژوارَد (رشوه دهد) ولی هر بار با حضورِ یک مزاحم از این کار صرفنظر میکرد.
● 👈 ۲- آنها ماموران را بَژواردند (رشوه دادند) تا از تخلفهایشان در ساختوساز چشمپوشی کنند.
📢 توجه:
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#bribe رشوه
🟢 ☚#بژوار \ baž.vâr \
یا: ☚#باژوار \ bâž.vâr \
💎 مثال:
● 👈 ۱- آن مقام از شرکت بَژواری (رشوهای) کلان دریافت کرده بود و به همین دلیل ماهها بود که داشت محاکمه میشد.
● 👈 ۲- بَژوار را درونِ پاکتی گذاشته بود و پاکت را زیرِ کتاب تا در فرصتی مناسب آن را به مدیر تحویل دهد.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#bribery رشوهدهی، رشوهگیری
or: ☛#bribing (اسمِمصدر)
🟣 ☚#بژوارش \ baž.vâr.eš \
یا: ☚#بژواردهی \ baž.vâr.deh.i \
یا: ☚#بژوارگیری \ baž.vâr.gir.i \
💎 مثال:
● 👈 ۱- وزیر به جرمِ سنگینِ بَژوارش (رشوهدهی) متهم شده بود.
● 👈 ۲- تحقیقات در وزارتِ اقتصاد از بژوارگیریِ گستردهای در طولِ سالیان پرده برداشت.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#briber
🟢 ☚#بژوارنده \ baž.vâr.and.e \
یا: ☚#بژوارگر \ baž.vâr.gar \
💎 مثال:
● 👈 ۱- بَژوارگر (رشوهده) به پنج سال زندان محکوم شد.
● 👈 ۲- بَژوارنده (رشوهده) میکوشید ناشناس بماند.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#bribed ویژگیِ فردی که رشوه میگیرد.
🟣 ☚#بژواریده \ baž.vâr.id.e \ (صفت)
💎 مثال:
● 👈 ۱- مقامِ بَژواریده (رشوهگرفته) تأیید کرد که قراردادِ یادشده غیرقانونی بودهاست.
● 👈 ۲- شاهدِ بَژواریده (رشوهگرفته) از شهادتِ خود صرفنظر کرد.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#bribee فردی که هدفِ رشوهدهی قرار میگیرد.
🟢 ☚#بژواریده \ baž.vâr.id.e \ (اسم)
💎 مثال:
● 👈 ۱- بَژواریده تلاش برای پرداختِ رشوه را به پلیس گزارش داد.
● 👈 ۲- بَژواریده از همکاری با آن طرح خودداری کرد.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#unbribed
🟣 ☚#نابژواریده \ nâ.baž.vâr.id.e \
💎 مثال:
● 👈 ۱- مقامهای نابژواریده (رشوهنگرفته) به تحقیقات پیرامونِ پروندهٔ بَژوارش ادامه دادند.
● 👈 ۲- او تنها کسی بود که تا بازنشستگیاش نابَژواریده (رشوهنپذیرفته) باقی ماند.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#bribeless مبرا از رشوهخواری و رشوهدهی
🟢 ☚#بژوارنگیر \ baž.vâr.na.gir \
یا: ☚#بیبژوار \ bi.baž.vâr \
یا: ☚#
💎 مثال:
● 👈 ۱- آنها خواهانِ ادارهای بیبَژوار بودند.
● 👈 ۲- یک نظام بیبَژوار (پاک از ارتشاء) برای حکمرانی عادلانه ضروری است.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#bribable قابلِ رشوه دادن، رشوهپذیر
🟣 ☚#بژواردنی \ baž.vâr.d.an.i \
یا: ☚#بژوارپذیر \ baž.vâr.pazir \
💎 مثال:
● 👈 ۱- آن مقام فاسد بهآسانی بَژوارپذیر شده بود.
● 👈 ۲- برخی مقامها از برخی دیگر بَژوارپذیرترند.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#unbribable
🟢 ☚#نابژواردنی \ nâ.baž.vâr.d.an.i \
یا: ☚#بژوارناپذیر \ baž.vâr.nâ.pazir \
💎 مثال:
● 👈 او یک قاضیِ بَژوارناپذیر (رشوهناپذیر) بود و بسیاری از مردم او را میپرستیدند.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#to_outbribe بیشتر رشوه دادن، در رشوه دادن از دیگران پیشی گرفتن
🟣 ☚#بیشبژواردن \ biš.baž.vâr.d.an \
یا: ☚#بیشبژواریدن \ biš.baž.vâr.id.an \
💎 مثال:
● 👈 ۱- شرکتِ ما میکوشید از رقیبانش بیشبژوارَد.
● 👈 ۲- آنها نتوانستند از دیگر پیشنهاددهندگان بیشبَژوارند.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#outbribe
🟢 ☚#بیشبژوار \ biš.baž.vâr. \
💎 مثال:
● 👈 شرکتشان هیچ راهبردی جز بیشبژوار (بیشرشوهدهی) برای پیشرفت و بالا بردنِ درآمدِ سالانهاش نداشت.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
☑️ همریشههای دیگرِ #بژواردن ، #بژوار و #بژوارش در زبانهای ایرانی و هندیایرانیاروپاییِ ناایرانی:
🖌 اوستایی 👈 سهم، بخش ➖ -baxeδra
🖌 اوستایی 👈 تقسیم کردن، اختصاص دادن ➖ -bag
🖌 فارسی باستان 👈 باج ➖ bāǰi
🖌 فارسی میانه 👈 نصیب، بهره، بخش ➖ bahrak
🖌 فارسی میانه 👈 باج ➖ bāǰ
🖌 پارتی 👈 بخش، نصیب، بهر ➖ bahr
🖌 سغدی 👈 باج ➖ bwž
🖌 سکایی 👈 باج ➖ -bāja
🖌 خوارزمی 👈 تقسیم کردن، دادن ➖ -bx
🖌 فارسی 👈 بهر، بهره، بخش، بخشیدن، بغ، باج، بخت
🖌 فارسی افغانستان 👈 بهره، نصیب ➖ baxč
🖌 سیوند 👈 باج ➖ bāž
🖌 کردی 👈 بهره، بخش ➖ baš
🖌 بلوچی 👈 بهر، بخت ➖ bār, bahr
🖌 گزی 👈 قرعه ➖ bär
🖌 کرینگانی 👈 باج ➖ bâž
🖌 یغنابی 👈 عطا کردن ➖ baxš
🖌 تخاری 👈 سهم، قسمت ➖ pāk
🖌 ارمنی (از ایرانی) 👈 بخش، سهم ➖ bag
🖌 گرجی 👈 باج ➖ baži
🖌 سانسکریت 👈 تقسیم کردن ➖ bhájati
🖌 سانسکریت 👈 اختصاص ➖ -bhaktí
🖌 یونانی 👈 خوردن ➖ φαγειν
🖌 اسلاویایی کلیسایی کهن 👈 ثروتمند ➖ bogatu
🖌 پورواهندیایرانیاروپایی (پِهیا) 👈 تقسیم کردن ➖ -bhag
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
✍️ نکته: برای دیدنِ فعلی دیگر از این ریشه بروید به:
to use .
┌─ꙮ─«📖»─ꙮ─┐
@JavidPajin
└─ꙮ─«📖»─ꙮ─┘
l فرهنگِ ریشهشناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
❇️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_bribe به معنای دادنِ پول، مال یا منفعتی به کسی برای واداشتنِ او به انجام دادن یا انجام ندادنِ کاری خلاف قانون یا وظیفه؛
رشوه دادن
ا⬇️ █ ⬇️ █ ⬇️
❍◄#بژواردن \ baž.vâr.d.an \
یا:
❍◄#بژواریدن \ baž.vâr.id.an \ 👈 بَژ (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ -bāǰi بهمعنایِ «باج» و در نهایت از ریشهٔ -bag بهمعنای «اختصاص دادن، بخش کردن، تقسیم کردن») + ــوار (پسوندِ نسبت و شباهت) + ــیدن (نشانهٔ مصدر)
💎 مثال:
● 👈 ۱- پیمانکار میکوشید تا بازرس را بَژوارَد (رشوه دهد) ولی هر بار با حضورِ یک مزاحم از این کار صرفنظر میکرد.
● 👈 ۲- آنها ماموران را بَژواردند (رشوه دادند) تا از تخلفهایشان در ساختوساز چشمپوشی کنند.
📢 توجه:
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#bribe رشوه
🟢 ☚#بژوار \ baž.vâr \
یا: ☚#باژوار \ bâž.vâr \
💎 مثال:
● 👈 ۱- آن مقام از شرکت بَژواری (رشوهای) کلان دریافت کرده بود و به همین دلیل ماهها بود که داشت محاکمه میشد.
● 👈 ۲- بَژوار را درونِ پاکتی گذاشته بود و پاکت را زیرِ کتاب تا در فرصتی مناسب آن را به مدیر تحویل دهد.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#bribery رشوهدهی، رشوهگیری
or: ☛#bribing (اسمِمصدر)
🟣 ☚#بژوارش \ baž.vâr.eš \
یا: ☚#بژواردهی \ baž.vâr.deh.i \
یا: ☚#بژوارگیری \ baž.vâr.gir.i \
💎 مثال:
● 👈 ۱- وزیر به جرمِ سنگینِ بَژوارش (رشوهدهی) متهم شده بود.
● 👈 ۲- تحقیقات در وزارتِ اقتصاد از بژوارگیریِ گستردهای در طولِ سالیان پرده برداشت.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#briber
🟢 ☚#بژوارنده \ baž.vâr.and.e \
یا: ☚#بژوارگر \ baž.vâr.gar \
💎 مثال:
● 👈 ۱- بَژوارگر (رشوهده) به پنج سال زندان محکوم شد.
● 👈 ۲- بَژوارنده (رشوهده) میکوشید ناشناس بماند.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#bribed ویژگیِ فردی که رشوه میگیرد.
🟣 ☚#بژواریده \ baž.vâr.id.e \ (صفت)
💎 مثال:
● 👈 ۱- مقامِ بَژواریده (رشوهگرفته) تأیید کرد که قراردادِ یادشده غیرقانونی بودهاست.
● 👈 ۲- شاهدِ بَژواریده (رشوهگرفته) از شهادتِ خود صرفنظر کرد.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#bribee فردی که هدفِ رشوهدهی قرار میگیرد.
🟢 ☚#بژواریده \ baž.vâr.id.e \ (اسم)
💎 مثال:
● 👈 ۱- بَژواریده تلاش برای پرداختِ رشوه را به پلیس گزارش داد.
● 👈 ۲- بَژواریده از همکاری با آن طرح خودداری کرد.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#unbribed
🟣 ☚#نابژواریده \ nâ.baž.vâr.id.e \
💎 مثال:
● 👈 ۱- مقامهای نابژواریده (رشوهنگرفته) به تحقیقات پیرامونِ پروندهٔ بَژوارش ادامه دادند.
● 👈 ۲- او تنها کسی بود که تا بازنشستگیاش نابَژواریده (رشوهنپذیرفته) باقی ماند.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#bribeless مبرا از رشوهخواری و رشوهدهی
🟢 ☚#بژوارنگیر \ baž.vâr.na.gir \
یا: ☚#بیبژوار \ bi.baž.vâr \
یا: ☚#
💎 مثال:
● 👈 ۱- آنها خواهانِ ادارهای بیبَژوار بودند.
● 👈 ۲- یک نظام بیبَژوار (پاک از ارتشاء) برای حکمرانی عادلانه ضروری است.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#bribable قابلِ رشوه دادن، رشوهپذیر
🟣 ☚#بژواردنی \ baž.vâr.d.an.i \
یا: ☚#بژوارپذیر \ baž.vâr.pazir \
💎 مثال:
● 👈 ۱- آن مقام فاسد بهآسانی بَژوارپذیر شده بود.
● 👈 ۲- برخی مقامها از برخی دیگر بَژوارپذیرترند.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#unbribable
🟢 ☚#نابژواردنی \ nâ.baž.vâr.d.an.i \
یا: ☚#بژوارناپذیر \ baž.vâr.nâ.pazir \
💎 مثال:
● 👈 او یک قاضیِ بَژوارناپذیر (رشوهناپذیر) بود و بسیاری از مردم او را میپرستیدند.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#to_outbribe بیشتر رشوه دادن، در رشوه دادن از دیگران پیشی گرفتن
🟣 ☚#بیشبژواردن \ biš.baž.vâr.d.an \
یا: ☚#بیشبژواریدن \ biš.baž.vâr.id.an \
💎 مثال:
● 👈 ۱- شرکتِ ما میکوشید از رقیبانش بیشبژوارَد.
● 👈 ۲- آنها نتوانستند از دیگر پیشنهاددهندگان بیشبَژوارند.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#outbribe
🟢 ☚#بیشبژوار \ biš.baž.vâr. \
💎 مثال:
● 👈 شرکتشان هیچ راهبردی جز بیشبژوار (بیشرشوهدهی) برای پیشرفت و بالا بردنِ درآمدِ سالانهاش نداشت.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
☑️ همریشههای دیگرِ #بژواردن ، #بژوار و #بژوارش در زبانهای ایرانی و هندیایرانیاروپاییِ ناایرانی:
🖌 اوستایی 👈 سهم، بخش ➖ -baxeδra
🖌 اوستایی 👈 تقسیم کردن، اختصاص دادن ➖ -bag
🖌 فارسی باستان 👈 باج ➖ bāǰi
🖌 فارسی میانه 👈 نصیب، بهره، بخش ➖ bahrak
🖌 فارسی میانه 👈 باج ➖ bāǰ
🖌 پارتی 👈 بخش، نصیب، بهر ➖ bahr
🖌 سغدی 👈 باج ➖ bwž
🖌 سکایی 👈 باج ➖ -bāja
🖌 خوارزمی 👈 تقسیم کردن، دادن ➖ -bx
🖌 فارسی 👈 بهر، بهره، بخش، بخشیدن، بغ، باج، بخت
🖌 فارسی افغانستان 👈 بهره، نصیب ➖ baxč
🖌 سیوند 👈 باج ➖ bāž
🖌 کردی 👈 بهره، بخش ➖ baš
🖌 بلوچی 👈 بهر، بخت ➖ bār, bahr
🖌 گزی 👈 قرعه ➖ bär
🖌 کرینگانی 👈 باج ➖ bâž
🖌 یغنابی 👈 عطا کردن ➖ baxš
🖌 تخاری 👈 سهم، قسمت ➖ pāk
🖌 ارمنی (از ایرانی) 👈 بخش، سهم ➖ bag
🖌 گرجی 👈 باج ➖ baži
🖌 سانسکریت 👈 تقسیم کردن ➖ bhájati
🖌 سانسکریت 👈 اختصاص ➖ -bhaktí
🖌 یونانی 👈 خوردن ➖ φαγειν
🖌 اسلاویایی کلیسایی کهن 👈 ثروتمند ➖ bogatu
🖌 پورواهندیایرانیاروپایی (پِهیا) 👈 تقسیم کردن ➖ -bhag
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
✍️ نکته: برای دیدنِ فعلی دیگر از این ریشه بروید به:
to use .
┌─ꙮ─«📖»─ꙮ─┐
@JavidPajin
└─ꙮ─«📖»─ꙮ─┘
l فرهنگِ ریشهشناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
- ❤ 5
- 👏 2
- 👍 1
- 🔥 1
- 👌 1
- 🕊 1













