TGViewer
Channel Public Channel
فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی

فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی

@javidpajin

این کانال در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۱۹ به سرپرستیِ دکتر جاوید پاژین آغاز به کار کرد.
Subscribers
1.13K
Photos
3.5K
Videos
45
Links
424
Recent Posts 9 shown
Post #6172 213
¶↕️

❇️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_bribe به معنای دادنِ پول، مال یا منفعتی به کسی برای واداشتنِ او به انجام دادن یا انجام ندادنِ کاری خلاف قانون یا وظیفه؛
رشوه دادن


ا⬇️ █ ⬇️ █ ⬇️


❍◄#بژواردن \ baž.vâr.d.an \ 
یا:
❍◄#بژواریدن \ baž.vâr.id.an \  👈 بَژ (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ -bāǰi به‌معنایِ «باج» و در نهایت از ریشهٔ -bag به‌معنای «اختصاص دادن، بخش کردن، تقسیم کردن») + ــ‌وار (پسوندِ نسبت و شباهت) + ــ‌یدن (نشانه‌ٔ‌ مصدر)

💎 مثال:
● 👈 ۱- پیمانکار می‌کوشید تا بازرس را بَژوارَد (رشوه دهد) ولی هر بار با حضورِ یک مزاحم از این کار صرف‌نظر می‌کرد.

● 👈 ۲- آن‌ها ماموران را بَژواردند (رشوه دادند) تا از تخلف‌هایشان در ساخت‌وساز چشم‌پوشی کنند.

📢 توجه:
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟢 ☛#bribe رشوه
🟢 ☚#بژوار \ baž.vâr \ 
  یا: ☚#باژوار \ bâž.vâr \

💎 مثال:
● 👈 ۱- آن مقام از شرکت بَژواری (رشوه‌ای) کلان دریافت کرده بود و به‌ همین دلیل ماه‌ها بود که داشت محاکمه می‌شد.

● 👈 ۲- بَژوار را درونِ پاکتی گذاشته بود و پاکت را زیرِ کتاب تا در فرصتی مناسب آن را به مدیر تحویل دهد.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟣 ☛#bribery رشوه‌دهی، رشوه‌گیری
or: ☛#bribing (اسمِ‌مصدر)
🟣 ☚#بژوارش \ baž.vâr.eš \
یا: ☚#بژواردهی \ baž.vâr.deh.i \
یا: ☚#بژوارگیری \ baž.vâr.gir.i \

💎 مثال:

● 👈 ۱- وزیر به جرمِ سنگینِ بَژوارش (رشوه‌دهی) متهم شده بود.

● 👈 ۲- تحقیقات در وزارتِ اقتصاد از بژوارگیریِ گسترده‌ای در طولِ سالیان پرده برداشت.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟢 ☛#briber
🟢 ☚#بژوارنده \ baž.vâr.and.e \ 
یا: ☚#بژوارگر \ baž.vâr.gar \ 
 
💎 مثال:
● 👈 ۱- بَژوارگر (رشوه‌ده) به پنج سال زندان محکوم شد.

● 👈 ۲- بَژوارنده (رشوه‌ده) می‌کوشید ناشناس بماند.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟣 ☛#bribed ویژگیِ فردی که رشوه می‌گیرد.
🟣 ☚#بژواریده \ baž.vâr.id.e \  (صفت)

💎 مثال:
● 👈 ۱- مقامِ بَژواریده (رشوه‌گرفته) تأیید کرد که قراردادِ یادشده غیرقانونی بوده‌است.

● 👈 ۲- شاهدِ بَژواریده (رشوه‌گرفته) از شهادتِ خود صرف‌نظر کرد.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟢 ☛#bribee فردی که هدفِ رشوه‌دهی قرار می‌گیرد.
🟢 ☚#بژواریده \ baž.vâr.id.e \ (اسم)

💎 مثال:
● 👈 ۱- بَژواریده تلاش برای پرداختِ رشوه را به پلیس گزارش داد.

● 👈 ۲- بَژواریده از همکاری با آن طرح خودداری کرد.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟣 ☛#unbribed
🟣 ☚#نابژواریده \ nâ.baž.vâr.id.e \ 

💎 مثال:
● 👈 ۱- مقام‌های نابژواریده (رشوه‌نگرفته) به تحقیقات پیرامونِ پروندهٔ بَژوارش ادامه دادند.

● 👈 ۲- او تنها کسی بود که تا بازنشستگی‌اش نابَژواریده (رشوه‌نپذیرفته) باقی ماند.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟢 ☛#bribeless مبرا از رشوه‌خواری و رشوه‌دهی
🟢 ☚#بژوارنگیر \ baž.vâr.na.gir \ 
  یا: ☚#بی‌بژوار \ bi.baž.vâr \ 
  یا: ☚#

💎 مثال:
● 👈 ۱- آن‌ها خواهانِ اداره‌ای بی‌بَژوار بودند.

● 👈 ۲- یک نظام بی‌بَژوار (پاک از ارتشاء) برای حکمرانی عادلانه ضروری است.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟣 ☛#bribable قابلِ رشوه دادن، رشوه‌پذیر
🟣 ☚#بژواردنی \ baž.vâr.d.an.i \ 
  یا: ☚#بژوارپذیر \ baž.vâr.pazir \ 

💎 مثال:
● 👈 ۱- آن مقام فاسد به‌آسانی بَژوارپذیر شده بود.

● 👈 ۲- برخی مقام‌ها از برخی دیگر بَژوارپذیرترند.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟢 ☛#unbribable
🟢 ☚#نابژواردنی \ nâ.baž.vâr.d.an.i \ 
  یا: ☚#بژوارناپذیر \ baž.vâr.nâ.pazir \

💎 مثال:
● 👈 او یک قاضیِ بَژوارناپذیر (رشوه‌ناپذیر) بود و بسیاری از مردم او را می‌پرستیدند.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟣 ☛#to_outbribe بیشتر رشوه دادن، در رشوه دادن از دیگران پیشی گرفتن
🟣 ☚#بیش‌‌بژواردن \ biš.baž.vâr.d.an \ 
  یا: ☚#بیش‌بژواریدن \ biš.baž.vâr.id.an \ 

💎 مثال:
● 👈 ۱- شرکتِ ما می‌کوشید از رقیبانش بیش‌بژوارَد.

● 👈 ۲- آن‌ها نتوانستند از دیگر پیشنهاددهندگان بیش‌بَژوارند.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟢 ☛#outbribe
🟢 ☚#بیش‌بژوار \ biš.baž.vâr. \
 
💎 مثال:
● 👈 شرکت‌شان هیچ راهبردی جز بیش‌بژوار (بیش‌رشوه‌دهی) برای پیشرفت و بالا بردنِ درآمدِ سالانه‌اش نداشت.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

☑️ هم‌ریشه‌های دیگرِ  #بژواردن ، #بژوار و #بژوارش در زبان‌های ایرانی و هندی‌ایرانی‌اروپاییِ ناایرانی:

🖌 اوستایی 👈 سهم، بخش ➖ -baxeδra
🖌 اوستایی 👈 تقسیم کردن، اختصاص دادن ➖ -bag
🖌 فارسی باستان 👈 باج ➖ bāǰi
🖌 فارسی میانه  👈  نصیب، بهره، بخش ➖  bahrak
🖌 فارسی میانه 👈 باج ➖ bāǰ
🖌 پارتی  👈  بخش، نصیب، بهر ➖  bahr
🖌 سغدی 👈 باج ➖ bwž
🖌 سکایی 👈 باج ➖ -bāja
🖌 خوارزمی 👈 تقسیم کردن، دادن ➖ -bx‌
🖌 فارسی  👈  بهر، بهره، بخش، بخشیدن، بغ، باج، بخت
🖌 فارسی افغانستان 👈 بهره، نصیب ➖ baxč
🖌 سیوند 👈 باج ➖ bāž
🖌 کردی 👈 بهره، بخش ➖ baš
🖌 بلوچی  👈  بهر، بخت ➖  bār, bahr
🖌 گزی  👈  قرعه  ➖ bär
🖌 کرینگانی 👈 باج ➖ bâž
🖌 یغنابی 👈 عطا کردن ➖ baxš
🖌 تخاری 👈 سهم، قسمت ➖ pāk
🖌 ارمنی (از ایرانی)  👈  بخش، سهم  ➖  bag
🖌 گرجی 👈 باج ➖ baži
🖌 سانسکریت  👈  تقسیم کردن  ➖  bhájati
🖌 سانسکریت  👈  اختصاص  ➖  -bhaktí
🖌 یونانی 👈 خوردن ➖ φαγει‌ν
🖌 اسلاویایی کلیسایی کهن 👈 ثروتمند ➖ bogatu
🖌 پورواهندی‌ایرانی‌اروپایی (پِهیا) 👈 تقسیم کردن ➖ -bhag

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

✍️ نکته: برای دیدنِ فعلی دیگر از این ریشه بروید به:
to use .


┌─ꙮ─«📖»─ꙮ─┐
       @JavidPajin
└─ꙮ─«📖»─ꙮ─┘

l    فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
  • ❤ 5
  • 👏 2
  • 👍 1
  • 🔥 1
  • 👌 1
  • 🕊 1
Post #6166 178
☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️
┅┅─┅─┅─┅─┅─┅─┅

✴️ ❍►#bribe

✳️ ❍◄#باژوار \ bâž.vâr \
یا:
✳️ ❍◄#بژوار \ baž.vâr \

دادستان ادعا کرد که پیمانکار برای به‌دست‌آوردن قراردادِ طرح‌های عمرانیِ دولتی بَژواری (رشوه‌ای) چندده‌میلیاردی پرداخت کرده است.


ا⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓ا
  • ❤ 4
  • 👍 1
  • 👌 1
Post #6165 152
👆👆👆
ا👇👇👇
Post #6164 288

This post (sticker, poll or similar) has no web preview. Open in Telegram

  • ❤ 4
  • 👍 1
  • 🔥 1
  • 👏 1
Post #6162 246
¶↕️

⭐  #rent
بهره یا درآمدِ افزوده‌ای که یک شخص یا بنگاه به‌سببِ برخورداری از امتیاز، انحصار، موقعیت یا منبعی ویژه، فراتر از بازدهِ عادی به دست می‌آورد.


✍️ نکته:
برای دیدنِ توضیحِ وندهای فرستهٔ بعد بروید اینجا .

ا👇👇👇

🎋🪴💎🎋💎🪴🎋



   ╔═══▧•⌘•▨═══╗
          @JavidPajin
   ╚═══▧•⌘•▨═══╝  

l    فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
  • ❤ 3
  • 🔥 1
  • 💯 1
Post #6161 218
👆👆👆
ا👇👇👇
Post #6160 675
¶↕️
ا↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑↑ا
ادامهٔ فرستهٔ پیشین:

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟣 ☛#unobjectionably
🟣 ☚#افرانشوانه \ af.râ.na.šav.ân.e \
  یا: ☚#افرانشایانه \ af.râ.na.šây.ân.e \

💎 مثال:
● 👈 ۱- اسناد اَفرانَشَوانه (به‌گونه‌ای غیرِ‌قابلِ‌اعتراض، بی‌ایراد) تهیه شده بودند.

● 👈 ۲- او استدلال خود را اَفرانشایانه (به‌گونه‌ای اعتراض‌‌نابرانگیز، بی‌نقص) ارائه کرد.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

☑️ هم‌ریشه‌های دیگرِ  #افراییدن و #افراینده  در زبان‌های ایرانی و هندی‌ایرانی‌اروپاییِ ناایرانی:

🖌 اوستایی 👈 خوانندهٔ سرودهای مذهبی ➖ -rayant°
🖌 پارتی 👈 مغرور بودن ➖ -gahrāy
🖌 فارسی میانه ترفانی 👈 لاف زدن ➖ -gahrāy
🖌 سغدی 👈 گریستن، زاریدن ➖ -r'y
🖌 سکایی 👈 فریاد کشیدن، بانگیدن ➖ -rrai
🖌 فارسی 👈 لاییدن (نالیدن)
🖌 کردی 👈 پارس کردن، عوعو کردن ➖ r‌a‌yi‌n
🖌 پشتو 👈 پارس کردن، عرعر کردن ➖ -rāy
🖌 آسی 👈 پارس کردن ➖ ræjun
🖌 یغنابی 👈 پارس کردن ➖ -rāy
🖌 وخی 👈 عوعو کردن، زوزه کشیدن ➖ -ruy
🖌 سانسکریت 👈 پارس کردن ➖ rā‌yati
🖌 لاتویایی 👈 سرزنش کردن ➖ rãju
🖌 لیتوانیایی 👈 قوقولی کردن (خروس) ➖ rojóju
🖌 لاتینی 👈 پارس کردن ➖ lātrāre
🖌 اسلاوی کهن 👈 غرش کردن ➖ rārian
🖌 آلمانی میانه بالا 👈 غرش کردن ➖ ruohen
🖌 پورواهندی‌ایرانی‌اروپایی(پِهیا) 👈 بانگ برآوردن، غرش کردن، پارس کردن ➖ (rē(i

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

✍️ نکته: پیش‌تر این فعل به‌شکلِ اَفراستن (اَفراسیدن) در همین کانال بارگذاری شده بود که آن هم دیسه‌ای چشم‌نواز است. توجه کنید:

objection اَفراس، اَفراسه
objector اَفراس‌گر
objectorship اَفراس‌گری، اَفراس‌مندی
objected اَفراسته
objecting اَفراسنده
objectionable اَفراس‌شو
objectionability اَفراس‌شوی
unobjectionable اَفراس‌نَشو


┌─ꙮ─«📖»─ꙮ─┐
       @JavidPajin
└─ꙮ─«📖»─ꙮ─┘

l    فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
  • ❤ 7
  • 🔥 2
  • 💯 1
  • 🫡 1
Post #6159 493
¶↕️ ⭐️

❇️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_object به معنای بیان کردنِ مخالفتِ خود با چیزی که آن را نمی‌پسندیم یا نادرست می‌دانیم، اعتراض کردن


ا⬇️ █ ⬇️ █ ⬇️

❍◄#افراستن \ af.râs.t.an \
یا:
❍◄#افراییدن \ af.râs.id.an \ 👈 اَف (پیشوند، به‌معنای «بالای، بَر، رویِ») + رای (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ rā(y) به معنای فریاد زدن، بانگ کردن، آواز سر دادن) + ــ‌یدن (نشانهٔ مصدر)

✍️ نکته:
۱- ستاکِ حالِ اَفراستن می‌شود: اَفرای .(بسنجید با: آراستن —> آرای .)

۲- معنای تکواژبه‌تکواژِ این فعل می‌شود: بر روی کسی صدا را بالا بردن.

💎 مثال:
● 👈 ۱- وقتی رئیس گفت نیمی از کارکنان را اخراج می‌کند، هیچ تنابنده‌ای نَیَفراست (اعتراض نکرد؛) همه مهرِ خاموشی بر لب زدند، نکند آن‌ها در تیررسِ اخراج قرار گیرند.

● 👈 ۲- وکیل دو هفته مهلت خواست تا دفاعیهٔ پایانی را آماده کند. آیا دادسِتان به این درخواست می‌اَفرایَد (اعتراض می‌کند؟)

📢 توجه:
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟢 ☛#objection
or: ☛#objecting
🟢 ☚#افرایش \ af.rây.eš \
  یا: ☚#افرایه \ af.rây.e \
  یا: ☚#افراست \ af.râs.t \

💎 مثال:
● 👈 ۱- اَفرایشِ (اعتراضِ) او به برنامه‌ی کاریِ شرکت بر داده‌های نادرستی بنا شده بود.

● 👈 ۲- من هیچ اَفرایه‌ای (اعتراضی) به خریدِ آن یخچال نداشتم، جز‌اینکه بهایِ آن از آنچه می‌پنداشتم بسیار گران‌تر بود.

● 👈 ۳- این فریادِ اَفراستِ (اعتراضِ) متهم بود که شنیده می‌شد، همو که پنج ‌سال زندان برایش بریده بودند، فقط برای دزدیدنِ چند گِرده نان!

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟣 ☛#objector
🟣 ☚#افراگر \ af.râ.gar \
  یا: ☚#افراستار \ af.râs.t.âr \
  یا: ☚#افرایش‌گر \ af.rây.eš.gar \

💎 مثال:

● 👈 ۱- اَفراگر (معترض) توضیح داد که چرا با این پیشنهاد مخالف است.

● 👈 ۲- به هر اَفراستاری (اعتراض‌کننده‌ای) فرصت داده شد تا سخن بگوید.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟢 ☛#objectorship
🟢 ☚#افراگری \ af.râ.gar.i \
  یا: ☚#افرامندی \ af.râ.mand.i \
 

💎 مثال:
● 👈 ۱- اَفراگریِ (معترض‌بودگیِ، اعتراض‌مندیِ) او در سراسرِ روند رسیدگی محترم شمرده شد.

● 👈 ۲- قانون اَفرامندیِ (جایگاهِ معترض بودنِ) متقاضیانِ دارای شرایط را به رسمیت می‌شناسد.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟣 ☛#objected
🟣 ☚#افراسته \ af.râs.t.e \

💎 مثال:
● 👈 ۱- اظهارنظرِ اَفراسته (اعتراض‌شده، اعتراضی) از پرونده حذف شد.

● 👈 ۲- قاضی مدرکِ اَفراسته (موردِ اعتراض) را با دقت بررسی کرد.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟢 ☛#objecting (adj)
🟢 ☚#افراینده \ af.rây.and.e \
  یا: ☚#افراگر

💎 مثال:
● 👈 ۱- وکیلِ اَفراینده (معترض، اعتراض‌کننده) درخواست کرد با دادگاه سخن بگوید.

● 👈 ۲- اعضای اَفراگر (معترض) به آن پیشنهاد رأی مخالف دادند.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟣 ☛#objectionable
🟣 ☚#افراستنی \ af.râs.t.an.i \
  یا: ☚#افراشو \ (af.râ.šo(w \
  یا: ☚#افراشایا \ af.râ.šây.â \

💎 مثال:
● 👈 ۱- آن نظریه بدین دلیل اَفراستنی (قابلِ اعتراض) است که رویکردی نژادپرستانه به کاهشِ جمعیتِ جهان دارد.

● 👈 ۲- آن برخوردِ شما کاملاً اَفراشو (قابلِ اعتراض) بود، شما احترامِ هیچ‌کس را نگه‌نداشتید.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟢 ☛#objectionability قابلیتِ اعتراض، قابلِ‌اعتراض‌بودگی
🟢 ☚#افراشوی \ af.râ.šav.i \
  یا: ☚#افراشایایی \ af.râ.šây.â.yi \

💎 مثال:
● 👈 ۱- اَفراشایایی (اعتراض‌انگیزبودگی) آن اظهار نظر آشکار بود.

● 👈 ۲- آنان دربارهٔ اَفراشَوی (اعتراض‌آمیزبودگی) سیاستِ جدید بحث کردند.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟣 ☛#objectionably
🟣 ☚#افراشوانه \ af.râ.šav.ân.e \
  یا: ☚#افراشایانه \ af.râ.šây.ân.e \

💎 مثال:
● 👈 ۱- قوانین اَفراشَوانه (به‌گونه‌ای اعتراض‌برانگیز) مبهم بودند.

● 👈 ۲- او در طول جلسه اَفراشایانه (به‌طرزی اعتراض‌آمیز) رفتار کرد.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

🟢 ☛#unobjectionable
🟢 ☚#افرانشو \ (af.râ.na.šo(w \
  یا: ☚#افرانشایا \ af.râ.na.šây.â \

💎 مثال:
● 👈 ۱- مبلغِ درخواستی برای ضمانتِ زندانی اَفرانَشو (غیرِ قابلِ‌ اعتراض) بود و باید پرداخت می‌شد.

● 👈 ۲- کمیته این طرح را اَفرانَشایا (اعتراض‌‌نابرانگیز، بی‌ایراد، پذیرفتنی) دانست.

┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈

بروید به فرستهٔ پَسین:
اا▼▼▼▼▼▼▼▼اا

┌─ꙮ─«📖»─ꙮ─┐
       @JavidPajin
└─ꙮ─«📖»─ꙮ─┘

l    فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
  • ❤ 3
  • 🔥 3
  • 👏 1
  • 🙏 1
Post #6153 354
☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️
┅┅─┅─┅─┅─┅─┅─┅

✴️ ❍►#objection

✳️ ❍◄#افرایش (af.rây.eš)

هرگونه اَفرایش (اعتراض) به اصلاحیهٔ پیشنهادی باید پیش از پایانِ مهلت به‌صورت کتبی ارائه شود.


ا⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓⇓ا
  • ❤ 5
  • 👏 1
  • 👌 1
  • 💯 1
  • 🏆 1
Older posts →

About this channel

How can I read @javidpajin without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی have?
فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی (@javidpajin) has 1.13K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does فرهنگِ ریشه‌شناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →