¶↕️ ⭐️
❇️ نوواژه برای جایگزینیِ #to_object به معنای بیان کردنِ مخالفتِ خود با چیزی که آن را نمیپسندیم یا نادرست میدانیم، اعتراض کردن
ا⬇️ █ ⬇️ █ ⬇️
❍◄#افراستن \ af.râs.t.an \
یا:
❍◄#افراییدن \ af.râs.id.an \ 👈 اَف (پیشوند، بهمعنای «بالای، بَر، رویِ») + رای (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ rā(y) به معنای فریاد زدن، بانگ کردن، آواز سر دادن) + ــیدن (نشانهٔ مصدر)
✍️ نکته:
۱- ستاکِ حالِ اَفراستن میشود: اَفرای .(بسنجید با: آراستن —> آرای .)
۲- معنای تکواژبهتکواژِ این فعل میشود: بر روی کسی صدا را بالا بردن.
💎 مثال:
● 👈 ۱- وقتی رئیس گفت نیمی از کارکنان را اخراج میکند، هیچ تنابندهای نَیَفراست (اعتراض نکرد؛) همه مهرِ خاموشی بر لب زدند، نکند آنها در تیررسِ اخراج قرار گیرند.
● 👈 ۲- وکیل دو هفته مهلت خواست تا دفاعیهٔ پایانی را آماده کند. آیا دادسِتان به این درخواست میاَفرایَد (اعتراض میکند؟)
📢 توجه:
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#objection
or: ☛#objecting
🟢 ☚#افرایش \ af.rây.eš \
یا: ☚#افرایه \ af.rây.e \
یا: ☚#افراست \ af.râs.t \
💎 مثال:
● 👈 ۱- اَفرایشِ (اعتراضِ) او به برنامهی کاریِ شرکت بر دادههای نادرستی بنا شده بود.
● 👈 ۲- من هیچ اَفرایهای (اعتراضی) به خریدِ آن یخچال نداشتم، جزاینکه بهایِ آن از آنچه میپنداشتم بسیار گرانتر بود.
● 👈 ۳- این فریادِ اَفراستِ (اعتراضِ) متهم بود که شنیده میشد، همو که پنج سال زندان برایش بریده بودند، فقط برای دزدیدنِ چند گِرده نان!
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#objector
🟣 ☚#افراگر \ af.râ.gar \
یا: ☚#افراستار \ af.râs.t.âr \
یا: ☚#افرایشگر \ af.rây.eš.gar \
💎 مثال:
● 👈 ۱- اَفراگر (معترض) توضیح داد که چرا با این پیشنهاد مخالف است.
● 👈 ۲- به هر اَفراستاری (اعتراضکنندهای) فرصت داده شد تا سخن بگوید.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#objectorship
🟢 ☚#افراگری \ af.râ.gar.i \
یا: ☚#افرامندی \ af.râ.mand.i \
💎 مثال:
● 👈 ۱- اَفراگریِ (معترضبودگیِ، اعتراضمندیِ) او در سراسرِ روند رسیدگی محترم شمرده شد.
● 👈 ۲- قانون اَفرامندیِ (جایگاهِ معترض بودنِ) متقاضیانِ دارای شرایط را به رسمیت میشناسد.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#objected
🟣 ☚#افراسته \ af.râs.t.e \
💎 مثال:
● 👈 ۱- اظهارنظرِ اَفراسته (اعتراضشده، اعتراضی) از پرونده حذف شد.
● 👈 ۲- قاضی مدرکِ اَفراسته (موردِ اعتراض) را با دقت بررسی کرد.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#objecting (adj)
🟢 ☚#افراینده \ af.rây.and.e \
یا: ☚#افراگر
💎 مثال:
● 👈 ۱- وکیلِ اَفراینده (معترض، اعتراضکننده) درخواست کرد با دادگاه سخن بگوید.
● 👈 ۲- اعضای اَفراگر (معترض) به آن پیشنهاد رأی مخالف دادند.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#objectionable
🟣 ☚#افراستنی \ af.râs.t.an.i \
یا: ☚#افراشو \ (af.râ.šo(w \
یا: ☚#افراشایا \ af.râ.šây.â \
💎 مثال:
● 👈 ۱- آن نظریه بدین دلیل اَفراستنی (قابلِ اعتراض) است که رویکردی نژادپرستانه به کاهشِ جمعیتِ جهان دارد.
● 👈 ۲- آن برخوردِ شما کاملاً اَفراشو (قابلِ اعتراض) بود، شما احترامِ هیچکس را نگهنداشتید.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#objectionability قابلیتِ اعتراض، قابلِاعتراضبودگی
🟢 ☚#افراشوی \ af.râ.šav.i \
یا: ☚#افراشایایی \ af.râ.šây.â.yi \
💎 مثال:
● 👈 ۱- اَفراشایایی (اعتراضانگیزبودگی) آن اظهار نظر آشکار بود.
● 👈 ۲- آنان دربارهٔ اَفراشَوی (اعتراضآمیزبودگی) سیاستِ جدید بحث کردند.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟣 ☛#objectionably
🟣 ☚#افراشوانه \ af.râ.šav.ân.e \
یا: ☚#افراشایانه \ af.râ.šây.ân.e \
💎 مثال:
● 👈 ۱- قوانین اَفراشَوانه (بهگونهای اعتراضبرانگیز) مبهم بودند.
● 👈 ۲- او در طول جلسه اَفراشایانه (بهطرزی اعتراضآمیز) رفتار کرد.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
🟢 ☛#unobjectionable
🟢 ☚#افرانشو \ (af.râ.na.šo(w \
یا: ☚#افرانشایا \ af.râ.na.šây.â \
💎 مثال:
● 👈 ۱- مبلغِ درخواستی برای ضمانتِ زندانی اَفرانَشو (غیرِ قابلِ اعتراض) بود و باید پرداخت میشد.
● 👈 ۲- کمیته این طرح را اَفرانَشایا (اعتراضنابرانگیز، بیایراد، پذیرفتنی) دانست.
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
بروید به فرستهٔ پَسین:
اا▼▼▼▼▼▼▼▼اا
┌─ꙮ─«📖»─ꙮ─┐
@JavidPajin
└─ꙮ─«📖»─ꙮ─┘
l فرهنگِ ریشهشناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
Post #6159
493
- ❤ 3
- 🔥 3
- 👏 1
- 🙏 1