نوواژه برای جایگزینیِ #to_plot به معنایِ ایدهای را گسترش و بسط دادن و آن را به مجموعهای سامانیافته برای ساخت یا تولید چیزی (فیلم، داستان، نقاشی، نمایشنامه و مانند آنها) تبدیل کردن،
نوشتن یا نگاشتنِ طرح برای یک داستان، نقاشی، فیلم یا مانندِ آنها؛
طرحِ سرّی و توطئهآمیز ریختن برای آسیب رساندن به کسی یا چیزی
ا↙️
#پتاستن (pat.âs.t.an)
یا:
#پتانیدن (pat.ân.id.an) 👈 پَت (ستاکِ برساخته از ریشهٔ نیاایرانیِ -paθ به معنای «گستردن، وسیع کردن») + ــان (پسوندِ اسمساز (بسنجید با: کوهان، باران، سامان.) + ــیدن (نشانهٔ مصدر)
(پایینِ صفحه را ببینید.)
🔺نکته:
ستاکِ حالِ پَتاستن میشود: پَتان .(بسنجید با: نشاستن —> نشان، یا شکستن —> شکن .)
.
▪️مثال:
۱- باید بگویم که من فقط دیسهٔ نخستینِ داستان را پَتاستم (طراحی کردم.)
۲- ارتش برای ساقط کردنِ دولت دارد با همکاریِ چند کشورِ دیگر میپَتانَد (طرحریزیِ توطئه آمیز میکند.)
۳- نویسنده ماههها تلاشِ پیوسته میکرد تا سرانجام توانست داستان را بِپَتانَد (طرحنویسی کند.)
🔺 توجه:
🔸#plot
پیرنگِ داستان یا نقاشی؛ یک قطعه زمین برای کاربردی معین؛ نمودار
🔸#پتان \ pat.ân \
▪️مثال:
۱- فیلم در نگاهِ نخست یک پَتانِ (طرحِ) بسیار ساده داشت، ولی با دیدنِ چندبارهٔ آن همه چیز رو به پیچیدگی مینهاد.
۲- پیش از آنکه پَتانِ (طرحِ توطئهآمیز) آنها به اجرا درآید، پلیس آن را کشف و خنثی کرد.
۳- پتانِ (طرحِ) داستان بسیار ساده نوشته شده بود.
🔹#plotting
🔹#پتانش \ pat.ân.eš \
▪️مثال:
۱- امروزه برای پَتانشِ (طرحریزی) پخشارِ جغرافیاییِ لهجههای گوناگون در کشور از الگوهای رایانهای استفاده میشود.
۲- او اکنون سرگرم پتانشِ (طرحنویسی) بخشِ بعدیِ سریالِ خود است.
🔸#plotted
🔸#پتاسته \ pat.âs.t.e \
▪️مثال:
۱- او نویسندهای پرکار بود و همیشه یک تا دو داستانِ پَتاسته (طرحنوشتهشده) در آستین داشت.
۲- نقاش آن بومِ پتاسته (پیرنگنگاریشده) را رها کرد و پتانِ چند بومِ دیگر را کشید تا دستِ آخر همه را رنگآمیزی کند.
🔹#plottedly به شیوهای طراحیشده، با ساختاری ازپیشپرداخته
🔹#پتاستهوار \ pat.âs.t.e.vâr \
▪️مثال:
صحنهها پتاستهوار، نه باریبههرجهت، پیش میروند.
🔸#plotter
🔸#پتانگر \ pat.ân.gar \
▪️مثال:
۱- یکی از پَتانگرها (طراحانِ توطئه) در مرزِ ایران و ترکمنستان دستگیر شد و به زندان افتاد.
۲- پتانگرِ (طراحِ) باتجربه میتواند نمودارهای فنی بزرگ را رسم کند.
🔹#plottage افزایش ارزشِ دو یا چند تکه زمین بر اثر یکپارچهکردنِ آنها با یکدیگر
🔹#پتانافزایی \ pat.ân.'afzây.i \
▪️مثال:
مالک از پتانافزاییِ حاصل از یکپارچهکردنِ دو تکه زمین سود برد.
🔸#plotty
🔸#پرپتان \ por.pat.ân \
یا: #پتانشی \ pat.ân.eš.i \
▪️مثال:
۱- در داستانی چنین پُرپتان،(سرشار از طرحهای گوناگون،) طبیعی است که بخش از داستان از دید و فهمِ خواننده پنهان باقی بماند.
۲- فصل دوم بسیار پَتانِشیتر (طرحآگینتر) از فصل نخست است.
🔹#plotful طرحدار، دارای طرحی استوار
🔹#پتاندار \ pat.ân.dâr \
یا: #پتانمند \ pat.ân.mand \
▪️مثال:
این داستان اگرچه کوتاه بود ولی پتانمند، پرمایه و شگفتآور بود.
🔸#plotless
🔸#بیپتان \ bi.pat.ân \
▪️مثال:
داستان کاملاً بیپتان (بیطرحِ داستانی) بود و تنها یک رشته از رویدادهای نامرتبط را به نمایش میگذاشت.
🔹#plotlessness
🔹#بیپتانگی \ bi.pat.ân.eg.i \
▪️مثال:
برخی نویسندهها بیپتانگیِ (بیداستانطرحیِ ) کتابهاشان را پشتِ توجیههای پسامدرن پنهان میکنند.
🔸#subplot طرحِ داستانیِ فرعی در کتاب یا فیلم
or: #underplot
🔸#زیرپتان \ zir.pat.ân \
▪️مثال:
۱- فیلم سه زیرپتانِ موازی داشت که به پتانِ اصلیِ آن آسیب میزد.
۲- چند زیرپتان در پایان به هم میپیوستند و خواننده را شگفتزده میکردند.
🔹#plotline خطِ حرکتِ رویدادها در طرح، رشته یا مسیر روایی در داستان
🔹#پتانراه \ pat.ân.râh \
یا: #پتانخط \ pat.ân.xat \
▪️مثال:
۱- از نگاهِ من، پتانراهِ فیلمنامه بههیچروی راضیکننده نبود.
۲- پتانخطِ داستان، کارآگاهی را دنبال میکند که دربارهٔ این پرونده تحقیق میکند.
🔸#grassplot چمنپهنه
🔸#سبزپتان \ sabz.pat.ân \
▪️مثال:
چمنپتانی (چمنپهنهای) کوچک دو ساختمان را از هم جدا میکرد.
🔹#plot_hole بخشی از فیلم یا داستان که با بخشهای دیگر جور و همخوان نیست.
🔹#پتانگسل \ pat.ân.gasal \
یا: #پتانچال \ pat.ân.čâl \
▪️مثال:
۱- چندین پتانچالِ بد در فیلمنامه وجود داشت که فیلمنامهنویس را مجبور کرد یک بازنگریِ پایهای در این کارِ خود بکند.
۲- پتانگسلِ (گسلِ داستانیِ، حفرهٔ داستانیِ) هنگامی آشکار میشود که دو صحنه را با هم بسنجیم.
🔸#to_counterplot
🔸#واسوپتانیدن (vâ.su.pat.ân.id.an)
▪️مثال:
۱- آنان در برابرِ نقشهٔ دشمن واسوپَتانیدند (نقشهٔ متقابل طراحی کردند.)
۲- شورشیان برای جلوگیری از کودتا واسوپَتانیدند.
🔺نکته:
برای دیدنِ ساختِ پیشوندِ واسو بروید: اینجا .
.
🔹#counterplot طرحی سامانیافته برای حمله به طرحی دیگر
🔹#واسوپتان (vâ.su.pat.ân)
▪️مثال:
۱-:آن تالار تبدیل شده بود به صحنهای برای نمایشِ پَتانها و واسوپَتانهایی با موضوعِ مرگ و زندگی.
۲- واسوپَتانِ آنان در آخرین لحظه شکست خورد.
🔸#autoplotter دستگاهی است که بهطور خودکار نمودار، نقشه یا ترسیمات را رسم میکند.
🔸#خودپتانگر \ xod.pat.ân.gar \
یا: #خودپتان \ xod.pat.ân \
▪️مثال:
خودپَتان منحنیهای محاسبهشده را بهطور خودکار رسم کرد.
بروید به فرستهٔ بعد:
ا👇👇👇
⏬⏬⏬
@JavidPajin 👈 فرهنگِ ریشهشناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی