♦️
نوواژه برای جایگزینیِ دو واژهی #ordinate به معنای عرضِ یک نقطه در دستگاهِ مختصات (محورِ yها،) و #abscissa به معنای طولِ یک نقطه در دستگاه مختصات (محورِ xها)
و #applicate به معنای ارتفاعِ یک نقطه در دستگاهِ مختصاتِ سهبعدی (محورِ zها)
ا↙️
🔹 #ordinate
🔹 #پناسه (panāseh) 👈 پَن (ستاکِ برساخته از ریشهی نیاایرانیِ paθ به معنای پهن کردن، گستردن) + -ا- (حرفِ میانجی) + سِ ( ستاکِ برساخته از ریشهی -said به معنای بریدن، شکافتن) + -ِ-ه (پسوندِ اسمساز)
(پایینِ صفحه را ببینید.)
یا: #پنابر ( پَن + -ا- + بُر (از «بریدن»))
🔺 نکته:
برای فهمِ بهترِ واژههای «پَناسه» و «پنابُر» عبارتِ «نقطه یا محوری که پهنا (عرض) بهشمار میآید و قطع میشود.» را در ذهن مجسم کنید.
▪️مثال:
۱- فاصلهی یک نقطه از محورِ xها بر روی محورِ yها پَناسهٔ (عرضِ) آن نقطه نامیده میشود.
۲- میتوان پناسه را اندازهٔ برآمدگیِ یک نقطه بر روی محورِ yها انگاشت.
🔸 #abscissa
🔸 #دوراسه (dur.â.se) 👈 دورا (ستاکِ برساخته از ریشهی فارسی باستانِ -dūra به معنای "دور") + سِ ( ستاکِ برساخته از ریشهی -said به معنای بریدن، برش زدن) + -ِ-ه (پسوندِ اسمساز)
یا: #اپاسه (apâ.se) 👈 اَپا (پیشوند، به معنای «دور»)
یا: #اپابر ( اَپا + بُر )
🔺 نکته:
برای فهمِ بهترِ واژهی "دُراسه" عبارتِ، " نقطه یا محوری که دورا (طول یا فاصله) به شمار میآید و قطع میشود." را در ذهن مجسم کنید.
▪️مثال:
۱- فاصلهی یک نقطه از محورِ yها بر روی محورِ xها دُراسهی (طول) آن نقطه نامیده میشود.
۲- میتوان دُراسه (طول) را اندازهی پیشرفتگیِ یک نقطه بر روی محورِ xها اِنگاشت.
۳- هر نقطهای که در ناحیهی چهارمِ صفحهی مختصات باشد پَناسهی (عرضِ) آن منفی و دُراسهی (طولِ ) آن مثبت است.
🔹 #applicate
🔹 #فراسه (farāseh) 👈 فَر ( به معنایِ "بالا") + ا ( حرفِ میانجی) + سه ( ستاکِ برساخته از ریشهی -said به معنای بریدن، برش زدن)
یا: #فرابر ( فَر + -ا- + بُر )
🔺 نکته:
برای فهمِ بهترِ واژهی «فَراسه» عبارتِ " نقطه یا محوری که بالاآمدگی (ارتفاع) به شمار میآید و قطع میشود." را در ذهن مجسم کنید.
▪️مثال:
فاصلهٔ یک نقطه بر روی محورِ zها از مرکزِ دستگاهِ مختصاتِ سهبعدی فراسهی (ارتفاعِ ) آن نقطه نامیده میشود.
🔸 همریشههای دیگرِ جزءِ دومِ هر سه واژهی #پناسه ، #دراسه و #فراسه در زبانهای ایرانی و هندواروپاییِ غیرِایرانی:
اوستایی 👈 شکافتن، گسستن ➖ saēd
اوستایی 👈 شکاف ➖ -sidara
اوستایی 👈 ناشکافته ➖ -a-sista
فارسی میانه 👈 شکستن، شکافتن ➖ -wisinn
فارسی میانه ترفانی 👈 نابود شدن ➖ -apa-sidya
پارتی 👈 ازریشهدرآوردن ➖ -bsyst
سغدی 👈 نابود کردن ➖ -syδ
بلخی 👈 بهپایان رساندن ➖ -αβσισ
فارسی 👈 گسستن و گسیختن
بلوچی 👈 شکستن، شکافتن ➖ -sind
گویش گزی 👈 پاره شده ➖ fisisse
گویش تاری 👈 شکستن ➖ fēsēs
پشتو 👈 شکستن ➖ ŝlēdèl
اشکاشمی 👈 پاره شدن، ازهم گسیختن ➖ fērsēnd
وخی 👈 بریدن ➖ ra-seδ
اورموری 👈 گسستن، پاره کردن ➖ s-yōk
سانسکریت 👈 قطع کردن، نابود کردن ➖ ched
یونانی 👈 من می شکافم ➖ σχίζω
لاتینی 👈 من پاره میکنم ➖ scindō
پورواهندواروپایی 👈 شکافتن ➖ -skeid
🔸 همریشههای جزءِ نخستِ #پناسه در زبانهای ایرانی و هندواروپاییِ غیرِایرانی:
اوستایی 👈 گسترده، پهن ➖ paθana
فارسی میانه 👈 پهن ➖ pahan
ایرانی باستان 👈 پهن، گسترده ➖ paθana
پارتی 👈 پهن ➖ phn
سغدی 👈 پهن، فراخ ➖ pδn´y
فارسی 👈 پهن، پتوپهن، پهنا، پَرپَهَن
پشتو 👈 پهن ➖ plan
بلوچی 👈 پهن ➖ patan
آسی 👈 پهن، گسترده ➖ fætan
اُرموری 👈 پهن ➖ pan
کاشانی 👈 پهن ➖ pēn
کردی 👈 پهن ➖ pan
گزی 👈 پهن ➖ pānd
لاتینی 👈 پهن شدن، گسترش یافتن ➖ patēre
پورواهندواروپایی 👈 گستردن ➖ -pet
🔹 همریشههای دیگرِ جزءِ نخستِ #دراسه در زبانهای ایرانی و هندواروپاییِ غیرِایرانی:
نیاایرانی 👈 پیش رفتن، دور شدن ➖ -dav
اوستایی 👈 دور ➖ dūra
فارسی میانه 👈 دور ➖ dūr
فارسی میانه ترفانی 👈 دور ➖ dwr
سغدی 👈 دور ➖ δwr
فارسی 👈 دور، دوک و ...
سکایی 👈 دور ➖ dura
پراچی 👈 دور ➖ durīn
گورانی 👈 دور ➖ durin
خراسانی 👈 دوری، مسافت ➖ dūrīkā
یدغه 👈 دور ➖ lūro
سانسکریت 👈 دور ➖ dūrá
پورواهندواروپایی 👈 دور شدن، رهسپار شدن ➖ -deu
🔺 نکته:
برای برساختِ این دو واژه از الگویی ریشهشناختی استفاده شده است که در واژهی abscissa بهکار رفته است. توجه کنید:
ab —» دور، بافاصله
scissa (scindere) —» بُریدن
🔻🔻🔻
@JavidPajin 👈 فرهنگِ ریشهشناختیِ واژگانِ عمومی و تخصصی
Post #1899
327
- ❤ 1
- 👍 1
- 🔥 1
- 💯 1