✍ ادامهی پست قبل:🔹 روایت مورد استناد مخالفان برای اثبات برتری انبیا بر اهلبیت علیهمالسلام، روایت زیر است:
▫️بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ وَأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ: مَا مَنْزِلَتُكُمْ وَمَنْ تُشْبِهُونَ مِمَّنْ مَضَى؟ قَالَ: صَاحِبُ مُوسَى وَذُو الْقَرْنَيْنِ كَانَا عَالِمَيْنِ وَلَمْ يَكُونَا نَبِيَّيْنِ
📚 الکافي جلد اول صفحهی۲۶۹
▪️
برید بن معاویه میگوید: از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام پرسیدم: «منزلت و جایگاه شما چگونه است و به کدامیک از گذشتگان شباهت دارید؟» امام فرمودند: «مانند همراه موسی و ذوالقرنین هستیم؛ آن دو عالم بودند، ولی پیامبر نبودند.»🔹
قبلاً توضیح دادیم که این روایت در مقام نفی نبوت از اهلبیت علیهمالسلام میباشد.روایت فوق علاوه بر مطلب فوق #نوع علم اهلبیت علیهمالسلام را همانند #نوع علم صاحب حضرت موسی و ذوالقرنین معرفی میکند.
🔸 در روایت فوق امام علیهالسلام صاحب موسی و ذوالقرنین را با وصف «عالم» معرفی کردهاند و همین امر مؤید آن است که وجه تشبیه، علم آنان و عدم نبوت است؛ همچنان که این مطلب در روایت دیگری به صورت صریح بیان شده است:
▫️
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: مَا مَنْزِلَتُهُمْ؟ أَنْبِيَاءُ هُمْ؟ قَالَ: لَا، وَلَكِنَّهُمْ عُلَمَاءُ كَمَنْزِلَةِ ذِي الْقَرْنَيْنِ فِي عِلْمِهِ، وَكَمَنْزِلَةِ صَاحِبِ مُوسَى، وَكَمَنْزِلَةِ صَاحِبِ سُلَيْمَانَ📚 بصائر الدرجات جلد اول صفحهی ۳۶۶
👈 در این روایت، امام علیهالسلام تصریح میکنند که تشبیه، از جهت نوع علم و عدم نبوت است؛ بنابراین روایت نخست نیز باید بر همین معنا حمل شود.
🔹 ازاینرو، برای شناخت حقیقت این علم، باید به قرآن مراجعه کنیم و ببینیم علم صاحب حضرت موسی و ذوالقرنین چگونه توصیف شده است:
1⃣
علمی الهی ▫️قرآن درباره صاحب موسی میفرماید:
﴿وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا﴾ تعبیر «من لدنا» نشان میدهد که علم او، علمی عادی و اکتسابی نبود؛ بلکه علمی بود که مستقیماً از جانب خداوند به او عطا شده بود.
مؤید این معنا، سخن خود آن مرد الهی است که در پایان داستان میگوید:
﴿وَمَا فَعَلْتُهُ عَنْ أَمْرِي﴾ یعنی این کارها را از پیش خود انجام ندادم، بلکه بر اساس فرمان و تعلیم الهی بود.
2⃣
عظمت این علم▫️قرآن میفرماید:
﴿عِلْمًا﴾ این واژه به صورت نکره آمده است و نکره در چنین مقامى غالباً برای تعظیم است؛ بنابراین آیه نشان میدهد که آن مرد الهی از علمی عظیم و ویژه برخوردار بوده است.
3⃣
این علم، رحمتی ویژه از جانب خدا بود▫️ قرآن پیش از بیان علم او میفرماید:
﴿آتَيْنَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنَا﴾ بنابراین این علم، موهبتی ویژه و عنایتی خاص از جانب خداوند بوده است.
4⃣
حضرت موسی مأمور فراگیری از او شد▫️حضرت موسی علیهالسلام از او درخواست میکند:
﴿هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا﴾ یعنی از او میخواهد بخشی از آن علم الهی را به وی تعلیم دهد؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت این شخص عالم حداقل در برخی از شئون از حضرت موسی اعلم بوده است. [
شخص غیر نبی میتواند در برخی شئون از نبی اعلمتر باشد ]
5⃣
اطاعت حضرت موسی از مرد عالم دلیل بر بی خطا بودن علم او▫️حضرت موسی در برابر او میگوید:
﴿وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا﴾ این تعبیر نشان میدهد که حضرت موسی موظف بود در مقام تعلیم از دستورات او پیروی کند؛ امری که با
الهی بودن منشأ علم او و بدون خطا و اشتباه بودن این علم کاملاً سازگار است.6⃣
علم او، مایه هدایت و رشد بود▫️قرآن این علم را با تعبیر
﴿رُشْدًا ﴾ توصیف میکند؛ یعنی علمی که انسان را به هدایت و کمال میرساند.
7⃣
گستردگی این علم▫️آن مرد الهی به حضرت موسی میگوید:
﴿إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا﴾ یعنی گستره و حقیقت این علم به گونهای است که حضرت موسی در آغاز توان تحمل و درک همه ابعاد آن را ندارد.
8⃣
حضرت موسی خواستار بهرهمندی از بخشی از آن علم شد▫️حضرت موسی درخواست نمیکند همه علم او را بیاموزد، بلکه میگوید:
﴿مِمَّا عُلِّمْتَ﴾ یعنی تنها بخشی از آن علمی را که خداوند به تو عطا کرده است، به من تعلیم بده.
✅
بنابراین، قرآن صاحب حضرت موسی را دارای علمی الهی، عظیم، مایه رشد، برخاسته از تعلیم مستقیم خداوند و علمی بدون خطا و اشتباه معرفی میکند .علمی که حتی حضرت موسی علیهالسلام برای بهرهمند شدن از آن، مأمور به همراهی و شاگردی او شد.
از سوی دیگر، امام صادق علیهالسلام نیز به صراحت، علم اهلبیت علیهمالسلام را به همین سنخ علم تشبیه کردهاند بنابراین همهی این ویژگیها برای اهلبیت علیهمالسلام نیز ثابت است.🆔
@javaheralklam