TGViewer
Channel Public Channel
انجمن علمی روان‌پزشکان ایران

انجمن علمی روان‌پزشکان ایران

@ipa95

این کانال رسمی «انجمن علمی روان‌‌پزشکان ایران» است و زیر نظر هیأت مدیره آن اداره می‌شود.
E-mail: info@psychiatrist.ir
Website: http://irpsychiatry.ir
Subscribers
5.72K
Photos
2.6K
Videos
69
Links
1.1K

Showing posts older than #5032 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #5031 4.54K
📨 فراخوان ششمین دوره‌ی جایزه‌ی افشین یداللهی

ششمین جایزه‌ی افشین یداللهی مانند سال‌های پیشین همزمان با چهل و یکمین همایش سالانه‌ی انجمن علمی روان‌پزشکان ایران با هدف ارتقاء بهداشت روان جامعه، به فرد یا نهادی غیر از روان‌پزشکان که گام ارزشمندی در راستای ارتقا سلامت روان جامعه برداشته باشد، اهدا می‌گردد.

نحوه‌ی مشارکت در معرفی نامزدها
بر اساس شیوه‌نامه‌ی این جایزه از روان‌پزشکان و دستیاران روان‌پزشکی درخواست می‌شود حداکثر تا بیستم شهریورماه ۱۴۰۴ نسبت به معرفی نامزدهای موردنظر خود به همراه مستندات کافی در قالب رزومه‌ی ۳۰۰ تا ۵۰۰ کلمه در فرمت Word، به شماره‌ی واتساپ و تلگرام انجمن علمی روان‌پزشکان ایران 09906494680 و یا به نشانی ایمیل info@psychiatrist.ir (با ذکر عنوان جایزه افشین یداللهی) اقدام نمایند.


#همایش_سالیانه
#چهل_و_یکم
#جوایز
#یداللهی
Post #5030 1.59K
📨 گزیده‌ی خبرنامه. شماره‌ی یک دور جدید

گفت‌گو با دکتر آذرخش مکری

- یعنی موضوع اراده‌ی آزاد كه الان توی سخنرانی‌های شما زیاد می‌شنویم، از قبل از پرداختن شما به اعتیاد در ذهن شما بوده و با فعالیت‌هایی که در حوزه‌ی اعتیاد می‌کردید، دومرتبه برایتان جدی‌تر شد و الان هم كه كمتر به موضوع اعتیاد می‌پردازید، همچنان دارید به شكل بنیادی‌تری آن را دنبال می‌كنید؟
- بله و حتی روان‌پزشكی هم دارد به این مرحله می‌رسد. مدتی بود به صورت كلیشه‌ای گفته می‌شد ریشه‌ی همه‌ی مشکلات در مغز است و ربطی به اراده و انگیزه و این حرف‌ها ندارد و چند ناقل عصبی را هم نام می‌بردند. ولی الان شما بیماری‌های روان‌پزشكی را ببینید: در كدام یک از آنها خود-کنترلی( self-control) و خودتنظیمی (self-regulation) مطرح نیست؟ افسردگی؟ کم‌توجهی-پرتحرکی ADHD؟ پرخاشگری؟ وسواس؟ مثلا در کم‌توجهی-پرتحرکی، بالاخره مشكل فرد این است كه خودتنظیمی ندارد و وقتی بین دو تکانه گیر می‌کند، نمی‌داند تلوزیون نگاه كند یا بنشیند مشقهایش را تمام كند. یا آدمی كه عصبانی است، هر چه سعی می‌كند، نمی‌تواند خشم خود را كنترل كند و داد نزند و لذا ناگهان کنترلش را از دست می‌دهد و شروع می‌كند به عربده كشیدن و بعد هم عوارضش را می‌بیند. در همین اسكیزوفرنیا، قسمتی از آسیب‌ها توهمات نیست كه خیلی راحت با دارو قطع می‌شود، بلکه این است كه بعد می‌روید برایش شغل هم پیدا می‌كنید، ولی بعد از دو روز می‌گوید حوصله ندارم. خیلی از پرخاشگری‌های افراد مبتلا به اسکیزوفرنیا به خاطر علائم روان‌پریشانه‌ی آن‌ها نیست، بلکه به خاطر فشار دیگران و به خاطر علائم منفی است. مادرش غر می‌زند که چرا این قدر می‌خوابی؟ چرا وسایلت را جمع نمی‌كنی؟ چرا حمام نمی‌روی؟ او هم عصبانی می‌شود. یعنی باز بر می‌گردد به اینكه انگار پشتكار و اراده ندارد. در مورد افراد دچار افسردگی هم چیزی در ادبیات به اصطلاح زرد هست كه ما مسخره می‌کنیم، ولی رگه‌ای از حقیقت در آن هست: فرد می‌گوید افسرده ام و خانواده‌اش می‌گویند خودت باید به خودت کمک کنی. خب الان یکی از درمانهای افسردگی مگر فعالسازی رفتار (behavior activation) نیست؟ الان بیش‌تر فراتحلیلهایی كه در مورد برآیندِ (outcome) روان‌درمانی می‌شود، به این بر می‌گردد كه احساس عاملیّت (sense of agency) چه قدر با درمان تغییر می‌کند. یعنی من می‌خواهم تغییر كنم و حاضرم برای تغییرم هزینه بدهم و تلاش كنم. در صورتی كه هر قدر هم شما بنشینی و فقط حرف بزنی و گوش بدهی، تغییری نمی‌كنی! در هراس (phobia) كه دیگر ماجرا خیلی رفتاری است: ریشه‌اش اجتناب افراد است و راه بهتر شدنش هم این است كه باید فرد با آنچه مدام از آن می‌هراسد و از آن دوری می‌کند، مواجه شود. یعنی باید خودش بخواهد. اگر فرد بخواهد از جلسه‌ی سخنرانی فرار كند، هیچ وقت نمی‌تواند اضطراب اجتماعی‌اش را درمان كند. می‌گوید برایم سخت است. آنجا که می‌روم، حالم بد می‌شود. می‌گوییم خب باید تحمل كنید. و وقتی نگاه می‌كنیم، باز بر می‌گردیم به مفهومی كه آن قدر راحت بیرونش انداختیم. آن موقع عده‌ای سعی می‌كردند با تمركز به خودشان بگویند تو می‌توانی. اینها دیگر روشهای زرد شده بود. الان شاید باید گفت بخش عمده‌ای از روان‌درمانی‌ها این است كه من چه‌گونه کنترل بر خودم را در جهت اهدافی كه می‌خواهم تقویت كنم. از نظریه‌ی عادت‌ها تا نظریه‌ی فعالسازی رفتاری تا مواجهه و نسل جدید رفتاردرمانی‌های شناختی، در همه‌ی اینها به معمای خودکنترلی برمی‌خوریم كه یک زمانی این قدر راحت كنارش گذاشتیم. نمی‌شود فقط گفت باید دارو بخوری. خیلی از مواقع می‌بینید دارو خوردن هم منوط به فعال‌سازی رفتار است. وقتی فرد داروی ضد افسردگی می‌خورد، همین که خُلقش بالا می‌آید، قدم بعدی‌اش باید این باشد كه وارد محیط بشود، سبك زندگی‌اش را تغییر بدهد، روابط معیوبش را اصلاح بكند، و اهداف و آینده‌اش را ببیند. وگرنه همین طور بنشیند و فقط دارو بخورد و بعد هم بگوید چرا زندگی‌ام بهتر نمی‌شود، واقعا زندگی‌اش بهتر نمی‌شود. خیلی مشکلات باقی می‌مانند. عادت‌های ثانویه‌ی منفعل بودن ادامه پیدا می‌کند.

من در طب اعتیاد شعاری دارم: می‌گویم این داروها درمان نیستند؛ صرفاً ابزاری و فرصتی برای درمان اعتیادند. در افسردگی هم همین طور است.

📎 پایان گزیده‌ی گفت‌گو با دکتر مکری. ۲/۲
متن کامل را از این نشانی دریافت نمایید.

#خبرنامه
Post #5029 1.52K
📨 گزیده‌ی خبرنامه. دور جدید. شماره‌ی یک

بخش سوم و آخر گفت‌وگو با دکتر آذرخش مکری

گفت‌گو: دکتر حسن رفیعی، و نرگس عادل

توضیح: چنان‌که پیش‌تر اشاره کردیم، گزیده‌ای از مطالب خبرنامه، را جهت دسترسی آسان‌تر قرار است در کانال و رسانه‌های مجازی انجمن منتشر نماییم. با انتشار بخش سوم گزیده‌ای از گفت‌گو با دکتر مکری، پرونده‌ی شماره‌ی یک دور جدید بسته می‌شود. هنوز مقدار زیادی از گفت‌گو مانده، ایضا چند نوشتار خواندنی دیگر که پیشنهاد می‌کنم با دریافت رایگان خبرنامه در این نشانی آن‌ها را مطالعه نمایید.
- بعد از روی‌کرد شما به روان‌‌پزشکی زیستی و فروید، تحول دیگری كه به نظرم آمده، این است كه یک دوره روی اعتیاد تمركز بیشتری داشتید و الان کمی فاصله گرفته‌اید. درست است؟
- بله. فكر می‌كنم به چند دلیل است. یكی این كه به نظرم سیاست‌های كشوری آن انسجام و آینده‌نگری قبلی را ندارد.

- یعنی فضای تحولات سیاسی باعث فاصله گرفتن شما از موضوع اعتیاد شد؟
- تحولات سیاسی و اجتماعی هر دو. یک زمانی امثال آقای دكتر رزاقی، خانم دكتر رحیمی، دكتر حسینی، خود شما، دكتر فرهودیان، خانم دكتر مستشاری، و خیلی‌های دیگر در سازمان بهزیستی و موسسه‌ی داریوش تشریف داشتید. الان چون شفاهی صحبت می‌كنم، ممکن است اسم‌هایی از قلم بیفتد که امیدوارم مرا ببخشند. همه‌ی اینها را که نگاه می‌كردی، می‌گفتی دیدهای انقلابی، انسان‌گرا، و علمی داشتند كه كیف می‌كردی در این زمینه با آنها کار کنی. حالا جای بحثش اینجا نیست كه آیا تحریم‌ها بود یا سیاست دولت‌های قبلی بود یا افول سرمایه‌ی اجتماعی بود یا چیز دیگر. هرچه بود، به نظرم به یك قهقرا رفته‌ایم. الان دیگر آن چشم‌تنداز را نمی‌بینی. نه به خاطر علم اعتیاد، بلكه به خاطر شرایط اجتماعی. حتی آن‌هایی هم كه به درمان اعتیاد مشغول‌اند، این را می‌گویند. وقتی كه ما رشد اقتصادی‌مان منفی است، سرمایه‌ی اجتماعی‌مان رو به تقلیل است، گزینه‌های پیش روی مردم محدود است، و تورم زیادی را تجربه می‌كنند، طبیعی است که امكان اینكه بتوانند از ورطه‌ی این رفتار خودتخریبگرانه دربیایند، كمتر می‌شود. به عبارت ساده‌تر، چشم‌اندازی که در برابر خود می‌بینند، ناامیدكننده است. حتی یادم است چند بار مقامات وزارت بهداشت هم اعلام كردند که اعتیاد اصلا اولویت ما نیست! و موضوعات دیگری مثل دارو، فوریت‌های روان‌پزشكی، بیماری‌های فشار خون، پا به سن گذاشتن جمعیت، و اینها برایشان اولویت است كه باید امكانات برایشان فراهم کنند. آن سال‌ها فكر می‌كنم بهزیستی و وزرات بهداشت یك كانون خلاقیت بود. وقتی درآمد مملكت پایین است، اولویت شما دیگر افراد مصرف‌كننده نیست. حتی به این هم بستگی دارد که چه كسانی سكان‌دار شده‌اند. یا وضعیت سرمایه‌ی اجتماعی چه گونه است.


مردم باید ایمان داشته باشند كه می‌توانند از وضع بدشان، از اعتیادشان، دربیایند و یك زندگی خوب داشته باشند. الان خیلی‌ها این چشم‌انداز را ندارند. چه فرد دچار اعتیاد، چه دیگران. آن چشم‌انداز بیرون كه بازار پررونقی هست و ما هم برویم دنبال كارآفرینی و این‌ها، دیگر وجود ندارد. یكی از دلایل کاهش تمرکزم روی اعتیاد این بود.
یک دلیل دیگر این بود که توجهم جذب نظریه‌ی عادت‌ها شد. نظریه‌ی جالبی است که می‌گوید ما چه گونه عادت‌هایمان را تغییر می‌دهیم؟ چه طور اراده‌ی خودمان را اصطلاحا تقویت می‌كنیم؟ چه طور انگیزه پیدا می‌كنیم؟ یا چرا اغلب نمی‌توانیم به اهداف خود برسیم؟ می‌توانم بگویم این سوال‌ها هم جذابترند، هم علم در مورد آن‌ها رشد كرده. چه می‌شود كه شما اراده می‌كنید كه مثلا می‌خواهم بروم زبان یاد بگیرم، ولی بعد از دو هفته ول می‌كنید؟ چه می‌شود كه اراده می‌كنید که می‌خواهم بروم باشگاه، بعد فوری سرد می‌شوید و رها می‌كنید و برمی‌گردید روی مبل دراز می‌كشید؟ اینها، هم با نظریات اراده‌ی آزاد خیلی درگیر است و هم با طب اعتیاد.

📎 ادامه در صفحه‌ی بعد.۱/۲

#خبرنامه
Post #5028 3.45K
📨 اطلاع‌رسانی کمیته‌ها

وبینار جنبه‌های نوروسایکیاتری بیماری صرع رویداد آنلاین

🟢 دارای حداکثر امتیاز بازآموزی

⬅️ شناسه وبینار: ۳۳۹۳۶۶

🗓 تاریخ برگزاری: پنجشنبه ۲۷ شهریور ماه ۱۴۰۴
⏰ ساعت ۹:۰۰ الی ۱۲:۰۰

جهت شرکت در وبینار به سایت مرکز آموزش مداوم به نشانی ircme.ir مراجعه کرده و در بخش وبینارهای آنلاین از طریق شناسه‌ی ۳۳۹۳۶۶ اقدام به ثبت‌نام نمایید.


#کمیته‌ها
#نوروسایکیاتری
Post #5027 2.77K
❌ اطلاع‌رسانی کمیته‌ها

جلسه‌ی مقاله‌خوانی با روی‌کرد تحلیلی
یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۴. ساعت ۲۱:۳۰ تا ۲۳


شرایط و نحوه‌ی ثبت‌نام در متن آگهی آمده است.
💡ثبت‌نام دستیاران روان‌‌پزشکی، و دانشجویان رشته‌ی روان‌شناسی با پنجاه درصد تخفیف



#کمیته‌ها
#کمیته‌_روان‌درمانی
Post #5026 1.73K
📨 گزیده‌ای از شماره‌ی اول دور جدید خبرنامه

گفت‌وگو با دکتر آذرخش مکری

- شما هیچ‌زمانی «فرویدی» نبودید؟
- نه! در اینكه متفكر عمیقی است، شك ندارم. آدمی است كه اصلا شارلاتان نیست، ولی برای زمان خودش و در مقایسه با كسانی كه معاصر «فروید» بودند و در محافل علمی می‌درخشیدند و آسِ آكادمیها و سخنرانی‌ها بودند، مثلاً بین آنها آدمی بوده كه اصرار داشته كه روح را در قالب اکتوپلاسم متجسم كند و عكس بگیرد. خب شما چنین آدمی را مقایسه كنید با «فروید» كه می‌خواست از راه سازوکارهای روان‌شناختی، فرضیه‌ای را مطرح كند. اصلا اینها زمین تا آسمان با هم فرق دارند. یا محفلی كه در دوره‌ی او خیلی طرفدار داشته، محفل احضار ارواح بوده. حتی چند وقت پیش خواندم كه اَبَراندیشمندی كه دو بار نوبل برده، یعنی «ماری كوری»، پس از فوت شوهرش در ۱۹۰۶، دو بار در محافل احضار روح شركت کرده كه با او تماس بگیرد! در حالی كه «فروید» در همان زمان یا قبل‌تر از آن با تمسخر و سرزنش به این کارها نگاه می‌كرده و می‌گفته اینها سازوکارهای تجزیه‌ای است. هیچ گونه ارتباط مادّی با مردگان نمی‌شود برقرار کرد و خوابهایی هم كه از آنها می‌بینیم، تعبیرهای علمی دارد.

«فروید» را باید با هم‌عصرهای خودش مقایسه كرد. برخی او را با محققان MIT در قرن بیست و یكم مقایسه می‌كنند و بعد می‌گویند روش‌شناسی او اشكال داشته!

«فروید» به خصوص چند ویژگی جذاب دارد: یکی علّیت‌باور (Deterministic) بودن اوست که یک نمونه‌اش را در برخوردش با موضوع دورآگاهی گفتم. دیگری طرح موضوع تحولِ هیجان: این كه هیجان ساخته می‌شود و به صورت سفت و صلب نیست. الآن نظریه‌پردازهای جدید مثل «جیمز راسل» James A. Russell و «لیسا فلدمن بارِت» Lisa Feldman Barrett هم می‌گویند هیجان‌ها برساخت (Construct) می‌شوند و سیال هستند. خشم شما می‌تواند به چِندش تبدیل شود. حتی می‌تواند به احساس جنسی تبدیل شود. داریم که فرد هم خشمگین است و هم دچار برانگیختگی جنسی شده و اینها مرتب به هم تبدیل می‌شوند. طرح این مطلب در آن زمان خیلی قشنگ است. دیگر اینکه «فروید» سوالات جالبی مطرح می‌كند. مثلا اگر ارضا شدن لذتبخش است، پس چرا تجمع تنش هم لذتبخش است؟ یعنی شما وقتی غذای لذیذی رو میل می‌كنید، می‌گویید خب لذت بردم، ولی همین كه دارید با بی تابی باد زدن كباب را هم نگاه می‌كنید، از این کار هم لذت می‌برید. یكی از چیزهایی كه خیلی خوب متوجه شد و توضیح داد، همین بود كه اگر طبق نظریه‌ی فیزیولوژیك ساده، تخلیه (Discharge) است كه باعث لذت می‌شود، پس چرا انتظار (Anticipation) آن هم لذت‌بخش است؟ یا مثلا فردی بود به اسم «رودولف اشنایدر» كه «فروید» با او به پرسش و پاسخ می‌پردازد و جالب است که «فروید» خودش متوجه ایراد نظریه‌اش می‌شود، ولی آنجا از کنارش می‌گذرد. «اشنایدر» می‌گفت من لغتنامه را به شکل تصادفی باز كردم، چند لغت درآوردم، و بعد دیدم برای اینها می‌توانم تداعی درست كنم. پس ذهن ما این تداعی‌ها را كشف نمی‌كند، بلكه می‌سازد. «فروید» این مطلب را خوانده بود و جوابی برایش نداشت و صرفاً گفته بود كه نه این طور نیست. یعنی خیلی از این چیزهایی كه شما در تعبیر خواب به هم می چسبانید و می‌گویید سازوکارش را كشف كردید، در واقع دارید می‌سازید. ولی جالبی‌اش در این است كه خودش متوجه شد كه نكند ذهن یک سازوکار برساختگر در حافظه دارد. در این كه اندیشمندی قوی و پرکار است، شك نیست، ولی من هیچ وقت «فرویدی» نبودم.

📎 پایان دومین بخش. ۳/۳

#خبرنامه
Post #5025 1.46K
📨 گزیده‌ی شماره‌ی یک دور جدید خبرنامه
گفت‌وگو با دکتر آذرخش مکری

(ادامه‌ی پاسخ دکتر مکری از صفحه‌ی قبل) مثال دیگری بزنم: قد افراد برای اینكه بروند بسكتبال، عامل مهمی است. شما اگر قدتان كوتاه است، بهتر است بروید وزنه‌برداری و اگر قدتان بلند است، بروید بسكتبال. خب قد تا حد زیادی ارثی است، پس این كه هر دو قل به بسكتبال علاقه‌مند شدند و بعدا بسكتبالیست شدند و حتی از وجود هم اطلاعی نداشتند، دلیل نمی‌شود كه بگوییم ما ژن بسكتبالیست شدن داریم. اصطلاحا به این حالت می‌گویند وراثت غیرمستقیم. یا مثلا جذابیت اجتماعی و درجه‌ی محافظه‌کار یا سنت‌شکن بودن شما در روابطت با جنس مخالف، بخش عمده‌اش به چهره‌ی فرد برمی‌گردد. یک نفر چهره‌اش طوری است كه در كلاس همیشه مورد توجه جنس مخالف یا مورد تمسخر آن‌هاست. در نظر بگیرید که وقتی دوقلوها از بابت چهره به هم شبیه‌اند، همین ویژگی یک دنیا رفتار با خودش می‌آورد، ولی معنایش این نیست كه این رفتارها در دی ان ای یا مغز كد شده است، بلکه این‌ها نتایج طبیعی آن صفت زیستی است. وقتی این‌ها را مطالعه می‌كنید، شك می‌كنید به آن همه تأکید بر وراثت. چه رسد به اینکه مثلا راجع به روان‌نژندی‌گری (Neuroticism) یا صفات رفتاری دیگر این صحبت‌ها مطرح شود. به این دلایل است که «مطالعات رابطه‌ای در گستره‌ی ژنوم» genome-wide association study (GWAS) مثلاً در اسکیزوفرنیا، ضریب وراثتی بودن را خیلی پایین‌تر از مطالعاتِ انجام‌شده بر دوقلوها نشان می‌دهد. در اسكیزوفرنیا در مطالعه‌ی دوقلوها همبستگی خیلی بالاست، در صورتی كه در مطالعات GWAS این مقدار همبستگی در سطح دی ان ای پیدا نمی‌شود و به این می‌گویند شکاف وراثت‌پذیری (Heritability gap) که گاه تا پنجاه درصد است. یعنی صفاتی هستند که در مطالعه‌ی دوقلوها همگام‌شان ۷۵ درصد درآمده است و در GWAS همبستگی آن‌ها به ۲۵ درصد افت پیدا می‌كند!


شالوده‌ی روان‌پزشكی زیستی به طرز بدی روی یافته‌های مطالعات دوقلوها سوار شده، و حالا که آن مطالعات زیر سوال رفته، روان‌پزشکی هم از آن رویکرد زیستیِ مطلق خیلی فاصله گرفته است و به تَبَع آن من هم رویکردم از زیستیِ محض تغییر کرده است.

- به جز این، من چند تحول دیگر هم در شما دیده‌ام: شما یک دوره آثار «فروید» را به طور کامل ارائه كردید، اما از فحوای مطالبی كه الان ارائه می‌كنید، این طور استنباط می‌شود كه دیگر «فرویدی» محسوب نمی‌شوید. درست فهمیدم ؟
- نه. البته آن ارائه‌ها تا جلد ۱۵ ادامه پیدا کرد و حتی آن زمان هم من «فرویدی» نبودم. فقط اشاره‌ام این بود كه «فروید» متفكر عمیقی است و نكات خیلی جالبی در آثارش وجود دارد و نباید او را دست‌كم گرفت. ولی در جا به جای آن ارائه‌ها من شبهه‌های جدی به حرف‌هایش وارد كرده‌ام. طوری شد که خیلیها به من می‌گفتند چرا «فروید» را زیر سوال می‌بری!

📎 ورق بزنید. ۲/۳

#خبرنامه
Post #5024 1.58K
📨 گزیده‌‌ی از خبرنامه‌. دور جدید. شماره ۱

پاره‌هایی از گفت‌وگو با دکتر آذرخش مکری
بخش دوم
گفت‌وگو: دکتر حسن رفیعی، و دکتر نرگس عادل

- شما سال ۷۳ وارد رشته‌ی روان‌پزشكی شدید که تا الان ۲۸ سال می‌شود. در این مدت، چه تحولاتی را از سر گذراندید؟
- سال‌های اول، رویکرد زیستی یعنی مخلوطی از وراثت‌شناسی (ژنتیك) و مبانی زیستی و عصب‌شیمیاییِ (نوروکمیکال) مغز خیلی بیشتر از الان بر من حاکم بود. ولی الان به نظرم می‌آید بعضی از آن مطالب، حاصل مطالعات موردی بوده و بعدا چندان بارور نشده. مثلا همین نظریه‌ی سروتونینیِ افسردگی هر سال دارد ضعیف‌تر و دیگر تقریبا منسوخ می‌شود. یا مثلا مقوله‌ی وراثتی بودن رفتار این جور كه ما فكر می‌كنیم، ساده نیست.

من فكر می‌كنم خطری كه روان‌پزشكی مدرن كرد، سرمایه‌گذاری بیش از حد روی مطالعاتِ انجام‌شده بر دوقلوهای همسان بود.


این كه رفتاری با ما به دنیا می‌آید و ریشه‌ی وراثتی و زیستی دارد، مطلب جالبی است و همه فكر می‌كنند از مطالعات پیچیده‌ای به دست آمده، ولی ریشه‌اش به مطالعه‌ی دوقلوهایی برمی‌گردد كه از هم جدا شدند و تعداد این گونه دوقلوها خیلی كم است و اگر بخواهیم کمی هم تفكر توطئه‌محور داشته باشیم، می‌بینیم که داده‌های آنها در انحصار دو سه دانشگاه در کل جهان است. در واقع كلیدداران اسرار ما یك حلقه‌ی خیلی محدودی هستند که مدام این مقاله‌ها را می‌نویسند. می‌شود گفت از این کار نفع می‌برند. نه لزوماً نفع مالی، ولی خب نفع معنوی می‌برند. هر صفتی که مطرح می‌شود - از پرخاشگری تا مهربانی و وفاداری و خداپرستی و .... - صاف می‌روند یک نمونه‌ی پانصدتایی یا هفتصدتایی از دوقلوها را بررسی می‌كنند و می‌گویند اینها از هم جدا شده بودند و ضریب همگامیِ (Concordance) این صفت در اینها فلان عدد شده است. ولی در سال‌های اخیر عده‌ای گفته‌اند اتفاقات دیگری هم ممكن است افتاده باشد که ما حواسمان نبوده. مثلا در همین دوقلوهایی که از هم جدا می‌كردند، دیده بودند كه هوش به مقدار زیادی شبیه درآمد. ولی وقتی از مددكار اجتماعی پرسیدند كه خب این دو قل را كه جدا کردید، كجا تحویل دادید؟ گفت گشتیم جایی شبیه خانواده‌ی خودش پیدا كردیم. یعنی خانواده‌ای که مثلا تعداد وسایل الكتریكی‌اش مثل تلوزیون و یخچال و كولر با خانواده‌ی آن قل دیگر مشابه باشد. یا اگر فرزند یک استاد دانشگاه بودند، آنها را به خانواده‌هایی دادیم كه تحصیلات دانشگاهی داشته باشند. خب این می‌تواند بالا بودن میزان همگامی صفات را در آنها توضیح دهد. یا مثلا یكی از چیزهای عجیب كه این دوقلوها دارند، همگامی پروتستان یا کاتولیک بودن آنهاست. این را دیگر چه طور می‌توان توضیح داد؟ مگر می‌شود که این هم وراثتی باشد؟ علتش روشن است: فرزندان یک خانواده‌ی پروتستان را به خانواده‌های پروتستان می‌دهند و در نتیجه یک همگامی كاذب دیده می‌شود. باز ایراد دیگر در این مطالعات این بود که خیلی از این دوقلوهای به اصطلاح از هم جدا شده آخر هفته‌ها یا تعطیلات كریسمس و تابستان كنار هم بودند!

📎 ادامه در بخش دوم. ۱/۳

#خبرنامه
Post #5023 1.57K
📨 اخبار همایش چهل و یکم

انتخاب دبیران جوایز داویدیان و یداللهی

شورای سیاستگذاری دو جایزه‌ی استاد داویدیان و افشین یداللهی سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۴ تشکیل جلسه داد، و دبیران دور جدید جوایز را تعیین نمود.

دکتر مریم محققی دبیر نهمین دوره‌ی جایزه‌ی استاد داویدیان و دکتر عادله عسکری دبیر ششمین جایزه‌ی افشین یداللهی خواهند بود.

چهل و یکمین همایش سالیانه‌ی انجمن علمی روان‌پزشکان ایران ۲۲ تا ۲۵ مهرماه ۱۴۰۴ در مرکز همایش‌های بیمارستان میلاد برگزار می‌شود.

فراخوان جوایز به‌زودی منتشر خواهد شد.

#جوایز
#همایش
Post #5021 1.78K
📨 منتخب خبرنامه. دوره‌ جدید. شماره یک

گزیده‌ی گفت‌گو با دکتر مکری


- شما خیلی مباحث را تاریخی می‌بینید. حتی در سخنرانیهایتان عكس كتاب‌های سالها پیش را هم می‌گذاريد.
- يكي از چيزهایی كه من خيلي روی آن اصرار دارم، همین نگاه تاريخی به علم است. نگاهی اولاً روايتی و ثانیاً تاريخی. خيلی‌ها می‌گویند كه مقاله اگر تاریخ انتشارش ۲۰۲۲ نباشد، من نمی‌خوانم. در صورتی كه شاهكارهایی می‌بينید كه در ۱۹۳۰ نوشته شده‌اند. ممكن است بگویید اين مطلب كاملا رد شده است. بسیار خوب، ولي مهم است كه ببينيد چه شده كه كسی به این فكر رسيده؟ چه شده كه این ديدگاه را مطرح كرده؟ و بعد چرا اين اشتباه را كرده؟ يا چرا آن زمان اين جور فكر می‌كرده؟ اینها نکات خيلی مهمی است.

از اين رويكردِ خيلي درسنامه‌محور که آخرین ویرایش كاپلان را معیار مطلق واقعيت و حقيقت قرار بدهيم، باید دوری كنيم.


گاهی می‌بينيد كتاب ۱۸۸۶ «فرويد» مطلب دارد. «فروید» در ۱۸۸۶ وقتی می‌رود پاريس براي گذراندن دوره‌ی پساتخصص (فلوشيپ)، كار خيلی ساده‌ای می‌كند که در عین سادگی به نظر می‌آید که شاهكار است. يكی از نکات جالب راجع به «فرويد» اين است كه شاهكارهایش لابه‌لاي كارهای ديگرش گم شده که خودش آنها را شاهکار نمی‌دانست. مثلا در همان سفر، به نامزدش می‌گوید هر موقع راجع به من احساسی داشتی، مثلا نگران شدی یا احساس محبت پيدا كردی، سريع بنويس و تاريخ و ساعت هم بزن. من هم اينجا در پاریس همين كار را می‌كنم. می‌خواسته ببيند آیا دورآگاهی (تله‌پاتی) وجود دارد؟ بعد که نامزدش را می‌بيند، دفترهایشان را می‌گذارند كنار هم و می‌بینند هيچ كدام شان با هم منطبق نیست. يعنی زمانی كه او احساس می‌كرده که ای وای نامزدش بلایی سرش آمده، نامزدش خواب بوده. يا زماني كه نامزدش دلش تنگ شده، او داشته با اقوامش خوش می‌گذرانده. با همین حركت ساده يكي از اَبَرشُبهه‌های ذهن را بر طرف می‌كند. ولی خب خيلی به آن نمی‌پردازد و رد می‌شود.

- رویکردش در اینجا خیلی آزمایشی experimental هم بوده.
- بله. رویکرد آزمایشی خیلی قوی داشته. برعکس چیزی که خيلی مواقع «فرويد» را متهم می‌كنند كه فقط رویکرد موردی داشته. و هنوز كه هنوز است، از همين آزمایش كلی مطلب می‌توان یاد گرفت.

- انگار شما هم شاید مثل خيلي از ما روان‌پزشکها اول به هر دليلی رفتيد پزشكی، اما علاقه‌ی قبلی‌تان به علوم انسانی شما را كشاند به روان‌پزشكی. درست است؟
- به نوعی بله، ولی روان‌پزشكی هم كاملاً علوم انسانی نبود. ذهن «اسكينر» یا «راجر اسپری» خيلي هم تجربه‌گراست و ريشه‌های زیستی (بيولوژيك) دارد.

- نه. منظورم «مسائل و موضوعات» انسانی مثل رفتار و فکر و عواطف و اینهاست.
- می‌دانید؟ انگار پيچيدگی رفتار دست‌كم گرفته شده. قسمت ناشناخته‌تر و مبهم‌تر و از همه عجيب‌ترِ بدن همین مغز است. با اين كه پزشكی روی دستگاه‌های ديگر خیلی كار كرده و به نتايج نسبتا قاطع رسيده، يعنی خيلی سريع می‌تواند طبقه‌بندی و پيش‌بينی و مداخله كند، هنوز آگاهی، معمای عجيبی است. اصلا از كجا می‌آید؟ اراده‌ی آزاد اصلا وجود دارد؟ آيا «خودِ» self ما قابل تفكيك است يا بسيط؟ آيا «خود»، بيرون از مغز می‌تواند همچنان واجد آگاهی باشد يا نه؟ اين‌ها همه سوال‌هایی است كه ما هيچ جواب قاطعی برایشان نداريم.

📎 پایان بخش اول. ۳/۳
‌.....ادامه را فردا بخوانید.

متن کامل خبرنامه‌ی انجمن. دور جدید. شماره اول را این‌جا بخوانید.

#خبرنامه
Post #5020 1.51K
📨 منتخب خبرنامه. دوره‌ جدید. شماره یک

گزیده‌ی گفت‌گو با دکتر مکری


- اصلا فكر كنم «اسپری» همان حول و حوش يا هفت هشت سال قبل اين حرفها را زده بود.
- تازه جايزه‌ی نوبل برده بود و این باعث شده بود كه سر زبانها بيفتد. يعنی كسی به واسطه‌‌ی عصب‌پژوهی (نوروساينس) اين قدر درخشيده بود و حالا به غير از اين كه خب كارش جالب بوده و نوبل گرفته بود، نكته‌‌ی جالبش اين بود كه چه طور می‌توان مغز را واحد فرض نكرد و آگاهی را تجزيه كرد. بعداً آزمايش‌هایی انجام شد در این باره كه چه طور يک نيمكره، اطلاعاتی دريافت می‌كند بدون آن‌که نیمکره‌ی دیگر از آنها خبر داشته باشد و این اطلاعات می‌تواند روی رفتار فرد اثر بگذارد و از آن جالب‌تر، خود فرد هم نداند و بعد بخواهد رفتارش را به صورت گذشته‌نگر توضیح دهد. من فكر می‌كنم اصلا شاهكار روان‌شناسی اجتماعی و عصب‌پژوهی اين است كه ما كارهایی را انجام می‌دهيم و ناظری غیر از خود ما علت آن را می‌داند، چون خودش دستكاری كرده و ما نمی‌دانيم و به چيزهاي ديگری نسبت می‌دهيم. اين نشان می‌دهد که بخش‌هایی از آگاهی ما می‌تواند بخش‌های ديگر را فريب بدهد. ناخودآگاه همین است. اوج كارهای روان‌شناسی اجتماعی همين است: یک دستکاری ساده می‌كنند و بعد به فرد می‌گویند «خب الان چرا عصبانی هستی؟» می‌گوید «برای اينكه مثلا ترافيك بود». در صورتی كه علت اصلی این بود که مثلا فردی چيز خاصی به او گفته بود. اين کتاب يكی از شاهكارها بود و فكر می‌كنم اين كتاب را دو سه بار خواندم و حتي يادم است که برای همكلاسی‌ها کنفرانس هم دادم.

- در دوره‌ی پزشكی؟
- بله. دوره‌ی پزشکی عمومی. و اين شروع داستان بود.

بيمارستان روزبه كتابخانه‌ای داشت و آن زمان خانم روحانی كه اخيرا بازنشسته شده، مسئول آن كتابخانه بود. من يادم است که رفتم آنجا و گفتم «من دانشجوی پزشكی هستم. می‌توانم از این كتابها استفاده كنم؟» خانم روحانی گفت «بله. بايد بروی از آقای دكتر ابهری اجازه بگیری». آقای دكتر ابهری آن زمان رييس بيمارستان بودند و با اینکه من هنوز بخش روان‌پزشکی را نگذرانده بودم، استثنائاً اجازه دادند که كتاب امانت بگيرم. و بعد شروع كردم كتابهای آنجا را امانت گرفتن.
دوره‌ی پاتوفيزيولوژی ديگر تقريبا تمام شده بود و شروع بخش‌های داخلی بود، هنوز روان‌‌پزشکی نرفته بودم. خلاصه اینکه كتابخانه‌ی بیمارستان روزبه خیلی در روان‌پزشک شدنم مؤثر بود.

- يعني آن زمان كم و بيش تصميم تان را گرفته بوديد که می‌خواهید روان‌پزشک شوید؟

- بله. و بعد كه رفتم قشنگ يادم است كه آن زمان هنوز كتابخانه بازسازی و نوسازی نشده بود و خيلی از كتابها مربوط به حوالی ۱۹۶۰ بود. از جمله كتابهایی راجع به مكانيزم هيپنوتیزم، و كتابهای كلاسيك مثل آثار «فرويد» و «كارل آبراهام». باز يكی از كتاب‌هایی كه گرفتم و آن هم خيلي روی من تاثير گذاشت، كتاب «اسكينر» بود به اسم Beyond Freedom and Dignity كه دکتر سیف ترجمه کرده بود به اسم «فراسوی آزادی و شأن». «اسكينر» در این کتاب به مساله‌ی ديگری اشاره كرده بود كه آن هم از اشتغال‌های ذهنی من در دوره ی دبيرستان بود: اگر جهان، علّت‌مند deterministic است و قانون علّیت بر هر چيزی حاکم است، آيا اين در مورد رفتار انسان هم مصداق دارد يا نه؟ به نظر می‌آمد که «اسكينر» ديدگاه قاطعی به نفع علّیت‌باوری determinism داشت و اين آزادی بشر را زير سوال می‌بُرد. اگر رفتار انسان معلول عواملی است، این که از او می‌خواهيد كاری را بكند، بی‌معناست. اگر دقت كنيد هنوز كه هنوز است، با اين مساله درگيریم. از جمله در موضوع اراده‌ی آزاد و مقوله‌ی هوس. هنوز كه هنوز است، مساله‌ی علت‌مندیِ رفتار ما را رها نمی‌كند. چه از طرف «اسكينر» نگاه كنيد، چه از طرف «اسپری» و مغز دو نيمه شده نگاه كنيد، و حتی وقتی «فرويدی» نگاه كنيد، این مساله دست از سر شما بر نمی‌دارد.

«فروید» در كتاب «روان-آسیب‌شناسی زندگی روزمره» Psychopathology of Everyday Life می‌گوید این واقعا خطاست كه مردم خیال می‌كنند می‌توانند خودشان تصميم بگيرند. همان طور كه در جهان بيرون همه چیز علّت‌مند است، در مغز ما هم همه چیز علّت‌مند است.


📎 بقیه در بخش بعد. ۲/۳

#خبرنامه
Post #5019 1.77K
📨 منتخب خبرنامه. دوره جدید. شماره یک

گزیده ای از یک گفتگوی مفصل و خواندنی
با دکتر آذرخش مکری. بخش اول
گفت‌گو: دکتر حسن رفیعی، و دکتر نرگس عادل


- چه شد كه به روان‌پزشكی علاقه مند شديد؟
- فكر كنم دو سه تا اتفاق افتاد كه به روان‌پزشکی علاقه مند شدم. حالا که به عقب نگاه می‌كنم، می‌توانم آن اتفاقات را یک به یک كنار هم بگذارم. يكی كتاب «فرويديسم»، اثر «دکتر امیرحسین آريانپور» بود. به نظرم جامعه‌شناسی‌ و زبان‌شناسی‌ و ادب فارسی را خيلی قشنگ با «فرويد» و حتی نظريات زیستی تلفيق كرده بود. حتی جاهایی اغراق كرده بود، ولی کتاب خيلی قشنگی بود.

- خيلي جالب است كه يک جامعه‌شناس، آن‌هم کسی که جامعه‌شناسی ایران از جهاتی به نام او شناخته می‌شود، این طور عمیق به فرويديسم پرداخته بود.
- همین! فكر می‌كنم «آریانپور» از چند جهت برايم الهام‌بخش بود. يكی اين كه چه قدر خوب زبان بلد بود. در نوشته‌هايش مرتب به منابع آلمانی و فرانسه و انگليسی ارجاع می‌داد. ديگر اينكه ورزشكار بود. اين دومی خيلی روی من اثر گذاشت.

- پس آریانپور به نوعی آرمانِ ایگو ego ideal شد برای شما.
- بله ... از همان موقع شروع كردم به باشگاه رفتن.

- چه سنی بوديد كه «آریانپور» خوانديد؟
- فكر كنم نوزده سالم بود و درست از همان زمان ورزش را هم شروع كردم و تقريبا سی‌سال باشگاه رفتن را كم و بيش ادامه دادم. تاثير عجيبي روی من داشت. يك شخصيت فرهيخته و تحصيلكرده و يك متفكر اجتماعی بود که در عين حال ورزش هم می‌کرد. آن‌هم نه یک ورزش ظریف مثل تنيس و پينگ پونگ و گلف، بلکه وزنه‌برداری و بدنسازی! حتی قهرمان وزنه‌برداری بود. آخر این ورزش‌های قدرتی، خيلی روشنفکرانه نيستند.

«آریانپور» واقعا الهام‌بخش بود برايم. ديدار هم با او داشتم. در همان دوره به واسطه‌ی پدرم دو بار حضوری او را ديدم و خيلی رویم تاثير گذاشت.


- يعنی سال ۶۶. آن زمان بازنشسته شده بود.
- بله بازنشسته شده بود، ولی تصويری كه از او در ذهنم مانده، اين است كه حتی آن زمان هم راه رفتن و ايستادنش خيلي متناسب و برازنده بود. يعنی مثل سالمندها نبود. معلوم بود که بدن ورزیده‌ای داشت.

- چه شد كه اين همه تحت تاثيرش قرار گرفتيد؟
- اول كتابهایش را می‌خواندم. «در آستانه‌ی رستاخیز: رساله‌ای در باب ديناميسم تاريخ»، کتاب معروفش به نام «زمينه‌ی جامعه‌شناسي» كه ترجمه‌ی‌ اثری از«آگبرن» William Fielding Ogburn و «نیمکف» Meyer Francis Nimkoff، دو جامعه شناس آمریکایی بود، و بالاخره کتاب «فرويديسم». اينها كتاب‌های خیلی تاثيرگذاری بودند. آن موقع دانشجوی پزشكی بودم كه اينها را می‌خواندم. آن زمان وقتی شما مُعدلّت کمی بهتر بود، لاجرم باید پزشکی می‌رفتی. ولی بعد شروع می‌كنی چیزهای دیگر هم می‌خوانی.

- اين تاثير آن قدر ادامه داشت كه شما مدتها اصلا رفتيد همه ی آثار «فرويد» را هم خوانديد.
- بله... بله. فكر می‌كنم اين اثر هم مثل ورزشكاری تا مدتها باقی ماند. تا قبل از كوويد-۱۹که باشگاهها تعطيل شد، مرتب باشگاه می‌رفتم.

شخص ديگری که خیلی رویم اثر گذاشت، «ويل دورانت» بود. او را هم خيلی دوست داشتم.


- «تاريخ تمدن» را خوانده بوديد؟
- بله. می‌توانم بگویم که از درس خودم بيشتر! عصر كه از دانشگاه می‌آمدم، يكي دو ساعت بايد «تاریخ تمدن» می‌خواندم. تقريبا تا جلد يازده رسيدم. حتی يک جاهایی را به صورت اجبارگونه compulsive می‌خواندم. کتاب جالب ديگری هم بود که خيلی رویم تاثير گذاشت. آن زمان به دانشجوها ارز می‌ دادند كه كتاب وارد كنند. هر دانشجو یک سهميه‌ی دويست سيصد دلاری داشت كه فرم می‌گرفت و درخواست می‌کرد. من با آن پول كتابی گرفتم به اسم left brain, right brain كه در آن به كارهای «راجر اسپری» Roger Sperry اشاره كرده بود. آن زمان دوره‌‌ی پاتوفيزيولوژی بودم و اين خيلي برایم جالب بود كه اگر مغز مرا از وسط به دو نيم كنند، آگاهی‌ام دو تا می‌شود و خب اين ذهن آدم را به طرز خیلی عجيبی درگير می‌کرد.

📎 بقیه در بخش بعد. ۱/۳

#خبرنامه
Post #5018 1.38K
◼️◼️ تسلیت

با کمال تاسف درگذشت پدر همکار محترم روان‌پزشک سرکار خانم دکتر مریم السادات علوی را به اطلاع می‌رسانیم. این ضایعه را به همکار محترم #تسلیت عرض می‌کنیم.

✍️ هیأت مدیره‌ی انجمن علمی روان‌پزشکان ایران
Post #5017 1.81K
◼️منتخبی از چند بخش این گفتگوی مفصل و خواندنی
👈🏼از فردا در سه بخش در همین کانال
Post #5016 2.77K
📨 گزیده‌ای از خبرنامه

جایی برای تعلیق نمانده
ضرورت روان‌شناختی تغییر پارادایم تدبیر امور در ایران

دکتر امیرحسین جلالی ندوشن
سخنگوی انجمن

◼️ از دوره‌ی جدید خبرنامه، می‌کوشیم گزیده‌ای از مطالب خبرنامه را که متن کامل آن به صورت پی‌دی‌اف منتشر می‌شود، را به صورت پست هم این جا منتشر نماییم.

در پی دوازده روز جنگ، و حملات بی‌سابقه به خاک ایران، جامعه در وضعیتی روان‌شناختی از تنش، فرسودگی و تعلیق قرار گرفت. هرچند اعلام آتش‌بس، آرامشی موقت به همراه آورد، اما زیر پوست این سکوت، روان جمعی ملتهب و بی‌قرار در جریان بود—درگیر ترس از تکرار جنگ و فرسوده از بار بحران‌هایی حل‌نشده. چنان که در نامه‌ی انجمن علمی روان‌پزشکان ایران به رییس‌جمهور هم تاکید شد، اکنون، از منظر سلامت روان و مدیریت فرهنگی اجتماعی، زمان آن فرارسیده که حاکمیت با تغییر در سبک حکمرانی، مسیر تازه‌ای پیش روی کشور قرار دهد.

روان جمعی ایرانیان: ملتی در وضعیت اضطرار

دهه‌ها تجربه‌ی زیسته‌ی جنگ، تحریم، تورم، تنهایی بین‌المللی و سانسور، روان ملی را در وضعیتی مزمن از فرسایش و بی‌افقی قرار داده‌اند. بر اساس مطالعات طولی چون پژوهش خاطری و همکاران (۱۳۸۲) و رضوی و همکاران (۱۳۹۳)، پیامدهای روانی جنگ ایران و عراق—افسردگی، اضطراب، انزوای اجتماعی، و بی‌اعتمادی—نه‌تنها در نسل اول که در نسل دوم بازتولید شده‌اند. این یافته‌ها با نتایج پژوهش‌های بین‌المللی (مثلاً Murthy & Lakshminarayana, 2006) هم‌راستاست که نشان می‌دهد نسل‌های بعد از جنگ، بدون تجربه‌ی مستقیم، باز هم اثرات روانی آن را حمل می‌کنند.
سوگواری، یک امکان درمانگر است، اما هرگز در ایران مجال تحقق نیافت. روایت رسمی از جنگ، با قداست‌آفرینی و حذف صداهای ناهمساز، مانع بازگویی زخم‌ها و آموختن از آن شد. این حذف روانی، به شکل جمعی ما را از ترمیم بازداشت.

بی‌قراری اقتصادی

اقتصاد، مانند روان انسان، در برابر تعلیق مزمن مقاومت ندارد. گزارش‌های بانک مرکزی ایران و داده‌های بازار سرمایه نشان می‌دهد که هر موج تنش امنیتی با جهش قیمت دلار، کاهش ارزش پول ملی، و افزایش قیمت کالاهای اساسی همراه بوده است. مطالعات مقایسه‌ای، از جمله پژوهش Makdisi (2004) در مورد لبنان و گزارش World Bank (2005) درباره‌ی عراق، نشان می‌دهد که بحران‌های طولانی‌مدت، بیش از جنگ‌های کوتاه‌مدت، زیرساخت اعتماد اقتصادی و سرمایه‌گذاری را از بین می‌برند.
در ایران، ترکیب تورم، تحریم، و جنگ روانی، نوعی «اضطراب ساختاری» در اقتصاد پدید آورده که در شاخص‌هایی مانند نوسانات بازار طلا و ارز، و افزایش تقاضا برای خروج سرمایه از کشور بازتاب یافته است. یافته‌های پژوهش نعمت‌الهی و همکاران (۱۴۰۰) نیز رابطه‌ی مستقیمی میان بی‌ثباتی اقتصادی و افزایش نرخ خودکشی در جوانان برخی استان‌ها—از جمله ایلام، کرمانشاه و خوزستان—نشان می‌دهد.

سبک سیاست‌ورزی به‌مثابه عامل خطر

بیش از رویدادها، نحوه‌ی مواجهه‌ی حاکمان با آن‌هاست که روان جامعه را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. لحن نظامی، فقدان گفت‌وگوی ملی، و تکیه بر مفاهیم ایستا و ایدئولوژیک، احساس طرد و بیگانگی عاطفی در میان مردم ایجاد کرده است. پژوهش خسروی (۱۳۷۸) تأکید می‌کند که درک مردم از بی‌اعتنایی حاکمیت به رنج‌هایشان، از خود تلفات جنگ آزاردهنده‌تر بوده است. در سطح بین‌المللی نیز، یافته‌های مطالعه‌ی Hobfoll et al. (۲۰۰۷) نشان می‌دهد که ادراک بی‌عدالتی و نادیده‌گرفته‌شدن، پیش‌بینی‌کننده‌ی قوی‌تری برای اختلالات روانی نسبت به خودِ سانحه است.

ضرورت بازآرایی روانی-سیاسی

ایران امروز در آستانه‌ی یک نقطه‌ی عطف روانی قرار دارد. روان یک ملت، مانند روان یک فرد، آستانه‌ای برای تحمل دارد؛ و وقتی آن آستانه گذر شود، علائم فرسودگی و اعتراض به اشکال گوناگون بروز می‌کند—از مهاجرت گرفته تا پرخاشگری، از بروز بدبینی جمعی تا رکود عاطفی.

حاکمیت سیاسی کشور، اگر به بازسازی مشروعیت و اعتماد می‌اندیشد، باید:

۱. سبک گفت‌وگو و مواجهه‌ی خود با جامعه را تغییر دهد: جای تهدید را گفت‌وگو، و جای ابهام را شفافیت بگیرد.

۲. زیرساخت‌های سلامت روان و مداخلات روانی-اجتماعی را تقویت کند: راه‌اندازی مراکز کمک‌رسانی جمعی، ایجاد امکان روایت عمومی از رنج‌ها، و حمایت روانی از نسل‌های آسیب‌دیده.

۳. مشارکت مدنی واقعی و نه‌نمادین را ممکن سازد: دانشگاهیان، اصناف، و گروه‌های جوان باید از «ابژه‌»ی سیاست‌ها به «سوژه»ی مشارکت‌گر تبدیل شوند.

۴. سیاست خارجی را از ابزار تنش به ابزار ثبات بدل کند: دیپلماسی شفاف و صلح‌محور، همراه با بازسازی مناسبات منطقه‌ای، اضطراب آینده را کاهش می‌دهد.

۵. نظام آموزش، رسانه و دین را از ابزار کنترل، به منابع معنابخش بدل کند: چراکه مردم نیازمند پناهگاه‌های روانی‌اند.


اگر این تغییر رخ ندهد، فرسودگی یک نسل، به زخمی ماندگار در روان ایران بدل خواهد شد.

#خبرنامه
Post #5015 2.17K
📨 مصوبات هیات مدیره

تصویب برگزاری پنجمین کنگره‌ی روان‌کاوی‌


هیات مدیره‌ی انجمن علمی روان‌پزشکان ایران در هفتاد و ششمین جلسه‌ی خود، پیشنهاد کمیته‌ی روان‌درمانی‌ مبنی بر برگزاری پنجمین کنگره‌ی روان‌کاوی‌ و روان‌درمانی‌ پویای ایران را تایید کرد.


به پیشنهاد دکتر مهدیه معین رییس کمیته‌ی روان‌درمانی‌، این دوره‌ی کنگره، ۱۵ تا ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ در تهران برگزار می‌شود.

در این جلسه همچنان گزارش دکتر محمدعلی همتی نایب‌رییس انجمن از کمیته‌ی کشوری سلامت روانی- اجتماعی دبیرخانه‌ی شورای عالی سلامت و امنیت غذایی کشور، و گزارش دبیر انجمن از جلسه‌ی کمیته‌ی درمان اعتیاد استماع و بررسی شد.

#مصوبات
Post #5014 1.19K
📨 گزیده‌ی خبرنامه

ادامه‌ی یادداشت رییس انجمن


در همین راستا، با تأکید بر مسئولیت حاکمیت در سیاست‌گذاری کلان و فراهم آوردن زیر ساخت‌های لازم، و در عین حال باور به نقش جامعه‌ی مدنی، رسانه‌ها و نهادهای تخصصی، انجمن علمی روان‌پزشکان ایران پیشنهادهای خود را در پنج محور اصلی به شرح زیر ارائه نمودیم:

۱. برنامه ریزی ملی برای ارتقای سلامت روان با رویکرد پیشگیرانه و ترمیمی


  •  طراحی برنامه‌های جامع مداخلات روانی-اجتماعی متناسب با شرایط پس از بحران توسط وزارت بهداشت، با همکاری نزدیک دانشگاه‌ها، انجمن‌های تخصصی، و سازمان‌های مردم‌نهاد.
  •  تخصیص منابع برای ارتقاء زیرساخت‌های خدمات سلامت روان عمومی، به‌ویژه برای گروه‌های در معرض آسیب (از جمله کودکان، نوجوانان، بازماندگان مستقیم حملات، کادر امدادی) با اولویت حمایت از خدمات ادغام یافته در شبکه‌ بهداشتی درمانی و سطوح پایه ارائه خدمات
  •  حمایت از پایش وضعیت و مطالعات علمی و مستقل در حوزه‌ی سلامت روانی اجتماعی و توجه ویژه‌ی سیاستگذاران به نتایج این مطالعات و هشدارهای صاحب نظران و جوامع علمی

۲. بازنگری در سیاست‌های فرهنگی-اجتماعی که بر سلامت روان عمومی تأثیرگذارند:


  •  تقویت جریان آزاد اطلاعات و کاهش محدودیت‌های بی‌مبنای فضای مجازی و رسانه‌های ارتباطی.
  •  اتخاذ سیاست‌هایی که کرامت فردی، حریم خصوصی، و سبک زندگی متنوع شهروندان را محترم شمارد.
  •  حمایت از آموزش هویت ملی، تاریخی، و فرهنگی ایران‌زمین در برنامه‌های آموزشی رسمی، در کنار سایر آموزه‌های اعتقادی و اخلاقی.

۳. برنامه‌ریزی اقتصادی با در نظر گرفتن پیامدهای روانی معیشت


  •  طراحی بسته‌های معیشتی و حمایت هدفمند از اقشار فرودست در مناطق آسیب‌دیده.
  •  بازنگری در سیاست‌های مالیاتی و تعدیل فشارهای اقتصادی بر طبقه‌ی متوسط و کم‌درآمد.
  •  تقویت برنامه‌های رفاه اجتماعی با پیوند آن‌ها به خدمات روانی-اجتماعی بازتوانی‌بخش.


۴. تقویت گفتمان همبستگی و هویت ملی


• بازبینی سیاست‌های کلان خارجی بر اساس پذیرش تحولات منظومه ارزشی جامعه ایرانی
  •  حمایت از روایت‌های فراگیر ملی مبتنی بر وحدت در عین تکثر، فارغ از مرزبندی‌های قومی، مذهبی یا ایدئولوژیک.
  •  تقویت نقش رسانه‌های عمومی و مجازی در بازسازی امید اجتماعی و انسجام ملی.
  •  ترویج زبان گفت‌و‌گوی همدلانه و فراگیر در سطوح رسمی، مبتنی بر پذیرش تنوع اقوام، باورها، و سبک‌های زندگی ایرانیان (مانند اقدام به‌جا در خصوص عدم اجرای قانون حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب).

۵. گشودن فضا برای مشارکت مدنی و گفت‌و‌گوی اجتماعی


  •  تسهیل حضور تشکل‌های علمی، فرهنگی و مدنی در طراحی سیاست‌های بازسازی اجتماعی.
  •  حمایت از گفت‌و‌گوهای بین‌نسلی، بین‌فرهنگی، و میان‌نهادی با هدف کاهش شکاف‌های اجتماعی.
  •  تقویت آزادی بیان و فضای نقد سازنده در چارچوب قانون.

انجمن علمی روان‌پزشکان ایران همیشه تأکید داشته که سیاست‌گذاری‌های سلامت روان باید با نگاهی جامع و مبتنی بر تعاملات اجتماعی تدوین شوند. رویکردهای یک‌جانبه و صرفاً فردی نه‌تنها به بهبود وضعیت کمکی نمی‌کنند، بلکه می‌توانند با افزایش فشارهای روانی، به وخامت اوضاع منجر شوند. در این راستا، انجمن وظیفه خود می‌داند که با ارائه پیشنهادات کارشناسی و مبتنی بر شواهد علمی، در مسیر ساخت آینده‌ای سالم‌تر و پویاتر برای جامعه گام بردارد.

به‌طور خاص، انجمن در پی تصویب «لایحه حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب»، با استناد به شواهد علمی و داده‌های پژوهشی، هشدارهایی را درباره پیامدهای منفی روانی و اجتماعی این قانون به مسئولان ابلاغ کرد. مطالعات نشان می‌دهند که سیاست‌های محدودکننده، با افزایش فشار روانی و کاهش اعتماد اجتماعی، می‌توانند به تشدید اضطراب، افسردگی و سایر اختلالات روانی منجر شوند. این هشدارها نه از سر مخالفت، بلکه با هدف حفاظت از سلامت روان جامعه و تقویت همبستگی ملی مطرح شده‌اند.

همایش چهل و یکم انجمن که در مهرماه ۱۴۰۴ برگزار خواهد شد، با عنوان «روان‌پزشکی؛ بازآفرینی امید و آینده» فرصتی خواهد بود تا بار دیگر بر نقش بی‌بدیل روان‌پزشکی در بازسازی امید و ترسیم آینده‌ای روشن تأکید کنیم.

انجمن علمی روان‌پزشکان ایران، همان‌گونه که در گذشته نشان داده، همواره در کنار مردم و در خدمت سلامت روان جامعه خواهد ماند.

با امید به آینده‌ای سالم‌تر و پویاتر برای ایران‌مان

#خبرنامه
Post #5013 1.22K
📨 گزیده‌ای از خبرنامه

◼️ از دوره‌ی جدید خبرنامه، می‌کوشیم گزیده‌ای از مطالب خبرنامه را که متن کامل آن به صورت پی‌دی‌اف منتشر می‌شود، را به صورت پست در کانال تلگرام و اینستاگرام و سایت انجمن هم منتشر نماییم.
بازآفرینی امید و آینده
نقش‌ روان‌پزشکی در بازسازی روان جامعه

📎 دکتر سید وحید شریعت 
رئیس انجمن علمی روان‌پزشکان ایران 

در آذرماه ۱۴۰۳، همزمان با انتقال مسئولیت به دولت جدید، هیئت مدیره انجمن علمی روان‌پزشکان ایران با تکیه بر تعهد دیرینه خود به ارتقای سلامت روان جامعه، بار دیگر نگرانی‌های بنیادین و پیشنهادات سازنده‌ای را در راستای بهبود به‌زیستی روانی کشور ارائه کرد. این اقدام در ادامه تلاش‌های مستمر انجمن برای ایفای نقش مسئولانه در سیاست‌گذاری‌های کلان و حمایت از سلامت روان هموطنان صورت گرفت.

در نامه‌ای که به رئیس‌جمهور محترم، دکتر مسعود پزشکیان، تقدیم شد، بر ضرورت توجه به عوامل اجتماعی تعیین‌کننده سلامت روان تأکید گردید. انجمن علمی روان‌پزشکان ایران همواره بر این باور بوده که سلامت روان فراتر از یک مسئله فردی، محصول تعاملات اجتماعی، شرایط اقتصادی و محیطی است. این عوامل به‌ویژه در شرایط بحران‌های اجتماعی و اقتصادی، تأثیرات عمیق و پایداری بر روان افراد و جامعه برجای می‌گذارند.

همایش‌های پیشین انجمن با شعارهایی نظیر «روان‌پزشکی در روزهای سخت» بر نقش کلیدی روان‌پزشکان در پیشگیری، درمان و بازسازی سلامت روان تأکید کرده‌اند. این شعارها نه‌تنها نشان‌دهنده تعهد روان‌پزشکان به بهبود وضعیت روانی جامعه است، بلکه بیانگر رویکردی واقع‌بینانه و مسئولانه است که ضمن ارائه مشاوره و همکاری با نهادهای مسئول، نقدهای سازنده و هشدارهای لازم را نیز مطرح می‌کند. نمونه بارز این مسئولیت‌پذیری، نقش‌آفرینی انجمن در موضوع خودکشی دستیاران پزشکی و کادر درمان و هشدار درباره سوءاستفاده‌های احتمالی از روان‌پزشکی بوده است.

در مهلت فراخوان همایش چهل و یکم، جنگ ۱۲ روزه‌ی اسراییل علیه ایران آغاز شد. جنگی بی‌سابقه که علاوه بر خاک، جان و روان ایرانیان را تهدید نمود. جنگ به آتش‌بس رسید. ما باز هم به رییس‌جمهور نامه نوشتیم، نامه‌ای که بازتابی در خور در رسانه‌ها هم یافت.

در این نامه تاکید نمودیم، اگرچه ارزیابی ابعاد امنیتی و نظامی این رویدادها از دایره‌ی تخصص ما خارج است، اما به‌عنوان انجمنی علمی و تخصصی در حوزه‌ی سلامت روان، وظیفه‌ی خود می‌دانیم نسبت به تبعات روانی-اجتماعی این وقایع بیم داده و برخی توصیه‌های مشفقانه و کارشناسانه را به استحضار رییس‌جمهور برسانیم.

در نامه نوشتیم که از نگاه ما، شرایط کنونی، فرصتی است برای بازاندیشی در رابطه‌ی دولت و ملت، احیای سرمایه‌ی اجتماعی، و تقویت انسجام ملی. آن‌چه در روزهای اخیر رخ داد—از بروز نمودهایی ممتاز از همبستگی‌ مردمی تا روایت‌های تازه از وطن‌دوستی—گواه ظرفیت‌های پنهان جامعه‌ی ایرانی است که می‌تواند به پشتوانه‌ای برای ترمیم وضعیت روانی-اجتماعی جامعه بدل شود.

◼️ بقیه را در پست بعد بخوانید...

#خبرنامه
Post #5012 1.51K
📨 بازتاب

برخی بازتاب‌های نشست رسانه‌ای مورخ ۹ مرداد ۱۴۰۴ انجمن علمی روان‌پزشکان ایران


روزنامه‌ی همشهری: روان‌‌پزشکان علیه قانون جدید گواهینامه رانندگی؛ با سلامت روان شوخی نکنید.

روزنامه‌ی شرق: باید نگران شیوه‌های اجرای آیین‌نامه بود.

مجله‌ی خبری برترین‌ها: شرط جدید برای دریافت گواهینامه خبرساز شد.

#بازتاب
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →