گزیدهی گفتگو با دکتر مکری
- شما خیلی مباحث را تاریخی میبینید. حتی در سخنرانیهایتان عكس كتابهای سالها پیش را هم میگذاريد.
- يكي از چيزهایی كه من خيلي روی آن اصرار دارم، همین نگاه تاريخی به علم است. نگاهی اولاً روايتی و ثانیاً تاريخی. خيلیها میگویند كه مقاله اگر تاریخ انتشارش ۲۰۲۲ نباشد، من نمیخوانم. در صورتی كه شاهكارهایی میبينید كه در ۱۹۳۰ نوشته شدهاند. ممكن است بگویید اين مطلب كاملا رد شده است. بسیار خوب، ولي مهم است كه ببينيد چه شده كه كسی به این فكر رسيده؟ چه شده كه این ديدگاه را مطرح كرده؟ و بعد چرا اين اشتباه را كرده؟ يا چرا آن زمان اين جور فكر میكرده؟ اینها نکات خيلی مهمی است.
از اين رويكردِ خيلي درسنامهمحور که آخرین ویرایش كاپلان را معیار مطلق واقعيت و حقيقت قرار بدهيم، باید دوری كنيم.
گاهی میبينيد كتاب ۱۸۸۶ «فرويد» مطلب دارد. «فروید» در ۱۸۸۶ وقتی میرود پاريس براي گذراندن دورهی پساتخصص (فلوشيپ)، كار خيلی سادهای میكند که در عین سادگی به نظر میآید که شاهكار است. يكی از نکات جالب راجع به «فرويد» اين است كه شاهكارهایش لابهلاي كارهای ديگرش گم شده که خودش آنها را شاهکار نمیدانست. مثلا در همان سفر، به نامزدش میگوید هر موقع راجع به من احساسی داشتی، مثلا نگران شدی یا احساس محبت پيدا كردی، سريع بنويس و تاريخ و ساعت هم بزن. من هم اينجا در پاریس همين كار را میكنم. میخواسته ببيند آیا دورآگاهی (تلهپاتی) وجود دارد؟ بعد که نامزدش را میبيند، دفترهایشان را میگذارند كنار هم و میبینند هيچ كدام شان با هم منطبق نیست. يعنی زمانی كه او احساس میكرده که ای وای نامزدش بلایی سرش آمده، نامزدش خواب بوده. يا زماني كه نامزدش دلش تنگ شده، او داشته با اقوامش خوش میگذرانده. با همین حركت ساده يكي از اَبَرشُبهههای ذهن را بر طرف میكند. ولی خب خيلی به آن نمیپردازد و رد میشود.
- رویکردش در اینجا خیلی آزمایشی experimental هم بوده.
- بله. رویکرد آزمایشی خیلی قوی داشته. برعکس چیزی که خيلی مواقع «فرويد» را متهم میكنند كه فقط رویکرد موردی داشته. و هنوز كه هنوز است، از همين آزمایش كلی مطلب میتوان یاد گرفت.
- انگار شما هم شاید مثل خيلي از ما روانپزشکها اول به هر دليلی رفتيد پزشكی، اما علاقهی قبلیتان به علوم انسانی شما را كشاند به روانپزشكی. درست است؟
- به نوعی بله، ولی روانپزشكی هم كاملاً علوم انسانی نبود. ذهن «اسكينر» یا «راجر اسپری» خيلي هم تجربهگراست و ريشههای زیستی (بيولوژيك) دارد.
- نه. منظورم «مسائل و موضوعات» انسانی مثل رفتار و فکر و عواطف و اینهاست.
- میدانید؟ انگار پيچيدگی رفتار دستكم گرفته شده. قسمت ناشناختهتر و مبهمتر و از همه عجيبترِ بدن همین مغز است. با اين كه پزشكی روی دستگاههای ديگر خیلی كار كرده و به نتايج نسبتا قاطع رسيده، يعنی خيلی سريع میتواند طبقهبندی و پيشبينی و مداخله كند، هنوز آگاهی، معمای عجيبی است. اصلا از كجا میآید؟ ارادهی آزاد اصلا وجود دارد؟ آيا «خودِ» self ما قابل تفكيك است يا بسيط؟ آيا «خود»، بيرون از مغز میتواند همچنان واجد آگاهی باشد يا نه؟ اينها همه سوالهایی است كه ما هيچ جواب قاطعی برایشان نداريم.
📎 پایان بخش اول. ۳/۳
.....ادامه را فردا بخوانید.
متن کامل خبرنامهی انجمن. دور جدید. شماره اول را اینجا بخوانید.
#خبرنامه