بخش سوم و آخر گفتوگو با دکتر آذرخش مکری
گفتگو: دکتر حسن رفیعی، و نرگس عادل
توضیح: چنانکه پیشتر اشاره کردیم، گزیدهای از مطالب خبرنامه، را جهت دسترسی آسانتر قرار است در کانال و رسانههای مجازی انجمن منتشر نماییم. با انتشار بخش سوم گزیدهای از گفتگو با دکتر مکری، پروندهی شمارهی یک دور جدید بسته میشود. هنوز مقدار زیادی از گفتگو مانده، ایضا چند نوشتار خواندنی دیگر که پیشنهاد میکنم با دریافت رایگان خبرنامه در این نشانی آنها را مطالعه نمایید.- بعد از رویکرد شما به روانپزشکی زیستی و فروید، تحول دیگری كه به نظرم آمده، این است كه یک دوره روی اعتیاد تمركز بیشتری داشتید و الان کمی فاصله گرفتهاید. درست است؟
- بله. فكر میكنم به چند دلیل است. یكی این كه به نظرم سیاستهای كشوری آن انسجام و آیندهنگری قبلی را ندارد.
- یعنی فضای تحولات سیاسی باعث فاصله گرفتن شما از موضوع اعتیاد شد؟
- تحولات سیاسی و اجتماعی هر دو. یک زمانی امثال آقای دكتر رزاقی، خانم دكتر رحیمی، دكتر حسینی، خود شما، دكتر فرهودیان، خانم دكتر مستشاری، و خیلیهای دیگر در سازمان بهزیستی و موسسهی داریوش تشریف داشتید. الان چون شفاهی صحبت میكنم، ممکن است اسمهایی از قلم بیفتد که امیدوارم مرا ببخشند. همهی اینها را که نگاه میكردی، میگفتی دیدهای انقلابی، انسانگرا، و علمی داشتند كه كیف میكردی در این زمینه با آنها کار کنی. حالا جای بحثش اینجا نیست كه آیا تحریمها بود یا سیاست دولتهای قبلی بود یا افول سرمایهی اجتماعی بود یا چیز دیگر. هرچه بود، به نظرم به یك قهقرا رفتهایم. الان دیگر آن چشمتنداز را نمیبینی. نه به خاطر علم اعتیاد، بلكه به خاطر شرایط اجتماعی. حتی آنهایی هم كه به درمان اعتیاد مشغولاند، این را میگویند. وقتی كه ما رشد اقتصادیمان منفی است، سرمایهی اجتماعیمان رو به تقلیل است، گزینههای پیش روی مردم محدود است، و تورم زیادی را تجربه میكنند، طبیعی است که امكان اینكه بتوانند از ورطهی این رفتار خودتخریبگرانه دربیایند، كمتر میشود. به عبارت سادهتر، چشماندازی که در برابر خود میبینند، ناامیدكننده است. حتی یادم است چند بار مقامات وزارت بهداشت هم اعلام كردند که اعتیاد اصلا اولویت ما نیست! و موضوعات دیگری مثل دارو، فوریتهای روانپزشكی، بیماریهای فشار خون، پا به سن گذاشتن جمعیت، و اینها برایشان اولویت است كه باید امكانات برایشان فراهم کنند. آن سالها فكر میكنم بهزیستی و وزرات بهداشت یك كانون خلاقیت بود. وقتی درآمد مملكت پایین است، اولویت شما دیگر افراد مصرفكننده نیست. حتی به این هم بستگی دارد که چه كسانی سكاندار شدهاند. یا وضعیت سرمایهی اجتماعی چه گونه است.
مردم باید ایمان داشته باشند كه میتوانند از وضع بدشان، از اعتیادشان، دربیایند و یك زندگی خوب داشته باشند. الان خیلیها این چشمانداز را ندارند. چه فرد دچار اعتیاد، چه دیگران. آن چشمانداز بیرون كه بازار پررونقی هست و ما هم برویم دنبال كارآفرینی و اینها، دیگر وجود ندارد. یكی از دلایل کاهش تمرکزم روی اعتیاد این بود.یک دلیل دیگر این بود که توجهم جذب نظریهی عادتها شد. نظریهی جالبی است که میگوید ما چه گونه عادتهایمان را تغییر میدهیم؟ چه طور ارادهی خودمان را اصطلاحا تقویت میكنیم؟ چه طور انگیزه پیدا میكنیم؟ یا چرا اغلب نمیتوانیم به اهداف خود برسیم؟ میتوانم بگویم این سوالها هم جذابترند، هم علم در مورد آنها رشد كرده. چه میشود كه شما اراده میكنید كه مثلا میخواهم بروم زبان یاد بگیرم، ولی بعد از دو هفته ول میكنید؟ چه میشود كه اراده میكنید که میخواهم بروم باشگاه، بعد فوری سرد میشوید و رها میكنید و برمیگردید روی مبل دراز میكشید؟ اینها، هم با نظریات ارادهی آزاد خیلی درگیر است و هم با طب اعتیاد.
📎 ادامه در صفحهی بعد.۱/۲
#خبرنامه