پارههایی از گفتوگو با دکتر آذرخش مکری
بخش دوم
گفتوگو: دکتر حسن رفیعی، و دکتر نرگس عادل
- شما سال ۷۳ وارد رشتهی روانپزشكی شدید که تا الان ۲۸ سال میشود. در این مدت، چه تحولاتی را از سر گذراندید؟
- سالهای اول، رویکرد زیستی یعنی مخلوطی از وراثتشناسی (ژنتیك) و مبانی زیستی و عصبشیمیاییِ (نوروکمیکال) مغز خیلی بیشتر از الان بر من حاکم بود. ولی الان به نظرم میآید بعضی از آن مطالب، حاصل مطالعات موردی بوده و بعدا چندان بارور نشده. مثلا همین نظریهی سروتونینیِ افسردگی هر سال دارد ضعیفتر و دیگر تقریبا منسوخ میشود. یا مثلا مقولهی وراثتی بودن رفتار این جور كه ما فكر میكنیم، ساده نیست.
من فكر میكنم خطری كه روانپزشكی مدرن كرد، سرمایهگذاری بیش از حد روی مطالعاتِ انجامشده بر دوقلوهای همسان بود.
این كه رفتاری با ما به دنیا میآید و ریشهی وراثتی و زیستی دارد، مطلب جالبی است و همه فكر میكنند از مطالعات پیچیدهای به دست آمده، ولی ریشهاش به مطالعهی دوقلوهایی برمیگردد كه از هم جدا شدند و تعداد این گونه دوقلوها خیلی كم است و اگر بخواهیم کمی هم تفكر توطئهمحور داشته باشیم، میبینیم که دادههای آنها در انحصار دو سه دانشگاه در کل جهان است. در واقع كلیدداران اسرار ما یك حلقهی خیلی محدودی هستند که مدام این مقالهها را مینویسند. میشود گفت از این کار نفع میبرند. نه لزوماً نفع مالی، ولی خب نفع معنوی میبرند. هر صفتی که مطرح میشود - از پرخاشگری تا مهربانی و وفاداری و خداپرستی و .... - صاف میروند یک نمونهی پانصدتایی یا هفتصدتایی از دوقلوها را بررسی میكنند و میگویند اینها از هم جدا شده بودند و ضریب همگامیِ (Concordance) این صفت در اینها فلان عدد شده است. ولی در سالهای اخیر عدهای گفتهاند اتفاقات دیگری هم ممكن است افتاده باشد که ما حواسمان نبوده. مثلا در همین دوقلوهایی که از هم جدا میكردند، دیده بودند كه هوش به مقدار زیادی شبیه درآمد. ولی وقتی از مددكار اجتماعی پرسیدند كه خب این دو قل را كه جدا کردید، كجا تحویل دادید؟ گفت گشتیم جایی شبیه خانوادهی خودش پیدا كردیم. یعنی خانوادهای که مثلا تعداد وسایل الكتریكیاش مثل تلوزیون و یخچال و كولر با خانوادهی آن قل دیگر مشابه باشد. یا اگر فرزند یک استاد دانشگاه بودند، آنها را به خانوادههایی دادیم كه تحصیلات دانشگاهی داشته باشند. خب این میتواند بالا بودن میزان همگامی صفات را در آنها توضیح دهد. یا مثلا یكی از چیزهای عجیب كه این دوقلوها دارند، همگامی پروتستان یا کاتولیک بودن آنهاست. این را دیگر چه طور میتوان توضیح داد؟ مگر میشود که این هم وراثتی باشد؟ علتش روشن است: فرزندان یک خانوادهی پروتستان را به خانوادههای پروتستان میدهند و در نتیجه یک همگامی كاذب دیده میشود. باز ایراد دیگر در این مطالعات این بود که خیلی از این دوقلوهای به اصطلاح از هم جدا شده آخر هفتهها یا تعطیلات كریسمس و تابستان كنار هم بودند!
📎 ادامه در بخش دوم. ۱/۳
#خبرنامه