گفتوگو با دکتر آذرخش مکری
(ادامهی پاسخ دکتر مکری از صفحهی قبل) مثال دیگری بزنم: قد افراد برای اینكه بروند بسكتبال، عامل مهمی است. شما اگر قدتان كوتاه است، بهتر است بروید وزنهبرداری و اگر قدتان بلند است، بروید بسكتبال. خب قد تا حد زیادی ارثی است، پس این كه هر دو قل به بسكتبال علاقهمند شدند و بعدا بسكتبالیست شدند و حتی از وجود هم اطلاعی نداشتند، دلیل نمیشود كه بگوییم ما ژن بسكتبالیست شدن داریم. اصطلاحا به این حالت میگویند وراثت غیرمستقیم. یا مثلا جذابیت اجتماعی و درجهی محافظهکار یا سنتشکن بودن شما در روابطت با جنس مخالف، بخش عمدهاش به چهرهی فرد برمیگردد. یک نفر چهرهاش طوری است كه در كلاس همیشه مورد توجه جنس مخالف یا مورد تمسخر آنهاست. در نظر بگیرید که وقتی دوقلوها از بابت چهره به هم شبیهاند، همین ویژگی یک دنیا رفتار با خودش میآورد، ولی معنایش این نیست كه این رفتارها در دی ان ای یا مغز كد شده است، بلکه اینها نتایج طبیعی آن صفت زیستی است. وقتی اینها را مطالعه میكنید، شك میكنید به آن همه تأکید بر وراثت. چه رسد به اینکه مثلا راجع به رواننژندیگری (Neuroticism) یا صفات رفتاری دیگر این صحبتها مطرح شود. به این دلایل است که «مطالعات رابطهای در گسترهی ژنوم» genome-wide association study (GWAS) مثلاً در اسکیزوفرنیا، ضریب وراثتی بودن را خیلی پایینتر از مطالعاتِ انجامشده بر دوقلوها نشان میدهد. در اسكیزوفرنیا در مطالعهی دوقلوها همبستگی خیلی بالاست، در صورتی كه در مطالعات GWAS این مقدار همبستگی در سطح دی ان ای پیدا نمیشود و به این میگویند شکاف وراثتپذیری (Heritability gap) که گاه تا پنجاه درصد است. یعنی صفاتی هستند که در مطالعهی دوقلوها همگامشان ۷۵ درصد درآمده است و در GWAS همبستگی آنها به ۲۵ درصد افت پیدا میكند!
شالودهی روانپزشكی زیستی به طرز بدی روی یافتههای مطالعات دوقلوها سوار شده، و حالا که آن مطالعات زیر سوال رفته، روانپزشکی هم از آن رویکرد زیستیِ مطلق خیلی فاصله گرفته است و به تَبَع آن من هم رویکردم از زیستیِ محض تغییر کرده است.
- به جز این، من چند تحول دیگر هم در شما دیدهام: شما یک دوره آثار «فروید» را به طور کامل ارائه كردید، اما از فحوای مطالبی كه الان ارائه میكنید، این طور استنباط میشود كه دیگر «فرویدی» محسوب نمیشوید. درست فهمیدم ؟
- نه. البته آن ارائهها تا جلد ۱۵ ادامه پیدا کرد و حتی آن زمان هم من «فرویدی» نبودم. فقط اشارهام این بود كه «فروید» متفكر عمیقی است و نكات خیلی جالبی در آثارش وجود دارد و نباید او را دستكم گرفت. ولی در جا به جای آن ارائهها من شبهههای جدی به حرفهایش وارد كردهام. طوری شد که خیلیها به من میگفتند چرا «فروید» را زیر سوال میبری!
📎 ورق بزنید. ۲/۳
#خبرنامه