TGViewer
Channel Public Channel
اینک

اینک

@inak_razavi

نوشته ها و نظرهای سید مسعود رضوی
Subscribers
198
Photos
758
Videos
123
Links
920
Recent Posts 20 shown
Post #2751 11

Forwarded from ارزیابی شتابزده (Mohammadreza Eslami)

✍️ امارات و سودای تجزیه ایران

محمدرضا اسلامی

🔵این مقالهٔ نویسندهٔ اماراتی در روزنامهٔ اسرائیلی "جروزالم پست" در تاریخ خواهد ماند.

تک‌تک جمله‌ها و حتی نیم‌جمله‌های این مقاله مهم و محل تأمل‌اند.

این مقاله را نباید صرفاً یک یادداشت سیاسی دانست. این، صورت‌بندی عریانِ یک آرزوی اماراتی است: آرزوی ایرانی پراکنده و فاقد قدرتِ مرکزی.

نویسندهٔ اماراتی با صراحتی کم‌سابقه می‌نویسد: مسئله فقط جمهوری اسلامی نیست؛ مسئله حتی تغییر حکومت در ایران هم نیست؛ مسئله، «قدرت ایران» است.

نویسنده اماراتی با ادبیاتی علمی، اما با روحی بی‌حیا می‌نویسد که تضعیف جمهوری اسلامی یا حتی تغییر رژیم، «تهدید ایران» (Iran’s threat) را در منطقه برطرف نمی‌کند(!) چراکه ایران دارای جمعیت زیاد، سرزمین پهناور، ذخایر انرژی، زیرساخت علمی و صنعتی، و موقعیت جغرافیایی است. و این آخری البته از همه جالب تر بود: «موقعیت جغرافیایی!». به همین اندازه عریان سخن می گوید.

به همین صراحت.
به همین زشتی.

🔵نویسنده اماراتی می‌نویسد:

«از این منظر، تغییر رژیم در ایران، اگر به‌عنوان پاسخ نهایی به مسئله مطرح شود، در بهترین حالت فقط "راه‌حلی‌ناقص" است... با این حال، جغرافیا، منافع ملی و توانایی‌های بالقوه‌ی ایران با تغییر رهبران از بین نمی‌روند. جاه‌طلبی‌های دیرینهٔ منطقه‌ای احتمالاً دوباره ظاهر خواهند شد، اما این‌بار در قالب ملی‌گرایی، نه در قالب انقلاب»

عجبا! این شاید از نخستین دفعاتی است که یک تحلیلگر عرب، در یک روزنامهٔ اسرائیلی، «مسئله‌ جغرافیای ایران» را چنین صریح و بی‌پرده طرح می‌کند. او به صراحت می‌گوید از کشتن قاسم سلیمانی تا حمله به تأسیسات و مراکز نظامی ایران، هیچ‌کدام «مسئله تهدید ایران» را حل نمی‌کند؛ چون مسئله، یک یا چند فرمانده، یک حکومت یا یک برنامهٔ خاص نیست. مسئله، خودِ امکانِ بازسازی قدرت ایران است.
“Geography, national interests and latent capabilities, however, survive leadership turnover.”

و نسخهٔ امارات برای «مسئله ایران» چیست؟

فدرال‌کردن ایران، و حتی بازگذاشتن راه برای کنفدرالیسم.

"The objective is something other than indefinite weakening of Iran"

🔵این جملات را ببینیم:

«تمرکززدایی گسترده یا فدرالیسم (و شاید ترتیبات کنفدرالی)، اگر با رضایت ملی(!؟) و توافق قانون اساسی پذیرفته شوند، می‌توانند انحصارِ مرکز بر ثروت و تصمیم‌گیری را محدود کنند، به مناطق در امور منابع و مسائل مالی اختیار بیشتری بدهند، و برای استفاده از توانمندی‌های ملی در اقدامات خارجی، محدودیت‌های نهادی ایجاد کنند»

یک پراگراف بسیار شیک! در سه سطر، تجویز تجزیه یک کشور! برای چه؟ برای اینکه یک کشور قدرتمند در منطقه، کنار دست اعراب و اسرائیل «قابل پذیرش» نیست. لذا تجویزِ تضعیف یک کشور.

“Broad decentralization or federalism, and possibly confederal arrangements…”

🔵به این عبارت مقاله دقت کنید: «محدودکردن انحصار مرکز بر ثروت و تصمیم‌گیری» و «محدودیت‌گذاری برای استفاده از توانمندی‌های ملی در اقدامات خارجی». یعنی چه؟

یعنی ایران باید چنان از درون مهار شود که دیگر نتواند با اتکا به جغرافیا، منابع، جمعیت، علم، صنعت و قدرت‌ملی خود، در منطقه "نقش‌آفرینی" کند.

🔵این پاراگراف را هم باید چند بار خواند:

«جهان بارها پروژهٔ قدرت ایران را کُند کرده است، اما هرگز توانِ ایران برای "بازسازی قدرت" را از بین نبرده است. ممکن است نظام حاکم روزی سقوط کند، اما فروپاشی آن، عناصر سازنده‌ی قدرتِ ایران را دست‌نخورده باقی‌می‌گذارد»

🔵ظاهرا در امارات دیگر پرده‌ای باقی نمانده که تحلیلگرانش اینگونه بی‌پرده می‌نویسند: مسئله، قدرتِ ایران است، نه فقط هیأت حاکمهٔ فعلی ایران.

🔵هم‌پوشانی سیاسی میان واشنگتنِ ترامپ، تل‌آویوِ نتانیاهو و ابوظبیِ محمد بن زاید، این امکان را فراهم کرده که چنین حرفی با این میزان از عریانی نوشته شود: ایران باید نه فقط مهار، بلکه از درون محدود/پراکنده شود، تا دیگر قدرتِ بازسازی خود را نداشته باشد.

🔵امارات کشوری است که شش شیخ، چون نتوانستند که بر سر یک ساختار کاملِ قدرت مرکزی به توافق برسند، «امارات متحده» را در جغرافیای بیابان در ۱۹۷۱ شکل دادند. یکسال بعد رأس‌الخیمه هم به آنها پیوست. اکنون نویسنده‌ای از همان کشور، برای ایران کهن نسخه فدرالیسم و حتی کنفدرالیسم می‌پیچد. امارات ۵۵ ساله، دارد برای کشوری که شهروندانش از بیش از یک قرن پیش در آن مفاهیم مشروطه، پارلمان و قانون اساسی را در جامعهٔ خود تعریف کردند، نسخه می نویسد.

اسرائیلِ ۷۸ ساله و اماراتِ ۵۵ ساله، زیر سایه و چتر آمریکا (که ۲۵۰ سال و ۳ ماه عمر دارد) می‌خواهند برای ایرانِ چند‌هزارساله نسخهٔ تجزیه و کاهش قدرت مرکزی بنویسند.

🔵در این مسیر بهانه‌های خوبی برای روایت‌گری از «ایران شرور» به رسانه های دنیا تزریق شده: پروندهٔ هسته‌ای، توان موشکی، تنگهٔ هرمز، نیروهای نیابتی و ده‌ها عنوان دیگر. اما پشت همهٔ این پرونده‌ها، یک مسئلهٔ اساسی‌تر نشسته است که امروز عریان شده: با «ایرانِ قوی» مسئله دارند.

🔵سودا و آرزوی منفجرکردن نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های ایران، حذف فرماندهان ایرانی، منفجر کردن پل‌ها و فرسایش توان اقتصادی ایران، فقط بخشی از ماجراست. بخش مهم‌تر، سودای منفجرکردن «ایرانِ واحد» است؛ ایرانی که نتواند از منابع خود، جغرافیای خود، جمعیت خود و حافظهٔ تاریخی خود، قدرت بسازد. مسئله، بازتعریف قدرت در منطقه‌ای است که قرار است اسرائیل در آن عُلُو فی الارض داشته باشد.

سودای شیوخ امارات که قبلا بر زبان نمی‌آمد، امروز در روزنامه‌ها به شکل مکتوب می‌آید: ایرانِ پراکنده و قابل مدیریت برای ما و اسرائیل مطلوب است.


▪️▪️▪️ ▪️▪️
📌پی نوشت:
دیروز وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو از پِنیکس در آتن (با پس‌زمینه آکروپولیس)، به ایرانِ ۲۵۰۰ سال پیش اشاره کرد. به زمان خشایارشا و حملهٔ سپاه ایران به آتن در سال ۴۸۰ پیش از میلاد. او روایت می‌کند که ایرانی‌ها آتن را به آتش کشیدند و آتنی‌ها در آکروپولیس در برابر «بزرگ‌ترین امپراتوریِ عصر خود» ایستادند؛ امپراتوری‌ای که او آن را ایرانِ هخامنشی می‌نامد.

براستی چگونه مسائل به یکباره اینطور عریان شد؟ آیا این زبان و ادبیات یک دیپلمات است؟! این سخنرانی روبیو فقط یک اشارهٔ تاریخیِ نیست. گویی روبیو ایران را نه صرفاً به‌عنوان یک حکومتِ امروز، بلکه به‌عنوان یک مسئلهٔ تاریخی و تمدنی در برابر «غرب» صورت‌بندی می‌کند؛ گویی تهدیدِ ایران (که نویسنده اماراتی به آن اشاره داشت) سابقه‌ای ۲۵۰۰ ساله دارد و نه از جمهوری اسلامی که از زمان هخامنشیان آغاز شده است. جالب اینجاست که روبیو نمی‌گوید که حمله ایران به آتن و نبرد ترموپیل پیامد حمله ارتش یونان به قلمرو ایران و به آتش کشیدن شهر سارد در ۴۹۸ پیش از میلاد بوده است. رخدادی که از عوامل مهم لشکرکشی‌های بعدی هخامنشیان به سرزمین اصلی یونان بود.

نویسندهٔ اماراتیِ جروزالم پست می‌گفت حتی تغییر رژیم نیز مسئلهٔ «قدرت ایران» را حل نمی‌کند. روبیو یک قدم فراتر می‌رود: او از واژه Persian invaders استفاده می‌کند و به شکل غیرمستقیم صحنهٔ تقابل را از حکومت فعلی ایران و برنامهٔ هسته‌ای، به خشایارشا و ایرانِ هخامنشی می‌برد. روزگار پست.

https://t.me/solseghalam/2764

▪️لینک مقاله سالم الکتیبی اماراتی در روزنامه جروزالم پست اسرائیل🔻
https://www.jpost.com/opinion/article-905285
Post #2749 568
ادامه یادداشت قبل 👆
اعترافات مارک روبیو

یونان یک نظام نیرنگ باز و نظام الیگارشی و برده داری و مردسالار را به نام دموکراسی به جهان قبولانده و در تداوم آن امپراتوری روم قرار گرفت که جنگ و برده داری و توسعه طلبی سرلوحهٔ کارش بود. سپس پذیرش مسیحیت در عهد کنستانتین و تعصب و بنیادگرایی و دادگاه‌های تفتیش عقاید و جنگهای صلیبی و کشتار غیر مسیحیان و... این مسیر تا استعمار و برده فروشی و عصر جدید و وقوع انقلابات و جنگهای اول و دوم جهانی که فاشیسم و کمونیسم (استالینیسم) و آنتی سمیتیزم (یهودی کشی) از کلاه شعبده بازی غرب بیرون آمد و سرانجام صهیونیسم به مثابه اوج هنر غرب در خونریزی و برساختن ایدئولوژی کشتار و آدمکشی سرکوب ظاهر شد.
این خلاصه نظر و سخنرانی مشعشع و صریح وزیر خارجه آمریکا درباره سیر تاریخ خودشان در برابر ما یا غیر آنها از درون پرده بود. چیزهایی که تاکنون به استعاره و استشاره می گفتند ولی حالا شرمی از بیانش ندارند. شرم اساسا ضمیمه حیا و یک امر اخلاقی است. روبیو درکی از آن و اصلا نیازی بدان ندارد. آمریکا و غرب هم دیگر نیازی به دستکش مخملین ندارند.
روبیو با این حرف و حدیثها می خواهد این ماشین کشتار را به عنوان ارزش‌های جهان‌شمول به مردم دنیا قالب کند و با ادعای اینکه ایران و اسلام و آنچه غیر از آمریکا و اروپاست، چیزی از ارزش‌های انسانی و حقوق مدنی و تمدن پیشرفته نمی فهمد، غیریت سازی می‌کند. او ایدهٔ جنگ تمدن‌های هانتینگتون را در سازواره ای ظاهرا تازه اما بسیار خطرناک و رسوا دوباره به میان آورده و برای نجات از رخوت و نکبت اخلاقی، توصیه می کند که جهان غرب به دوران ماقبل روشنگری و رنسانس بازگردد. اجزای هیکل منحوس و خونریز لویاتان را با  ترامپ و ماسک و اسپین و هگست و نتانیاهو بازآفرینی و ترسیم می کند.
در این باره البته باید به ساده اندیشان هشدار داد، به دقت سخن گفت و مراقب بود. به ویژه کشورهای متحد آمریکا در منطقهّ به خونریزی و پاکسازی نژادی در غزه و جنایات اسرائیل در لبنان و اشغال مناطقی در سوریه و رفتار شهرک نشینان صهیون در کرانه غربی توجه کنند. این جنگِ (به ظاهر) تمدنی، یک هدف بیشتر ندارد و آن رفاه و چیرگی آمریکا و غربِ اروپایی، به بهای منابع و منافع و کار و تسلیم مطلق دیگران است. اعرابِ منطقه که به نحوی در خدمت امریکا هستند، به زودی متوجه این تغییر لحن امریکایی خواهند شد و تاوان گزافی برای آن خواهند پرداخت.
حتی کشورهای رقیب و بزرگ در شرق میانه و دور در آسیا، و نیز دولت‌ها و ملت‌ها در آمریکای لاتین هم ناچارند تکلیف خود را تعیین کنند. ایران به دلیل اهمیت ژئوپولیتیکی، تمدنی، تاریخی و تأثیرگذاری بر منطقه و جهان، زودتر مورد تهاجم قرار گرفته و در نوک پیکان این نبرد است.
 رئیس جمهور پزشکیان گفته بود ایران دویست سال است به هیچ کشوری حمله نکرده و فقط از خود دفاع کرده است. من معتقدم ایران در طول تاریخ به ندرت و شاید جز یک یا دوبار با تسامح و ناگزیر دست به حملهٔ بی‌دلیل نزده و ما همیشه از خود دفاع کرده ایم. حساب حکومت‌های اشغالگر و ایلغاران و ابلخانان جداست. اما ایران و ایرانی در طول هزاره ها، از حمله های بیگانه زخم خورده و آسیب دیده است. نکتهٔ مهم این است که ایران تنها کشوری است که فرهنگ انسانی و مبانی اخلاقی و معنوی و ایمانی خود را حفظ کرده و همچون سروی سربلند هست و خواهد بود...

https://t.me/inak_razavi
Telegram اینک نوشته ها و نظرهای سید مسعود رضوی
  • 👍 2
Post #2748 646
اعترافات مارک روبیو
سید مسعود رضوی
سرمقاله اطلاعات
شنبه 18 مهر 1405

سخنرانی وزیر خارجه آمریکا در یونان، سپس تدوین آن به صورت یادداشتی که سیاست و استراتژی جنگ افروزانه را امری تاریخی قلمداد می کند، یکی از جالب‌ترین اتفاقات روزهای اخیر است. مارک روبیو که از او به عنوان یکی از نامزدهای راست رادیکال در حزب جمهوری خواه، در دورهٔ ریاست جمهوری بعدی، یعنی ۲۰۲۸ نام برده می شود، می کوشد در قامت یک تئوریسین جهانی و یک فیلسوف تاریخ وارد صحنه شود تا جنگ غیرقانونی و توسعه طلبی آمریکا را در خاورمیانه علیه ایران توجیه کند.
 او می کوشد جنگ را به عواطف مذهبی هم تسرّی دهد. می گوید: ۴۸۰ سال پیش از میلاد مسیح، سپاهیان خشایارشاه به آتن آمدند و پرستشگاههای آن را به آتش کشیدند. اما روبیو از به آتش کشیده شدن سالامیس و نابودی معابد که تحت حمایت حکومت هخامنشیان در ایران بود، به دست سپاه یونان چیزی نمی گوید.
روبیو از انسان غربی سخن می گوید که متولد آتن است و پرورش یافته در روم و تعمید یافته در مسیحیت!! این مضحک‌ترین خطابه‌ای است که در صحنه تاریخ، سیاست و فلسفهٔ تاریخ پس از سخنرانی های تبلیغاتی هیتلر، موسولینی و حتی امثال انورخوجه و معمر قذافی و... بیان شده و در صحنهٔ دیپلماسی اتفاق افتاده است. روبیو نه تاریخ می داند، نه فلسفهٔ تاریخ و نه سیاست. 
او کتابهای درسی تبلیغاتی دربارهٔ دلاوری و جنگ یونانیان علیه بربرها و افسانهٔ ماراتن را خوانده و فیلم‌های هالیوودی مثل ۳۰۰ را جدی گرفته است. اما هرگز اطلاع از پهنهٔ بزرگ امپراتوری ایران که از سند تا بین النهرین، از قفقاز تا جنوب خلیج فارس و از ماوراءالنهر تا بحرین بود، ندارد و هیچ چیز آن را نمی شناسد. فردی کم سواد و بی اطلاع، که دربارهٔ آن چیزی نخوانده است. روبیو نمی داند ایران یک شهر یا قطعهٔ کوچک نبود مثل یونان، که الیگارشی بیچارگان را دموکراسی جا بزنند و از کار بردگان ارتزاق و مدام جنگ کنند و چند قرن با اسپارت بجنگد و خون بریزند. 
روبیو اعتراف می کند که این تجاوز و جنگ و لشگرکشی علیه ایران، دنباله نبرد عصر پریکلس در یونان باستان است که معبد پارتنون به آتش کشیده شد. غرب نیز همان دنباله امپراتوری رومی است و ایالات متحده و اروپای مسیحی اکنون دوباره باید میراث آن عظمت را احیا کنند!
اروپا باید از خواب بیدار شود. قدرت و مبارزه و افتخار و جنگ در ذات این تمدن است. "جنگ" خمیرمایهٔ اصلی و فراموش شدهٔ تمدن یونانی _ رومی _ امریکایی است. همان گونه که در پادگان‌ها و در کلوزیوم سربازان و گلادیاتورها می جنگیدند و برای زمین و تفریح رومیها خون بر زمین جاری می شد اکنون باید آتش خونین تازه ای افروخت و این ادامه همان جنگ است و هنوز و همیشه ادامه دارد! 
سخنان مارک روبیو، انسانی را که تاریخ بداند، نه به یاد پریکلس آتنی می اندازد و نه به یاد مارکوس اورلیوس، بلکه به یاد کاراکالّا و آنتونیوس و والریانوس قیصرهای دیوانه و جاه طلب روم می اندازد که اولی از کشتن و غارت لذت وافر می برد و دومی برای زودتر رسیدن به کام معشوقه اش کلئوپاترا سربازان خود را در سرما و جنگ و گرسنگی به کشتن داد و سومی پس از کشته شدن سلفش گردیانوس به دست شاپور ساسانی، باخفت اسیر شد و نقش این خفت و خواری، قریب به هزار و هشتصد سال است بر سنگ نگاره ها و تواریخ ثبت شده است.
مارک روبیو، دمکراسی امریکایی و حقوق بشر را در برابر حکومت های شرق و بالاخص ایران قرار می دهد. دو تمدن، دو دیدگاه، دو زمان، دو جنگ و دو فرهنگ که هیچ سنخیت و شباهتی به هم ندارند. او استراتژی تازهٔ غرب به رهبری امریکا را با جنگ و خشونت بازیابی، و تمدن غرب را با جنگ قابل احیا می داند.
این که ایران هخامنشی در زمان خشایارشاه را با جمهوری اسلامی ایران به تمثیل درآورده و سنجشی کاملا بی وجه و ظاهرا فاقد وجه و شرط تشبیه انجام می دهد، اصلا تصادفی نیست. 

ادامه در فرسته بعد 👇
Post #2745 32

Forwarded from ارزیابی شتابزده (Mohammadreza Eslami)

✍️ امارات و سودای تجزیه ایران

محمدرضا اسلامی

🔵این مقالهٔ نویسندهٔ اماراتی در روزنامهٔ اسرائیلی "جروزالم پست" در تاریخ خواهد ماند.

تک‌تک جمله‌ها و حتی نیم‌جمله‌های این مقاله مهم و محل تأمل‌اند.

این مقاله را نباید صرفاً یک یادداشت سیاسی دانست. این، صورت‌بندی عریانِ یک آرزوی اماراتی است: آرزوی ایرانی پراکنده و فاقد قدرتِ مرکزی.

نویسندهٔ اماراتی با صراحتی کم‌سابقه می‌نویسد: مسئله فقط جمهوری اسلامی نیست؛ مسئله حتی تغییر حکومت در ایران هم نیست؛ مسئله، «قدرت ایران» است.

نویسنده اماراتی با ادبیاتی علمی، اما با روحی بی‌حیا می‌نویسد که تضعیف جمهوری اسلامی یا حتی تغییر رژیم، «تهدید ایران» (Iran’s threat) را در منطقه برطرف نمی‌کند(!) چراکه ایران دارای جمعیت زیاد، سرزمین پهناور، ذخایر انرژی، زیرساخت علمی و صنعتی، و موقعیت جغرافیایی است. و این آخری البته از همه جالب تر بود: «موقعیت جغرافیایی!». به همین اندازه عریان سخن می گوید.

به همین صراحت.
به همین زشتی.

🔵نویسنده اماراتی می‌نویسد:

«از این منظر، تغییر رژیم در ایران، اگر به‌عنوان پاسخ نهایی به مسئله مطرح شود، در بهترین حالت فقط "راه‌حلی‌ناقص" است... با این حال، جغرافیا، منافع ملی و توانایی‌های بالقوه‌ی ایران با تغییر رهبران از بین نمی‌روند. جاه‌طلبی‌های دیرینهٔ منطقه‌ای احتمالاً دوباره ظاهر خواهند شد، اما این‌بار در قالب ملی‌گرایی، نه در قالب انقلاب»

عجبا! این شاید از نخستین دفعاتی است که یک تحلیلگر عرب، در یک روزنامهٔ اسرائیلی، «مسئله‌ جغرافیای ایران» را چنین صریح و بی‌پرده طرح می‌کند. او به صراحت می‌گوید از کشتن قاسم سلیمانی تا حمله به تأسیسات و مراکز نظامی ایران، هیچ‌کدام «مسئله تهدید ایران» را حل نمی‌کند؛ چون مسئله، یک یا چند فرمانده، یک حکومت یا یک برنامهٔ خاص نیست. مسئله، خودِ امکانِ بازسازی قدرت ایران است.
“Geography, national interests and latent capabilities, however, survive leadership turnover.”

و نسخهٔ امارات برای «مسئله ایران» چیست؟

فدرال‌کردن ایران، و حتی بازگذاشتن راه برای کنفدرالیسم.

"The objective is something other than indefinite weakening of Iran"

🔵این جملات را ببینیم:

«تمرکززدایی گسترده یا فدرالیسم (و شاید ترتیبات کنفدرالی)، اگر با رضایت ملی(!؟) و توافق قانون اساسی پذیرفته شوند، می‌توانند انحصارِ مرکز بر ثروت و تصمیم‌گیری را محدود کنند، به مناطق در امور منابع و مسائل مالی اختیار بیشتری بدهند، و برای استفاده از توانمندی‌های ملی در اقدامات خارجی، محدودیت‌های نهادی ایجاد کنند»

یک پراگراف بسیار شیک! در سه سطر، تجویز تجزیه یک کشور! برای چه؟ برای اینکه یک کشور قدرتمند در منطقه، کنار دست اعراب و اسرائیل «قابل پذیرش» نیست. لذا تجویزِ تضعیف یک کشور.

“Broad decentralization or federalism, and possibly confederal arrangements…”

🔵به این عبارت مقاله دقت کنید: «محدودکردن انحصار مرکز بر ثروت و تصمیم‌گیری» و «محدودیت‌گذاری برای استفاده از توانمندی‌های ملی در اقدامات خارجی». یعنی چه؟

یعنی ایران باید چنان از درون مهار شود که دیگر نتواند با اتکا به جغرافیا، منابع، جمعیت، علم، صنعت و قدرت‌ملی خود، در منطقه "نقش‌آفرینی" کند.

🔵این پاراگراف را هم باید چند بار خواند:

«جهان بارها پروژهٔ قدرت ایران را کُند کرده است، اما هرگز توانِ ایران برای "بازسازی قدرت" را از بین نبرده است. ممکن است نظام حاکم روزی سقوط کند، اما فروپاشی آن، عناصر سازنده‌ی قدرتِ ایران را دست‌نخورده باقی‌می‌گذارد»

🔵ظاهرا در امارات دیگر پرده‌ای باقی نمانده که تحلیلگرانش اینگونه بی‌پرده می‌نویسند: مسئله، قدرتِ ایران است، نه فقط هیأت حاکمهٔ فعلی ایران.

🔵هم‌پوشانی سیاسی میان واشنگتنِ ترامپ، تل‌آویوِ نتانیاهو و ابوظبیِ محمد بن زاید، این امکان را فراهم کرده که چنین حرفی با این میزان از عریانی نوشته شود: ایران باید نه فقط مهار، بلکه از درون محدود/پراکنده شود، تا دیگر قدرتِ بازسازی خود را نداشته باشد.

🔵امارات کشوری است که شش شیخ، چون نتوانستند که بر سر یک ساختار کاملِ قدرت مرکزی به توافق برسند، «امارات متحده» را در جغرافیای بیابان در ۱۹۷۱ شکل دادند. یکسال بعد رأس‌الخیمه هم به آنها پیوست. اکنون نویسنده‌ای از همان کشور، برای ایران کهن نسخه فدرالیسم و حتی کنفدرالیسم می‌پیچد. امارات ۵۵ ساله، دارد برای کشوری که شهروندانش از بیش از یک قرن پیش در آن مفاهیم مشروطه، پارلمان و قانون اساسی را در جامعهٔ خود تعریف کردند، نسخه می نویسد.

اسرائیلِ ۷۸ ساله و اماراتِ ۵۵ ساله، زیر سایه و چتر آمریکا (که ۲۵۰ سال و ۳ ماه عمر دارد) می‌خواهند برای ایرانِ چند‌هزارساله نسخهٔ تجزیه و کاهش قدرت مرکزی بنویسند.

🔵در این مسیر بهانه‌های خوبی برای روایت‌گری از «ایران شرور» به رسانه های دنیا تزریق شده: پروندهٔ هسته‌ای، توان موشکی، تنگهٔ هرمز، نیروهای نیابتی و ده‌ها عنوان دیگر. اما پشت همهٔ این پرونده‌ها، یک مسئلهٔ اساسی‌تر نشسته است که امروز عریان شده: با «ایرانِ قوی» مسئله دارند.

🔵سودا و آرزوی منفجرکردن نیروگاه‌ها و زیرساخت‌های ایران، حذف فرماندهان ایرانی، منفجر کردن پل‌ها و فرسایش توان اقتصادی ایران، فقط بخشی از ماجراست. بخش مهم‌تر، سودای منفجرکردن «ایرانِ واحد» است؛ ایرانی که نتواند از منابع خود، جغرافیای خود، جمعیت خود و حافظهٔ تاریخی خود، قدرت بسازد. مسئله، بازتعریف قدرت در منطقه‌ای است که قرار است اسرائیل در آن عُلُو فی الارض داشته باشد.

سودای شیوخ امارات که قبلا بر زبان نمی‌آمد، امروز در روزنامه‌ها به شکل مکتوب می‌آید: ایرانِ پراکنده و قابل مدیریت برای ما و اسرائیل مطلوب است.


▪️▪️▪️ ▪️▪️
📌پی نوشت:
دیروز وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو از پِنیکس در آتن (با پس‌زمینه آکروپولیس)، به ایرانِ ۲۵۰۰ سال پیش اشاره کرد. به زمان خشایارشا و حملهٔ سپاه ایران به آتن در سال ۴۸۰ پیش از میلاد. او روایت می‌کند که ایرانی‌ها آتن را به آتش کشیدند و آتنی‌ها در آکروپولیس در برابر «بزرگ‌ترین امپراتوریِ عصر خود» ایستادند؛ امپراتوری‌ای که او آن را ایرانِ هخامنشی می‌نامد.

براستی چگونه مسائل به یکباره اینطور عریان شد؟ آیا این زبان و ادبیات یک دیپلمات است؟! این سخنرانی روبیو فقط یک اشارهٔ تاریخیِ نیست. گویی روبیو ایران را نه صرفاً به‌عنوان یک حکومتِ امروز، بلکه به‌عنوان یک مسئلهٔ تاریخی و تمدنی در برابر «غرب» صورت‌بندی می‌کند؛ گویی تهدیدِ ایران (که نویسنده اماراتی به آن اشاره داشت) سابقه‌ای ۲۵۰۰ ساله دارد و نه از جمهوری اسلامی که از زمان هخامنشیان آغاز شده است. جالب اینجاست که روبیو نمی‌گوید که حمله ایران به آتن و نبرد ترموپیل پیامد حمله ارتش یونان به قلمرو ایران و به آتش کشیدن شهر سارد در ۴۹۸ پیش از میلاد بوده است. رخدادی که از عوامل مهم لشکرکشی‌های بعدی هخامنشیان به سرزمین اصلی یونان بود.

نویسندهٔ اماراتیِ جروزالم پست می‌گفت حتی تغییر رژیم نیز مسئلهٔ «قدرت ایران» را حل نمی‌کند. روبیو یک قدم فراتر می‌رود: او از واژه Persian invaders استفاده می‌کند و به شکل غیرمستقیم صحنهٔ تقابل را از حکومت فعلی ایران و برنامهٔ هسته‌ای، به خشایارشا و ایرانِ هخامنشی می‌برد. روزگار پست.

https://t.me/solseghalam/2764

▪️لینک مقاله سالم الکتیبی اماراتی در روزنامه جروزالم پست اسرائیل🔻
https://www.jpost.com/opinion/article-905285
Post #2744 40

Forwarded from فرهیختگان

🔴 وقتی شاهنامه دوباره پرفروش می‌شود؛ نشانه‌ای از اضطراب برای ایران؟
✍️ سینا جهاندیده
📹 در هفته‌های اخیر ویدیویی از یک ناشر و کتاب‌فروش شناخته‌شده دست‌به‌دست شده که می‌گوید در ماه‌های گذشته، شاهنامه فردوسی پرفروش‌ترین کتاب کتاب‌فروشی او بوده است؛ از تصحیح چندجلدی جلال خالقی‌مطلق تا نسخه‌های ارزان‌تر مبتنی بر چاپ مسکو.
این اتفاق در شرایطی رخ می‌دهد که افزایش شدید قیمت کتاب، خرید نسخه‌های چاپی را برای بخش بزرگی از جامعه دشوار کرده است.
اما چرا درست در چنین وضعیتی، شاهنامه خریدار دارد؟
سینا جهاندیده پیشنهاد می‌کند این پدیده را فقط نشانه افزایش علاقه ادبی یا شاهنامه‌خوانی ندانیم.
از نگاه او، خرید شاهنامه برای بخشی از جامعه ممکن است به نوعی کنش نمادین فرهنگی ـ سیاسی تبدیل شده باشد؛ واکنشی به اضطراب‌هایی که امروز پیرامون آینده ایران، هویت ملی و حتی تمامیت جغرافیایی کشور شکل گرفته است.
گویی در لحظه‌ای که خودِ «ایران» برای بخشی از جامعه به موضوع نگرانی تبدیل شده، شاهنامه نیز از یک اثر ادبی فراتر می‌رود و به نمادی فشرده از ایران بدل می‌شود.
در چنین خوانشی، کسی که شاهنامه می‌خرد الزاماً قصد ندارد همان شب خواندن هزاران بیت آن را آغاز کند.
کتاب باید در خانه باشد؛
باید حفظ شود؛
و شاید روزی به نسل بعد برسد.
جهاندیده این رفتار را نوعی واکنش به «ترس از فقدان ایران» می‌خواند: فرد با خریدن شاهنامه احساس می‌کند چیزی از ایران را نیز به خانه می‌برد و نگه می‌دارد.
از این منظر، پرفروش‌شدن شاهنامه الزاماً به معنای افزایش شاهنامه‌خوانی نیست؛ شاید نشانه‌ای باشد از افزایش نیاز به پناه‌بردن به نمادهای ماندگار هویت ایرانی در دوره‌ای از نااطمینانی و اضطراب سیاسی.
به تعبیر جهاندیده، شاهنامه در چنین لحظه‌ای فقط یک کتاب نیست؛ کتابی است که بار چیزی بسیار بزرگ‌تر از خود را بر دوش می‌کشد:
بارِ ایران.
🎥 ویدیوی مرتبط با استقبال از شاهنامه
#میراث_فرهیختگان #سینا_جهاندیده #فردوسی #شاهنامه #ایران #هویت_ایرانی #کتاب #ادبیات_فارسی
#فرهیختگان روزن آگاهی
Telegram attach 📎
Post #2743 50

Forwarded from وقایع :: آذری‌جهرمی

دلار را که نباید بر اساس کدملی و از مسیر رسمی بانک‌ها به مردم عرضه کرد؛ این کار که شفاف است و قابل نظارت!

راه درست و اصولی این است که ارز را بدهیم به نورچشمی‌ها تا در سبزه‌میدان عرضه کنند؛ آن‌وقت دیگر کسی نمی‌فهمد کدام مؤسسه مالی، ارز را زیر قیمت از کدام نورچشمی می‌خرد و بعد با نرخ بالاتر به مردم می‌فروشد!

چرا بازی را بر هم می‌زنید، آقای «راننده رفسنجانی»؟

@azarijahromi
Post #2742 86
ادامه یادداشت👆
در شرق چه می گذرد؟

اما چهار پرسش در اینجا مطرح است که ۱. چه اهدافی دارند ۲. از کجا تغذیه می شوند ۳. تفکر و شعارشان چیست و ۴.  کجا آموزش می بینند؟
پاسخ به این چهار پرسش، آسان نیست اما رمزگشایی از توطئه در مرزهای شرق کشور است. نمی گویم جنوب شرقی، زیرا سطح اطلاعات و حفاظت و امنیت و آرامش و آسایش در تمام مرزهای شرقی باید به نحو قابل توجهی افزایش یابد. برتری کمی و کیفی در تمام سطوح زندگی و مناسبات مردم، برگ برنده ما در این نبرد خواهد بود. تکیه ایران براقوام و شهروندان ایرانی بوده و هست. این مردم و این ساکنان بومی در طول قرن‌ها و هزاره‌ها از مرز و ارض سرزمین دفاع کرده و برای وجب به وجب آن جان فشانده‌اند. 
در پاسخ به پرسشهای چهارگانه، اجمالاً نظر نویسنده این است که هدف این گروهها، عادی‌سازی خشونت در بلوچستان و درگیر ساختن بخشی از مردم مرزنشین - و حتی فراتر از آن - در نوعی هرج و مرجِ برآمده از انباشت نارضایتی‌ها و کمبودهای اقتصادی و درگیری های پیاپی محلی با منشاء نامعلوم است. عادی‌سازی خشونت و جنگ می‌تواند آزمونی باشد که نیروهای نظامی و انتظامی و حتی استانداری و فرمانداری و بخشهای اداری را به یک قطب مقابل مردم محلی معرفی کند و این تبلیغ را برای افزایش دامنه ترور و جنگ، خاصه بر ضد نیروهای اداری، نظامی و مراکز انتظامی تشدید نماید.
 استفاده از پهباد و سلاح‌های نامتعارف، در این گروههای نوظهور و طرز استقرار آنها در نقاط حساس و حتی صفر مرزی نشان می دهد که دست دول خارجی و دشمن پشت آنهاست و اهداف مشخص و دقیقی از درگیری را دنبال می کنند. 
مسئله این است که سیستان و بلوچستان در ایران، نه تنها باید از جهت امنیت آرام باشد، بلکه سطح رفاه و افق زندگی در آن نیز باید فراتر از بقیه ایران در نظر گرفته شود. نگاه کوته اندیش فرقه ای یا دور از مرکز به برادران ایرانی بلوج و اهل سنت در سیستان و بلوچستان هیچ جایی در ایران و فرهنگ آن نداشته است همچنان که شهید مولوی گرگیج بر این مسئله تاکید داشت. دولت پاکستان که اخیراً با عربستان وارد یک پیمان امنیتی و نظامی شده است، شاید در ظاهر بخواهد علیه این گروهها عمل کند و آنها معرفی و نابود سازد،اما پاکستان ظاهراً امکان چنین درگیری را ندارد و هم پیمانان تازه از نظر اقتصادی به این کشور کمک‌های قابل توجه خواهند کرد. ایران باید خود مسائل بزرگ را حل کند و این کار فقط امنیتی و انتظامی یا نظامی نیست. 
سیستان و بلوچستان زخمی است که نیاز به التیام دارد. فقر و بیکاری، قاچاق و ناامنی و بالاخره خشکسالی در سالهای متوالی، این شهروندان خونگرم و مهربان وطن را آزار داده است. به رغم کمبودها و شرایط بحرانی کنونی، باید با مشارکت بزرگان و بومیان منطقه، مسئله امنیت را حل و فصل کرد و به برنامه های سازندگی مجال بروز داد. 
می دانم این سخنان کلی گویی است و کشور در چه شرایطی به سر می برد. اما پس از چند سال یک بار دیگر تکرار می کنم نمی شود یک چابهار ثروتمند در بهترین مرکز ساحلی بلوچستان درست کرد و دایره‌ای عظیم از مردمان بومی و نیازمند در شعاع آن باشند. این یک اصل بدیهی است. یادتان باشد.

  https://t.me/inak_razavi
Telegram اینک نوشته ها و نظرهای سید مسعود رضوی
Post #2741 82
در شرق چه می گذرد؟
سید مسعود رضوی
سرمقاله اطلاعات
1مهر 1405
خبرهای مرتبط با بلوچستان و برخی شهرها و بلاد مرزی در هفته گذشته نشان داد که نقشه هایی برای ناآرام کردن مرزهای کشور به دست مزدوران وجود دارد. معتقدم علاوه بر سرمایه گذاری هنگفتی که امریکا و عربستان و برخی از کشورهای عربی، از زمان اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی بر سازماندهی و تعلیم گروههای جهادی و سلفی رادیکال داشتند، پس از خروج ارتش شوروی و سپس فروپاشی رژیم کمونیستی روسیه، زیرساختهای سلفی را در ساماندهی متفاوتی حفظ کردند. 
خط مرزی یا پهنای بی متولی «دیورند» بین افغانستان و پاکستان و بلندیهای تورابورا و پشتونستان و سراسر شمال و شرق پاکستان، که شامل مناطق صعب العبور کوهستانی یا کویری و مرزی است، جولانگاه آموزش و تردد این گروه‌ها شد. قاچاق انسان، مواد مخدر، سوخت، سلاح و تبلیغات خاص و آموزش افراد برای جذب در سازمانهای تروریستی، ازجمله کارهای رایج در این پهنه بوده است و بیش از چهار دهه ادامه یافته و آنان را صاحب تجربه کرده است. 
در افغانستان، به دلیل مخاصمات دیرینه با پاکستان، چه در دوران دولت برهان‌الدین ربانی، و سپس حامد کرزی تا اشرف غنی و برآمدن مجدد طالبان، این جریانات به چشم نیامد. اینها نوعی پراکنش و هدم و هضم در سیستم و نظام قدرت یافتند و به سوی مرزهای جنوب عزیمت کردند و سپس به شامات و عراق اعزام شدند. 
مدتی داعش خراسان اظهار وجود کرد اما آن هم تحت تأثیر مخاصمات بزرگتر محو شد. 
در پاکستان، ارتش و سازمان اطلاعات قدرتمند آن کشور که در نظم دولتی و سیستم سیاسی نقش مهمی دارد، با حساسیت بسیار نسبت به این موضوع عمل می کند، زیرا پاکستان، مشکلات اقتصادی عظیم دارد و از دو سویه مرزهای شمالی و شرقی، با افغانستان و هند تنش و منازعات حل ناشده‌ای را دنبال می کند، پس بعید است که این دولت و دستگاه در مرزهای شرقی نیز خود را با ایران درگیر چالش تازه و عدم اعتماد یا تنش امنیتی و نظامی کند.
آنچه محتمل و بلکه قریب به یقین است، نقشه های اسرائیل و سرمایه گذاری مالی مجدد و بیش فعالی مکتب های سلفی است که مفتی های جَزمی و وهابی آنها را حمایت و هدایت می‌کنند. جریان ناآرامی و بلکه خوابِ تجزیه طلبی قرار بود در جنگهای ۱۲ و ۴۰ روزه در کردستان و مرزهای غربی کلید زده شود و  به اعتراف شخص ترامپ پول و اسلحه زیادی هم توزیع شده بود.
 اما دوراندیشی اقوام دلاور کرد ایرانی و اقدامات تأمینی و امنیتی نیروهای لشکری و انتظامی ایران، همراه با ورود اضطراری برخی همسایگان نظیر ترکیه و عراق که خود با ناامنی در مناطق مزبور درگیر بوده و هستند سبب شد تا توطئه شوم اسرائیل و امریکا و شرکای خائن به نتیجه نرسد و در نطفه خفه شود.  
اما در ایران و در ماه‌های اخیر، پس از بن بست اسلام آباد در مذاکره، با توجه به مخاطره و محاصره غیر بلکه ضدانسانی ایالات متحده، در مرزهای شرقی، خلاء به وجود آمد. امکان تحرکاتی برای شبه سازمان‌های به اصطلاح مبارز محلی ولی در اصل تروریستی و مزدور پدیدار شد که دنباله های جیش العدل کذایی هستند. اینها مانند قارچ می رویند و اعلام موجودیت می کنند. این گروه‌ها البته می دانند که قادر به تجزیه ایران نخواهند بود.

ادامه یادداشت را در فرسته بعد بخوانید 👇
Post #2739 44
دانشگاه کجاست؟ من سی و پنج سال پیش، سی و هفت یا چهل سال پیش، پاسخ این پرسش را تقریبا می دانستم یا چیزی شبیه به «دانشگاه» را تجربه کرده بودم. دانشگاه؛ عنوانِ وصفی یا اسم و قید مکان است؛ مثل کارگاه، بارگاه، عبادتگاه، ورزشگاه و حتی «جای گاه»، که ترکیب یک واژه و یک پسوند قید مکان و تقریباً مترادف همان واژه است و گاهی به منزلت افراد و اشخاص هم اشارتی دارد.
دانشگاه همان دانشجای است و آنچه به وضوح میدانم و در نخستین پژواک از آن در می یابم، حضور قاطع و بی جایگزین "دانش" در این عنوان و در این جای و گاه است. در سال های اخیر هیچ رغبتی ندارم که به دانشگاه یا مؤسسه های آموزش عالی پای بگذارم. اندکی از این نهادها هنوز اسم و شاید رسمی دارند و به خجستگی برخی دانشوران و دانایان پاییده و پایدار مانده اند، اما روح غالب بر دانشگاه ها در دوره های لیسانس (کارشناسی) و فوق لیسانس (کارشناسی ارشد) و حتی دکتری، سالهاست که اگر نمرده باشد، سخت فسرده و محتضر است.
دوران دشوار و عجیبی است. گویی دانشگاه بیماری نحیف و نزار است که از اغمایی دراز آهنگ برخاسته و حافظه اش درگیر صدها مشکل و گیر و گره ناگشودنی است.
چه شد که شیرازه دانش و دانشگاه، درس و مدرسه، آزمون و آموزش، سنجش و پژوهش، و دفتر و کتاب و قلم به این اقبال و روزگار دچار شد؟
سعدیا دیگر قلم پولاد دار
کاین سخن آتش به نی در می زند

به یاد دکتر دادبه👇

381044.jpg (1400×959) https://share.google/QZwoDHn2NtqVOxScK
Post #2738 51

Forwarded from اتاق آینده / شیرعلی‌نیا

برای ایران

جعفر شیرعلی نیا

دوستان عزیزم،

در چند سال اخیر که کمتر نوشتم، کارهای زیادی انجام داده‌ام و همراه چند تیم، به‌صورت فشرده و دقیق، کار را در چندین حوزه پیش برده‌ایم. حالا یک «کارخانهٔ تولید محتوا» داریم و به‌تدریج شما همراهان عزیز این سال‌ها را با خطوط تولید این کارخانه آشنا خواهم کرد.

بنا نیست تاریخ معاصر ایران و مطالعات جنگ را رها کنم. دربارهٔ مسائل روز نیز حرف‌هایی دارم که به‌زودی با شما در میان خواهم گذاشت.

روز یکشنبه، ۱۲ مهرماه، از کتاب «زنان نقاش ایران» که به زبان انگلیسی و برای عرضه در فضای بین‌المللی منتشر شده است، رونمایی کردیم. در گزارش ایبنا می‌توانید روایت مرا از دلیل پرداختن به این موضوع بخوانید:

https://www.ibna.ir/news/555863

دو گزارش دیگر در انصاف‌نیوز و جماران، پیام اندیشمند محترم، آقای سیدمحمد خاتمی، را همراه با تصاویر مراسم منتشر کرده‌اند:

انصاف‌نیوز:
https://ensafnews.com/?p=670513

جماران:
https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1730107

این پروژه از نقاشی و زنان ایران آغاز شده است، اما به نقاشی و زنان ایران محدود نخواهد ماند و بناست به روایت تجربه‌های هنری زنان غرب آسیا بپردازد. فعلاً علاقه‌مندان می‌توانند فعالیت‌های این پروژه را در صفحهٔ اینستاگرام مارتکس دنبال کنند:

https://instagram.com/martexart

کارخانهٔ تولید محتوای ما چهار محور دیگر نیز دارد:
«نشانه‌های ایرانی در جهان» و «اسلام به روایت منابع نخستین» که خیلی زود از آن‌ها خواهم گفت؛ و دو محور دیگر که کمی بعدتر با شما در میان خواهم گذاشت: «تاریخ توسعه و صنعت در ایران و غرب آسیا» و «روایت آینده».

می‌دانم که در شرایط بسیار سختی قرار داریم و احتمالاً ابعاد جنگ سنگین‌تر خواهد شد. به‌زودی در جلسه‌ای، حاصل مطالعات یک‌ساله‌ام دربارهٔ جنگ و آیندهٔ آن را با شما در میان خواهم گذاشت.

اما هرچه باشد، باید کار کرد و ساخت؛ حتی اگر ویرانی در پیش باشد، بلافاصله پس از آن باید قدم در راه آبادانی گذاشت.

از این پس، بیشتر با شما دربارهٔ حاصل کارهای این چند سال سخن خواهم گفت.

در اتاق آینده با شما هستم
👇

https://t.me/jafarshiralinia
ایبنا بهشتی: انتشار «نقاشان زن ایران» نشانه طلوع وجه زنانه فرهنگ ایرانی است بهشتی گفت: حدود یک قرن است که وجه زنانه فرهنگ ایرانی غایب بوده و فرصت طلوع نداشته و عمدتاً وجه مردانه فرهنگ ایرانی مجال عرض‌اندام پیدا کرده است. با این حال، نشانه‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد وجه زنانه فرهنگ ایرانی در حال طلوع است و یکی از نشانه‌های آن،…
Post #2737 41

Forwarded from سید حسین موسویان

قسمت دوم:
مجری:  آیا می‌توان به برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران اعتماد کرد؟
موسویان: به باور من مسئله اصلی ترامپ سلاح هسته‌ای نیست. آمریکا در عمل راهبردی را دنبال می‌کند که سال‌ها از سوی بنیامین نتانیاهو مطرح شده است؛ یعنی تغییر ژئوپلیتیک خاورمیانه، حذف جمهوری اسلامی و پیشبرد پروژه "اسرائیل بزرگ".  در عین حال اگر واقعاً هدف، صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران باشد، هر توافق هسته‌ای باید بر مبنای معاهده عدم اشاعه  باشد؛ یعنی ایران همان حقوقی را داشته باشد که سایر اعضای معاهده دارند و در مقابل، ایران به تعهدات مندرج در این معاهده پایبند باشد. حتی در برجام و مذاکرات هسته ای دوره ترامپ، ایران برای دوره‌ای مشخص اقدامات اعتمادساز و نظارت‌های فراتر از معاهده  را نیز پذیرفت و لذا اگر توافق عادلانه ای باشد، ایران در مورد شفافیت هسته ای هیچ مشکلی ندارد.
مجری: توافق هسته‌ای به‌تنهایی کافی است؟
موسویان:  تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است هیچ توافق تک‌موضوعی نمی‌تواند پایدار بماند. به اعتقاد من، ریشه اصلی بحران برنامه هسته‌ای ایران نیست بلکه منطقه و ساختار امنیتی خاورمیانه است. در عین حال توافق پایدار بین ایران و آمریکا ناچارا باشد سه محور ذیل را شامل شود:
۱.  تفاهم راهبردی در مورد منافع منطقه ای: دو کشور درچارچوب نرمهای بین المللی، به حقوق و منافع مشروع یکدیگردر منطقه احترام بگذارند و به جای تقابل دائمی، به سمت همزیستی و همکاری حرکت کنند.
۲.  نظام امنیت و همکاری جمعی در خلیج فارس: ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس باید مسئولیت امنیت منطقه را خود بر عهده بگیرند و ساختارجدید "سازمان‌های همکاری و امنیت خلیج فارس" را  ایجاد کنند که امنیت انرژی، امنیت دریانوردی و ثبات خلیج فارس را تضمین کند.
۳.  پایان تهدیدات متقابل ایران و اسرائیل: تا زمانی که راهبرد «اسرائیل بزرگ» و حذف ایران از معادلات منطقه دنبال شود، صلح پایدار در خاورمیانه امکان‌پذیر نخواهد بود. همچنین فراموش نکنیم که نابودی راه‌حل «دوکشوری فلسطین و اسرائیل» نیز از عوامل اصلی استمرار بحران است. با این وجود، در نهایت اسرائیل و ایران باید به تهدیدات متقابل امنیتی-نظامی-موجودیتی متقابل خاتمه دهند.
آلن آیر : با بخشی از مطالب آقای موسویان موافقم. امنیت منطقه‌ای امروز «همه یا هیچ» است؛ اگر ایران احساس امنیت نکند، هیچ‌یک از کشورهای خلیج فارس نیز امنیت واقعی نخواهند داشت. مسئولیت اصلی اکنون بر عهده کشورهای منطقه است تا گفت‌وگوهای دوجانبه و چندجانبه خود را گسترش دهند.
مجری: تنگه هرمز ابزار بازدارندگی جدید ایران است؟ آیا «تنگه هرمز بمب هسته‌ای ایران است»؟ 
موسویان: ایران طی هزاران سال گذشته هرگز این آبراه را نبسته است. حتی در جنگ ژوئن ۲۰۲۵ و ده‌ها سال تحریم نیز ایران اقدامی علیه تنگه هرمز انجام نداد. تنها زمانی که آمریکا و اسرائیل در فئریه سال ۲۰۲۶ حملات گسترده انجام دادند، رهبر و دهها تن از مقامات ارشد ایران را ترور کردند و آشکارا از فروپاشی حکومت و تصرف منابع نفتی ایران سخن گفتند، تهران این وضعیت را یک تهدید وجودی تلقی کرد و از اهرم هرمز استفاده نمود.
در عین حال اگر توافقی حاصل شود، ایران آماده است تنگه هرمز را به طور کامل باز نگه دارد، مشروط بر آنکه آمریکا محاصره دریایی را پایان دهد و دو طرف بر مبنای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد مذاکرات را از سر بگیرند. ایران پیش از جنگ، پیشنهاد ۵۰۰ میلیارد دلار همکاری اقتصادی و تجاری به دولت ترامپ ارائه کرده بود. لذا این شاهدی روشن دیگری بر تمایل ایران به توافق است.
مجری: آینده بحران را چگونه میبینید؟
موسویان: تا زمانی که آمریکا به سیاست تغییر رژیم و فروپاشی ایران از طریق تحریم، محاصره دریایی و فشار حداکثری ادامه دهد، تهران گزینه‌ای جز مقاومت و حتی افزایش فشار متقابل برای رسیدن به توافق نخواهد داشت. چون هدف ایران ادامه جنگ نیست؛ بلکه دستیابی به یک توافق جامع و پایدار از طریق دیپلماسی است.
 
https://www.alef.ir/news/4050713064.html
پایگاه خبری الف گفت‌وگوی الجزیره با دو دیپلمات سابق ایران و آمریکا آینده جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران
Post #2736 46

Forwarded from سید حسین موسویان

گفت‌وگوی الجزیره با دو دیپلمات سابق ایران و آمریکا
Why the US-Israel War on Iran is headed for escalation | The Bottom Line - YouTube
موضوع :آینده جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران
مجری استیو کلمنز. مصاحبه شدونده گان: سید حسین موسویان و آلن آیر
مجری: آیا جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به سمت تشدید، آتش‌بس یا یک بن‌بست طولانی‌مدت پیش می‌رود؟ اگرچه در ظاهر از شدت بحران کاسته شده، اما آمریکا همزمان فشارهای اقتصادی را افزایش داده، ناو سوم خود را به منطقه اعزام کرده و مذاکرات نیز همچنان بی‌نتیجه مانده است.
موسویان: هدف اصلی از ابتدا تغییر حکومت در ایران بوده است. در ایران امروز تقریباً اجماع وجود دارد که دونالد ترامپ از همان آغاز به دنبال تغییر حکومت بوده است، نه صرفاً حل اختلافات هسته‌ای. ترامپ بارها به‌صراحت از تغییر رژیم، کنترل منابع نفتی ایران، تغییر نام تنگه هرمز به تنگه ترامپ و حتی نابودی جمهوری اسلامی سخن گفته است. از نگاه تهران، این اظهارات نشان می‌دهد که مسئله اصلی، فروپاشی حکومت ایران و کنترل منابع انرژی کشور است، نه صرفاً برنامه هسته‌ای. ایران هیچ‌گاه میز مذاکره را ترک نکرده است. نمونه‌های متعدد ذیل شاهد این ادعاست:
·       همکاری ایران با دولت بوش پدر برای آزادی گروگان‌های آمریکایی در دوران جورج بوش پدر؛
·       همکاری گسترده ایران با آمریکا در سرنگونی طالبان در دوران جورج بوش پسر؛
·       توافق هسته‌ای (برجام) در دوره اوباما؛
·       مذاکرات منتهی به تفاهم شفاهی قبل از حمله آمریکا در سال ۲۰۲۵؛ و تفاهم‌نامه اسلام‌آباد در دوران ترامپ.
در همه این موارد، ایران وارد مذاکره شد، تفاهم شد اما در نهایت این آمریکا بود که یا از توافق خارج شد یا مسیر مذاکرات را متوقف کرد. حتی ترامپ نیز با کنار گذاشتن تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، میراث دیپلماتیک خود را از بین برد.
آلن آیر: جنگ انگیزه ایران برای داشتم بمب هسته ای را تقویت کرده است. دولت ترامپ فاقد راهبرد روشن دیپلماتیک است و بیشتر به دنبال پیروزی‌های سریع نظامی و سیاسی است تا مذاکرات پایدار. جنگ نه تنها ایران را ضعیف‌تر نکرده، بلکه احتمالاً انگیزه تهران برای دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای را افزایش داده است. همچنین رهبری جدید ایران را ضدآمریکایی‌تر و کم‌ریسک‌تر از گذشته توصیف کرد.
مجری:  آیا می‌توان به برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران اعتماد کرد؟
موسویان: به باور من مسئله اصلی ترامپ سلاح هسته‌ای نیست. آمریکا در عمل راهبردی را دنبال می‌کند که سال‌ها از سوی بنیامین نتانیاهو مطرح شده است؛ یعنی تغییر ژئوپلیتیک خاورمیانه، حذف جمهوری اسلامی و پیشبرد پروژه "اسرائیل بزرگ".  در عین حال اگر واقعاً هدف، صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران باشد، هر توافق هسته‌ای باید بر مبنای معاهده عدم اشاعه  باشد؛ یعنی ایران همان حقوقی را داشته باشد که سایر اعضای معاهده دارند و در مقابل، ایران به تعهدات مندرج در این معاهده پایبند باشد. حتی در برجام و مذاکرات هسته ای دوره ترامپ، ایران برای دوره‌ای مشخص اقدامات اعتمادساز و نظارت‌های فراتر از معاهده  را نیز پذیرفت و لذا اگر توافق عادلانه ای باشد، ایران در مورد شفافیت هسته ای هیچ مشکلی ندارد.
مجری: توافق هسته‌ای به‌تنهایی کافی است؟
موسویان:  تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است هیچ توافق تک‌موضوعی نمی‌تواند پایدار بماند. به اعتقاد من، ریشه اصلی بحران برنامه هسته‌ای ایران نیست بلکه منطقه و ساختار امنیتی خاورمیانه است. در عین حال توافق پایدار بین ایران و آمریکا ناچارا باشد سه محور ذیل را شامل شود:
۱.  تفاهم راهبردی در مورد منافع منطقه ای: دو کشور درچارچوب نرمهای بین المللی، به حقوق و منافع مشروع یکدیگردر منطقه احترام بگذارند و به جای تقابل دائمی، به سمت همزیستی و همکاری حرکت کنند.
۲.  نظام امنیت و همکاری جمعی در خلیج فارس: ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس باید مسئولیت امنیت منطقه را خود بر عهده بگیرند و ساختارجدید "سازمان‌های همکاری و امنیت خلیج فارس" را  ایجاد کنند که امنیت انرژی، امنیت دریانوردی و ثبات خلیج فارس را تضمین کند.
۳.  پایان تهدیدات متقابل ایران و اسرائیل: تا زمانی که راهبرد «اسرائیل بزرگ» و حذف ایران از معادلات منطقه دنبال شود، صلح پایدار در خاورمیانه امکان‌پذیر نخواهد بود. همچنین فراموش نکنیم که نابودی راه‌حل «دوکشوری فلسطین و اسرائیل» نیز از عوامل اصلی استمرار بحران است. با این وجود، در نهایت اسرائیل و ایران باید به تهدیدات متقابل امنیتی-نظامی-موجودیتی متقابل خاتمه دهند.
آلن آیر : با بخشی از مطالب آقای موسویان موافقم. امنیت منطقه‌ای امروز «همه یا هیچ» است؛ اگر ایران احساس امنیت نکند، هیچ‌یک از کشورهای خلیج فارس نیز امنیت واقعی نخواهند داشت. مسئولیت اصلی اکنون بر عهده کشورهای منطقه است تا گفت‌وگوهای دوجانبه و چندجانبه خود را گسترش دهند.
پایگاه خبری الف گفت‌وگوی الجزیره با دو دیپلمات سابق ایران و آمریکا آینده جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران
Post #2734 68

Forwarded from سهند ایرانمهر

‍ ✔️میدان‌داری گاوچران تستسترون‌دار در عصر هوش مصنوعی

✍🏻سهند ایرانمهر

وقتی پیت هگست، وزیر جنگ دولت ترامپ، از کنار رفتن «دلقک‌های ایدئولوژیک» و روی کار آمدن «گاوچران‌های میهن‌پرست» سخن می‌گوید و اضافه می‌کند که این بار، تستوسترون در راس امور قرار گرفته است و این همه را با فرازهایی از فصل ششم کتاب اشعیا در عهد عتیق ممزوج می‌کند، در حال رونمایی از جهان‌بینی‌ای است که در آن، قدرت مدرن و سکولار جامه از تن درآورده و پشمینه دوران و پیشامدرن را با ترکیبی از نرینگی، قدسیت، جسارت و غلبه بر تن می‌کند.

گاوچران مورد تاکید در سخنان او اشاره به یک اسطوره فرهنگی در فرهنگ آمریکایی است که همزمان میراث‌دار اسطوره مرزهای غربی (Frontier Myth) و تصویر مردی است که به نیروی شخصی خود تکیه می‌کند، از خطر نمی‌ترسد، اهل سازش نیست و برای پیش بردن اراده‌اش منتظر اجازه دیگران نمی‌ماند. این تصویر، که در سینما و ادبیات و حافظه جمعی آمریکایی‌ها بازتولید شده، حامل نوعی مردانگی مستقل، سرسخت و گاه خشونت‌ورز است. وقتی هگست این شخصیت را با صفت «میهن‌پرست» همراه می‌کند، در واقع از الگویی سخن می‌گوید که در آن دفاع از وطن با نمایش قدرت، بی‌باکی و آمادگی برای درگیری پیوند می‌خورد.

بخش معنادارتر سخن هگست اما ارجاع او به تستوسترون است. تستوسترون در علم پزشکی هورمونی زیستی است و نمی‌توان با احاله به میزان آن درباره شجاعت، عقلانیت، وطن‌پرستی یا توانایی فرماندهی افراد داوری کرد. با این‌حال، در فرهنگ کوچه و خیابان چه تستوسترون و چه بیضه استعاره‌ای از مردانگی تهاجمی است.

راست‌گرایی ترامپی و هوادارانش بخش عمده گفتمان خود را با همین تستسترون و بیضه آویزان گره زده است تناقض ماجرا اما آنجاست که این الگوی قدرت، در میان بخشی از نخبگان فناوری نیز هوادار پیدا کرده که خود را نمایندگان آینده، آزادی و جهان مدرن می‌دانند فهم چرایی این ائتلاف چندان سخت نیست برای بخشی از سرمایه‌داران فناوری، ترامپ با وعده مقررات‌زدایی، کاهش نظارت دولت و فراهم کردن میدان عمل گسترده‌تر برای سرمایه و نوآوری، متحدی سیاسی است. در این نگاه، آزادی نیز گاه از معنای گسترده حقوق شهروندی و محدود کردن قدرت فراتر رفته و به آزادی بنگاه‌ها و صاحبان سرمایه از مداخله و نظارت عمومی تقلیل پیدا می‌کند.

بنابراین، ائتلاف ترامپیسم و بخشی از سرمایه فناوری هم‌پوشانی منافع و تصوری مشترک از قدرت است بدین‌معنا که یکی خواهان رهایی قدرت سیاسی از محدودیت‌های نهادی است و دیگری خواهان رهایی قدرت اقتصادی و فناورانه از نظارت و مقررات. حاصل این هم‌نشینی می‌تواند شکل تازه‌ای از اقتدارگرایی باشد که نه در برابر فناوری، بلکه با استفاده از پیشرفته‌ترین دستاوردهای آن، مناسباتی سلسله‌مراتبی و متمرکز را بازتولید می‌کند. به این ترتیب، هوش مصنوعی و زیست‌فناوری ممکن است در کنار اسطوره جنگاور، رهبر مقتدر و نرینگی مسلط قرار گیرند و اشکال کاریکاتوری که برجای می‌ماند دو چیز است یکی به اصطلاح مخالفان نظام‌‌های خودکامه که برای پاگذاشتن به دنیای مدرن چشم به ترامپ دوخته‌اند و دیگری فناوری قرن بیست‌ویکم که در خدمت بازسازی تخیل سیاسی قرون پیشامدرن قرار گرفته است.

@sahandiranmehr
Telegram attach 📎
Post #2732 86
آتش‌بس اجتماعی👇

……………. ‏

نویسنده: حسین قتیب

آقایان مسوول! جامعه‌ای که به خاطر جنگ ، تحریم و محاصره از نظر اقتصادی تحت فشار قرار گرفته، حساس‌تر، عصبی‌تر و آسیب‌پذیرتر می‌شود. کوچک‌ترین تعارض اجتماعی در چنین فضایی هزینه‌ای بسیار بیشتر از شرایط عادی دارد. خانواده‌ای که با تورم، ناامنی شغلی، نگرانی از دارو، مسکن و آینده فرزندان مواجه است، ظرفیت بسیار کمتری برای تحمل تنش‌های جدید دارد. در این نقطه، کیفیت سیاست اجتماعی مستقیماً به ظرفیت کشور برای عبور از بحران مرتبط می‌شود.

‏باید هر سیاستی را ‌ با یک پرسش ساده سنجید: آیا این سیاست در این لحظه پیوندهای اجتماعی را تقویت می‌کند یا شکاف‌های موجود را فعال‌تر می‌کند؟

‏بحث‌های هویتی تحریک‌کننده، منازعات فرهنگی مانند حجاب، طرح شلاق برای خواننده زن، جرم‌انگاری گسترده رفتارهای اجتماعی، برخوردهایی که بخش‌هایی از جامعه را در مقابل بخش‌های دیگر قرار می‌دهد و بازکردن مجدد پرونده‌هایی مانند نوع پوشش زنان، تنها یک موضوع فرهنگی یا حقوقی نیستند. در شرایط بحران، این سیاست‌ها یک پیامد ثانویه نیز دارند: بخشی از انرژی سیاسی، انتظامی و روانی جامعه را از مسئله اصلی منحرف می‌کنند و اختلافاتی را فعال می‌کنند که باید بپذیرید جامعه ایرانی از آن عبور کرده و باید به مردم احترام گذاشت ، اما در شرایط فشار اقتصادی قابلیت تبدیل‌شدن به شکاف اجتماعی دارند.

‏در این معنا، کشور در شرایط بحران به چیزی شبیه یک «آتش‌بس اجتماعی» نیاز دارد که به معنای جلوگیری از تولید منازعاتی که فوریت ندارند و می‌توانند سرمایه اجتماعی محدود کشور را مصرف کنند.

https://t.me/HosseinGhatib
Telegram حسین قتیب نوشته‌هایم درباره‌ی تاریخ، سیاست، ادبیات و جامعه همه کارها را سر اندرنشیب / مگر دست گیرد حسین قتیب! #فردوسی لینک اکانت در ایکس https://x.com/hosseinghatib ای دی کانال در بله @HosseinGhatib
Post #2731 53

Forwarded from محمدرضا جلائی‌پور🍀Jalaeipour

⭕️ اهای! با شما هستم!

هفته‌ها و ماه‌های پرمخاطره‌ای پیش روی ایران است که می‌تواند در سطح کلان‌ساختاری و منطقه‌ای ریل‌گذارِ سرنوشت جمعی‌ ما و‌ نسل‌های بعد شود. این‌که با چه هزینه‌ای ایران از این گردنه رد می‌شود از جمله بستگی به انسجام و ظرفیت حل مساله و عملکرد مجموع حکمرانان و نیروهای اثربخش اجتماعی و سیاسی ایران و وضعیت همهٔ مولفه‌های قدرت ملی و افقی که اکثریت برای سال‌های پیش رو می‌بیند دارد.

با شما هستم! نمایندهٔ مجلسی که در همین هفته‌ها از استیضاح دو وزیری که متولی دو ستون مهم استقامت ملی هستند هم نمی‌گذری! مدیر و سردبیری در صداوسیما که در همین ماه‌ها هم رسانهٔ ملی را به سمت ملی و فراگیرتر شدن نمی‌بری! برنامه‌ریز تریبون میادین اصلی تهران که حتی در این هفته‌ها هم برای تکثرپذیر و همبستگی‌سازتر شدن تجمعات میادین گام موثری بر نمی‌داری! فعال سیاسی و مدنی‌ای که حتی در چنین بزنگاهی اسیر بازی ملامت و مقصریابی و منازعات گذشته‌نگر مانده‌ای و عملا اولویتت را نه به تقویت انسجام و استقامت ملی که به بهانه‌یابی برای ستیز و صف‌آرایی‌های داخلی می‌دهی! مدیر عالی‌رتبه‌ای در هر یک از قوای سه‌گانه و‌ نهادهای عمومی که فوری‌ترین اولویتت را کمک به ستاد جنگ اقتصادی و کم‌اثرسازی محاصره قرار نداده‌ای و با فرمان شرایط غیرجنگ و محاصره تصمیم می‌گیری! تصمیم‌گیر و تصمیم‌سازی که حتی بعد از سه جنگ اخیر و شنیدن سخنرانی نتانیاهو و تهدید به نابودی تمدنی توسط ترامپ در نطق سازمان ملل همچنان از درک اقتضائات و اولویت‌های شرایط تهدید وجودی ایران و اقتضائات پایانِ بادوامِ جنگ عاجزی! قاضی و مدیر و رسانه‌ و هم‌وطنی که در هر سطحی که اثر داری حتی در این روزها هم مشغول اقدام‌ها و حرف‌ها و تصمیم‌هایی هستی که به جای ساختن افق گیراتر و همبستگی قوی‌تر، بخشی از جامعه را عصبانی می‌کند، شکاف‌ها را فعال می‌کند و امید عده‌ای به آینده را می‌کاهد!

با شما هستم! شما هم سوار همین کشتی ایرانید! همان کشتی که در این منطقهٔ آشوبناک فرزندان‌تان هم‌ سوارش می‌مانند و تا همین جا صدها هزار جان و عمر عزیز فدای حفاظت از آن شده! هم‌سرنوشتیم! تک‌تک ساعات این روزها باید با بیشترین تمرکز و توان صرف تقویت پایه‌ها و مایه‌های قدرت و استقامت ملی و‌ عبور کم‌هزینه‌تر از گرداب هائل پیش رو شود. تک‌تک ساعات! ایران درگیر بازی بزرگی است. سطحش فراتر از منافع کوتاه‌مدت تو است! نمی‌خواهی چشم‌هایت را باز کنی و مدتی ارتفاع ملی بیشتری بگیری؟
@jalaeipour
Older posts →

About this channel

How can I read @inak_razavi without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for اینک: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does اینک have?
اینک (@inak_razavi) has 198 subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does اینک know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →