گفتوگوی الجزیره با دو دیپلمات سابق ایران و آمریکا
Why the US-Israel War on Iran is headed for escalation | The Bottom Line - YouTube
موضوع :آینده جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران
مجری استیو کلمنز. مصاحبه شدونده گان: سید حسین موسویان و آلن آیر
مجری: آیا جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران به سمت تشدید، آتشبس یا یک بنبست طولانیمدت پیش میرود؟ اگرچه در ظاهر از شدت بحران کاسته شده، اما آمریکا همزمان فشارهای اقتصادی را افزایش داده، ناو سوم خود را به منطقه اعزام کرده و مذاکرات نیز همچنان بینتیجه مانده است.
موسویان: هدف اصلی از ابتدا تغییر حکومت در ایران بوده است. در ایران امروز تقریباً اجماع وجود دارد که دونالد ترامپ از همان آغاز به دنبال تغییر حکومت بوده است، نه صرفاً حل اختلافات هستهای. ترامپ بارها بهصراحت از تغییر رژیم، کنترل منابع نفتی ایران، تغییر نام تنگه هرمز به تنگه ترامپ و حتی نابودی جمهوری اسلامی سخن گفته است. از نگاه تهران، این اظهارات نشان میدهد که مسئله اصلی، فروپاشی حکومت ایران و کنترل منابع انرژی کشور است، نه صرفاً برنامه هستهای. ایران هیچگاه میز مذاکره را ترک نکرده است. نمونههای متعدد ذیل شاهد این ادعاست:
· همکاری ایران با دولت بوش پدر برای آزادی گروگانهای آمریکایی در دوران جورج بوش پدر؛
· همکاری گسترده ایران با آمریکا در سرنگونی طالبان در دوران جورج بوش پسر؛
· توافق هستهای (برجام) در دوره اوباما؛
· مذاکرات منتهی به تفاهم شفاهی قبل از حمله آمریکا در سال ۲۰۲۵؛ و تفاهمنامه اسلامآباد در دوران ترامپ.
در همه این موارد، ایران وارد مذاکره شد، تفاهم شد اما در نهایت این آمریکا بود که یا از توافق خارج شد یا مسیر مذاکرات را متوقف کرد. حتی ترامپ نیز با کنار گذاشتن تفاهمنامه اسلامآباد، میراث دیپلماتیک خود را از بین برد.
آلن آیر: جنگ انگیزه ایران برای داشتم بمب هسته ای را تقویت کرده است. دولت ترامپ فاقد راهبرد روشن دیپلماتیک است و بیشتر به دنبال پیروزیهای سریع نظامی و سیاسی است تا مذاکرات پایدار. جنگ نه تنها ایران را ضعیفتر نکرده، بلکه احتمالاً انگیزه تهران برای دستیابی به بازدارندگی هستهای را افزایش داده است. همچنین رهبری جدید ایران را ضدآمریکاییتر و کمریسکتر از گذشته توصیف کرد.
مجری: آیا میتوان به برنامه صلحآمیز هستهای ایران اعتماد کرد؟
موسویان: به باور من مسئله اصلی ترامپ سلاح هستهای نیست. آمریکا در عمل راهبردی را دنبال میکند که سالها از سوی بنیامین نتانیاهو مطرح شده است؛ یعنی تغییر ژئوپلیتیک خاورمیانه، حذف جمهوری اسلامی و پیشبرد پروژه "اسرائیل بزرگ". در عین حال اگر واقعاً هدف، صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ایران باشد، هر توافق هستهای باید بر مبنای معاهده عدم اشاعه باشد؛ یعنی ایران همان حقوقی را داشته باشد که سایر اعضای معاهده دارند و در مقابل، ایران به تعهدات مندرج در این معاهده پایبند باشد. حتی در برجام و مذاکرات هسته ای دوره ترامپ، ایران برای دورهای مشخص اقدامات اعتمادساز و نظارتهای فراتر از معاهده را نیز پذیرفت و لذا اگر توافق عادلانه ای باشد، ایران در مورد شفافیت هسته ای هیچ مشکلی ندارد.
مجری: توافق هستهای بهتنهایی کافی است؟
موسویان: تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است هیچ توافق تکموضوعی نمیتواند پایدار بماند. به اعتقاد من، ریشه اصلی بحران برنامه هستهای ایران نیست بلکه منطقه و ساختار امنیتی خاورمیانه است. در عین حال توافق پایدار بین ایران و آمریکا ناچارا باشد سه محور ذیل را شامل شود:
۱. تفاهم راهبردی در مورد منافع منطقه ای: دو کشور درچارچوب نرمهای بین المللی، به حقوق و منافع مشروع یکدیگردر منطقه احترام بگذارند و به جای تقابل دائمی، به سمت همزیستی و همکاری حرکت کنند.
۲. نظام امنیت و همکاری جمعی در خلیج فارس: ایران و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس باید مسئولیت امنیت منطقه را خود بر عهده بگیرند و ساختارجدید "سازمانهای همکاری و امنیت خلیج فارس" را ایجاد کنند که امنیت انرژی، امنیت دریانوردی و ثبات خلیج فارس را تضمین کند.
۳. پایان تهدیدات متقابل ایران و اسرائیل: تا زمانی که راهبرد «اسرائیل بزرگ» و حذف ایران از معادلات منطقه دنبال شود، صلح پایدار در خاورمیانه امکانپذیر نخواهد بود. همچنین فراموش نکنیم که نابودی راهحل «دوکشوری فلسطین و اسرائیل» نیز از عوامل اصلی استمرار بحران است. با این وجود، در نهایت اسرائیل و ایران باید به تهدیدات متقابل امنیتی-نظامی-موجودیتی متقابل خاتمه دهند.
آلن آیر : با بخشی از مطالب آقای موسویان موافقم. امنیت منطقهای امروز «همه یا هیچ» است؛ اگر ایران احساس امنیت نکند، هیچیک از کشورهای خلیج فارس نیز امنیت واقعی نخواهند داشت. مسئولیت اصلی اکنون بر عهده کشورهای منطقه است تا گفتوگوهای دوجانبه و چندجانبه خود را گسترش دهند.
Post #2736
48