ادامه یادداشت👆
در شرق چه می گذرد؟
اما چهار پرسش در اینجا مطرح است که ۱. چه اهدافی دارند ۲. از کجا تغذیه می شوند ۳. تفکر و شعارشان چیست و ۴. کجا آموزش می بینند؟
پاسخ به این چهار پرسش، آسان نیست اما رمزگشایی از توطئه در مرزهای شرق کشور است. نمی گویم جنوب شرقی، زیرا سطح اطلاعات و حفاظت و امنیت و آرامش و آسایش در تمام مرزهای شرقی باید به نحو قابل توجهی افزایش یابد. برتری کمی و کیفی در تمام سطوح زندگی و مناسبات مردم، برگ برنده ما در این نبرد خواهد بود. تکیه ایران براقوام و شهروندان ایرانی بوده و هست. این مردم و این ساکنان بومی در طول قرنها و هزارهها از مرز و ارض سرزمین دفاع کرده و برای وجب به وجب آن جان فشاندهاند.
در پاسخ به پرسشهای چهارگانه، اجمالاً نظر نویسنده این است که هدف این گروهها، عادیسازی خشونت در بلوچستان و درگیر ساختن بخشی از مردم مرزنشین - و حتی فراتر از آن - در نوعی هرج و مرجِ برآمده از انباشت نارضایتیها و کمبودهای اقتصادی و درگیری های پیاپی محلی با منشاء نامعلوم است. عادیسازی خشونت و جنگ میتواند آزمونی باشد که نیروهای نظامی و انتظامی و حتی استانداری و فرمانداری و بخشهای اداری را به یک قطب مقابل مردم محلی معرفی کند و این تبلیغ را برای افزایش دامنه ترور و جنگ، خاصه بر ضد نیروهای اداری، نظامی و مراکز انتظامی تشدید نماید.
استفاده از پهباد و سلاحهای نامتعارف، در این گروههای نوظهور و طرز استقرار آنها در نقاط حساس و حتی صفر مرزی نشان می دهد که دست دول خارجی و دشمن پشت آنهاست و اهداف مشخص و دقیقی از درگیری را دنبال می کنند.
مسئله این است که سیستان و بلوچستان در ایران، نه تنها باید از جهت امنیت آرام باشد، بلکه سطح رفاه و افق زندگی در آن نیز باید فراتر از بقیه ایران در نظر گرفته شود. نگاه کوته اندیش فرقه ای یا دور از مرکز به برادران ایرانی بلوج و اهل سنت در سیستان و بلوچستان هیچ جایی در ایران و فرهنگ آن نداشته است همچنان که شهید مولوی گرگیج بر این مسئله تاکید داشت. دولت پاکستان که اخیراً با عربستان وارد یک پیمان امنیتی و نظامی شده است، شاید در ظاهر بخواهد علیه این گروهها عمل کند و آنها معرفی و نابود سازد،اما پاکستان ظاهراً امکان چنین درگیری را ندارد و هم پیمانان تازه از نظر اقتصادی به این کشور کمکهای قابل توجه خواهند کرد. ایران باید خود مسائل بزرگ را حل کند و این کار فقط امنیتی و انتظامی یا نظامی نیست.
سیستان و بلوچستان زخمی است که نیاز به التیام دارد. فقر و بیکاری، قاچاق و ناامنی و بالاخره خشکسالی در سالهای متوالی، این شهروندان خونگرم و مهربان وطن را آزار داده است. به رغم کمبودها و شرایط بحرانی کنونی، باید با مشارکت بزرگان و بومیان منطقه، مسئله امنیت را حل و فصل کرد و به برنامه های سازندگی مجال بروز داد.
می دانم این سخنان کلی گویی است و کشور در چه شرایطی به سر می برد. اما پس از چند سال یک بار دیگر تکرار می کنم نمی شود یک چابهار ثروتمند در بهترین مرکز ساحلی بلوچستان درست کرد و دایرهای عظیم از مردمان بومی و نیازمند در شعاع آن باشند. این یک اصل بدیهی است. یادتان باشد.
https://t.me/inak_razavi
Post #2742
87