TGViewer
Channel Public Channel
فکرک‌های من | موسوی عقیقی

فکرک‌های من | موسوی عقیقی

@fekr_rak

محمد موسوی عقیقی ـ متولد ۱۳۷۴
پژوهش‌گر دین، تاریخ و فلسفه
[نقد/نظر/پیشنهاد: دایرکت‌چت]

لینک دانلود کتاب‌ها:
https://t.me/fekr_rak/1147?single
لینک کانال بله:
https://ble.ir/fekr_rak
اینستاگرام:
www.instagram.com/mousavi_aghighii
Subscribers
3.87K
Photos
175
Videos
39
Links
296
Recent Posts 19 shown
Post #1254 582
نکات کم‌تر شنیده‌شده از حوزه‌های علمیه

«حوزه‌ی علمیه از نمای نزدیک» عنوان مصاحبه‌ی اخیر من با انصاف‌نیوز است. در این مصاحبه تفاوت‌های حوزه‌های علمیه‌ی قم و نجف را برشمردم و سپس برخلاف نگاه برخی دوستان، به مزیت‌های حوزه‌ی قم اشاره کردم. برخی حواشی حوزوی را هم مرور کردیم. در کل اگر ببینید، بد نیست.

مصاحبه را از لینک زیر مشاهده کنید:
https://youtu.be/GjRSHKj4v1o?is=662LT3dEQeq3uux2

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۶۵
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 9
  • 👎 2
Post #1253 987
رضاشاه حجاب را سیاسی کرد!
#محمد_موسوی_عقیقی

تا پیش از اجرا شدن قوانین مربوط به پوشش زنان در زمان رضا پهلوی، موضوع حجاب منحصر در فتاوای فقیهان بود و از آن‌جایی که عمده‌ی زنان حجاب را رعایت می‌کردند، کسی ادعای اجتماعی بودن حجاب را نداشت. اگر کسانی نسبت به حجاب زنان اعتراض می‌کردند، بیش‌تر این اعتراضات، نه پیرامون پوشش، بلکه مربوط به اصل حضور زنان در جامعه بود. محمد کریم‌خان کرمانی در ۱۲۳۶ خورشیدی در رساله‌ی ناصریه چنین می‌نویسد:
«آیا هیچ مسلمی راضی می‌شود که اختیار در دست زنان بی‌شعور باشد که هرجا می‌خواهند بروند و با هرکس خواهند بشینند و هر وقت خواهند از خانه بیرون روند؟». (رساله‌ی ناصریه، ص۱۵)
حدود هفتاد سال بعد زینب بیگم شیرازی همین دغدغه را بیان می‌کند:
«انصافاً وقتی که سؤال از زن، از عقبِ پرده واجب باشد، خرامیدنش در کوچه و بازار و خیابان‌های لاله‌زار با روی گشاده جایز آید؟». (رسائل حجابیه، ج۱، ص۲۳۳)
سلطنت پهلوی به عنوان یک حاکمیت مرکزیِ اقتدارگرا، در واقع بنای سیاست‌گذاری در پوشش را بنا نهاد. رضا پهلوی در سال ۱۳۱۴ خورشیدی دستور به «کشف حجاب» زنان داد. او در همان سال بیان کرد که «نجابت و عفت زن» به چادر مربوط نیست (تاریخ بیست‌ساله‌ی ایران، ص۲۵۹) و در خردادماه ۱۳۱۵ خورشیدی دستور داد که فروش چادر ممنوع شود. این دخالت دستوری باعث اعتراضات زیادی از سوی حوزه‌های علمیه و برخی از فعالان حقوق زنان شد، خدیجه افضل وزیری همان دوران در نقد دخالت پهلوی در پوشش زنان چنین نوشت:
«... هر کسی را به عقیده‌ی خود آزاد بگذارند. نه حکم به بی‌چادری را بدهند و نه از بی‌چادران جلوگیری کنند». (دولت و فرودستان، ص۲۹۷)
اما فرمان‌های سیاسیِ پهلوی در اصلاح پوشش محدود نماند. اگر تا پیش از این «چادر» به عنوان بارزترین نماد «حجاب شرعی» شناخته می‌شد و به تعبیری نماد عفت داشتن یک زن بود، پهلوی باعث شد با نفرت‌سازی علیه چادر، جامعه‌ی مذهبی، که در آن زمان اکثریت بودند، حساسیت بیش‌تری نسبت اصلاحات پوششیِ سلطنت پهلوی نشان دهد؛ او در نامه‌ای که به محمود جم نوشت، علیه چادر چنین صحبت می‌کند:
«این چادر چاقچورها را چطور می‌شود از بین برد!؟ دو سال است که این موضوع فکر مرا به خود مشغول داشته ... دیگر از هر چه زن چادری بود بدم آمده است ... اصلاً چادر و چاقچور، دشمن ترقی و پیشرفت مردم ماست». (خبرگزاری جمهوری اسلامی، کدخبر: ۸۳۶۲۳۸۶۷)
گام بعدی این بود که سلطنت پهلوی نه تنها با چادر به عنوان نماد حجاب شرعی مخالفت کرد، بلکه این نوع پوشش را به زنان فاحشه اختصاص داد. در مکاتبه‌ای که میان حاکم نظامی استرآباد و شهربانی گرگان در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۱۴ خورشیدی صورت گرفته، تصریح شده که:
«لازم است اداره شهربانی رؤسای اصناف را احضار و با نهایت متانت و ذکر جهات محسنه رفع حجاب و برداشتن چادر سیاه را که به فواحش اختصاص داده شده تذکر و آن‌ها را ملزم و متعهد نماید ...». (خشونت و فرهنگ، ص۴۷۰، سند ۲۶۳)
نیز مطابق سند ملی ۲۹۰-۸۳۶۶ شماره‌ی ۱۰۰۳۲ برخی خدمات اجتماعی برای زنان چادری، مانند حمام کردن، ممنوع شد.

در واقع این دخالت سیاسی در پوشش باعث شد فقیهان و جامعه‌ی مذهبی پیرامون حجاب دو نگاه جدید پیدا کنند. به عبارتی این دخالتِ دستوریِ بالابه‌پایین باعث ایجاد یک حافظه‌ی تاریخی پیرامون پوشش زنان شد. این دو نگاه چنین‌اند:

(۱) حجاب زنان وارد مبارزه‌ی سیاسی شد و ماهیت سیاسی – اجتماعی پیدا کرد؛
(۲) قدرت داخلی - خارجیِ غیرمذهبی همیشه در پی زدودن حجاب است.

در این مرحله بود که حجاب از یک موضوع شخصی – خانوادگی به یک مانیفست و الگو تبدیل گردید و از درون خانه، روزنامه‌ها، مقالات و کتاب‌های فقهی، به نماد مبارزه‌ی سیاسی و موضوع اعتراضات اجتماعی رسید و از سوی دیگر باعث شد «دخالت سیاسی» در موضوع پوشش «امری مشروع» تصور شود.

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۶۴
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 17
  • 👎 5
Post #1251 1.72K
جنایت جنگی در میناب - 26 شهریور 1405.pdf739.2 KB
«جنایت جنگی در میناب» مقاله‌ی بلندی در پاسخ به این پرسش است که «آیا حمله به مدرسه‌ی ابتدایی میناب، عامدانه بود؟». من پیش‌تر مطلب کوتاهی در این مورد نوشته بودم و باورم چنین بود که اولاً آمریکا به میناب حمله کرده و ثانیاً این حمله عامدانه - آگاهانه یا حداقل عامدانه بوده است. در این مقاله من بر همان باور پیشین هستم، اما با تکمیل اخبار توسط خبرگزاری‌ها، گزارشات نهادهای حقوق بشری و مستندات ویژه‌ای که بعد از نگارش آن مطلب به دستم رسید، بَر آن شدم که تمامی این مستندات، اطلاعات و البته تحلیل‌های خودم از آنان را در یک مقاله گردآوری کنم و نتیجه نوشته‌ای است که اکنون می‌توانید آن را دانلود کرده و مطالعه کنید.

قطعاً این نوشته ضعف‌هایی دارد که بخشی از آن بر شانه‌ی تحلیل من است؛ لذا اگر نقد و نظری بود، استقبال خواهم کرد.

مشخصات : ۱۲ صفحه‌ | ۴۸۰۰ کلمه

[ این مقاله را برای دوستان‌تان به اشتراک بگذارید ]

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۶۳
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 13
  • 👎 4
Post #1249 1.65K
آزادی، حجاب و تجاوز
#محمد_موسوی_عقیقی

در چند روز اخیر ویدیویی از یک روحانی بازنشر می‌شود که در راستای دفاع از قانون حجاب می‌گوید:

آقا چرا اون کسی که می‌خواد مزاحم زن‌ها بشه، تجاوز بکنه، آزادی بهش نمی‌دید؟ آزادی بهش بدیم دیگه، خودش انتخاب کرده که مزاحم همه بشه ... چطور تو آزادی [حجاب] اونو می‌بینی، آزادی کسی هم که دوست داره به یکی دیگه تعرض بکنه رو نمی‌بینی؟
اما در این‌باره سه نقد می‌توان داشت:

(۱) آزادی این است که به «سلیقه‌ها» و «فرهنگ» یکدیگر احترام گذاشته شود؛ اما این احترام، به معنای تغییر یک سلیقه/فرهنگ به آداب و رسوم سلیقه/فرهنگ مقابل نیست؛ بلکه به معنای حفظ آزادی عمل در سلیقه/فرهنگ خود و رعایت خطوط قرمز مشترکِ «بین فرهنگی» است. فرض کنید آزادی برای یک زن مذهبی، حق انتخاب او در رعایت حجاب شرعی است و برای زن غیرمذهبی، حق انتخاب‌اش عدم رعایت حجاب شرعی، اما هر دو بر این‌که دروغ گفتن ناروا است، توافق دارند؛ پس در این‌جا انتخاب رعایت حجاب و عدم رعایت حجاب آزادی و دروغ گفتن نقض آزادی است.

(۲) حجاب یک حکم شرعی است، می‌تواند شخصی یا اجتماعی تلقی شود. در هر دو صورت، باید با مبانی شرعی شخصی یا اجتماعی بودن آن را ثابت کرد. اما اگر حجاب حکم شرعی + اجتماعی باشد، لوازمی هم به همراه دارد؛ از جمله اینکه باید از «حدود»، «متغیرها»، «اخلاق» و «مسائل بنیادین حقوقی» هم پیروی کند. به عنوان مثال احکام معاملات را در نظر بگیرید، این دستورات از سویی شرعی‌اند و از سویی مورد تأیید عقلانیت جامعه؛ زمانی که این احکام در یک نظام اقتصادی ضرردِه باشند ممکن است به لحاظ موقعیت زمانی و مکانی از شرعیت بی‌افتند. لذا اگر حجاب حکمی شرعی + اجتماعی باشد، پس باید لوازم اجتماعی بودن را هم دخالت داد.

(۳) «رنج ذهنی» از دیدن مثلاً موی یک زن، با اینکه دیدن آن موی اثر زیان‌بار روان‌شناختی بگذارد، تفاوت دارد. این‌که مردان ممکن است از دیدن زنان بی‌حجاب یا حتی برهنه، تحریک شوند، لزوماً اثر زیان روان‌شناختی نیست، بلکه ممکن است صرفاً «رنج ذهنی» باشد. اگر زیان روان‌شناختی هم بدانیم، لزوماً این زیان از ذاتِ دیدن موی زنان نیست و باز ممکن است این زیان برساخته از ذهنیتی باشد که سال‌ها از زنان موجودی جنسی تصور کرده است. انسان‌ها در قِبال «رنج ذهنی» دیگران، مسئولیت حقوقی و اخلاقی ندارند که اگر داشتند رنجیدن عده‌ای مردم از لباس روحانیت یا چادر زنان هم می‌توانست برای حوزویان یا زنان مذهبی، مسئولیت حقوقی و اخلاقی به بار آورد.
فرض کنید در مسائل اقتصادی که سویه‌های زیاد اجتماعی بودن را دارد، شخصی که دچار ناتوانی مالی است، به اتومبیل گران‌قیمت شخص دیگری در خیابان نگاه کند و از این‌که این خودرو را ندارد، «رنج ذهنی» بکشد؛ حال آیا این رنج ذهنی باعث می‌شود که سرقت آن اتومبیل مشروع و موجه باشد؟ از سوی دیگر اگر صاحب آن اتومبیل عامدانه برای ایجاد رنج ذهنی بقیه از آن وسیله استفاده می‌کند، آیا باز باعث می‌شود سرقت مشروع و موجه باشد؟
در نتیجه، پیش از بحث جامعه‌شناسانه و روان‌شناسانه، جمله‌ی «اگر آزادی حجاب = پس آزادی تعرض»، تقلیل دادن مباحث شرعی و حقوقی حجاب، یعنی یکی از مسائل مهم زنان، به هوس‌های مردانه است؛ یعنی قرار دادن مسأله‌ی زنانه + اجتماعی در مقابل صرفاً هوس مردانه که ممکن است از روی بیماری جنسی، برساخت ذهنی یا کوته‌بینی فکری باشد و این تقلیل دادن خودِ زنان و موضوع بسیار مهم تعرض و آزار جنسی است، زیرا کودکان، زنان محارم و زنان حجاب‌دار هم در معرض همین تعرض‌ها و تجاوزها بوده و هستند و تجربه‌های زیادی هم ثبت کرده‌اند.

(۴) مفسران مسلمان حجاب زنان را از آیه‌ی ۳۱ سوره‌ی نور، برداشت کرده‌اند. اما قرآن در آیه‌ی ۳۰ سوره‌ی نور، بحث نگاه مردان را هم پیش کشیده است. اگر پوشش زنان مسأله‌ی اجتماعی باشد، نگاه مردان هم که در جامعه اتفاق می‌افتد مسأله‌ای اجتماعی است و اگر حجاب زنان مطابق دلایل روایی می‌تواند وارد مجازات‌های حقوقی شود، به همان ادله باید نگاه مردان هم چنین باشد.
از آن‌جایی که نگاه و حجاب مسئولیت‌های لازم و ملزوم یکدیگرند، اگر حجاب جایگاه حقوقی پیدا کند، برای نگاه مردان هم باید چنین باشد، در غیر این صورت تبعیض به وجود می‌آید.

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۶۲
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 28
  • 👎 1
Post #1247 1.7K
الاهیاتِ سلطنت‌طلبی/پهلوی‌خواهی
#محمد_موسوی_عقیقی

«الاهیات سیاسی» در ایران دارد گسترش پیدا می‌کند. حاکمیت از آن‌جایی که ذیل اسلام، در شروط مشروعیت خود نگاهی به آسمان دارد، نگاه الاهیاتی‌اش به سیاست قابل فهم است؛ هرچند این الاهیات سیاسی در طول تاریخ فراز و فرود داشته است. اما اپوزیسیون پُرسروصدای این روزهای نظام سیاسی مستقر یعنی سلطنت‌طلب‌ها، مدت‌ها است که الاهیات سیاسی خود را بَرساخته‌اند.

منظور از الاهیات سیاسی، لزوماً بَرساخت یک تفکر سیاسی در طول خداوند نیست؛ بلکه می‌تواند رابطه‌ی طولی (بالا به پایین) انسان با انسان باشد.

در «الاهیات سیاسی» چند ویژگی می‌بینید:

(۱) مطلق دیدن «شر» و «خیر» و ارزش‌گذاری رفتارها و گفتارها بر اساس این اطلاق؛
(۲) مخالفت با تمامیت یک نظام یا تفکر و نادیده‌گرفتن فرآیند‌های ممکن در اصلاح؛
(۳) تعریف دوستی و دشمنی بر پایه‌ی ایدئولوژی؛
(۴) هزینه‌زا بودن یک تفکر، رفتار و گفتار اهمیتی ندارد؛
(۵) افراد برپایه‌ی تعلق و وفاداری به آن الاهیات پیش‌رفت کرده یا به جایگاهی می‌رسند.

اگر در شبکه‌های مجازی با سردم‌داران، افراد فعال و بلاگرهای سلطنت‌طلب ارتباط داشته باشید یا گفته‌های‌شان را بشنوید، تقریباً با من هم‌نظر هستید که سلطنت‌طلب‌ها همه‌ی این ویژگی‌ها را دارند.

به این صورت که:

(۱) در مواجهه با حاکمیت، سلطنت‌طلبی را «خیر مطلق» و حاکمیت، حامیان و دیگر اپوزیسیون را «شر مطلق» می‌پندارند؛
(۲) با تمام وجوه نظام سیاسی مستقر، فارغ از وجه کارآمد / مثبت یا ناکارآمد / منفی، مخالف‌اند و حتی باور دارند که اگر حاکمیت اصلاح هم شود، خواهان آن نیستیم و اگر بخش‌هایی از اپوزیسیون داخلی یا خارجی روش‌هایی برای ایجاد یک اصلاح مطرح کنند، مخالفت دارند؛
(۳) افراد یا سلطنت‌طلب هستند (طرف خیر) یا «مُلا، چپی، مجاهد» (طرف شر)؛
(۴) اگر هزینه‌ی فروپاشی نظام سیاسیِ مستقر، جنگ طولانی، تخریب زیرساخت‌ها و بعضاً کشته‌شدن غیرنظامی‌ها باشد، مخالفتی ندارند؛
(۵) افراد اگر سلطنت‌طلب نباشند یا باشند اما سلطان مدنظر را قبول نداشته باشند، جایی در پیش‌رفت و جایگاه ندارند.

تمام این‌ها نشان می‌دهد سلطنت‌طلبی که البته در این‌جا به طور خاص پهلوی‌خواهی منظورم است، به یک «الاهیات سیاسی» روی آورده که اتفاقاً فلسفه‌ی وجودی‌اش مخالفت با یک نظام سیاسی مبتنی بر الاهیات است.

من این بَرساختن الاهیات سیاسی سلطنت‌طلبانه را به دَه دلیل می‌دانم:

(۱) عدم تفکر سیاسی یا تجربه‌ی سیاست‌ورزی در میان سردم‌داران سلطنت‌طلب؛
(۲) ریشه‌دار نبودن سلطنت‌طلبی در تاریخ ایران؛ از این جهت که سلطنت‌طلبی بیش‌تر هم‌معنایی با پادشاه‌خواهی دارد و در این‌جا نیاز است تمایز مفهومی میان «پادشاه» و «سلطان» را درنظر گرفت؛
(۳) ضدیت ساختگیِ رسانه‌ای / روزنامه‌ای / ساندویچی با مذهب برای سلطنت‌طلب‌ها؛
(۴) عدم سابقه‌ی طولانی سلطنت‌طلبی به عنوان یک اپوزیسیون و وارد شدن یکباره‌اش و در نتیجه نداشتن ایده‌های اصولیِ خود؛
(۵) در قدیم‌الأیام قانون و سیاست ذیل الاهیات فهمیده می‌شد و سلطنت‌طلبی ایده‌ای گذشته‌گرا در مقابل نظام‌های سیاسی - حقوقیِ پیشرو است؛
(۶) تأکید ساختاری بَر پادشاه - آزادی، به جای اخلاق، حقوق و قانون که پایه‌های آزادی‌اند. در این‌جا پادشاه رهایی‌بخش و آزادی‌دهنده است؛
(۷) برساختن سلطنت‌طلبی به عنوان «دشمنی با یک نظام سیاسی / مذهب» نه یک ایده‌ی «تفاهم اجتماعی در تفاوت‌ها»؛
(۸) قرار دادن «شیوه‌ی حکم‌رانی» به عنوان «راه حل» و «تفکر سیاسی»؛
(۹) عدم مشروعیت عمومی پرچم‌دار سلطنت‌طلب‌ها، در نتیجه لزوم ایجاد قدسیت؛
(۱۰) عدم شناخت بَر ناممکنی اصلاحِ اجتماعی - فکریِ دفعی در مقابل اصلاح تدریجی یا نادیده گرفتن آن.

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۶۱
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 14
  • 👎 12
Post #1245 1.66K
رزومه‌ی تخیلی
#محمد_موسوی_عقیقی

در سایت شخصی‌اش نوشته که «تهیه و تدوین بیش از یک میلیون مقاله در موضوعات گوناگون» و این را جزو رزومه‌ی علمی خود آورده بود. جالب است بدانید سایت علوم انسانی در ۱۸ زیرمجموعه، با احتساب تکرار مقالات در موضوعات مرتبط، حدود ۵۵۰ هزار مقاله را ثبت کرده است.
این ادعا بیش‌تر رزومه‌سازی و برآمده از یک ذهن تخیلی است.
فرض کنید اگر این شخص ۱۰۰ نفر را بدون هیچ هزینه، مرخصی و آب‌وغذایی برای نگارش این مقالات اجیر کند، نویسنده هم برای هر مقاله ۵ روز فرصت دارد و به طور میانگین هر مقاله ۳۵۰۰ کلمه است. تقریباً ۱۴۰ سال طول می‌کشد این ۱۰۰ نفر، یک میلیون مقاله تولید کنند.

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۶۰
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 20
Post #1243 1.92K
اسلام شیعی دو مزیت نسبت به یهودیت، مسیحیت، زرتشتیت و حتی اسلام‌های دیگر، به خصوص اسلام سنی دارد، نخست این‌که پیشوایان شیعی مشخص و معدودند و همین باعث عدم گسترش بی‌رویه‌ی دین در زیست شخصی و برجای ماندن اعتبار عرف می‌شود.
دوم این‌که اسلام شیعی قرائت‌پذیر است، اما نه قرائت مکتبی، بلکه قرائت شخصی که به آن «اجتهاد» می‌گویند؛ به این صورت که مجتهد در یک خوانش و مبانی شخصی، بر اساس منابعی، قرائت خود از متن را بیان می‌کند.

بیش‌تر بخوانید: «چرا اجتهاد مزیت است؟»

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۵۹
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👎 25
  • 👍 14
Post #1241 2.42K
کتاب «زینب الکبری السیدة المظلومة» نوشته‌ی حافظ أسدرم، مدعای اصلی‌اش این است که زینب بنت علی(س) در وقایع کربلا و شهادت امام حسین(ع) حضور نداشته است. کتاب حجیم و مفصل است.
اما من بعد از خواندن آن، قانع نشدم. بزرگ‌ترین ضعف استدلالی کتاب، در نوع نقد کردن گزارشات حضور زینب کبری(س) است. أسدرم با بی‌توجهی به «روش سنجش تاریخ»، تعداد زیادی از گزارشات را به دلیل «ضعف ناقلان گزارش (نقد رجالی)» کنار می‌گذارد؛ درحالی‌که نقد رجالی یک متن، روشی است که محدثانِ متقدم برای سنجش روایات اعتقادی و فقهی ابداع کردند. اما برخلاف متون اعتقادی و فقهی، متون تاریخی «قرینه‌محور» هستند؛ یعنی «رد پا» و «نخ» دارند و نباید به صرف ضعیف بودن ناقل، گزارش را بی‌اعتبار دانست. به عبارتی نباید «روش سنجش حدیث» را با «روش سنجش تاریخ» درآمیخت.
این هم‌آمیزی روشی میان حدیث و تاریخ، که هرچند هر دو «نقل»اند اما زمینه‌ی شکل‌گیری متفاوتی از یک‌دیگر دارند و هدف جداگانه‌ای را دنبال می‌کنند، باعث می‌شود، تاریخ‌پژوه که باید بی‌طرف باشد، ایدئولوژیک پژوهش کند.

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۵۸
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 15
Post #1238 2.23K
(ویدئوی ضمیمه‌شده، جالب است؛ ببینید)
امروز سال‌روز ولادت پیام‌آوراسلام محمد بن عبدالله(ص) است. پیش‌تر نوشته‌ام که گاهی ما مُسلمانان باید او را بدون ردای نبوت بشناسیم. پیام‌آور فارغ از این‌که شخصیت الهی و فرستنده‌ی پیام خداوند باشد، جزو معدود افرادی در تاریخ است که می‌توان به عنوان «مُصلح اجتماعی» شناخته شود.
بزرگ‌ترین فعالیت مصلحانه‌ی جمع‌آوری مردم قبایل و بیابان‌نشین و بعضاً بدوی، ذیل یک هویت جمعی به نام اسلام بود. او توانست بسیاری از قوانین خشن اعراب پیش از اسلام را بزداید یا با توجه به مقدورات زمانه‌ی خود، آن‌ها را تلطیف یا کم‌رنگ نماید. لیست زدایش این قوانین بلند بالا است.
از سوی دیگر، او نسبت به جامعه‌اش، با هر ویژگی‌ای که داشتند، شفقت داشت؛ با وجود تمام سختی‌ها، مشقت‌ها، آوارگی‌ها و کشتارهایی که خاندان قریش علیه محمد(ص) و پیروان‌اش کرد، زمانی که او زمامِ جامعه را به دست گرفت، تمامی دشمنان و دشمنی‌های‌شان را بَخشود.
تمامی این‌ها باعث اقبال مردم به راه‌ورسم او شد.

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۵۷
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 14
  • 👎 1
Post #1237 2.02K
اولاً «أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ» معنای «دار و ندارتان را خرج همسرتان کنید» نمی‌دهد. «مِنْ» در اینجا تبعیضیه‌ست، یعنی «بخشی از اموال».

ثانیاً قرآن در آیه‌ی ۳۱ نور به زنان توصیه کرده پاکدامنیِ جنسی داشته باشند: «وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ». حالا «حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ» معنای «رازداری شوهر» نیست، بلکه به معنای پاک‌دامنی در غیاب شوهر است.

ثالثاً «نُشُوزَهُنَّ» به معنای «ناسازگاری» نیست. «نشوز» در اینجا با توجه به دو عبارت پیش‌تر از خود «فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِلْغَيْبِ» معنای خیانت جنسی می‌دهد؛ یعنی «در صورتی که زنان‌تان در غیاب شما، خیانت کردند».

رابعاً «وَاضْرِبُوهُنَّ» همان معنای «کتک زدن» می‌دهد نه دور شدن یا بیرون کردن یا تغییر رفتار. «ضرب» به نسبت «ضارب» و «مضروب» معنا می‌شود؛ «ضرب» وقتی معنای «سفر» می‌دهد که «ضارب» انسان باشد و «مضروب» جاده؛ اینجا هم «ضرب» در نسبت «انسان با انسان» معنای کتک زدن دارد، اما با توجه به فرازهای قبل، اینکه «وقتی زن در غیاب شوهر، دچار خیانت جنسی شود».

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۵۶
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 17
Post #1236 1.77K
اسلام و خرید فرزند از کافران
#محمد_موسوی_عقیقی

«جزیه» مطابق با آیه‌ی ۲۹ سوره‌ی توبه، به مالی گفته می‌شود که افراد نامسلمان، اگر بخواهند در سرزمین‌های اسلامی زندگی کنند، باید به مسلمانان پرداخت نمایند. چند روز قبل گفت‌وگویی با یکی از مخاطبان داشتم و او مطرح کرد رسم بر این بوده که اگر فرد نامسلمانی به لحاظ مالی فقیر بود، فرزندان خود را به مسلمانان می‌فروخت.

در دوران و تاریخی که انسان‌ها بنیان زندگی خود را بر پایه‌ی ایدئولوژی و تعصب بنا می‌کردند، فروش فرزند شاید چندان عجیب به نظر نرسد و طبیعتاً کسی که فرزند خود را می‌فروشد و حاضر نیست باورهای خود را متناسب با موقعیتی که در قرار دارد تنظیم کند و در عوض مسئولیت حقوقی و اخلاقی خود در قِبال فرزندش را نادیده می‌گیرد، دچار انحطاط اخلاقی است. البته از آن‌سو کسی که حاضر می‌شود فرزندی را بخرد و او را از مادرش جدا کند، در همین انحطاط جای می‌گیرد.

اما نکته‌ی جالب این‌جاست که فروش فرزند توسط افراد نامسلمان به مسلمانان، گزارش تاریخی‌ای برای دوران پیام‌آوراسلام ندارد. «بَرقه» شهری در شرق لیبی کنونی بود و بعد از فتح مصر، توسط عمرو عاص (متوفای ۴۳ قمری) در سال ۲۰ یا ۲۱ قمری با قرارداد صلحی به تصرف مسلمانان درآمد. در این صلح‌نامه، قرار بر این بود که اهالی بَرقه سالانه ۳۰۰ هزار دینار به عنوان جزیه پرداخت نمایند. (النجوم الزاهرة، ج۱، ص۷۵) ابن عبدالحکم (متوفای ۲۵۷ قمری) مورخ مصری، نخستین نفری است که فروش فرزندان به مسلمانان را مطرح می‌کند. بنا به گفته‌ی او، برخی از مردم بَرقه حاضر بودند به جای پرداخت پول، کودکی از فرزندان خود را به مسلمانان بدهند:

فسار عمرو بن العاص فى الخيل حتى قدم برقة؛ فصالح أهلها على ثلاثة عشر ألف دينار يؤدّونها إليه جزية، على أن يبيعوا من أحبّوا من أبنائهم فى جزيتهم. (فتوح مصر و المغرب، ص۱۹۷؛ نیز ر.ک به: تاریخ خلیفة بن خیاط، ص۱۴۴)

ظاهراً این روش از پرداخت جزیه، ایده و پیشنهاد خودِ عمرو عاص بوده است (تاریخ الطبری، ج۴، ص۱۴۴) و بنا به برخی گزارش‌ها پیشنهادی برای قبیله‌ی لواته بود. (المسالک و الممالک، ج۲، ص۶۵۰) با این حال هیچ گزارشی وجود ندارد تا نشان دهد اهالی بَرقه یا حتی دیگر سرزمین‌هایی که به تصرف مسلمانان درآمدند، فرزندان خود را فروخته باشند یا مسلمانان آنان را مجبور به فروش فرزندان‌شان کرده باشند.

از سوی دیگر، فتح بَرقه به دست عمرو عاص، در زمان خلیفه‌ی دوم عمر بن خطاب بود. از برخی گزارشات به دست می‌آید که خلیفه‌ی مسلمانان با این کار مخالفت کرد و دستور داد که از نامسلمانانی که باید جزیه بدهند شخص یا زمین نخرید و دلیل آن را هم چنین عنوان کرد: « أَهْلُ الْخَرَاجِ يَبِيعُ بَعْضُهُمْ بَعْضًا – جزیه‌دهندگان برخی از خود را می‌فروشند» (مصنف إبن أبی‌شیبة، ج۴، ص۳۳۷). این مسأله آن‌قدر شایع شد که سَر از متون فقهی درآورد. ابن قیم جوزی (متوفای ۷۵۱ قمری) نقل کرده که مسأله‌ی فروش فرزندان به عنوان جزیه مسأله‌ای فراگیر گَشت، یعنی نامسلمانان با پیشنهاد اولیه‌ی خودشان می‌خواستند فرزندان‌شان را بفروشند.

اما فقیهان فتوا دادند که خرید و فروش فرزندان یا حتی همسران نامسلمانانی که در صلح با اسلام‌اند خلاف شرع بوده و تنها از نامسلمانی که در صلح با اسلام نیست، می‌توان این افراد را خرید (أحکام أهل الذمة، ج۱، ص۲۹۷)، اما برخی فقیهان به طور کلی خرید و فروش کودک را در اسلام حرام دانسته‌اند. (الخلاف، ج۵، ص۵۳۴) در میان فقیهان شیعه تنها معامله‌ی فرزند کافرانی که در صلح با اسلام نیستند، جایز است (إرشاد الطالب في شرح المكاسب، ج۱، ص۵۹)، هرچند برخی اشکال گرفته‌اند از آن‌جایی که انسان قابل تملیک نیست، پس این خرید و فروش هم جایز نخواهد بود. (سداد العباد و رشاد العباد، ص۴۹۹)

دو نکته‌ی پایانی
(۱) آرای فقیهان هیچ شاهد تاریخی‌ای ندارد. اساساً جنگ‌های صدر اسلام میان مسلمانان و دیگر دین‌داران بود و فتوحات اسلامی در دوران خلفای بعد از پیام‌آوراسلام نیز مقابل همین افراد (نامسلمانان اهل کتاب) محسوب می‌شد. لذا وجود آرای فقهی، لزوماً به معنای وجود یک اتفاق تاریخی نیست.
(۲) آرای فقیهان با فاصله‌ی بسیار زیادی از صدر اسلام مدون شده است. در متون روایی، خرید و فروش فرزند به شدت نهی شده، ولی دسته‌بندی فقیهان به خرید و فروش فرزند مُجاز و غیرمُجاز، بعد از دوران پیام‌آوراسلام، خلفای راشد و پیشوایان شیعه بوده است.

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۵۵
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 4
Post #1232 1.81K
فردی ایرانی بر روی پلاکاردی نوشته است:
هیچ ایرانی مسلمان نیست و هیچ مسلمانی ایرانی نیست. دست از این توهم تاریخی بردارید.

این نوشته انکار بخشی از «تاریخ» و «جامعه» است؛ شبیه به کسانی که امروزه بخشی از تحولات اجتماعی را انکار می‌کنند. در واقع افتادن در گرداب توهمات تاریخی پیرامون ایران است که گویی در ۱۵۰۰ سال قبل، جامعه‌ی ایران به لحاظ دین‌داری متنوع و آزاد بوده و بعد از اسلام، این تنوع و آزادی از بین رفته است؛ درحالی‌که دین زرتشت از سوی پادشاه پذیرفته و از بالا به پایین، دین رسمی گردید. اما در ورود اسلام به ایران، مردم در یک بازه‌ی زمانی ده‌ها ساله مسلمان شدند و سپس یکی از محورهای مهم مسلمانی را در طول تاریخ تشکیل دادند و گزارش‌های تاریخی متعددی هم نشان از وجود تنوع دین‌داری را می‌دهد.
نکته‌ی قابل توجه این‌که همین الان هم، اکثریت مردم در ذیل گرایش‌ها و سبک‌های مختلف دین‌داری، مسلمان‌اند یا در صورت تفاسیر بدیل از اسلام، حاضرند مسلمان بمانند. این دو جمله بیش‌تر باعث «انسانیت‌زدایی» از بخش اکثریت جامعه است.

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۵۴
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 24
  • 👎 5
Post #1228 2.61K
چرا زنان پیام‌آوراسلام دیگر حق ازدواج نداشتند؟
#محمد_موسوی_عقیقی

(۱) قرآن در آیه‌ی ۲۸و۲۹ سوره‌ی احزاب همسران پیام‌آوراسلام را مخیر می‌داند که میان مردان دیگر با شرایط مالی بهتر و محمد بن عبدالله(ص) انتخاب کنند تا اگر انتخاب‌شان مردان دیگر است، پیام‌آور آن‌ها را طلاق دهد. با وجود این حق انتخاب، هیچ‌یک از زنان، پیام‌آوراسلام را ترک نمی‌کند.

(۲) مادر بودن در قرآن لوازمی دارد، از جمله این‌که مطابق آیه‌ی ۲۳ سوره‌ی اسراء حفظ حرمت مادر در هر شرایطی که باشد، لازم است و سخن گفتن با آن‌ها باید همراه نرم‌خویی باشد: «وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا».
قرآن در آیه‌ی ۶ سوره‌ی احزاب، همسرانِ پیام‌آوراسلام را در حکم مادر برای مسلمانان قرار می‌دهد: «وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ»؛ چیزی که به اصطلاح امروزه «ام المؤمنین» نامیده می‌شود؛ یعنی زنان پیام‌آوراسلام، با تمام ضوابط فقهی‌اش، در حکم مادر هستند.

(۳) دلیل اینکه همسران پیام‌آوراسلام در چنین جایگاهی قرار گرفتند این است که آن‌ها مانند دیگر زنان نیستند: «يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ» (احزاب : ۳۲). از همین رو قرآن در آیه‌ی ۵۳ سوره‌ی احزاب قانونی می‌گذارد که بعد از مرگ پیام‌آوراسلام، همسران‌اش دیگر نمی‌توانند با هیچ مردی ازدواج کنند.
در مقابل این حکم، شاید برای این‌که جانب عدالت رعایت شود، پیام‌آوراسلام هم از ازدواج مجدد، تا زمانی که در قید حیات است، منع شد: «لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ» (احزاب : ۵۲). به عبارتی منع ازدواج، دوطرفه بود.

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۵۳
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 7
  • 👎 7
Post #1226 2.51K
چرا دین فردوسی مهم نیست؟
#محمد_موسوی_عقیقی

ابوالقاسم فردوسی (متوفای ۴۰۳ خورشیدی) امروزه بخش جداناشدنی از هویت ایران است. شاه‌نامه‌ی او آن‌چنان در میان فارسی‌زبانان بر سر زبان است که اگر کسی این کتاب را نخوانده باشد هم، به آن افتخار می‌کند.

اما پرسشی که این روزها در میان ایرانیان گاهی به بحث و جدل می‌کشد، دین و اعتقادات مذهبی فردوسی است. برخی مانند ملک‌الشعرای بهار فردوسی را زرتشتی دانسته‌اند، در مقابل نظامی عروضی (قرن ششم) و رازی قزوینی (زنده در ۵۶۰ قمری) فردوسی را مسلمان شیعه خوانده‌اند. در میان معاصرین محیط طباطبایی (متوفای ۱۳۷۱ خورشیدی) فردوسی را شیعه‌ی زیدی، عباس زریاب خویی (متوفای ۱۳۷۳ خورشیدی) او را شیعه‌ی اسماعیلی و احمد مهدوی دامغانی (متوفای ۱۴۰۱ خورشیدی) این شاعر را شیعه‌ی دوازده‌امامی می‌دانند.

با تمام این‌ها، آیا اگر فردوسی مسلمان باشد، نسبت او با ایران، ایرانیان و فارسی‌زبانان تغییر می‌کند؟ یعنی دیگر اقبالی به او نمی‌شود چون مسلمان است؟ نیز اگر او مسلمان نباشد، نباید او را بخشی از هویت ملی دانست؟

در واقع مسأله این است که مسلمانی یا نامسلمانی فردوسی چه نسبتی را با ما برقرار می‌کند که تا الان نکرده و چه نسبتی از ما با او را تغییر می‌دهد؟

او با کنار گذاشتن تمام حرف‌ها‌وحدیث‌ها «یکتاپرست» محسوب می‌شود و با در نظر گرفتن ابیاتی، می‌توان او را «مسلمانِ شیعه‌ی غیرمتعصب» دانست.
اما راست‌اش را بخواهید به نظرم دین و آیینی که فردوسی داشته در کم‌ترین اهمیت خودش است. از این جهت که فردوسی اساساً نه حکیم الهی محسوب می‌شود نه موبد و روحانی زرتشتی بوده و نه فقیه و مفسر قرآن است و نه حتی نامسلمان و بی‌خدای بزرگی است؛ او مانند خیلی از انسان‌های زمان ما یک مسلمان یا نامسلمان معمولی ولی از قضای روزگار شاعر زبردستی بوده است.
انسان‌های معمولی دین داشتن، دین‌داری یا بی‌دینی‌شان فاقد اهمیت است و صرفاً در عدد نهایی شُمار یک مکتب فکری، جایگاهی دارند. جدی گرفتن دین یا مذهب فردوسی ما را از چه‌بسا هدف فردوسی که ستایش ایران بوده، دور می‌کند.


آن‌چه که از فردوسی برای ما آموزنده است، رواداری او نسبت به هر دینی است که مردم ایران در زمانه‌ی زیستن‌اش، داشتند. فردوسی نحوه‌ی آفرینش را الاهیاتی می‌بیند، بدون این‌که مشخص کند خدای کدام مذهب را می‌گوید:

از آغاز باید که دانی دُرُست
سَرِ مایهٔ گوهَران از نُخُست
که یَزدان زِ ناچیز چیز آفرید
بِدان تا توانایی آرَد پَدید

او در ادامه با همین رویه، خداوند را با تعابیر یکتاپرستی، توصیف می‌کند:

خداوندِ هست و خداوندِ نیست
همه چیز جُفتَست و ایزد یکیست

او زرتشت را پیام‌آوری خردمند می‌خواند:

همه برگ وی پند، و بارش خِرَد
کسی کو خرد پرورد کی مُرَد
خجسته پی و نام او زردُهشت
که آهرمن بدکنش را بِکُشت

فردوسی درباره‌ی ابوبکر بن أبی‌قحافه و عمر بن خطاب، دو خلیفه‌ی اول مسلمانان بعد از پیام‌آوراسلام، چنین زبان به مدح می‌گشاید:

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی
خداوند امر و خداوند نهی
که خورشید بعد از رسولانِ مِه
نتابید بر کس ز بوبکر بِه
عمر کرد اسلام را آشِکار
بیاراست گیتی چو باغِ بهار

سپس پیشوای نخست شیعیان را می‌ستاید:

چهارم علی بود جفت بتول
که او را به خوبی ستاید رسول
که من شهر علمم علیم در است
درستْ این سخنْ قولِ پیغمبر است
گواهی دهم کاین سخن‌ها از اوست
تو گویی دو گوشم پُرِ آوازِ اوست
...
هر آنکس که در جانش بغض علی‌ست
از او زارتر در جهان زار کیست؟

تمامی این ابیات، نشان می‌دهد که فردوسی نوعی رواداری نسبت به همه‌ی باورمندان دین‌دار ایرانی داشته؛ با چنین رویکردی، چه تفاوتی دارد که دین و مذهب فردوسی چه بوده است؟

در فرض عدم صحت انتساب ابیات بالا پیرامون پیام‌آوراسلام، خلفا و پیشوای شیعه، فردوسی هیچ‌گاه خود را منتسب به یک دین یا آیین نکرده، ولی بارها از یکتاپرستی خود پرده برداشته است و در نهایت می‌توان او را «دادارباور» دانست، یعنی کسی که صرفاً خداوند یگانه را می‌پرستد بدون این‌که به دین و مذهب خاصی گرایش داشته باشد.

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۵۲
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 21
  • 👎 6
Post #1223 3.18K
آزادی در روایات و قرآن
#محمد_موسوی_عقیقی

در روایت صحیح‌السندی عمار بن أبی‌الأحوص از امام جعفرصادق(ع) نقل کرده است که خداوند ایمان را در مراتب هفت‌گانه‌ای قرار داده:
۱. نیکوکاری ۲. راست‌گفتاری ۳. یقین ۴.خشنودی ۵. وفاداری ۶. دانش ۷. بُردباری.

پیشوای شیعیان سپس ادامه می‌دهد که اگر کسی این هفت‌مرتبه را داشته باشد «کامل» است: «فَمَنْ جَعَلَ فِيهِ هَذِهِ اَلسَّبْعَةَ اَلْأَسْهُمِ فَهُوَ كَامِلٌ مُحْتَمِلٌ». اما امام صادق(ع) اگر کسی مراتبی از این هفت‌گانه داشت را هم از دین‌داری خارج نمی‌کند و باور دارد خداوند به برخی هم یک، دو یا سه سهم بخشوده است: «قَسَمَ لِبَعْضِ اَلنَّاسِ اَلسَّهْمَ وَ لِبَعْضٍ اَلسَّهْمَيْنِ وَ لِبَعْضٍ اَلثَّلاَثَةَ».

اما در ادامه‌ی روایت، نکته‌ی مهمی بیان می‌شود؛ این‌که نباید به عنوان مثال به کسی یک یا دو بخش از مراتب هفت‌گانه را دارد، بخش‌های دیگری را اجبار و الزام کرد. به عبارتی اگر انسانی «نیکوکار و راست‌گفتار» است، نباید مرتبه‌ی «یقین» یا مراتب بعدی را به او اجبار و الزام نمود و اگر انسانی «یقین» دارد و در کنار آن دارای «دانش و بُردباری» است، نباید «نیکوکاری» را با اجبار و الزام به شخصیت ایمانی او اضافه کرد: «قَالَ لاَ تَحْمِلُوا عَلَی‌ صَاحِبِ اَلسَّهْمِ سَهْمَيْنِ وَ لاَ عَلَی‌ صَاحِبِ اَلسَّهْمَيْنِ ثَلاَثَةً فَتَبْهَضُوهُمْ ثُمَّ قَالَ كَذَلِكَ حَتَّی‌ يَنْتَهِيَ إِلَی‌ اَلسَّبْعَةِ». (الکافی، ج۲، ص۴۲؛ وسائل‌الشیعه، ج۱۶، ص۱۵۹)
علاوه بر این، روایتی که خواندید هیچ‌یک از علائم ایمان را در مناسک و ظواهر شرعی نمی‌داند و بیش‌تر «ایمان» را به مثابه‌ی «انسانیت» / «انسانِ خوب‌تر» عنوان می‌کند.

در روایت دیگری این تفاوت مراتب برای انسان‌ها دو صورت دارد: یکم، کسی که مراتبی از ایمان را دارد؛ دوم، کسی که مراتبی را ندارد ولی حق به‌دست آوردن آن را خواهد داشت: «وَ لَوْ لَمْ يَكُنْ لِلسَّابِقِ إِلَی‌ اَلْإِيمَانِ فَضْلٌ عَلَی‌ اَلْمَسْبُوقِ إِذاً لَلَحِقَ آخِرُ». (الکافی، ج۲، ص۴۰؛ تفسیر البرهان، ج۵، ص۲۹۴)

در روایت دیگری امام جعفرصادق(ع) ایمان را مانند نردبانی ده‌پله‌ای دانسته و بیان داشته که کسی که در پله‌ی دومِ ایمان دانسته را نباید راند و به او گفت که فاقد ایمان است: «فَلاَ يَقُولَنَّ صَاحِبُ اَلاِثْنَيْنِ لِصَاحِبِ اَلْوَاحِدِ لَسْتَ عَلَی‌ شَيْءٍ» و اگر کسی که به عنوان مثال در مرتبه‌ی سوم است چنین کاری انجام دهد، شخصی که در مرتبه‌ی چهارم است با او چنان می‌کند. امام سپس دستور می‌دهد در این مراتب ایمانی، به کسانی که پایین‌تر از شما قرار دارند چیزی را که طاقت معرفتی‌اش را ندارد اجبار و الزام نکنید: «وَ لاَ تَحْمِلَنَّ عَلَيْهِ مَا لاَ يُطِيقُ». (الکافی، ج۲، ص۴۴؛ الوافی، ج۴، ص۱۳۱)

تمامی این روایات سه اصل کلی را تأیید و تعیین می‌کند:

(۱) ایمان مراتب متعددی دارد و هر انسانی با توجه به معرفت، دانسته‌ها و توانایی در مرتبه‌ای ایستاده است.
(۲) نباید در فرآیند ایمان و مصادیق جزئی (روایت اول)، به اجبار و الزام روی آورد.
(۳) مراتبی از ایمان هستند که لزوماً با مترهای شرعی ساخته نشده‌اند.

بر اساس این روایات و اصل‌های مستخرج از آن، اگر افراد جامعه انسان‌های پایین‌رتبه‌تر از خود به لحاظ ایمانی را تقبیح کنند، باعث سقوطِ ایمانی است. از سوی دیگر، اگر بر پایه‌ی این روایات، اصل رفتارِ ایمانی را «عدم اجبار و الزام» بدانیم، اتفاقاً دین‌داریِ مؤمنانه زمانی پدید می‌آید که هر انسانی نسبت به مرتبه‌ی خود، با انسانِ در رتبه‌ی پایین‌تر رفتار غیرتحمیلی داشته باشد و خود او و دیگران با اراده‌ی آزاد ایمان در مرتبه‌ی بالاتر را «انتخاب» کنند.

چه‌بسا از همین جهت باشد که قرآن به پیام‌آوراسلام(ص) گوش‌زد می‌کند که تو تنها یادآورنده‌ای و حق ایجاد سلطه بر انسان‌ها را نداری: «فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ؛ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ» (غاشیه : ۲۱و۲۲)؛ نیز در آیه‌ی دیگری به پیام‌آوراسلام تأکید می‌کند تو نگهبان و وکیل ایمان مردم نیستی: «وَمَا جَعَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا ۖ وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ». (انعام : ۱۰۷).

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۵۱
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 25
Post #1220 3.89K
درس خارج ریاضی ولایی
#محمد_موسوی_عقیقی

اخیراً روحانی‌ای به نام محمدباقر خرازی، خلاف اتحادِ لازم برای جنگ، مواضعی را بیان کرده و حتی طرح‌هایی برای زمین‌زدن دولت چهاردهم، درگیری با نیروهای نظامی در تهران و تبدیل «جمهوری اسلامی» به «حکومت اسلامی» از او منتشر شده است.
این سخنان و طرح‌ها، توهین به رئیس جمهور و نقل قول از رهبری، آن‌قدر در فضای سیاسی زمینه‌ساز اختلاف شد و مورد استفاده‌ی رسانه‌های حامی جنگ علیه ایران گردید، تا این‌که توسط دفتر آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای تکذیب شد.
تصاویر ضمیمه شده به این پُست، بخشی از «درس خارج ریاضی ولایی» او در سایت مؤسسه‌ی حوزوی‌اش است.
او در فضای سیاسی همان‌قدر جدی بوده که در فضای حوزوی جدی گرفته می‌شود.

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۵۰
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 8
Post #1218 2.83K
اختلاف در کربلا و معضل امنیت ملی
#محمد_موسوی_عقیقی

اربعین حسینی در این سال‌ها فضای معنوی به خصوصی را برای بخش زیادی از مردم، با تمام تفاوت‌های مذهبی، ایجاد کرده است. تجربه‌ی شنیداری من از مردمی که در این مناسبت اجتماعی - دینی شرکت کرده‌اند، در اکثریت موارد خوب بوده است. زنانِ مذهبی یا غیرمذهبی که در ایران پوشش متفاوتی دارند، در آن‌جا به احترام فضای مشاهد مشرفه، حداکثریت پوشش در فقه را رعایت می‌کنند و در حداقل مسائل به سبک خود هستند. علاوه بر این، در تمامی حالات، عراقی‌ها میزبانی خوبی به عمل می‌آورند.
اما در ۳-۴ سال اخیر، جریانی اندک و معدود، هر ساله سعی می‌کند میان مهمانِ ایرانی و میزبان عراقی تفرقه اندازد. به این صورت که، در کربلا و مسیر حرم امام حسین(ع)، وقتی به موکب آیت‌الله صادق حسینی شیرازی می‌رسد، توقف می‌کنند و شعارهایی چون «مرگ بر ضد ولایت فقیه» سر می‌دهند یا برای رهبر عالیِ ایران دعا می‌کنند. این رفتار البته یک پیشینه و یک‌سری عواقب به همراه دارد.

پیشینه‌ها
(۱) خاندان حسینی شیرازی در یک‌صد سال اخیر شماری از مراجع تقلید را درون خود جا داده است، از جمله میرزای شیرازی، مهدی شیرازی، عبدالهادی شیرازی و... . در سال ۱۳۴۰ خورشیدی آیت‌الله محمد شیرازی اعلام مرجعیت و رفته‌رفته مقلدان زیادی پیدا کرد. پس از وفات او در سال ۱۳۸۰ خورشیدی، برادر کوچک‌اش آیت‌الله صادق شیرازی بار مرجعیت خاندان شیرازی را بر دوش گرفت و مقلدان بیش‌تری از برادر خود پیدا کرد.
شیرازی‌ها دو باور دارند که در این سال‌های اخیر، برخی مذهبی‌ها با آن زاویه پیدا کرده‌اند:

۱. باور به ولایت فقیهِ شورایی در مقابل فردی؛
۲. جواز قمه‌زنی و تیغ‌زنی در عزاداری.

(۲) آیت‌الله خامنه‌ای بعد از رسیدن به رهبری در سال ۱۳۶۸ خورشیدی و شروع مرجعیت گسترده از سال ۱۳۷۳ خورشیدی، دو مسأله را نهی کرد:

۱. اجرای علنی قمه‌زنی؛
۲. مسائلی که باعث تضعیف یا حذف اتحاد میان شیعیان و اهل سنت می‌شد.

(۳) سال‌ها قبل روحانی جوانی به نام یاسر الحبیب کتابی نوشت به نام «الفاحشة الوجه الآخر لعائشة» و در این کتاب تهمت‌های جنسی‌ای و توهین‌هایی به عایشه دختر ابوبکر و همسر پیام‌آوراسلام(ص) نسبت داد و با توجه به این‌که شبکه‌ی ماهواره‌ای پُرمخاطبی (فدک) داشت، موج اعتراضات زیادی را علیه شیعیان در کشورهای سُنی‌نشین درست کرد. در این شرایط آیت‌الله خامنه‌ای این جریان را «شیعه‌ی انگلیسی» خواند و در فتوایی، هرگونه توهین به همسران پیامبر را حرام اعلام کرد.
اما از آن‌جایی که یاسر الحبیب از ترویج‌کنندگان مرجعیت آیت‌الله شیرازی بود، الحبیب به بیت شیرازی‌ها منتسب شد و در لایه‌ی مقلدین این دو مرجع تقلید نزاع‌هایی پیش آمد؛ به خصوص تعدی‌های مجازی یا فیزیکی در برخورد با بیت شیرازی‌ها از جمله ساخت کلیپ‌ها در فضای مجازی و نصب بنرها در خیابان‌ها و سعی بر رد اجتهاد شیرازی‌ها و از آن‌سو، اجرای قمه‌زنی در قم و پخش سخنرانی برادر (مجتبی شیرازی) و فرزند (حسین شیرازی) آیت‌الله شیرازی در نقد ولایت فقیه و شخص ولی‌فقیه و نقد سیاست جمهوری اسلامی در شبکه‌ی ماهواره‌ای امام حسین(ع) که از سوی آیت‌الله شیرازی مدیریت می‌شود، از سوی بیت شیرازی‌ها.

با این حال در سطوح بالا، هیچ‌گاه این اختلاف‌ها علنی و منجر به درگیری و نزاع نشد. در واقع آیت‌الله شیرازی با کناره‌گیری از سیاست داخلی و توجه به تبلیغات دینی خارج از ایران و آیت‌الله خامنه‌ای با پذیرفتن مرجعیت شیرازی، این نزاع را کنترل کردند. به این صورت مجوز چاپ توضیح‌المسائل آیت‌الله شیرازی باطل نشد، حساب‌های وجوهات او در قم مسدود نگردید و دفاترش در شهرهای ایران هم تعطیل نشد.
حتی در سال ۱۳۸۰ خورشیدی که آیت‌‌الله محمد شیرازی درگذشت، آیت‌الله خامنه‌ای او را «عالم مجاهد» و بیت او را «بیت شامخ و معظم شیرازی» خواند.
اکنون هم با وجود جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه، ترورها و کشتار مردم و...، آیت‌الله شیرازی سکوت کرده، و رهبر جدید ایران آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای و نهادهای حوزوی و امنیتی، برخورد علنی یا غیرعلنی با این مرجع تقلید نداشته‌اند.


عواقب
آیت‌الله شیرازی و به صورت کلی خاندان شیرازی، در عراق و به خصوص کربلا، مقلدان زیادی دارد و چهره‌ای محبوب و مورد احترام است؛ نیز آیت‌الله خامنه‌ای در میان عراقی‌ها (به خصوص پس از تشییع جنازه‌ی چند میلیونی در عراق)، چنین جایگاهی دارد.

چنین جدال‌هایی می‌تواند باعث پنج مسأله شود:

۱. رادیکال‌تر شدن بیت شیرازی در مقابل حکومت؛
۲. سوءاستفاده‌ی نیروهای اسرائیلی و آمریکایی و وهابی از این تنش بین شیعیان، به خصوص در زمان جنگ؛
۳. بدنامی زائرانِ مهمان ایرانی در نزد میزبان عراقی؛
۴. کشاندن اختلاف به وضعیت نابسامان سیاسی عراق؛
۵. نقض اتحاد بین شیعیان در شرایط جنگی؛

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۴۹
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 24
  • 👎 3
Post #1217 2.25K
امام حسین(ع) و جهاد علیه ایرانی‌ها
#محمد_موسوی_عقیقی

برای من هنوز مشخص نیست که چرا نخوانده و ندیده، یک کتاب تاریخیِ مرجع را باز می‌کنند و به پَرت‌گویی تاریخی مشغول می‌شوند. نمونه‌اش همین سخنان گوینده‌ی ویدیو با نفرت از دین، بازیِ سیاسی می‌کند و می‌گوید امام حسین(ع) از عمر بن سعد درخواست کرد به ایران بیاید و علیه مردمِ دیلم جهاد کند.

اولاً مورخین متعددی این نقل را نیاورده‌اند و تنها إبن سعد واقدی (متوفای ۲۳۰ قمری) آن را بیان کرده است. در نتیجه نقل منفرد بوده و اعتباری ندارد.

ثانیاً دیلمیان چندان مردم هم‌نوع‌دوستی هم نبوده‌اند. برخی تاریخ‌نگاران گزارش قتل، غارت و راهزنی آن‌ها علیه ایرانی‌های قبل و بعد از اسلام را نقل کرده‌اند.

ثالثاً دیلم هیچ‌گاه به دلیل سپر بودن کوه‌ها فتح نشد. برخی شیعیان در طی سال‌ها، از دست خلفای عباسی به آنجا فرار کرده و این‌گونه به مرور دیلمیان، بدون زور و اجبار، شیعه شدند.
علاوه بر این، حکومت آل‌بویه از مردم همین شهر نشأت گرفت و همین‌ها عزاداری برای امام حسین(ع) را رواج دادند.

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۴۸
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 34
  • 👎 2
Post #1215 2.6K
محسن کدیور چند سال پیش درباره‌ی عبدالکریم سروش سخنانی گفت که به نظرم درباره‌ی پیامدهای فقهی آن، توجه نداشت و هنوز هم ندارد. او در آخرین پُست تلگرامی‌اش مجدداً بحث تکفیر کردن یا نکردن سروش را پیش کشیده است، لذا مناسب دیدم مطلب او را بخوانید:
https://t.me/Mohsen_Kadivar_Official/3656

با این حال هنوز به نوشته‌ی ۱۳ بهمن ۱۴۰۲ خودم پای‌بندم که «کدیور، سروش را تکفیر فقهی» کرده است؛ پس مناسب است این مطلب یادآوری شود:
https://t.me/fekr_rak/813

🌐 فکرک‌های‌من | موسوی عقیقی | شماره‌ی: ۱۱۴۷
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii
  • 👍 4
  • 👎 3
Older posts →

About this channel

How can I read @fekr_rak without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for فکرک‌های من | موسوی عقیقی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does فکرک‌های من | موسوی عقیقی have?
فکرک‌های من | موسوی عقیقی (@fekr_rak) has 3.87K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does فکرک‌های من | موسوی عقیقی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →