#محمد_موسوی_عقیقی
در چند روز اخیر ویدیویی از یک روحانی بازنشر میشود که در راستای دفاع از قانون حجاب میگوید:
آقا چرا اون کسی که میخواد مزاحم زنها بشه، تجاوز بکنه، آزادی بهش نمیدید؟ آزادی بهش بدیم دیگه، خودش انتخاب کرده که مزاحم همه بشه ... چطور تو آزادی [حجاب] اونو میبینی، آزادی کسی هم که دوست داره به یکی دیگه تعرض بکنه رو نمیبینی؟اما در اینباره سه نقد میتوان داشت:
(۱) آزادی این است که به «سلیقهها» و «فرهنگ» یکدیگر احترام گذاشته شود؛ اما این احترام، به معنای تغییر یک سلیقه/فرهنگ به آداب و رسوم سلیقه/فرهنگ مقابل نیست؛ بلکه به معنای حفظ آزادی عمل در سلیقه/فرهنگ خود و رعایت خطوط قرمز مشترکِ «بین فرهنگی» است. فرض کنید آزادی برای یک زن مذهبی، حق انتخاب او در رعایت حجاب شرعی است و برای زن غیرمذهبی، حق انتخاباش عدم رعایت حجاب شرعی، اما هر دو بر اینکه دروغ گفتن ناروا است، توافق دارند؛ پس در اینجا انتخاب رعایت حجاب و عدم رعایت حجاب آزادی و دروغ گفتن نقض آزادی است.
(۲) حجاب یک حکم شرعی است، میتواند شخصی یا اجتماعی تلقی شود. در هر دو صورت، باید با مبانی شرعی شخصی یا اجتماعی بودن آن را ثابت کرد. اما اگر حجاب حکم شرعی + اجتماعی باشد، لوازمی هم به همراه دارد؛ از جمله اینکه باید از «حدود»، «متغیرها»، «اخلاق» و «مسائل بنیادین حقوقی» هم پیروی کند. به عنوان مثال احکام معاملات را در نظر بگیرید، این دستورات از سویی شرعیاند و از سویی مورد تأیید عقلانیت جامعه؛ زمانی که این احکام در یک نظام اقتصادی ضرردِه باشند ممکن است به لحاظ موقعیت زمانی و مکانی از شرعیت بیافتند. لذا اگر حجاب حکمی شرعی + اجتماعی باشد، پس باید لوازم اجتماعی بودن را هم دخالت داد.
(۳) «رنج ذهنی» از دیدن مثلاً موی یک زن، با اینکه دیدن آن موی اثر زیانبار روانشناختی بگذارد، تفاوت دارد. اینکه مردان ممکن است از دیدن زنان بیحجاب یا حتی برهنه، تحریک شوند، لزوماً اثر زیان روانشناختی نیست، بلکه ممکن است صرفاً «رنج ذهنی» باشد. اگر زیان روانشناختی هم بدانیم، لزوماً این زیان از ذاتِ دیدن موی زنان نیست و باز ممکن است این زیان برساخته از ذهنیتی باشد که سالها از زنان موجودی جنسی تصور کرده است. انسانها در قِبال «رنج ذهنی» دیگران، مسئولیت حقوقی و اخلاقی ندارند که اگر داشتند رنجیدن عدهای مردم از لباس روحانیت یا چادر زنان هم میتوانست برای حوزویان یا زنان مذهبی، مسئولیت حقوقی و اخلاقی به بار آورد.
فرض کنید در مسائل اقتصادی که سویههای زیاد اجتماعی بودن را دارد، شخصی که دچار ناتوانی مالی است، به اتومبیل گرانقیمت شخص دیگری در خیابان نگاه کند و از اینکه این خودرو را ندارد، «رنج ذهنی» بکشد؛ حال آیا این رنج ذهنی باعث میشود که سرقت آن اتومبیل مشروع و موجه باشد؟ از سوی دیگر اگر صاحب آن اتومبیل عامدانه برای ایجاد رنج ذهنی بقیه از آن وسیله استفاده میکند، آیا باز باعث میشود سرقت مشروع و موجه باشد؟
در نتیجه، پیش از بحث جامعهشناسانه و روانشناسانه، جملهی «اگر آزادی حجاب = پس آزادی تعرض»، تقلیل دادن مباحث شرعی و حقوقی حجاب، یعنی یکی از مسائل مهم زنان، به هوسهای مردانه است؛ یعنی قرار دادن مسألهی زنانه + اجتماعی در مقابل صرفاً هوس مردانه که ممکن است از روی بیماری جنسی، برساخت ذهنی یا کوتهبینی فکری باشد و این تقلیل دادن خودِ زنان و موضوع بسیار مهم تعرض و آزار جنسی است، زیرا کودکان، زنان محارم و زنان حجابدار هم در معرض همین تعرضها و تجاوزها بوده و هستند و تجربههای زیادی هم ثبت کردهاند.
(۴) مفسران مسلمان حجاب زنان را از آیهی ۳۱ سورهی نور، برداشت کردهاند. اما قرآن در آیهی ۳۰ سورهی نور، بحث نگاه مردان را هم پیش کشیده است. اگر پوشش زنان مسألهی اجتماعی باشد، نگاه مردان هم که در جامعه اتفاق میافتد مسألهای اجتماعی است و اگر حجاب زنان مطابق دلایل روایی میتواند وارد مجازاتهای حقوقی شود، به همان ادله باید نگاه مردان هم چنین باشد.
از آنجایی که نگاه و حجاب مسئولیتهای لازم و ملزوم یکدیگرند، اگر حجاب جایگاه حقوقی پیدا کند، برای نگاه مردان هم باید چنین باشد، در غیر این صورت تبعیض به وجود میآید.
🌐 فکرکهایمن | موسوی عقیقی | شمارهی: ۱۱۶۲
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii