#محمد_موسوی_عقیقی
تا پیش از اجرا شدن قوانین مربوط به پوشش زنان در زمان رضا پهلوی، موضوع حجاب منحصر در فتاوای فقیهان بود و از آنجایی که عمدهی زنان حجاب را رعایت میکردند، کسی ادعای اجتماعی بودن حجاب را نداشت. اگر کسانی نسبت به حجاب زنان اعتراض میکردند، بیشتر این اعتراضات، نه پیرامون پوشش، بلکه مربوط به اصل حضور زنان در جامعه بود. محمد کریمخان کرمانی در ۱۲۳۶ خورشیدی در رسالهی ناصریه چنین مینویسد:
«آیا هیچ مسلمی راضی میشود که اختیار در دست زنان بیشعور باشد که هرجا میخواهند بروند و با هرکس خواهند بشینند و هر وقت خواهند از خانه بیرون روند؟». (رسالهی ناصریه، ص۱۵)حدود هفتاد سال بعد زینب بیگم شیرازی همین دغدغه را بیان میکند:
«انصافاً وقتی که سؤال از زن، از عقبِ پرده واجب باشد، خرامیدنش در کوچه و بازار و خیابانهای لالهزار با روی گشاده جایز آید؟». (رسائل حجابیه، ج۱، ص۲۳۳)سلطنت پهلوی به عنوان یک حاکمیت مرکزیِ اقتدارگرا، در واقع بنای سیاستگذاری در پوشش را بنا نهاد. رضا پهلوی در سال ۱۳۱۴ خورشیدی دستور به «کشف حجاب» زنان داد. او در همان سال بیان کرد که «نجابت و عفت زن» به چادر مربوط نیست (تاریخ بیستسالهی ایران، ص۲۵۹) و در خردادماه ۱۳۱۵ خورشیدی دستور داد که فروش چادر ممنوع شود. این دخالت دستوری باعث اعتراضات زیادی از سوی حوزههای علمیه و برخی از فعالان حقوق زنان شد، خدیجه افضل وزیری همان دوران در نقد دخالت پهلوی در پوشش زنان چنین نوشت:
«... هر کسی را به عقیدهی خود آزاد بگذارند. نه حکم به بیچادری را بدهند و نه از بیچادران جلوگیری کنند». (دولت و فرودستان، ص۲۹۷)اما فرمانهای سیاسیِ پهلوی در اصلاح پوشش محدود نماند. اگر تا پیش از این «چادر» به عنوان بارزترین نماد «حجاب شرعی» شناخته میشد و به تعبیری نماد عفت داشتن یک زن بود، پهلوی باعث شد با نفرتسازی علیه چادر، جامعهی مذهبی، که در آن زمان اکثریت بودند، حساسیت بیشتری نسبت اصلاحات پوششیِ سلطنت پهلوی نشان دهد؛ او در نامهای که به محمود جم نوشت، علیه چادر چنین صحبت میکند:
«این چادر چاقچورها را چطور میشود از بین برد!؟ دو سال است که این موضوع فکر مرا به خود مشغول داشته ... دیگر از هر چه زن چادری بود بدم آمده است ... اصلاً چادر و چاقچور، دشمن ترقی و پیشرفت مردم ماست». (خبرگزاری جمهوری اسلامی، کدخبر: ۸۳۶۲۳۸۶۷)گام بعدی این بود که سلطنت پهلوی نه تنها با چادر به عنوان نماد حجاب شرعی مخالفت کرد، بلکه این نوع پوشش را به زنان فاحشه اختصاص داد. در مکاتبهای که میان حاکم نظامی استرآباد و شهربانی گرگان در تاریخ ۴ بهمن ۱۳۱۴ خورشیدی صورت گرفته، تصریح شده که:
«لازم است اداره شهربانی رؤسای اصناف را احضار و با نهایت متانت و ذکر جهات محسنه رفع حجاب و برداشتن چادر سیاه را که به فواحش اختصاص داده شده تذکر و آنها را ملزم و متعهد نماید ...». (خشونت و فرهنگ، ص۴۷۰، سند ۲۶۳)نیز مطابق سند ملی ۲۹۰-۸۳۶۶ شمارهی ۱۰۰۳۲ برخی خدمات اجتماعی برای زنان چادری، مانند حمام کردن، ممنوع شد.
در واقع این دخالت سیاسی در پوشش باعث شد فقیهان و جامعهی مذهبی پیرامون حجاب دو نگاه جدید پیدا کنند. به عبارتی این دخالتِ دستوریِ بالابهپایین باعث ایجاد یک حافظهی تاریخی پیرامون پوشش زنان شد. این دو نگاه چنیناند:
(۱) حجاب زنان وارد مبارزهی سیاسی شد و ماهیت سیاسی – اجتماعی پیدا کرد؛
(۲) قدرت داخلی - خارجیِ غیرمذهبی همیشه در پی زدودن حجاب است.
در این مرحله بود که حجاب از یک موضوع شخصی – خانوادگی به یک مانیفست و الگو تبدیل گردید و از درون خانه، روزنامهها، مقالات و کتابهای فقهی، به نماد مبارزهی سیاسی و موضوع اعتراضات اجتماعی رسید و از سوی دیگر باعث شد «دخالت سیاسی» در موضوع پوشش «امری مشروع» تصور شود.
🌐 فکرکهایمن | موسوی عقیقی | شمارهی: ۱۱۶۴
✅ http://t.me/fekr_rak
📷 instagram.com/mousavi_aghighii