☣️چرا ذهن انسان در شرایط قطبی،
مخالف را به سرعت
دشمن میبیند.
🎲
نظریه هویت اجتماعی که توسط هنری تاجفل و جان اچ ترنر ارائه شده است می گوید: انسانها هویت خود را تا حد زیادی از عضویت در گروههای ملی، مذهبی، سیاسی، طبقاتی می گیرند.
وقتی هویت گروهی فعال میشود:
تمایل به
طرفداری از درون گروه افزایش مییابد.
تمایل به
منفی دیدن برون گروه هم بالا میرود.
در شرایط عادی، این فقط ترجیح است.اما در شرایط تهدید چه اقتصادی، امنیتی، فرهنگی، مغز اختلاف را به تهدید هویتی تبدیل میکند.در این نقطه، مخالف دیگر صرفاً کسی با نظر متفاوت نیست؛ او نماینده گروه مقابل است.
و وقتی هویت درگیر شود، واکنشها شدیدتر و غیر عقلانیتر میشوند.
🎲 اینجاست که انسان دچار
سوگیری تهدید می شود.
مطالعات علوم اعصاب نشان میدهد که وقتی فرد احساس تهدید کند، فعالیت آمیگدال مرکز پردازش ترس افزایش مییابد.
در فضای قطبی معمولا اختلاف نظر بهعنوان تهدید ارزشها تعبیر میشود.
مغز به حالت دفاعی میرود.
پردازش منطقی کاهش مییابد.
به این حالت میگویند:
تنگنای شناختی یا محدود شدن میدان شناختی .
در این وضعیت، ذهن تمایل دارد جهان را به دوگانههایی ساده تقسیم کند: ما-آنها، خوب-بد، حق-باطل و این بستر روانیِ
تبدیل مخالف به دشمن است. 🎲پژوهشهای علوم سیاسی نشان دادهاند
قطبیسازی عاطفی که شکل بگیرد دیگر مشکل فقط اختلاف سیاسی نیست، بلکه احساس منفی شدید نسبت به طرف مقابل است.
افراد نه فقط با سیاستهای حزب مقابل مخالفاند، بلکه اعضای آن را: غیرقابل اعتماد، غیرعقلانی، حتی خطرناک میدانند.
این نوع قطبیسازی عاطفی باعث میشود طرف مقابل به عنوان
تهدید وجودی دیده شود،
نه رقیب.
🎲
خطای بنیادین انتسابدر روانشناسی اجتماعی اینطور بنظر می آید که انسان رفتار خود را با
شرایط توضیح میدهند.
رفتار دیگران را با
ذات و شخصیت.
مثلاً: اگر ما اشتباه کنیم شرایط بد بود. اگر او اشتباه کنند حتماً آنها فاسد یا بد ذاتاند.
در سیاست، این خطا تشدید میشود و مخالف بهجای اینکه انسانی با انگیزههای پیچیده دیده شود، به فردی بدخواه تبدیل میشود
🎲اینجا
نقش رسانه و الگوریتمها هم مطرح می شود چون الگوریتمهای شبکههای اجتماعی محتوای هیجانی و سلیقه شما را بیشتر پخش میکنند و کاربران را در اتاقهای پژواک نگه میدارند و به همین شکل تماس با دیدگاههای میانه را کاهش میدهند.
وقتی افراد فقط روایتهای منفی درباره گروه مقابل میشنوند، تصویرشان از مخالف بهتدریج افراطی میشود.
🎲این پدیده به نام
Group Polarization شناخته میشود گروههای هم نظر در تعامل با هم، به مواضع رادیکالتر میرسند.
🎲در آخر هم
نیاز روانی به قطعیت در شرایط بیثبات مثل بحران اقتصادی، ناامنی، تغییرات سریع، باعث می شود انسانها تمایل بیشتری به پاسخهای ساده و قطعی داشته باشند.
تقسیم جهان به دوست و دشمن سادهتر از پذیرش پیچیدگی است.
بنابراین ذهن برای کاهش اضطراب، دستهبندیهای سیاه و سفید تولید میکند.
ذهن انسان در شرایط قطبی و تهدید
هویتمحور میشود.
پردازش هیجانی فعالتر از پردازش تحلیلی میشود.
تمایل به دوگانهسازی افزایش مییابد.
مخالف به نماینده یک برونگروه تهدیدکننده تبدیل میشود.
این فرآیند بیشتر روانشناختی است تا منطقی.
به همین دلیل جوامع قطبی، حتی با سطح تحصیلات بالا، ممکن است بهسرعت به سمت دشمنسازی بروند.
🚨
🦖
@Evolution_iran