TGViewer
Channel Public Channel
کتابسار

کتابسار

@ketaabsaar

معرفی کتاب در حوزه های علوم تجربی،انسانی،اجتماعی، تکامل(فرگشت)،مغز و علوم اعصاب، آگاهی،خطاهای شناختی و ادراکی، اقتصاد رفتاری،تفکر نقادانه،ادبیات و‌ رمان..و فایلهای
از دکتر مکری،مقالات و گزیده کتاب صوتی
https://t.me/+yQluACuhZRA2NjBk
Subscribers
10.5K
Photos
2K
Videos
225
Links
2.3K
Recent Posts 17 shown
Post #8881 460
این کارگاه یه کارگاه معمولی نیست!
از اینکه فرهاد ارکانی سال‌هاست با آثار هراری کار کرده هم بگذریم..
ایشون یه گوینده‌ی حرفه‌ای رادیو و پادکسته..
شنیدن تاریخ مختصر انسان تو این کارگاه هیچ کم از یک تجربه نمایشی-رادیویی نداره!


@ketaabsaar
Post #8878 528
آثار و کتاب‌های روبر مرل


🔹نخستین اثر روبر مرل با نام «تعطیلات در زیدوکوت» در سال ۱۹۴۹ منتشر شد. مرل در این کتاب به بیان داستانی جذاب اما تلخ، در بستر یکی از عملیات‌های مهم فرانسه در جنگ جهانی دوم می‌پردازد. این اثر توسط ابوالحسن نجفی با نام «شنبه و یکشنبه کنار دریا» به فارسی ترجمه شده است. از روی این رمان یک فیلم نیز به کارگردانی هنری ورنویل در سال ۱۹۶۴ ساخته شده است.

🔹کتاب دوم این نویسنده با نام «مرگ کسب و کار من است» در سال ۱۹۵۳ نوشته شده است. روبر مرل در این اثر که از آثار بسیار مطرح او به حساب می‌آید به اقتباس از زندگی یکی از جلادان آلمانی جنگ جهانی دوم و فرمانده اردوگاه آشوییتس‌ پرداخته است. او به‌خوبی در این داستان نشان می‌دهد که شرایط دوران کودکی و نوجوانی و نوع برخورد خانواده چگونه می‌تواند در بزرگسالی تاثیر بگذارد‌ و یک فرد معمولی را تبدیل به جلادی بی‌رحم کند. این کتاب به واسطه ترجمه احمد شاملو، کتابی بسیار محبوب در میان اهالی کتاب ایران محسوب می‌شود.

🔹دیگر اثر این نویسنده با نام «جزیره» به داستان گروهی شورشی می‌پردازد که وارد جزیره‌ای کوچک در اقیانوس آرام می‌شوند و تصمیم می‌گیرند به هر شکلی که شده این جزیره را به اشغال خود در آورند. روبر مرل با پرداخت این داستان سعی کرده است در قالب حمله به یک جزیره، رفتار استعمارگرانه‌ و پر از ظلم انسان‌های سفیدپوست نسبت به مردم نقاط دیگر جهان را با نگاهی انتقادی به قلم بیاورد. این اثر در سال ۱۹۶۲ برای نخستین بار به چاپ رسیده است.

🔹کتاب بعدی یعنی «حیوان هوشمند» را می‌شود به‌عنوان متفاوت‌ترین اثر این مولف انتخاب کرد، چرا که او در این اثر داستانی به جای چیدن اتفاقات داستان در بستری تاریخی، به سراغ پردازش داستانی علمی‌تخیلی رفته است. اوداستان‌ گروهی از دانشمندان را روایت می‌کند که تلاش می‌کنند توانایی‌ تکلم و ایجاد ارتباط با زبان انگلیسی را به دلفین‌ها آموزش بدهند اما در ادامه داستان شخصیت اصلی داستان که رئیس گروه دانشمندان است متوجه می‌شود که هدف اصلی از این آزمایش‌ها در واقع استفاده نظامی از این‌ حیوانات‌ است.کتاب «قلعه مالویل» که در سال ۱۹۷۲ نوشته شده است، یکی دیگر از آثار مهم این مولف است. مرل در این کتاب، به سراغ روایت نسبتا تخیلی رفته است و داستان‌ فردی فرانسوی را روایت می‌کند که در سردابه خانه خود مشغول آماده کردن شراب است. این فرد بعد از شنیدن صدایی وحشتناک از زیرزمین خانه‌اش بیرون می‌آید و متوجه می‌شود که در یک اثر انفجار بزرگ، به جز مقدار اندکی از انسان‌ها، از جهان چیزی باقی نمانده است.

🔹یکی دیگر از آثار مهم روبر مرل کتابی با نام «مادراپور» است. او در این رمان، به روایت پروازی‌ بسیار عجیب و خاص با پانزده مسافر به مقصدی به نام مادراپور می‌پردازد. این اثر در سال ۱۹۵۷ برای نخستین بار منتشر شده است.

🔹گفتنی است که علاوه بر آثار داستانی، کتاب‌هایی علمی و تاریخی نیز توسط مرل منتشر شده است که مهم‌ترین‌ آن مجموعه کتاب‌های «ثروت فرانسه» است.


@ketaabsaar
Post #8877 321
زندگینامۀ روبر مرل


🔹روبر مرل، نویسنده الجزایری-فرانسوی، در سال ۱۹۰۸ در شهر تبسا الجزایر که در آن زمان یکی از مستعمرات فرانسه به حساب می‌آمد، به دنیا آمد. او به‌خاطر شرایط خاص خانواده و کشورش دوران کودکی بسیار سختی را سپری کرد و پس از مرگ پدرش در جریان جنگ جهانی اول، به ناچار به همراه خانواده خود راهی فرانسه شد و در آنجا تحصیلات خود را آغاز کرد.

🔹روبر مرل پس از اتمام مقطع دبیرستان وارد دانشگاه شد و با پشتکار و علاقه بسیاری که به ادبیات داشت، توانست دکترای ادبیات فرانسه بگیرد‌. اما با شروع جنگ جهانی دوم دوران سخت و پر از فرازونشیب زندگی او شروع شد و به ناچار برای شرکت در جنگ، به خدمت ارتش فرانسه درآمد و برای مدتی در آلمان به اسارت گرفته شد. او یک بار موفق به فرار از زندان شد اما در نزدیکی‌های مرز بلژیک مجددا دستگیر شد و به زندان برگردانده شد. روبر مرل پس از آزادی، فعالیت جدی خود را در زمینه نوشتن داستان آغاز کرد. تجربه جنگ‌های جهانی و مهاجرت و دیگر اتفاقات تلخی که تجربه کرده بود، باعث شد که او با وجود شروع نوشتن در میان‌سالی، به واسطه رمان‌های خاص و شگفت‌انگیز خود که اغلب دارای زمینه‌ای تاریخی بودند، مورد توجه مخاطبین قرار بگیرد.

🔹او در سال ۱۹۴۹ و به خاطر انتشار اولین کتابش، موفق به کسب جایزه گنکور، از جوایز مهم ادبی فرانسه، شد. این نویسنده سرانجام در ۲۰۰۴ بر اثر حمله قبلی در فرانسه درگذشت.

سبک داستان‌نویسی روبر مرل


🔹اگرچه می‌شود ردپای بسیاری از بزرگان ادبیات داستانی از جمله استاندال و داستایوفسکی را در آثار روبر مرل مشاهده کرد، اما می‌توان سبک نویسندگی این نویسنده را کاملا منحصر به خود او دانست. مرل در اغلب آثار خود توانسته است‌ با بهره گرفتن از تجربه‌های خود و وقایع مهم تاریخی، آثار داستانی منحصربه‌فردی خلق‌ کند. شخصیت‌های داستانی آثار مرل، معمولا در نقطه‌ای میان واقعیت و تخیل شکل گرفته‌اند و به‌نوعی اقتباسی آزاد از شخصیت‌های واقعی تاریخی هستند.

🔹این نویسنده همواره تلاش کرده است در قالب بیان یک روایت، به نقد رفتارهای انسان بپردازد و نشان بدهد که چگونه شرایط باعث زیرپا نهادن بسیاری از چهارچوب‌های اخلاقی در میان انسان‌ها می‌شود.

@ketaabsaar
Post #8872 266
روبر مرل (الجزایری | تولد ۱۹۰۸ - درگذشت ۲۰۰۴)

🔹با وجود اینکه تاریخ ادبیات فرانسه
داستان‌نویس‌‌های قدرتمند بسیاری به خود دیده است، روبر مرل، از نظر بسیاری از مخاطبین حرفه‌ای، یکی از بهترین نویسندگان ادبیات داستانی فرانسه به حساب می‌آید. آثار این نویسنده را می‌توان نمونه‌هایی عالی در زمینه رمان‌های برگرفته از وقایع تاریخی دانست.

@ketaabsaar
Post #8871 249
کتاب قلعه مالویل برای چه کسانی مناسب است؟


🔹طرفداران رمان‌های پادآرمان‌شهری و آخرالزمانی از رمان قلعه مالویل استقبال خواهند کرد.

در بخشی از کتاب قلعه مالویل می‌خوانیم:


🔸در حالی که از غیظ دندان بر هم می‌فشارم به فکر فرو می‌روم: عیناً نقل من است و خواهرانم. هر دو لش‌اند و بیکاره و احمق، و با این‌ وصف مادر همیشه لوسشان می‌کند، به سر و تنشان ادکلن می‌پاشد، گیسوانشان را شانه می‌زند، و با «فر» حلقه‌های خوشگلی به موهاشان می‌دهد. چنان پوزخندی می‌زنم که کسی نشنود. یکشنبه‌ی گذشته، من پاورچین‌ پاورچین پشت سرشان راه افتادم و روی حلقه‌های قشنگ زلفشان تار عنکبوت گذاشتم.

🔸همین یک خاطره‌ی خوش کافی است که من تسلیم یأس و دلسردی نشوم. ضمن اینکه چشمم از عکس بچه‌ی مبذر آویخته به دیوار تا به کیک زردآلویی که بوی خوش آن را استشمام می‌کنم و حاشیه‌ی طلایی‌رنگ آن را روی گنجه تشخیص می‌دهم فرود می‌آید.در این لحظه، مادر با تبختر خاصی از جا برمی‌خیزد و ظرف کیک را روی میز، درست جلو چشم من می‌گذارد. من فوراً بلند می‌شوم و در حالی که دست‌هایم را توی جیبم گذاشته‌ام به طرف در می‌روم.

🔸پدر با صدای دورگه‌ی آدم‌هایی که کم‌حرف‌اند، می‌گوید:«آهای! مگر تو سهم کیکت را نمی‌خواهی؟»

🔸این نقض دستور خیلی دیر شده است و پدر از این بابت هیچ منتی بر من ندارد. من بی‌آنکه دست‌هایم را از جیبم دربیاورم سر برمی‌گردانم و در همان حال که یک‌وری ایستاده‌ام به لحنی خشک و بی‌اعتنا می‌گویم:

«گرسنه‌ام نیست».

🔸به اتاق خودم رفتم که هم پولیوری بردارم و بپوشم و هم به ژرمن که در هفت‌چناران بود تلفن کنم. به او خبر دادم که برای رفتن به لاروک تا ساعت ده‌ونیم عقبش نخواهم آمد. در حیاط محوطه‌ی دوم، در حین خروج از برج سردر، به لامنو برخوردم و به او توصیه کردم که چون سرداب خنک است لباس گرم‌تری بپوشد. گفت: «‌ای بابا! من سردم نیست، ولی مومو چرا». در آن دم که او حرف می‌زد من از بالا نگاهش می‌کردم، چون با توجه ‌به قد و قواره‌اش نگاه من بر او مشرف بود. و در آن دقیقه چیز مضحکی از سر و وضع ظاهر او نظر مرا به خود جلب کرد: لامنو لباس سیاه‌رنگ پیراهن‌مانندی در بر داشت که از فرط ساییدگی برق می‌زد و درست در زیر قسمت باز یقه‌ی آن که چهارگوش بود، و همسطح با پوست بدنش، یک ردیف سنجاق قفلی دیدم که سرشان مختصری بیرون آمده بود و به ‌طوری‌ که حالا به ‌یاد می‌آورم با تعجب از خودم پرسیدم که اولاً این سنجاق‌ها آنجا چه می‌کنند و ثانیاً به کدام زیرپیراهن سنجاق شده‌اند، مثلاً به پستان‌بند نبوده، چون پستانی در کار نبود که پستان‌بند بینوا نگاهش بدارد. باری، در آن حال که چشمم به صف سنجاق‌ها خیره مانده بود گفتم: «لامنو، تو هم یک پولیور بردار و بپوش. سرداب سرد است و خوب نیست که آدم بی‌جهت مریض بشود». او باز گفت: «نه، نه، من سردم نیست»؛ و این حرف را نمی‌دانم با تفاخری بی‌جا گفت یا از روی قناعت و ریاضت.

🔸من با خلقی عبوس سرنگ بطری‌پرکنی خود را سوار می‌کنم و در بیست‌قدمی لامنو روی چهارپایه‌ی خود می‌نشینم، چون سرداب وسیع است و «از حیاط مدرسه بزرگ‌تر». چراغ‌های برقی‌ای که من در محفظه‌هایی از نظر پنهان کرده‌ام سرداب را روشن می‌کنند و وقتی موتور برق کار نکند شمع‌های بزرگی که در رف‌ها نشانده شده‌اند کار چراغ برق را می‌کنند. سرداب نه خیلی خشک است و نه خیلی مرطوب و درجه‌ی حرارت آن به شهادت گرماسنجی که بر بالای منبع آب به دیوار نصب است زمستان و تابستان در به‌علاوه‌ی سیزده ثابت می‌ماند. لامنو که ذخیره‌های غذایی ما را در آنجا نگاه می‌دارد و گوشت‌ها را به قلاب‌های طاق آن می‌آویزد می‌گوید آنجا بهترین یخچال است.


@ketaabsaar
Post #8870 282
دربارۀ کتاب قلعه مالویل


🔹کتاب قلعه مالویل رمانی پادآرمان‌شهری از روبر مرل است و جامعه‌ای را به تصویر می‌کشد که در اثر یک انفجار هسته‌ای بزرگ نابود می‌شود. بازماندگانی اندک به رهبریِ شخصی به نام امانوئل کنت بسیج می‌شوند تا جامعه‌ی انسانی را از نو بسازند؛ غافل از اینکه خطراتی از جانب گروه‌های دیگری از بازماندگان در گوشه و کنار آن‌ها را تهدید می‌کند. این کتاب موفق به دریافتِ جایزه‌ی یادبودِ جان دبلیو کمپبل شده است.

🔹کتاب قلعه مالویل (Malevil) درباره‌ی تمدنی انسانی صحبت می‌کند که ابتدا با خاک یکسان و سپس از نو ساخته می‌شود. امانوئل کنت در روستایی در فرانسه، مزرعه‌دار است و قلعه‌ی مالویل را به‌عنوان مکانی توریستی ساخته است. زمانی که او و چند همکارش در انبار شراب‌گیری مشغولِ کارند، صدای انفجار مهیبی به گوش می‌رسد و سپس گرمایی شدید ساطع می‌شود. وقتی از انبار بیرون می‌آیند، متوجه می‌شوند که انفجاری هسته‌ای رخ داده و درنتیجه‌ی آن، تمدن و حیات بشری در جهان توسط منبعی ناشناخته نابود شده است. آن‌ها شانس این را داشته‌اند که در انبار زیرزمینی از صدمات انفجار در امان بمانند. حالا این چند نفر تنها بازماندگانی هستند که باید برای بنیان‌گذاری جامعه‌ای جدید تلاش کنند.

🔹روبر مرل (Robert Merle) یکی از نویسندگانی است که در حوزه‌ی ادبیات جنگ بسیار موفق عمل کرده است. او با نظر به بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی در خلال جنگ جهانی دوم به دستور رئیس جمهور وقت آمریکا، ایده‌ی داستانی خود را بسط و گسترش می‌دهد. روبر مرل این انفجار هسته‌ای را به کل دنیا تعمیم داده و شخصیت‌های کتابِ قلعه مالویل را در شرایطی قرار می‌دهد که باید به‌تنهایی شروع به آبادانی و گسترش حیات روی کره‌ی زمین کنند.

🔹امانوئل که از پیش سودای رهبری در سر داشته، پیشوای گروهِ بازماندگان می‌شود و دست در دست یکدیگر چالش‌های بازسازی یک جامعه‌ی انسانی را از سر می‌گذرانند، اما خیلی زود متوجه می‌شوند که انسان‌ها و حیوانات دیگری نیز در مناطق مجاور از این حادثه جان سالم به در برده‌اند. رویارویی با هریک از این گروه‌های بازمانده، خود دردسرهای تازه‌ای ایجاد می‌کند. گرچه انتظار می‌رود وجود تعداد بیشتری از آدم‌ها، کارِ آبادانی و بازسازی جامعه را آسان‌تر کند، اما بسیاری از این گروه‌ها تهدیدهای جدی به حساب می‌آیند و با خود مرگ و ویرانی به بار می‌آورند.

🔹اما بزرگ‌ترین تهدید، از سوی گروهی دیکتاتور است که شورشیان غارتگر اعضای آن را تشکیل می‌دهند و روستای مجاور را به تصرف خود درآورده‌اند.روبر مرل از موضوعاتی همچون مذهب، سیاست، جامعه‌ی روستایی و جایگاه زنان و نقش رئیس در جامعه، موقعیت‌های داستانی جذابی خلق می‌کند. جهانِ رمان قلعه‌ی مالویل شاید در ظاهر خیالی به نظر برسد، اما بسیار به جوامعی که در آن زندگی می‌کنیم شباهت دارد. و همین نکته سببِ هم‌ذات‌پنداریِ مخاطبان با داستان می‌شود.

🔹انتشارات علمی و فرهنگی این رمان را با ترجمه‌ی محمد قاضی به بازار کتاب عرضه کرده است.اقتباس‌های سینمایی از کتاب قلعه مالویل در سال ۱۹۸۱، فیلمی در ژانر وسترن و علمی‌تخیلی ساخته شد که از کتاب قلعه مالویل اثر روبر مرل، اقتباس شده بود. این فیلم توسط کریستین دو شالونگ، کارگردان فرانسوی ساخته شد و بازیگرانی نظیرِ میشل سرو، ژاک دوترون، ژاک ویره و ژان-لویی ترنتینیان داشت.در سالِ ۲۰۰۹ نیز فیلمِ اقتباسیِ دیگری ساخته شد که دنیس مالوال کارگردانی آن را بر عهده داشت.

@ketaabsaar
Post #8869 255
معرفی کتاب قلعه مالویل اثر روبر مرل

🔹حوادث داستان در مناطق روستایی کشور فرانسه و در اواخر قرن بیستم می گذرد. شخصیت اصلی کتاب امانوئل کمت است؛ مردی که سابقا مدیر مدرسه بوده و اکنون به کشاورزی و مزرعه داری روی آورده است. او همچنین یک مکان توریستی[قلعه ا ی قدیمی به نام مالویل در روستای مجاور]دارد. کمت، مردی بسیار با انگیزه و قابل احترام بوده و به سیاست و رهبری علاقه نشان می دهد. امانوئل و چند تن از دوستانش، به هنگام آغاز جنگی هسته ای، در انبار شراب قلعه به سر می برند و همین موضوع باعث می شود که آسیبی به آن ها نرسد، اما همه چیز در اطراف آن ها به خاکستر تبدیل می شود. اعضای این گروه تصمیم می گیرند تا تحت رهبری امانوئل، به بازسازی پیرامون خود بپردازند و خیلی زود متوجه می شوند که افراد و حیوانات دیگری نیز در مزارع و روستاهای مجاور توانسته اند از انفجار جان سالم به در ببرند. با گذشت زمان و پیشروی داستان، سر و کله ی نجات یافتگان بیشتری پیدا شده و بعضی از آن ها با خود، مرگ و ویرانی را برای این اجتماع نوظهور به ارمغان می آورند.


ویژگی های کتاب قلعه مالویل


🔹جایزه ی یادواره ی John W. Campbell سال ۱۹۷۴ فیلمی با همین عنوان، بر اساس این کتاب و به کارگردانی کریستین دو شالون در سال ۱۹۸۱ ساخته شده است.


نکوداشت های کتاب قلعه مالویل


🔹فوق العاده.
Newsweek

🔹درخشان و خوش ساخت.
Publishers Weekly

🔹باشکوه و تکان دهنده
Chicago Tribune


قسمت هایی از کتاب قلعه مالویل


🔸 به قول معروف یک روز باید مرد و همین، خود دلیل بر این است که آدم احمق است، چون من هیچ لزومی در این مردن نمی بینم. 

🔸 این با ما نیست که بگوییم زنده خواهیم ماند یا خواهیم مرد. آدم برای این زنده است که به زندگی ادامه دهد. زندگی مثل کار می ماند، پس بهتر این که آن را به انجام رساند نه این که هر جا مشکل شد نیمه کاره ولش کرد. 

🔸 یک وقت کم مانده بود با او ازدواج کنم و آنیس به سبب سر نگرفتن این وصلت نه تنها کینه ای از من به دل نگرفته بلکه در دوستی با من نیز پابرجاست. به همین جهت من به او احترام می گذارم. خیال می کنم از هزار دختر یکی هم واکنشی نظیر او از خود نشان نمی داد.

چرا باید قلعه مالویل را بخوانیم؟


🔹روایتی متفاوت از جهان پس از فاجعه
🔹پرداخت عمیق به مسئله‌ی قدرت و مسئولیت
🔹شخصیت‌پردازی قوی و باورپذیر
🔹طرح پرسش‌های جدی درباره‌ی ایمان و انسان‌بودن
🔹اثری ماندگار و تأثیرگذار در ادبیات قرن بیستم

@ketaabsaar
Post #8867 331
📓📔📒📕📗📘📙
#معرفی_یک_کتاب

📓📔📒📕📗📘📙

@ketaabsaar
Post #8865 550
کتابسار عنوان: کنشگران آزاد چگونه تکامل به ما اراده آزاد بخشید نویسنده: کوین جی. میچل مترجم: معصومه ملکیان ناشر: سایلاو @ketaabsaar
فایلهای تصویری مربوط به کتاب

@ketaabsaar
Telegram Higgs Mind کتاب نقش‌آفرینان آزاد: چگونه تکامل به ما اراده آزاد بخشید فصل ۱: اراده آزاد: توهم یا تکامل؟ نويسنده: #کوین_جی_میشل 📚@HiggsMind ‌
Post #8864 642
🚀 قسمت سیزدهم پادکست «افق رویداد» منتشر شد: آپولو ۱۲، ۱۳ و ۱۴؛ وقتی بازگشت به زمین تبدیل به مأموریت شد 🌕✨

تصور کن میلیون‌ها کیلومتر از زمین دوری، در مسیر ماه هستی و ناگهان یک انفجار همه‌چیز را تغییر می‌دهد... 💥

اکسیژن در حال تمام شدن است، برق محدود شده و ماژول فرماندهی دیگر قابل استفاده نیست. سه فضانورد فقط یک انتخاب دارند: با همان امکاناتی که برای یک مأموریت عادی طراحی نشده‌اند، راهی برای برگشتن به زمین پیدا کنند. 🛰️🌍


اما داستان از آپولو ۱۳ شروع نمی‌شود...
در این اپیزود، فراتر از نخستین قدم نیل آرمسترانگ می‌رویم و سراغ سه مأموریت مهم آپولو ۱۲، ۱۳ و ۱۴ می‌رویم؛ از صاعقه‌ای که در همان دقایق ابتدایی، آپولو ۱۲ را لرزاند تا فرود دقیق «اینتِرپید» در نزدیکی کاوشگر Surveyor 3. ⚡🌕

بعد به یکی از مشهورترین بحران‌های تاریخ فضانوردی می‌رسیم: آپولو ۱۳. مأموریتی که قرار بود در فرا مائورو فرود بیاید، اما با انفجار مخزن اکسیژن به یک نبرد واقعی برای بقا تبدیل شد.

در حالی که ماژول فرماندهی «اودیسه» خاموش شده بود، ماه‌نشین «Aquarius» به یک قایق نجات فضایی تبدیل شد؛ وسیله‌ای که برای دو نفر و حدود دو روز طراحی شده بود و حالا باید سه انسان را برای نزدیک به چهار روز زنده نگه می‌داشت. 😨


مهندسان و فضانوردان با کاهش مصرف برق و آب، تغییر مسیر با کمک گرانش ماه و حتی استفاده از مقوا، کیسه پلاستیکی، شلنگ و چسب نواری راه‌حل‌هایی ساختند که می‌توانست مرز بین زندگی و مرگ باشد. 🔧🧠

و بعد، آپولو ۱۴؛ بازگشت انسان به ماه پس از یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های برنامه آپولو. آلن شپرد و ادگار میچل در منطقه فرا مائورو قدم می‌زنند و در جست‌وجوی لبه دهانه Cone با یکی از دشوارترین پیاده‌روی‌های تاریخ اکتشافات فضایی روبه‌رو می‌شوند. 🪨🌑


این فقط داستان سه سفر به ماه نیست؛ داستان مهندسی در شرایط غیرممکن، تصمیم‌گیری زیر فشار، شکست، بقا و توانایی انسان برای پیدا کردن راه خانه است. 🌍✨

🔗 برای حمایت از پادکست، از «اینجا» گوش کنید.
📢 این برنامه را روی پادگیر محبوب‌تان یا یوتیوب بشنوید:

🔗 کست‌باکس | اسپاتیفای | یوتیوب
اپل پادکست | شنوتو | آئودیا

#افق‌رویداد #آپولو #آپولو۱۲ #آپولو۱۳ #آپولو۱۴
#ناسا #ماه #فضانوردی #کاوش_فضایی #نجوم #مهندسی_فضایی
#اپیزود_سیزدهم

🎙️ پادکست افق رویداد، راوی علم به زبان ساده ✨
YouTube پادکست افق رویداد - فصل اول - قسمت ۱۳ - آپولو ۱۲، ۱۳ و ۱۴؛ وقتی بازگشت به زمین تبدیل به مأموریت شد در این قسمت از پادکست «افق رویداد»، داستان سه مأموریت فراموش‌نشدنی ناسا را دنبال می‌کنیم: آپولو ۱۲، ۱۳ و ۱۴. از برخورد صاعقه با ساترن ۵ و نخستین فرود دقیق روی ماه، تا بحران آپولو ۱۳ و تلاش نفس‌گیر برای بازگرداندن فضانوردان به زمین، و سرانجام بازگشت دوباره…
Post #8863 787
«پرسشهای بی پاسخ را ترجیح می دهم به پاسخهای آمادۀ پرسش ناپذیر»
-ریچارد فاینمن


منبع: گروه انسان خردمند

@ketaabsaar
Post #8856 732
زندگینامه نیکلای گوگولنیکلای گوگول

(Nikolai Vasilyevich Gogol)

🔹در ۱ آوریل ۱۸۰۹ در شهر سوروچنسی از ولایت پولتاوا (واقع در اوکراین کنونی) در یک خانواده‌ی زمین‌دار دیده به جهان گشود. تربیت در خانواده‌ای اهل فرهنگ و ادب در رشد استعداد و قریحه‌ی هنری او تأثیر بسزایی داشت. 

🔹علاقه‌ی نیکلای گوگول به هنر و ادبیات از همان کودکی با خواندن نمایشنامه‌های کمدی‌ای که پدرش به زبان اوکراینی می‌نوشت، شکل گرفت.نیکلای گوگول دوران دبیرستان را در شهر پترزبورگ سپری کرد. در همین ایام بود که وی نخستین بار نوشتن را آغاز نمود. آثار ابتدایی او عمدتاً تغزلی و حماسی بودند. البته به جز یک عنوان، تمام نمایشنامه‌ها و داستان‌هایی که در این دوره به رشته‌ی تحریر درآورد، با گذشت زمان از بین رفتند.

🔹وی در نمایشنامه‌هایی که در مدرسه برگزار می‌شدند نیز نقش‌های مهمی برعهده می‌گرفت.نیکلای گوگول در سال ۱۸۳۰ و پس از اتمام مدرسه به استخدام دولت درآمد و خیلی زود نیز از آن کناره‌گیری کرد. اما با خدمت در دولت در همین مدت اندک، تجربیات گران‌بهایی به دست آورد که بعدها مبنای بسیاری از کتاب‌هایش قرار گرفتند.

🔹آشنایی نیکلای گوگول با الکساندر پوشکیناولین قطعه‌ شعری که نیکلای گوگول پس از ترک شغلش منتشر کرد، تا حدی سست و ضعیف بود که با تمسخر منتقدین روبه‌رو شد. گوگول خود همه‌ی نسخه‌های نخستین شعرش را خرید و از بین برد. اما مدتی بعد با انتشار چند مقاله توانست تحسین اغلب منتقدان و خوانندگان را برانگیزد. انتشار این نوشته‌ها از آنجایی حائز اهمیت بودند که سبب آشنایی گوگولِ ۲۲ ساله با محافل مهم ادبی و ادبیان برجسته‌ای چون واسیلی ژوکوفسکی، پیوتر پلتینوف، آنتون دلویگ و الگوی او، الکساندر پوشکین، شدند.

🔹با انتشار قسمت اول مجموعه‌ی «شب‌ها کنار دهکده‌ی دیکانکا» در تابستان سال ۱۸۳۱، تأثیر مثبت نشست‌ و برخاست‌های مکرر نیکلای گوگول با «حلقه‌ی پوشکین» به خوبی آشکار شد. در داستان‌های این مجموعه، شعر با هزل و طنزی ساده درآمیخته بود. پس از پوشکین، منتقدان ادبی نیز از این اثر استقبال کردند. موفقیت شب‌ها کنار دهکده‌ی دیکانکا به قدری آنی و چشمگیر بود که نام خالق خود را در تمام محافل ادبی روسیه بر سر زبان‌ها انداخت.

🔹نیکلای گوگول در اوایل سال ۱۸۳۵، هم‌زمان دو مجموعه کتاب را با عناوین «میرگورود» و «آرابسک» منتشر کرد، که بعدها داستان‌های دیگری از قبیل «یادداشت‌های یک دیوانه» و «دماغ» به آن‌ها اضافه شدند.

🔹انتشار این داستان‌ها، جایگاه گوگول را در مقام یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان ادبیات روسیه تثبیت کرد.سال‌های پایانی زندگی نیکلای گوگولنیکلای گوگول در سال ۱۸۳۶، روسیه را به مقصد شهر رم ترک گفت و برای مدت ۱۲ سال در این شهر ساکن شد. در طی این سال‌ها، او بر روی رمان بزرگ خود با عنوان «نفوس مرده» کار می‌کرد. در سال ۱۸۴۱، بخش اول این کتاب انتشار یافت و با استقبال فوق‌العاده‌ای از سوی مخاطبین و منتقدین روبه‌رو شد.

🔹پس از این دوران، گوگول دچار وسواس‌های مذهبی شد و نارضایتی‌اش از خویشتن شدت گرفت. به سبب همین وسواس‌ها، کارهای سابق خود را رها کرد و به موعظه‌نویسی روی آورد. این نوشته‌های موعظه‌گونه در سال ۱۸۴۷ تحت عنوان «قطعات منتخب از مکاتبات با دوستان» منتشر شدند. اما برخلاف تصور گوگول، حتی شیفتگان او نیز، به دلیل عقاید سست و حمایتش از حکومت، به این اثر تاختند.مدتی بعد نیکلای گوگول به روسیه بازگشت و تصمیم به تکمیل رمان نفوس مرده گرفت، اما به دلیل بحران روانی شدیدی که گرفتارش شده بود، چند روز پیش از مرگ تمام نسخه‌های دست‌نویس آن را سوزاند.نیکلای گوگول، سرانجام در 4 مارس ۱۸۵۲ چشم از جهان فرو بست.

بهترین کتاب‌های نیکلای گوگول


📚 شب‌ها کنار دهکده‌ی دیکانکا
 
(Evenings on a Farm Near Dikanka):
شب‌نشینی‌های دهکده‌ی نزدیک دیکانکا، نخستین مجموعه داستان نیکلای گوگول بود که در ۲۳ سالگی آن را منتشر کرد. داستان‌های این کتاب که اغلب با زبان محاوره نوشته شده‌اند، از زبان کندوداری شوخ و ساده‌دل به نام «رودی پانکو» نقل می‌شوند.

📚 میرگورود
 
(Mirgorod):
میرگورود مجموعه‌ای درخشان شامل چهار داستان کوتاه است. نیکلای گوگول در این اثر، با زبان طنز و منحصربه‌فرد خود، با شرح زندگی روزمره‌ی مردم عادی، بحران‌های نهفته در عمق جامعه را آشکار می‌سازد.


@ketaabsaar
Older posts →

About this channel

How can I read @ketaabsaar without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for کتابسار: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does کتابسار have?
کتابسار (@ketaabsaar) has 10.5K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does کتابسار know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →