TGViewer
Channel Public Channel
چهارطبقه

چهارطبقه

@chartabaqeh

چهارطبقه شهر را با تمام زیبایی‌ها و زشتی‌هایش، رویدادها و زندگی روزمره‌ی شهروندانش، با نگاهی نقادانه به تصویر می‌کشد.
شماره‌ی ثبت: ۶۲۵۱

بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است.

ارتباط با ما:
@CharTabaqeh1

www.instagram.com/CharTabaqeh
Subscribers
1.28K
Photos
1.5K
Videos
148
Links
106

Showing posts older than #3026 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #3025 479
(۱۱۰۴) غیررسمیت ۲۰: افسانه‌ی خودیاری
@CharTabaqeh
Post #3024 430
🔺غیررسمیت ۱۹: شهرسازی جنوب

آشنایی با تئوری‌های شهرسازی (که اغلب از جهان شمال سرچشمه می‌گیرد)، الزاماً نمی‌تواند به حل مسائل پیچیده‌ی شهری (به‌خصوص در جهان جنوب) منجر شود. گاتام بان، شهرساز و کنش‌گر هندی، سه گسست میان «تئوری» و «عمل» را به‌عنوان یکی از دلایل این مخمصه برشمرده است. نخستین گسست زمانی شکل می‌گیرد که تئوری در زمینه‌ی خود ریشه ندارد و به همین دلیل ترجمه و کاربست آن غیرممکن خواهد بود. دومین گسست ناشی از خوانشی کوته‌بینانه از «عمل» است که آن را صرفاً مبتنی بر رویه‌های حرفه‌ای، رسمی یا نهادی می‌پندارد و از برداشتی گسترده‌تر بر پایه‌ی آن‌چه کنش‌گران و نهادهای درگیر، متناسب با شرایط انجام می‌دهند، غفلت می‌ورزد. گسست سوم ناشی از نادیده گرفتن امور واضحی (رازهای برملا) است که گرچه به‌عینه قابل‌مشاهده و شناسایی است، اما در آثار مرجع رشته یا تجربه‌های حرفه بازتابی ندارد.
بنابراین گاتام بان سعی دارد با اتکا به تجربه‌ی شهرهای معاصر هند، اصطلاحات و واژگان مختص شهرسازی جنوب را معرفی نماید. از نظر او، هر شیوه از عمل، ریشه در زمینه‌ی فضایی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی معینی از شهرسازی دارد. به‌علاوه، هریک از شیوه‌های عمل با عدم‌قطعیت همراه است؛ تعیین یک سیاست یا انجام یک عمل، الزاماً در زمان مقرر به نتایج مشخص منجر نخواهد شد، بلکه شرایط و عوامل مختلف زمینه‌ای ممکن است پیش‌بینی‌های مرسوم درباره‌ی شیوه‌ی کارکرد سیستم‌ها و نیز پیش‌بینی‌پذیری رفتار مردم را با چالش مواجه سازد. از سوی دیگر، شیوه‌های عمل کارایی و موفقیت خود را می‌سنجند و به‌صورت مداوم و اندک‌افزا خود را تطبیق می‌دهند و اصلاح می‌کنند. در نهایت، شیوه‌های عمل بر لزوم اقدام و حرکت تأکید دارند، زیرا بستری که از آن برآمده‌اند بستر نیاز و احتیاج است و پیشاپیش خودش برای رفع نیازها در حرکت است.
شهرسازی جنوب با کنار هم قرار دادن این ویژگی‌ها چنین توصیف می‌شود: اندک‌افزا، غیرقطعی، به‌لحاظ زمانی سیال، بر اساس حدس و گمان، متقاطع و ریشه‌دار.

برداشتی از مقاله‌ی یادداشت‌هایی درباره‌ی پرکتیس‌های شهری جهان جنوب - ترجمه‌ی مهزیار مهان - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۲۷۶ تا ۲۹۵
@CharTabaqeh
Post #3023 325
(۱۱۰۳) غیررسمیت ۱۹: شهرسازی جنوب
@CharTabaqeh
Post #3022 364
🔺غیررسمیت ۱۸: مردم به‌مثابه زیرساخت

تلقی عمومی از زیرساخت معمولاً محدود به معنای فیزیکی آن است؛ مثلاً بزرگراه‌ها، شبکه‌های لوله‌کشی، سیم‌کشی و کابل. این شیوه‌های تدارک‌بینی و تأسیسات عاملی تلقی می‌شود که شهر را مولد ساخته و امکان بازتولید آن را فراهم می‌آورد. اما شهرهای افریقایی از جمله ژوهانسبورگ، بقای خود را تا حد زیادی از خلال پیوند فعالیت‌های نامتجانس و منظرهایی که با انعطاف هرچه تمام‌تر قوام یافته‌اند، تضمین می‌کنند. این روند برقراری پیوند که قادر به ایجاد آمیزه‌های اجتماعی از دل ظرفیت‌ها و نیازهای منحصربه‌فرد است و می‌کوشد تا حداکثر دستاورد را از حداقل داشته‌ها استخراج کند، همان چیزی است که عبدالمالک سیمون به آن مردم به مثابه زیرساخت می‌گوید.

برداشتی از مقاله‌ی مردم به‌مثابه زیرساخت - ترجمه‌ی حافظ خدابخش - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۲۳۲ تا ۲۴۵
@CharTabaqeh
Post #3021 343
(۱۱۰۲) غیررسمیت ۱۸: مردم به‌مثابه زیرساخت
@CharTabaqeh
Post #3020 403
🔺غیررسمیت ۱۷: قدرت زبان

زبان بسیار قدرت‌مند است، زیرا می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای عادی‌سازی نظام قدرت مورد استفاده قرار گیرد. واژه‌ها گفتمان خاصی از قدرت را تثبیت می‌کنند و سایر گزینه‌های واقعیت را نامشروع جلوه می‌دهند.
در دوگانه‌ی سکونت‌گاه‌های «رسمی» و «غیررسمی»، نابخردی و عدم‌برنامه‌ریزی سکونت‌گاه‌های غیررسمی در مقابل نوعی از خردمندی و برنامه‌ریزی عقلایی سکونت‌گاه‌های رسمی قرار می‌گیرد. این عقلانیتِ تضمین شده توسط ساختار قدرت و نهادهای مورد تأیید آن، یعنی حرفه‌مندان و دانشگاهیان، و مشروعیت آن در نگاه عامه‌ی مردم، موجب ارجحیت رسمی بر غیررسمی می‌شود.

مقایسه‌ی میان دو بافت غیررسمی و رسمی بندر کُنگ در مواجهه با جریان رواناب نشان می‌دهد که قطعه‌بندی و شبکه‌ی معابر در بافت خودرو و غیررسمی با بهره‌گیری از تجربه‌ی بومی و زیسته‌ی مردم شکل گرفته و با مسیر رواناب انطباق دارد، اما در طراحی و آماده‌سازی تنها سکونت‌گاه طراحی شده‌ی بندر کُنگ که محصول شهرسازی عقلایی، دانشگاهی و دست‌پخت مهندسان مشاور و مدیران شهری است، توجهی به مسیرهای رواناب نشده و این مسیرها از بین خیابان‌ها و خانه‌های محله می‌گذرد.

برداشتی از مقاله‌ی از غیررسمیِ خردمندانه تا رسمیِ (غیر)عقلایی - نوشته‌ی زنده‌یاد اشکان رضوانی نراقی - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۲۲۲ تا ۲۳۱
@CharTabaqeh
Post #3018 368
🔺غیررسمیت ۱۶: کج‌کارکردی سیستم

سکونت‌گاه‌های غیررسمی بیش از آن‌که ناشی از کج‌کارکردی طرح‌های شهری و منطقه‌ای باشد، ناشی از کج‌کارکردی سیستم برنامه‌ریزی‌ای است که کل اقتصاد، برنامه‌ها و بخش‌ها را در بر می‌گیرد. بی‌توجهی به مسائل اقتصادی، ژئوپولتیک، ژئواکونومیک، کم‌آبی موجب پدیدار شدن اسکان غیررسمی می‌شود.
در ایران کمتر شهر بزرگی است که با مسأله‌ی حاشیه‌نشینی مواجه نباشد و بر اساس آمار غیردقیق، بالغ بر ۱۴ تا ۱۵ میلیون نفر از مردم ایران در حواشی شهرها زندگی می‌کنند. این افراد هم ملت ایران هستند و از همه‌ی حقوقی که (برای مثال) ساکنان ولنجک دارند، برخوردارند. بعضی از حاشیه‌نشینان انسان‌های مولدی هستند؛ در کارخانه‌ها کار می‌کنند؛ ایشان تولیدکننده‌اند، اما بهره‌ای که از مکان و از فضا می‌گیرند، مانند دیگران نیست. هیچ دلیلی ندارد که آن‌ها ذی‌نفعان توسعه‌ی شهر و کشور نباشند و الزاماً آدم‌هایی که جای دیگر زندگی می‌کنند، نفع ببرند.

برداشتی از مصاحبه‌ی دکتر محمدحسین شریف‌زادگان، اقتصاددان و وزیر رفاه دولت هشتم - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۱۸۲ تا ۲۰۱
@CharTabaqeh
Post #3017 350
(۱۱۰۰) غیررسمیت ۱۶: کج‌کارکردی سیستم
@CharTabaqeh
Post #3016 405
🔺غیررسمیت ۱۵: معماران کنش‌گر

مک‌گورگ در فصل اول کتاب شهرهای رادیکال به نقد پروژه‌های عظیم مسکونی دولتی در امریکای لاتین می‌پردازد. او تلاش معماران مدرن برای برابری را محترم می‌شمارد، و ناموفقیت این پروژه‌ها را بیش از معماری، بر عهده‌ی نگاه تک‌بعدی دولت به مسأله‌ی فقر، نگه‌داری ضعیف، خفگی بروکراتیک، تصمیمات اشتباه اجتماعی، و رقابت‌های سیاسی می‌داند.
از دریچه‌ی نگاه مک‌گورک به معماری، «فرایند» اهمیتی بسیار بیشتر از «فرم» دارد. معماری نویی که او مد نظر دارد، در کالبدش یافت نمی‌شود، بلکه در شیوه‌ی تولیدش نهفته است. او به دنبال نسلی از معماران است که ایده‌آل‌های خودشان را از دست نداده‌اند و آن‌ها را «معماران کنش‌گر» می‌نامد. او معماران کنش‌گر را کسانی می‌داند که نه‌تنها درگیر فرم هستند، بلکه در تنگناهای اقتصادی به دنبال حامی می‌گردند، به بازی‌های سیاسی وارد می‌شوند، بروکراسی را دور می‌زنند، منابع را تلف نمی‌کنند، و ساکنین را وارد فرایند طراحی می‌کنند.

برداشتی از مقاله‌ی کارفرمای فقرای شهری - نوشته‌ی مسعود تقوی - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۷۰ تا ۷۷
@CharTabaqeh
Post #3015 384
(۱۰۹۹) غیررسمیت ۱۵: معماران کنش‌گر
@CharTabaqeh
Post #3013 557
🔺غیررسمیت ۱۴: منتفعان غیررسمیت

«ایران برای حل مشکل سکونت‌گاه‌های غیررسمی از یک بانک وام گرفته است.»
فضای غیررسمی منتفعانی دارد از جمله دولت، بانک جهانی، مشاوران و بسازبفروش‌ها و گاهاً زمین‌داران قدیمی ساکن در این مناطق، و متضررانی دارد مانند فقرای شهری، مستأجران و حتی قشر متوسط شهری. راه‌حل‌های مرسوم برای این فضاها که معمولاً عناوین توانمند‌سازی، نوسازی، بهسازی یا بازآفرینی به خود می‌گیرند، شاید در نگاه اول مفید و ضروری باشند، اما در واقعیت چندین نیرو را منتفع می‌سازند: اول، از طریق این اقدامات، دولت جایگاهش را به‌عنوان خیر مطلق و دولت خدمت‌رسان تثبیت می‌کند، در حالی‌که کارش صرفاً بازتولید وضع فعلی است؛ دوم، بانک جهانی که تغییرات مورد نظر خود برای چرخش سرمایه در سطح جهان یا به عبارتی دیگر «شهری شدن سرمایه» را پیش می‌برد و در نتیجه، در کشورهایی چون ایران، زمین و ملک به کالاهایی برای کسب سود تبدیل می‌شود و با به وجود آمدن حباب‌هایی در آن بازارها، قیمت‌ها بدون ارتباط با تقاضای بازار به صورت شتابانی رشد می‌کنند؛ سوم، مشاوران که از قِبل پروژه‌های مطالعه و ساخت‌وساز سودهای کلان نصیبشان می‌شود و در عین حال چون دارای جایگاه متخصص هستند، باعث پذیرش و توجیه عمومی این پروژه‌ها نیز می‌شوند.

برداشتی از مقاله‌ی دولت، فضا، جهان: نگاهی انتقادی به پروژه‌های توانمندسازی و بهسازی انجام شده با همکاری بانک جهانی - نوشته‌ی همن حاجی‌میرزایی - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۱۶۸ تا ۱۸۱
@CharTabaqeh
Post #3012 421
(۱۰۹۸) غیررسمیت ۱۴: منتفعان غیررسمیت
@CharTabaqeh
Post #3011 459
🔺غیررسمیت ۱۳: حاشیه‌ی خیابان

دست‌فروشی یکی از مظاهر غیررسمیت است. دست‌فروشان همواره هدف انواع قوانین قهری و حذفی قرار گرفته‌اند، اما هرگز از فضای عمومی شهر حذف نشده‌اند.
پدیده‌ی دست‌فروشی حداقل سه بازیگر اصلی دارد: دست‌فروش، مأموران شهرداری و مغازه‌داران. در هر نمونه‌ی دست‌فروشی ممکن است مناسبات میان این سه ضلع متفاوت باشد، اما نکته‌ی مشترک میان همه‌‌شان این است که در نهایت روابطی پیچیده و در هم تنیده بر هم می‌زنند و رسمیت جدیدی در فضای غیررسمی ایجاد می‌کنند.
همین پیچیدگی‌ها و در هم تنیدگی‌هاست که هر قانونی را که با کلیدواژه‌های غیررسمی، مزاحمت، سد معبر و... علیه حضور دست‌فروشان در فضای عمومی وضع شود، با شکست منجر می‌کند. بر خلاف مصوبات که قاطعانه و یکپارچه تصویب می‌شوند، هر نمونه‌ی دست‌فروشی داستان منحصربه‌فرد خود را دارد و الگوی جدیدی را برای تدوین برنامه به میان می‌آورد.

برداشتی از مقاله‌ی دست‌فروشی: غیررسمیت در حاشیه‌ی خیابان - نوشته‌ی گلاره مرادی و مریم جعفری - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۱۳۶ تا ۱۴۳
@CharTabaqeh
Post #3010 379
(۱۰۹۷) غیررسمیت ۱۳: حاشیه‌ی خیابان
@CharTabaqeh
Post #3009 410
🔺غیررسمیت ۱۲: بازتولید آسیب‌پذیری

در بسیاری از شهرهای جهان، فرودستان یا به‌واسطه‌ی تهی‌دستی یا ملیت یا قومیت‌شان، تنها در زمین‌هایی که به دلیل در معرض خطر بودن خواهانی ندارد، مانند زمین‌های واقع در شیب زیاد یا در حاشیه‌ی رودخانه‌ها، جایی برای زیست پیدا می‌کنند. شرایط آسیب‌پذیری در این سکونت‌گاه‌ها بیش از هر چیز، برساخته‌ی نیروهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است و همین نیروها حتی پس از وقوع سوانح نیز با شدت و سرعت در کار بوده و آسیب‌پذیری را بازتولید یا تشدید می‌کنند.
در محتوای برنامه‌های بازسازی، اشاره‌ای به ساکنان سکونت‌گاه‌های غیررسمی نمی‌شود و این سکوت را می‌توان به «مجوزی رسمی برای ندیدن» تعبیر کرد. گاهی داستان از نادیده گرفتن هم فراتر می‌رود؛ طبیعت به‌جای بولدوز کاری می‌کند که برخی مسئولان سال‌ها منتظر آن بودند و فرصتی برای خلاص شدن از دست سکونت‌گاه‌های غیررسمی و جلوگیری از بازسازی و بازگشتن مردم فراهم می‌آورد.

بدون به‌رسمیت شناختن حق اقامت و امنیت در محل سکونت به‌ویژه برای ساکنان اسکان غیررسمی موجود و مستأجران تهی‌دست، سیاست‌ها و برنامه‌های بازسازی کماکان به تولید و بازتولید اسکان غیررسمی و آسیب‌پذیری در برابر سوانح تداوم بخشیده و به توسعه‌ی ناعادلانه‌ی شهری دامن می‌زند.

برداشتی از مقاله‌ی بازتولید سکونت غیررسمی در بازسازی پس از سوانح - نوشته‌ی مژگان طاهری تفتی - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۱۲۸ تا ۱۳۵
@CharTabaqeh
Post #3008 327
(۱۰۹۶) غیررسمیت ۱۲: بازتولید آسیب‌پذیری
@CharTabaqeh
Post #3007 442
🔺غیررسمیت ۱۱: فرایند شهری شدن

دو رویکرد متقابل از زیست غیررسمی غالب است؛ رویکرد اول غیررسمیت را توسعه‌ای مهارناشدنی و مسبب بسیاری از مشکلات در شهرهای جهان جنوب و شهرهای توسعه‌یافته می‌داند. اما رویکرد دوم، زیست غیررسمی را یک «کارآفرینی قهرمانانه» و پاسخ آنی و خلاقانه‌ی مردم به ناتوانی دولت در برآوردن نیازهای اولیه‌ی جمعیت فقیر می‌داند.
گرچه این دو رویکرد متعارض به نظر می‌رسد، اما هر دو غیررسمیت را برابر با فقر و در مقابل رسمیت تصویر می‌کنند و راه‌حل را در ادغام بخش غیررسمی درون اقتصاد رسمی معرفی می‌کنند.
در مقابل این دو رویکرد، می‌توان غیررسمیت را به‌عنوان شیوه‌ی خاصی از شهری شدن در نظر گرفت و دوگانه‌ی رسمی-غیررسمی را بخش‌های جدایی‌ناپذیر از یک‌دیگر دانست.
اگر تصرف زمین و ساخت خانه‌های خودیاری توسط فقرا غیررسمی است، قسمی دیگر از غیررسمیت نیز در میان طبقات متوسط و مرفه رواج یافته که حاصل تخطی آن‌ها از قوانین حاکم بر زمین و مسکن است. به این ترتیب، رسمیت و غیررسمیت تمایز میان مسکن رسمی و مسکن غیررسمی نیست، بلکه حاصل برخورداری حاکمیت از قدرت تعریف این‌که چه‌چیز رسمی و چه‌چیز غیررسمی است و قدرت تعیین این‌که کدام غیررسمی‌ها حذف شوند و کدام غیررسمی‌ها بر جای بمانند.

آنانیا روی سعی دارد با بازپردازی مفهوم غیررسمیت و با تکیه بر تجربه‌های شهرهای جهان جنوب، به فهم فرایندهای شهری شدن چه در شهرهای جهان سوم و چه در شهرهای توسعه‌یافته کمک کند.

برداشتی از مقاله‌ی زیست غیررسمی شهری: به‌دنبال معرفت‌شناسی برنامه‌ریزی - ترجمه‌ی نیوشا زارعی - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۱۱۸ تا ۱۲۷
@CharTabaqeh
Post #3006 347
(۱۰۹۵) غیررسمیت ۱۱: فرایند شهری شدن
@CharTabaqeh
Post #3005 325
🔺غیررسمیت ۱۰: قانون و عرف

«همه‌چیز با تانکر شروع می‌شود. اول تانکر نصب می‌کنند، بعد نهال می‌کارند، بعد زمین را قطعه‌قطعه می‌کنند و میانش دیوار می‌کشند. بعد چاه عمیق می‌زنند و درخت‌ها رشد می‌کنند. دست آخر وسطش یک ویلا سبز می‌شود.» ویلاهایی که در باغ‌های اطراف تبریز سری بلند کرده‌اند، گردنشان از تمامی درختان سیب و زردآلو و تبریزی و چنار و البته هر قانونی بلندتر است. شهرک‌هایی که طبق قانون سکونت‌گاه غیررسمی‌اند و طبق عرف، کسی به آن‌ها برچسب غیررسمی نمی‌زند.

بنیاد چهارطبقه از همراهان خود برای مطالعه‌ی تجربه‌ی باغ‌ویلاسازی‌های اطراف تبریز دعوت می‌کند:
مقاله‌ی باغ بی‌صاحب، توجیه اقتصادی ندارد - نوشته‌ی حبیب دانشور - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۱۰۶ تا ۱۱۷
@CharTabaqeh
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →