🔺غیررسمیت ۱۹: شهرسازی جنوب
آشنایی با تئوریهای شهرسازی (که اغلب از جهان شمال سرچشمه میگیرد)، الزاماً نمیتواند به حل مسائل پیچیدهی شهری (بهخصوص در جهان جنوب) منجر شود. گاتام بان، شهرساز و کنشگر هندی، سه گسست میان «تئوری» و «عمل» را بهعنوان یکی از دلایل این مخمصه برشمرده است. نخستین گسست زمانی شکل میگیرد که تئوری در زمینهی خود ریشه ندارد و به همین دلیل ترجمه و کاربست آن غیرممکن خواهد بود. دومین گسست ناشی از خوانشی کوتهبینانه از «عمل» است که آن را صرفاً مبتنی بر رویههای حرفهای، رسمی یا نهادی میپندارد و از برداشتی گستردهتر بر پایهی آنچه کنشگران و نهادهای درگیر، متناسب با شرایط انجام میدهند، غفلت میورزد. گسست سوم ناشی از نادیده گرفتن امور واضحی (رازهای برملا) است که گرچه بهعینه قابلمشاهده و شناسایی است، اما در آثار مرجع رشته یا تجربههای حرفه بازتابی ندارد.
بنابراین گاتام بان سعی دارد با اتکا به تجربهی شهرهای معاصر هند، اصطلاحات و واژگان مختص شهرسازی جنوب را معرفی نماید. از نظر او، هر شیوه از عمل، ریشه در زمینهی فضایی، تاریخی، اجتماعی و سیاسی معینی از شهرسازی دارد. بهعلاوه، هریک از شیوههای عمل با عدمقطعیت همراه است؛ تعیین یک سیاست یا انجام یک عمل، الزاماً در زمان مقرر به نتایج مشخص منجر نخواهد شد، بلکه شرایط و عوامل مختلف زمینهای ممکن است پیشبینیهای مرسوم دربارهی شیوهی کارکرد سیستمها و نیز پیشبینیپذیری رفتار مردم را با چالش مواجه سازد. از سوی دیگر، شیوههای عمل کارایی و موفقیت خود را میسنجند و بهصورت مداوم و اندکافزا خود را تطبیق میدهند و اصلاح میکنند. در نهایت، شیوههای عمل بر لزوم اقدام و حرکت تأکید دارند، زیرا بستری که از آن برآمدهاند بستر نیاز و احتیاج است و پیشاپیش خودش برای رفع نیازها در حرکت است.
شهرسازی جنوب با کنار هم قرار دادن این ویژگیها چنین توصیف میشود: اندکافزا، غیرقطعی، بهلحاظ زمانی سیال، بر اساس حدس و گمان، متقاطع و ریشهدار.
برداشتی از مقالهی یادداشتهایی دربارهی پرکتیسهای شهری جهان جنوب - ترجمهی مهزیار مهان - فصلنامهی آبادی، شمارهی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۲۷۶ تا ۲۹۵
@CharTabaqeh
Post #3024
430