TGViewer
Channel Public Channel
چهارطبقه

چهارطبقه

@chartabaqeh

چهارطبقه شهر را با تمام زیبایی‌ها و زشتی‌هایش، رویدادها و زندگی روزمره‌ی شهروندانش، با نگاهی نقادانه به تصویر می‌کشد.
شماره‌ی ثبت: ۶۲۵۱

بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است.

ارتباط با ما:
@CharTabaqeh1

www.instagram.com/CharTabaqeh
Subscribers
1.28K
Photos
1.5K
Videos
148
Links
106

Showing posts older than #3005 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #3003 397
🔺غیررسمیت ۹: درس‌های غیررسمی

مسکن غیررسمی از معدود عرصه‌هایی است که بیگانگی کمتری نسبت به ساکنانش دارد و معمولاً ارتباط اصیل و وجودی انسان و مسکن در آن حفظ شده است. اهالی محله‌های غیررسمی بر اساس «نیاز» و «ضرورت» دست به عمل می‌زنند.
به‌نظر می‌رسد جامعه‌ی علمی ما، که تا به امروز از کنار مسکن غیررسمی با بی‌توجهی گذشته، نیاز به چرخش از سوی کارفرما به‌سوی جامعه‌ی شهری، و یادگیری و گسترش رویکردهای کیفی، تصمیم‌گیری جمعی و طراحی متناسب با نیاز مردم را دارد.

برداشتی از مقاله‌ی در برابر باد - نوشته‌ی سارا ثابت - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۹۸ تا ۱۰۵
@CharTabaqeh
Post #3002 339
(۱۰۹۳) غیررسمیت ۹: درس‌های غیررسمی
@CharTabaqeh
Post #3001 440
🔺غیررسمیت ۸: نیروهای بالادست

نیروهای درگیر در مسأله‌ی زیست غیررسمی را می‌توان به دو بخش پایین‌دست و بالادست تقسیم کرد. تصرف زمین توسط نیروهای پایین‌دست، صرفاً برای استفاده (و نه سرمایه‌اندوزی) است. این متصرفان ساکنانی هستند که با کمترین امکانات، تاکتیک‌هایی برای بقای خود خلق می‌کنند. ایشان معمولاً محکوم به «سیاه‌نمایی» با انگ‌هایی مثل مهاجر، مجرم، اوباش و غده‌ی سرطانی هستند. در مقابل، گونه‌ی دیگری از تصرف که صرفاً به‌منظور دست‌یابی به ارزش مبادله‌ی زمین و بهره‌مندی از سود حاصل از افزایش قیمت رخ می‌دهد، با هماهنگی نیروهای بالادست و با اتکا به قانون، رانت و قدرت «رسمیت» می‌یابد و «سفیدسازی» می‌شود.
نیروهای بالادست، یعنی همان بازیگران سه‌گانه‌ی اقتصاد سیاسی شهر، شامل سه رأس حاکمان، کاسبان و عالِمان هستند و رابطه‌ای تنگاتنگ و متقابل دارند. حاکمان شهری مسیرهای منافع و منابع را برای کاسبان شهر هموار می‌کنند و عالمان نیز این حرکت را مشروع و سفیدنمایی می‌کنند.

برداشتی از مقاله‌ی دوزیستان - نوشته‌ی ایمان واقفی - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۸۸ تا ۹۷
@CharTabaqeh
Post #3000 336
(۱۰۹۲) غیررسمیت ۸: نیروهای بالادست
@CharTabaqeh
Post #2999 365
🔺غیررسمیت ۷: آموزش رسمی

غیررسمیت بخشی اجتناب‌ناپذیر از فضامندی روزگار ماست؛ اما به نظر می‌رسد آموزش دانشگاهی شهرسازی در درون مرزهای رسمیت محصور شده و در فهم زیست غیررسمی و چگونگی پاسخ به آن ناکارآمد مانده است. از آن‌جا که پدیده‌ی زیست غیررسمی حاصل علت‌های متنوعی است و معلول‌های متفاوتی در پی دارد، تحلیل و راه‌حل‌یابی برای آن نیز با بهره‌گیری از حداقل چهار دانش اقتصاد سیاسی، جامعه‌شناسی، مطالعات فرهنگی و علوم سیاسی میسر است.
ادعای مقاله‌ی «آموزش رسمی و اسکان غیررسمی» آن است که آموزش شهرسازی در ایران در مواجهه با پدیده‌ی غیررسمیت، نتوانسته ارتباط میان این دانش‌های مرتبط را در چارچوب برنامه‌ی آموزشی خود برقرار سازد. این مقاله در سه پرده به پیشینه‌ی موضوع، وضعیت موجود و عوامل عدم تغییر رویکرد نظام آموزشی می‌پردازد.

بنیاد چهارطبقه ضمن قدردانی از تمامی اساتید رشته‌ی شهرسازی، از همراهان خود برای مطالعه‌ی متن کامل این مقاله دعوت می‌کند:
مقاله‌ی آموزش رسمی و اسکان غیررسمی: ناکارآمدی و عوامل آن - نوشته‌ی کاوه اسدپور - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۷۸ تا ۸۷
http://drive.mrud.ir/ms/Abadi/Abadi83_84/Page_078_087/mobile/index.html
@CharTabaqeh
drive.mrud.ir Abadi Page_078_087
Post #2997 511
🔺غیررسمیت ۶: رسمیت‌بخشی

مصوبه‌ی برج‌باغ‌های تهران در سال ۱۳۸۲ به تصویب رسید تا از نابودی باغات تُنُک تهران که اصطلاحاً نگهداری‌شان برای صاحبان آن‌ها صرفه‌ی اقتصادی نداشت، جلوگیری کند. این مصوبه در سال ۱۳۹۸ و پس از تخریب انبوهی از باغ‌های تهران لغو شد!
مجتمع پالادیوم یکی از ساخت‌وسازهایی است که با استناد به مصوبه‌ی برج‌باغ‌ها آغاز شد؛ اما به‌جای ۸ طبقه‌ی مسکونی روی همکف (بر اساس مجوز اولیه)، در نهایت تبدیل به برجی ۱۳ طبقه با تراکم ۶۵۰٪ و با کاربری اداری، تجاری، تفریحی و ورزشی شد. نکته‌ی مهم این‌جاست که تمامی مراحل این تغییر و تخلف با هماهنگی و با امضای موافقت‌نامه‌ها میان مالک و شهرداری منطقه طی شده و «رسمیت» یافته است. این فرایند رسمیت‌بخشی به موافقت‌نامه‌های غیررسمی و غیرقانونی آن‌قدر جدی است که شهردار وقت تهران در پاسخ به اعتراض اهالی محله و تذکر کمیسیون شهرسازی و معماری شورای شهر تهران نسبت به ساخت پل چهل متری میان دو ساختمان، مالک پالادیوم را برخوردار از «حق مکتسبه» می‌داند؛ حقی که به‌واسطه‌ی چند امضای غیرقانونی پای چند توافق‌نامه‌ی غیرقانونی به وجود آمده و تمام تخلفات را «رسمی» کرده است.

برداشتی از مقاله‌ی از باغ‌های مقدس اردبیلی تا پالادیوم - نوشته‌ی مائده صدیقی - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۵۸ تا ۶۹
@CharTabaqeh
Post #2995 409
🔺غیررسمیت ۵: تقویت جامعه

غیررسمیت حاصل توجهِ نابرابر برنامه‌های توسعه‌ای به گروه‌های مختلف جامعه است. این برنامه‌ها مبتنی بر رساندن منفعت به طبقات و گروه‌های خاصی از جامعه است، و این رساندن منفعت در بسیاری موارد مستلزم سلب منفعت از گروه‌های دیگر است.
راه‌حل‌های متداول برای مواجهه با اسکان غیررسمی در دهه‌های اخیر را می‌توان به دو دسته‌ی کلی تقسیم کرد؛ یا دولت‌ها رأساً در مسکن سرمایه‌گذاری کرده‌اند و پدیده‌هایی چون مسکن مهر یا مسکن اجتماعی را به وجود آورده‌اند، یا تقویت بخش خصوصی برای سرمایه‌گذاری در مسکن در دستور کار قرار گرفته است. گرچه هر دو دسته‌ی این راه‌حل‌ها در صدد رفع مشکل کمبود عرضه بوده‌اند، اما هر دو با شکست مواجه شده‌اند. از یک‌سو ازدیاد گروه‌های متقاضی مسکن، موجب ناکارآمدی اقدامات دولتی می‌شود و از سوی دیگر، نوع نگرش بخش خصوصی و تلاش برای دست‌یابی به حداکثر سود، سبب تشدید مشکل مسکن می‌شود. در چنین شرایطی، راه‌حل سوم تقویت جامعه و نهادهای مدنی است. تشکیل نهادهای مدنی در بخش مسکن و اعمال فشار آن‌ها بر دولت‌ها می‌تواند به تعدیل و تخفیف بحران مسکن، اجاره‌نشینی و اسکان غیررسمی کمک کند. برای نمونه، بزرگترین تجربه‌ی پروژه‌ی مسکن اجتماعی در نیمه‌ی اول قرن بیستم در آلمان و توسط اتحادیه‌های کارگری آن کشور اجرا شد. نکته‌ی مهم در چنین رویکردی، تشکل‌سازی از خود گروه‌های فرودست است، نه این‌که دولت گروه‌های فرودست را تبدیل به توده‌ای بی‌شکل کند و سپس در مقام «خیّر بزرگ» به برخی از آن‌ها که «شایسته‌تر» هستند، مسکن اعطا کند.

برداشتی از مصاحبه‌ی پرویز صداقت، اقتصاددان و پژوهش‌گر اقتصاد سیاسی - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۴۶ تا ۵۷
@CharTabaqeh
Post #2993 511
🔺غیررسمیت ۴: فرادستان و فرودستان

«حاشیه بدنام است» و این بدنامی برای گروهی به‌معنای جُرم و برای گروهی دیگر به‌مثابه بیماری است. راه‌حل نزد گروه اول، کنش قهرآمیز است و برای گروه دوم در کنش درمانی و همدلانه معنا می‌یابد. اما در هر حال، هر دو گروه حاشیه‌نشینی و غیررسمیت را بدنام می‌پندارند.
بدنامی حاشیه‌نشینی ناشی از در نظر گرفتن آن به‌عنوان یک «کنشِ» ناعادلانه و غیرقانونی است. این نوع نگاه به حاشیه‌نشینی از زاویه‌ی دید فرادستانی معنا می‌یابد که تصاحب زمین شهری از سوی فرودستان را به‌عنوان عملی غیرقانونی تلقی می‌کنند. اما با تغییر زاویه‌ی دید، می‌توان حاشیه‌نشینی را به «واکنشِ» فرودستان نسبت به سلب حق سکونت ایشان از سوی فرادستان تعبیر کرد. در این نوع نگاه، اتهام بی‌عدالتی به فرادستانی وارد است که یا خود کارگزاریِ توزیع مواهب میان اقشار مختلف جامعه را بر عهده دارند یا از ارتباطی بلافصل با ایشان بهره می‌برند.
غلبه‌ی نگاه فرادستان در تولید گفتمان رسمیت، به بدنام کردن حاشیه‌نشینی و غیررسمیت ختم نمی‌شود، بلکه این گروه با بهره‌گیری از قدرتِ تعریف مرز میان رسمیت و غیررسمیت، قادر است بخشی از غیررسمیت‌ها را نیز به رسمیت بشناسد. اگر از جایگاه ناظری سخت‌گیر، رسمیت در نسبت با مُر قانون و عرف تعریف شود، بسیاری از ساخت‌وسازهای اغنیا هم غیررسمی، رانتی و فاسد ارزیابی خواهد شد. اما نوع مواجهه با کنش‌ها/واکنش‌های غیرقانونی فرادستان و فرودستان در تصاحب زمین متفاوت است، و چه‌بسا که فرادستان به‌عنوان تولیدکنندگان گفتمان رسمیت، خود را مستحق بدانند که از قیدوبندهای بوروکراتیک خلاص شوند.
در چنین شرایطی، بازاندیشی در بایدها و نبایدهای عدالت توزیعی ضروری به نظر می‌رسد؛ با تغییر نوع نگاه به غیررسمیت، این پدیده نه یک معضل، بلکه عارضه‌ی معضل دیگری است و راه‌حل آن در رفع جباریت و انحصارگرایی در کارگزاری توزیع مواهب خواهد بود.

برداشتی از مقاله‌ی تولید اغیار - نوشته‌ی فراز طهماسبی - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۳۶ تا ۴۵
@CharTabaqeh
Post #2992 414
(۱۰۸۸) غیررسمیت ۴: فرادستان و فرودستان
@CharTabaqeh
Post #2991 413
🔺غیررسمیت ۳: برداشت چهارم

در مقاله‌ی کالین مک‌فارلن، شهرپژوه و استاد جغرافیای شهری دانشگاه دورهام انگلیس، چهار برداشت از دوگانه‌ی رسمیت-غیررسمیت ارائه شده است. نخستین برداشت متأثر از تمایز فضایی میان رسمیت و غیررسمیت است، آن‌جا که زاغه‌های خارج از محدوده‌ی قانونی شهر، غیررسمی تلقی می‌شوند. برداشت دوم بر مبنای القای سازمان‌یافتگی رسمیت و سازمان‌نیافتگی غیررسمیت شکل گرفته و این ایده را دنبال می‌کند که نیروی کار غیررسمی، سازمان‌نیافته و مهارنشدنی است، در حالی‌که نیروی کار غیررسمیت نیز سازمان‌یافته و منضبط است، ولی دچار نابرابری‌های ساختاری شده است. برداشت سوم از این دوگانه نوعی ابزار دولتی برای سازمان‌دهی شرایط است. دولت با تعیین حدود رسمی و غیررسمی شروع به دخالت در شرایط می‌کند، اما همواره در معرض این نقد قرار دارد که چنین مشروعیتی را چگونه به دست آورده است. برای نمونه، چگونه ساخت‌وسازهای غیرقانونی حاشیه‌نشینان جرم تلقی می‌شود، اما تغییراتی که توسط دولت در برخی زمین‌ها اعمال می‌شود، رسمی و قانونی است.
علاوه بر این سه برداشت، چهارمین و جدیدترین دیدگاه، غیررسمیت را ارزشی مذاکره‌پذیر می‌داند. برای مثال، در نظر گرفتن زاغه‌ها به‌عنوان منشأ آزار و آلودگی فضاهای عمومی، به نوعی از مواجهه با آن‌ها منجر می‌شود، اما هنگامی که زاغه‌ها را به‌عنوان محل‌هایی شناسایی کنیم که دولت نتوانسته به آن‌ها خدمات کافی و لازم ارائه کند، شیوه‌ی مواجهه با آن‌ها کاملاً تغییر می‌یابد.

برداشتی از مقاله‌ی بازاندیشی غیررسمیت - ترجمه‌ی محمد باقری رهنانی - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۲۲ تا ۳۵
@CharTabaqeh
Post #2989 626
🔺غیررسمیت ۲: مسأله‌ی تعمیم

فقر شهری و زاغه‌نشینی پدیده‌هایی پیچیده هستند و یافتن راه‌حل آن‌ها در هر شهر، نیازمند شناخت دقیق زمینه و ریشه‌های مسأله است. اما آن‌چه اکنون در ادبیات مرتبط با زاغه‌نشینی رواج یافته، آمیخته با ساده‌سازی و تقلیل موضوعات و حتی تعمیم مسأله‌ها و راه‌حل‌هاست؛ گویی شرایط و مشکلات زاغه‌ها و سکونت‌گاه‌های غیررسمی در تمام جهان یکسان است و یک یا چند نسخه‌ی شفابخش برای تمام زاغه‌ها در سراسر دنیا وجود دارد.
در حالی‌که رسالت کتاب‌ها و مقاله‌های متنوع و متعدد، کمک به گسترده‌تر کردن افق‌های دید افراد است، تعمیم افراطی مسائل و راه‌حل‌ها موجب محدودتر شدن آن شده است. در واقع می‌توان گفت نگاه تقلیل‌گرایانه و تعمیم‌یابنده نه‌تنها کمکی به بهبود شرایط نکرده، بلکه ممکن است خود مسبب ایجاد شهرهایی نابرابرتر شود.

برداشتی از مقاله‌ی تقلیل با تعمیم - نوشته‌ی شیما سقندلی - فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۱۲ تا ۲۱
@CharTabaqeh
Post #2988 519
(۱۰۸۶) غیررسمیت ۲: مسأله‌ی تعمیم
@CharTabaqeh
Post #2987 474
🔺غیررسمیت ۱: مسأله‌ی رسمیت

«وقتی ترس بر ما غالب است و به‌شدت و از همه طرف تحت فشار زمانی هستیم و ذهن و جانمان به وقوع بدترین حالت‌های ممکن فکر می‌کند، معمولاً تصمیم‌های احمقانه‌ای می‌گیریم. وقتی فکر می‌کنیم در موقعیت اضطرار هستیم و باید بلافاصله تصمیم بگیریم و فوراً دست به عمل بزنیم، توانایی تفکر تحلیلی‌مان را از دست می‌دهیم.» تحریریه‌ی آبادی با استناد به این جملات هنس روسلینگ، ادعا می‌کنند که مواجهه با مسأله‌های شهرسازی اغلب به موقعیت اضطرار تبدیل می‌شوند.
تکرار مداوم و رسمیت بخشیدن به موقعیت اضطرار، منجر به فهم اشتباه مسأله می‌شود؛ جای معلول و علت مسأله عوض می‌شود و راه‌حل‌های سریعِ عملیاتی جایگزین تفکر درست و انتقادی می‌شود. در موقعیت اضطرار، سیاسی‌ها جای کارشناسان را می‌گیرند و در برخی موارد هم، صحنه امنیتی می‌شود! در موقعیت اضطرار، به‌جای تأمل درباره‌ی علت، به نظریه‌پردازی درباره‌ی معلول پرداخته می‌شود. با کمک آیین‌نامه‌ها، دستورالعمل‌ها، مقررات، مصوبات، لایحه‌ها، قوانین و حتی ایجاد نهادها، «رسمیت» تعریف می‌شود و هر چیزی غیر از آن، نشانه‌ای از «غیررسمیت» تلقی می‌شود و به‌عنوان یک «مسأله» معرفی می‌گردد؛ برای مثال سکونت‌گاه غیررسمی، سکونت‌گاهی است که در قالب آیین‌نامه‌هایی که در موقعیت اضطرار تهیه شده‌اند، جای نمی‌گیرد و بنابراین به‌عنوان یک مسأله معرفی می‌شود.
به نظر می‌رسد اساساً «غیررسمیت» مسأله نیست، بلکه مسأله در همان جایی است که «رسمیت» تعریف شده و دوگانه‌های رسمیت-غیررسمیت، عقلایی-غیرعقلایی، متن-حاشیه و... پدید آمده؛ همان‌جایی که تفکر انتقادی به بهانه‌ی قرارگیری در موقعیت اضطرار تعطیل شده است. این شیوه‌ی نگاه و این رویه‌ی عمل اگر تمام مسأله نباشد، حداقل بخشی از مسأله است.

برداشتی از سرمقاله‌ی فصلنامه‌ی آبادی، شماره‌ی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۸ تا ۱۱
@CharTabaqeh
Post #2986 418
(۱۰۸۵) غیررسمیت ۱: مسأله‌ی رسمیت
@CharTabaqeh
Post #2985 466
🔺توازن ناممکن

انتخاب توأمان پیاده‌مداری و خودرومحوری و ادعای برقراری توازن میان آن‌ها را می‌توان ناشی از شناخت ناکافی و تعریف نادرست این مفاهیم دانست.
شکی نیست که در یک شهر پیاده‌مدار، مسیرهایی برای جابه‌جایی خودروها احداث می‌شود و در یک شهر خودرومحور نیز پیاده‌روسازی رخ می‌دهد. اما آن‌چه تفاوت میان شهر پیاده‌مدار و خودرومحور را رقم می‌زند، اولویت‌بندی میان گزینه‌های مختلف است.
در شهر پیاده‌مدار حرکت و جابه‌جایی «انسان‌ها» و ایجاد توازن میان تقاضای سفر و ظرفیت معابر دارای اهمیت است، بنابراین تنظیم تقاضای سفر و توسعه‌ی مُدهای حمل‌ونقل عمومی و پاک اولویت می‌یابد. بر خلاف آن، در شهر خودرومحور هزینه‌های توسعه‌ی زیرساخت‌های حرکت «خودروهای شخصی» بسیار بالاتر از هزینه‌های توسعه‌ی حمل‌ونقل پاک و فعال است و در نتیجه تمایل و تقاضا برای استفاده از خودروی شخصی با رشد روزافزون مواجه می‌شود.

بر این اساس، مشهد گرچه در سال‌های اخیر توسعه‌ی مسیرهای دوچرخه و بهسازی مسیرهای پیاده را تجربه کرده، اما توسعه‌ی سریع و وسیع زیرساخت‌های سواره با بودجه‌ی چندین برابر را نمی‌توان در راستای پیاده‌مداری و انسان‌محوری دانست. در واقع، مشهد همچنان شهری است خودرومحور که در کنار انبوهی از تقاطع‌های غیرهم‌سطح و پارکینگ‌های طبقاتی، به پیاده‌روهایی کف‌سازی شده و مسیرهای آبی‌رنگ ویژه‌ی دوچرخه‌سواری در برخی خیابان‌ها مزین شده است.
@CharTabaqeh
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →