🔺غیررسمیت ۱: مسألهی رسمیت
«وقتی ترس بر ما غالب است و بهشدت و از همه طرف تحت فشار زمانی هستیم و ذهن و جانمان به وقوع بدترین حالتهای ممکن فکر میکند، معمولاً تصمیمهای احمقانهای میگیریم. وقتی فکر میکنیم در موقعیت اضطرار هستیم و باید بلافاصله تصمیم بگیریم و فوراً دست به عمل بزنیم، توانایی تفکر تحلیلیمان را از دست میدهیم.» تحریریهی آبادی با استناد به این جملات هنس روسلینگ، ادعا میکنند که مواجهه با مسألههای شهرسازی اغلب به موقعیت اضطرار تبدیل میشوند.
تکرار مداوم و رسمیت بخشیدن به موقعیت اضطرار، منجر به فهم اشتباه مسأله میشود؛ جای معلول و علت مسأله عوض میشود و راهحلهای سریعِ عملیاتی جایگزین تفکر درست و انتقادی میشود. در موقعیت اضطرار، سیاسیها جای کارشناسان را میگیرند و در برخی موارد هم، صحنه امنیتی میشود! در موقعیت اضطرار، بهجای تأمل دربارهی علت، به نظریهپردازی دربارهی معلول پرداخته میشود. با کمک آییننامهها، دستورالعملها، مقررات، مصوبات، لایحهها، قوانین و حتی ایجاد نهادها، «رسمیت» تعریف میشود و هر چیزی غیر از آن، نشانهای از «غیررسمیت» تلقی میشود و بهعنوان یک «مسأله» معرفی میگردد؛ برای مثال سکونتگاه غیررسمی، سکونتگاهی است که در قالب آییننامههایی که در موقعیت اضطرار تهیه شدهاند، جای نمیگیرد و بنابراین بهعنوان یک مسأله معرفی میشود.
به نظر میرسد اساساً «غیررسمیت» مسأله نیست، بلکه مسأله در همان جایی است که «رسمیت» تعریف شده و دوگانههای رسمیت-غیررسمیت، عقلایی-غیرعقلایی، متن-حاشیه و... پدید آمده؛ همانجایی که تفکر انتقادی به بهانهی قرارگیری در موقعیت اضطرار تعطیل شده است. این شیوهی نگاه و این رویهی عمل اگر تمام مسأله نباشد، حداقل بخشی از مسأله است.
برداشتی از سرمقالهی فصلنامهی آبادی، شمارهی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۸ تا ۱۱
@CharTabaqeh
Post #2987
474