🔺غیررسمیت ۴: فرادستان و فرودستان
«حاشیه بدنام است» و این بدنامی برای گروهی بهمعنای جُرم و برای گروهی دیگر بهمثابه بیماری است. راهحل نزد گروه اول، کنش قهرآمیز است و برای گروه دوم در کنش درمانی و همدلانه معنا مییابد. اما در هر حال، هر دو گروه حاشیهنشینی و غیررسمیت را بدنام میپندارند.
بدنامی حاشیهنشینی ناشی از در نظر گرفتن آن بهعنوان یک «کنشِ» ناعادلانه و غیرقانونی است. این نوع نگاه به حاشیهنشینی از زاویهی دید فرادستانی معنا مییابد که تصاحب زمین شهری از سوی فرودستان را بهعنوان عملی غیرقانونی تلقی میکنند. اما با تغییر زاویهی دید، میتوان حاشیهنشینی را به «واکنشِ» فرودستان نسبت به سلب حق سکونت ایشان از سوی فرادستان تعبیر کرد. در این نوع نگاه، اتهام بیعدالتی به فرادستانی وارد است که یا خود کارگزاریِ توزیع مواهب میان اقشار مختلف جامعه را بر عهده دارند یا از ارتباطی بلافصل با ایشان بهره میبرند.
غلبهی نگاه فرادستان در تولید گفتمان رسمیت، به بدنام کردن حاشیهنشینی و غیررسمیت ختم نمیشود، بلکه این گروه با بهرهگیری از قدرتِ تعریف مرز میان رسمیت و غیررسمیت، قادر است بخشی از غیررسمیتها را نیز به رسمیت بشناسد. اگر از جایگاه ناظری سختگیر، رسمیت در نسبت با مُر قانون و عرف تعریف شود، بسیاری از ساختوسازهای اغنیا هم غیررسمی، رانتی و فاسد ارزیابی خواهد شد. اما نوع مواجهه با کنشها/واکنشهای غیرقانونی فرادستان و فرودستان در تصاحب زمین متفاوت است، و چهبسا که فرادستان بهعنوان تولیدکنندگان گفتمان رسمیت، خود را مستحق بدانند که از قیدوبندهای بوروکراتیک خلاص شوند.
در چنین شرایطی، بازاندیشی در بایدها و نبایدهای عدالت توزیعی ضروری به نظر میرسد؛ با تغییر نوع نگاه به غیررسمیت، این پدیده نه یک معضل، بلکه عارضهی معضل دیگری است و راهحل آن در رفع جباریت و انحصارگرایی در کارگزاری توزیع مواهب خواهد بود.
برداشتی از مقالهی تولید اغیار - نوشتهی فراز طهماسبی - فصلنامهی آبادی، شمارهی ۸۳ و ۸۴، صفحات ۳۶ تا ۴۵
@CharTabaqeh
Post #2993
511